en
Feedback
دومان

دومان

Open in Telegram

دومان یعنی مه‌آلود، غبار‌آلود پیام ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-321972-lQvNuAR لینک پیامای ناشناس‌مون https://t.me/doumnpech

Show more
1 541
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ما دو مسافر بودیم، یکی از شرق و دیگری از غرب. ...ما دو مسافر بودیم، من از مشرق مقدس می آمدم و او از مغرب سرد. او بار شراب داشت، و من ، به جست و جوی شراب آمده بودم. او شراب فروش بود، و من، مشتری ِ مسلّم ِ متاع ِ او بودم. و هردو به یک شهر می رفتیم و هردو به یک میهمان سرای. به راستی که ما برای هم بودیم و برای هم آمده بودیم. شبانگاه چون خستگی راه دراز، با خفتن نیم‌روز تمام شد هر دو به چای‌خانه رفتیم و در مقابل هم نشستیم. به هم نگریستیم و دانستیم که هر دو بیگانه‌ای در آن شهریم و ناآشنای با همه کس. او را خواندم که با من چای بنوشد و از شهر و دیار خویش با من سخن بگوید. نشستیم و چای نوشیدیم و او قصه‌ها گفت و از من قصه‌ها شنید. و چون بازار سخن گرم شد، پرسیدم: به چه کار آمده‌ای و چرا به دیاری غریب سفر کرده‌ای؟ و او، شاید شرمگین از شراب فروش بودن خویش، گفت که هفت بار پوست روباه با خود آورده است. و من، شاید شرمگین از مشتری شراب بودن در برابر او، که متاعی گران‌بها با خود آورده بودم، گفتم: فیروزه‌ی مشرقی به بازار آورده‌ام. و باز گفتیم و باز شنیدیم. تا پاسی از آن تیره شب گذشت. ومن، دلتنگ از نیرنگ، به بستر خویش رفتم و خواب به دیدگانم نیامد تا به گاه سحر. روز دیگر من سراسر شهر را گشتم و از هزار کس شراب خواستم و دانستم که در آن دیار هیچ‌کس شراب نمی‌فروشد و هیچ‌کس مشتری شراب نیست. به هنگام شب، خسته بازگشتم و در چای‌خانه نشستم. سر در میان دو دست گرفتم و گریستم. بیگانه‌ی مغربی باز آمد، دلگیر و سر به زیر و در دیدگان هم حدیث رفته را باز خواندیم. چای خوردیم و هیچ نگفتیم و خویشتن خویش را در حجاب تیره‌ی تزویر پنهان کردیم. ما دو مسافر بودیم، یکی از شرق و دیگری از غرب ما دو مسافر بودیم که گفتنی‌های خویش نگفتیم. و اندوهی گران به بار آوردیم. من به مشرق مقدس بازگشتم و او، شاید با بار شراب خود سرگردان شهرهای غریب شد. به راستی که ما برای هم آمده بودیم، و ندانستیم. از کتاب آرش در قلمرو تردید #نادر_ابراهیمی @doumn

photo content

گله کنیم ولی دل نکنیم. @doumn

چه کسی به ما یاد داده است در مسافرت‌های شبانه از کنار روستاهای کنار جاده که می‌گذریم با دیدنِ تک چراغی روشن اغلب غمگین بشویم؟ #حسن_آذری @Doumn

چند روزی هستش که دست و دلم به نوشتن نمی‌ره، انگار با قلمم قهر کرده باشم، هر روز از آرشیو متن‌هام یکی رو می‌کشم بیرون و اینجا پست می‌کنم. توی فکر اینم که خب، ما هم آدمیم، درست مثل کسی که چهارقدم اون‌طرف مرز زندگی می‌کنه. هممون آدمیم. ولی چرا حتی خندیدنمون هم تابو حساب می‌شه؟ چرا حق نداریم صدای خوش‌حال بودنمون رو کسی بشنوه؟ واقعا چه اتفاقی باید بیفته که زندگی عادی برای مردم یه کشور آرزو باشه؟ نمی‌دونم، شاید پرنده‌ی سعادت خیلی وقته که از رو شونه‌ی مردم خاورمیانه رفته و جاش رو به پول و کارخونه و جنگ و خون داده. اگه به مهد تمدن جهان برنمی‌خوره، این روزا هیچ از ایرانی بودن خوش‌حال نیستم! #عرفان_موسوی @reyy_raa

در زندگی‌ام آن‌طور که باید، قدرتان را ندانستم، تا توانستم نوشتم، تیرگی‌ها را شستم یا به چیزی چنگ زدم، در حالی که سهم‌تان فقط به آغوش گرفتن کسی بود که در دلم می‌زیست، من به‌اندازه دوست‌تان نداشتم دست هایم. #مریم_یعقوبی @doumn

وقتی به وطن خیانت کنی، روز مرگت خاکی را نخواهی یافت که با تو مهربان باشد. حتی وقتی هم كه مرده ای، سردت مى شود. #غسان_كنفانى ترجمه: #محمد_حمادی @Reyy_Raa

photo content

:)))))))) @tiekaal

آقای همساده توی سریال کلاه قرمزی یه دیالوگی داشت می‌گفت آقای مجری هیچ حسنی نداشت ولی به دل ما نشسته بود. من خیلی فکر کردم؛ درباره‌ی تو. درباره این‌که تو چرا به دلم نشستی؟ راستش به نتیجه‌ درستی نرسیدم شاید من تورو چون تویی، دوست دارم. #فاطمه_خورسند @tiekaal

تو را دیدم؛ خندیدی و دست تکان دادی. و یقین یافتم که بال دارم و پرواز می‌کنم! #عرفان_موسوی @Reyy_Raa

نسل بشر اندوهگین است، زیرا چشم‌هایشان بیشتر از زبان‌هایشان حرف می‌زند. #سعیده_سعیدی @Saeede_Saeedi

نشو با من غریبه، خب؟ @doumn

می‌گویم: دوستت دارم؛ در زمانه‌ای که خجالت می‌کشند مردم از دوست داشتن امّا از کینه و غرور و خشونت نه. #غازی_القصیبی @doumn

مگر همه‌ی خواسته‌ی ما چه بود؟ کمی شادی و آدم‌هایی که جان باشند‌. این کیسه‌های اندوه در چشم‌های‌مان چه می‌گویند؟ #مریم_یعقوبی @doumn

اگه فردا بی من شروع شد اگه دادی شنیدی همونم... @tiekaal

زمان زیادیه که باهم حرف نزدیم و خب خیلی کم شدیم حرفی، عکسی، آهنگی، هرچی، تو ناشناس برام بفرستید که بریم پچ‌پچ: لینک ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-321972-lQvNuAR اینم پچ‌پچ: @doumnpech

این اندوه‌های بی‌پایان را می‌بینی؟ همشان حاصل رفتن‌های بی‌خداحافظیست. #کیمیا_هویدا @doumn