برگ انجیری
Open in Telegram
به دنبال ردی از نور .. بندهی به بند کشیدن کلمات ؛ حرف بزنيد🍃 : https://t.me/BiChatBot?start=sc-40647-o6B6nbh
Show more791
Subscribers
+124 hours
+37 days
-930 days
Posts Archive
791
Repost from N/a
>برگ انجیری جان با یک روز تاخیر تولدت مبارک🥳
دختری که نگاهش میکنی میفهمی اصلا چرا کلمه ملیح وجود داره🥹🪴🌱🍃
791
فکرهای بسته حتی با ظاهر و پوششهای آزادانه، میتونه بچههای دو رو و عجیب بار بیاره. یک شخصیت به ظاهر آرام و مطیع اما درونی پر تلاطم و سرکش.
محیطی که به بچه فرصت ابراز نمیده و همه چیزو باید ببره تو خفا..
791
خیاط محلمون یک دفعهای و بی مقدمه لای حرفاش بهم گفت «امروز داشتم فکر میکردم که بچههام از وقتی ازدواج کردن روزیشونم باهاشون پر کشیده رفته، این از کوته فکری ما آدماس که فکر میکنن بچه روزیشو نمیاره. »
791
در حالی که باید حاضر شم برم کلاس دارم به این فکر میکنم که یه جمله مدام تو ذهنم تو خواب تکرار میشد که جمله خودتم بود..
«کاش خدا تو بهشت به ما فرصت بده با هم باشیم..»
#برایزهرایرفته
791
چرا باید با عمیقترین جای احساسات ذهنم که دفنش کردم، یک خواب خیلی عمیق و دردناک صبح خیلی زود پنجشنبه راجع بهت ببینم و با گریه بپرم، بخوابم و دوباره ببینم و دیگه اشکام دست خودم نباشه..؟
💔
کاش حداقل زنده بودی، دلم نمیسوخت..
#برایزهرایرفته
791
نشستم زل زدم به تابلوی عبارت «فکان الدنیا لم تکن و کان الآخره لم تزل» و اشک از گوشهی چشمم میاد…
خبر خوب و بد دنیا اینه که مرگ، حتمیه.
791
میتونم منشا خشم رو از جهات جامعهشناختی و روانشناختی کاملا بفهمم. خشم و اعتراضی که دیده نشه جلوههای متفاوتی داره..
اما خدا، عاقبت هممونو ختم به خیر کنه.
791
چند روز پیش عکسی دیدم از کوچههای مشهد نزدیک به حرم. یک دفعه دلم لرزید که آخ دختر، چقد دلت برای امام رضا تنگ شده! چند روز بعد، طلبید و الان رسیدم…عجیبه… انگار منتظر بود مشهد بخوام از ته دل 💔 کاش کربلامم اینجوری میدادن…🥲
791
درسته روز روانشناسه ولی من هنوز خودمو روانشناس نمیدونم و امسال میخوام تازه تو راه رسیدن بهش قدم بردارم🥹
791
بعد دوباره یادم افتاد که پیامبر گفتن برادرم یوسف از من زیباتر بود اما من از او نمکین ترم. آخه قلبم براتون 🥺🤍
791
تو روایت انسان رسیدم به اینجایی که یوسف به ذلیخا میگه «حالا اگر پیامبر آخرالزمان رو میدیدی چه میکردی هم از من در اخلاق بهتره هم در ظاهر و ذلیخا میگه همین که گفتی مهرش رو در دلم احساس میکنم و خدا بخاطر این مهر ذلیخا رو میبخشه … »
خیلی رقیق شدم. ما امت توییم یا رسولالله..
