en
Feedback
از بازسازی روان تا بهبود زندگی

از بازسازی روان تا بهبود زندگی

Open in Telegram

مریم نجابت کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی 💎تنها راه نجات روان و روانشناسی، افزایش آگاهیست💎

Show more
499
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
☘ با تمرین خود شفقتی ، می توانیم به جای گفتگوهای منفی درونی، یک دوست صمیمی و همیشگی درونمان پرورش دهیم.                                                         کریستین نف                                      (محقق در زمینه ی خودشفقتی) 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

🌱 برای داشتن روابط اجتماعی و عاطفی این اجازه را داریم که افراد را انتخاب کنیم؛ اما اجازه نداریم آن ها را تغییر دهیم؛ یکی از حقوق مسلمِ هر انسانی این است که افراد را برای دوستی، همکاری، ازدواج و به طور کلی برای داشتن رابطه، با توجه به معیارهایی که در ذهن دارد، انتخاب کند. گاهی تمایل داریم دوستان خود را از میان افرادی انتخاب کنیم که شبیه خودمان هستند، سلیقه و علایق مشترک با آنها داریم و مسیر زندگیمان بیشترین وجه اشتراک را با آنها دارد. گاهی هم مایل هستیم با خلق و خوهای متفاوت، سبک زندگی های منحصر به فرد و علایق و سلیقه های گوناگون ارتباط داشته باشیم و خود را به چالش دعوت کنیم. بنابراین افرادی را برای ارتباط انتخاب می کنیم که متفاوت از ما هستند. 👈اما 👈هیچ گاه این حق را نداریم که دیگران را تغییر دهیم تا برای ما مناسب شوند! 💡این یعنی شکستن حریم شخصی دیگری. علایق و خواسته ها ، نقطه نظرات، تمایل یا عدم تمایل به انجام کاری، اعتقادات و باورها ، سبک زندگی و... همه و همه هویت یک فرد را تشکیل می دهد. و هیچ وقت این اجازه را نداریم که هویت یک فرد را از او بگیریم و آنچه خودمان میخواهیم به جایش بگذاریم! البته که با این کار نه تنها به آن فرد آسیب می زنیم بلکه خودمان را هم خسته می کنیم؛ زیرا تغییرات پایدار تنها زمانی اتفاق می افتد که با آگاهی و خواست خود فرد باشد و همچنین در جهت رشد و ارتقای شخصیتش باشد، نه به خاطر شخصی دیگر. 🔍 زمانی که تلاش می کنیم خواسته ی خودمان را به دیگران بقبولانیم ؛ بیشتر خبر از زخم های عمیقی در روان میدهد که این زخم ها را نمیشناسیم و تحت کنترل این بخش زخمی از شخصیتمان هستیم 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

در خلوت روشن، با تو گریسته ام برای خاطر زندگان، و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را، زیرا که مردگان این سال
در خلوت روشن، با تو گریسته ام برای خاطر زندگان، و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را، زیرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند... احمد شاملو @lifeimprove1

🌹موسیقی بی کلام

🌱دیالوگ ماندگار: ستاره: تو نمی دونی چی می خوای ، نمیخوای با واقعیت روبه رو شی. پس ولش کن نه من رو اذیت کن نه خودتو بابک: راست می گی من ترسو هستم ، من می ترسم همه ی اون چیزایی که فکر میکنم ،واقعیت داشته باشه. به نظر تو من آدم احمقیم؟ ستاره:نه ، تو احمق نیستی، ترس تو واسه ی زندگیته، می ترسی این فکرات درست باشه اونوقت این زندگیتو از دست بدی                                                   🎬 عصر یخبندان

💡"رواشناسی زرد" را بهتر بشناسیم:   روان شناسی زرد ، نظریه و مفاهیمی را در رابطه با انسان و رفتارهای انسانی ارائه می دهد که هدفش صرفا خودشناسی و بهبود روان زخم ها نیست. بلکه معمولا نگاهی منفعت طلب به مسائل انسانی دارد که البته بسیار خطرناک است! زیرا برای کار با دنیای پیچیده ی ذهن انسان قبل از هرچیز نیاز به اصولی مشخص و آزمون شده است تا کمترین آسیب را به دنبال داشته باشد . حال آنکه وقتی منفعت طلبی وارد روان شناسی می شود ؛اصولی جدید خلق می کند که برمبنای این اصول ، در کمترین زمان،بیشترین رضایت مندی ایجاد شود. اینکه کم کردن زمان باعث می شود مراحل زیاد و مهمی نادیده گرفته شود و رضایت مندی که ایجاد می شود تا چه حد به صلاح مخاطب است، مد نظر نیست. 👈 بنابراین نیاز است که به عنوان مخاطب ، اطلاعات سالم را از اطلاعات ناسالم جدا کنیم و با قرار گرفتن تحت تاثیر اطلاعات ناسالم، سلامت روان خود را به خطر نیاندازیم. 🔍تفاوت های میان روان شناسی زرد و روان درمانی: ❎ در روان شناسی زرد برانگیختن هیجانات مثبت در مخاطب مهم است تا جذب صورت گیرد. ✅ در روان درمانی، از آنجا که باناکامی ها و تجارب ناخوشایند روبه رو هستیم ، پس در ابتدا هیجانات ناخوشایندی تجربه می شود که در بلند مدت و به کمک راهکارهای درمانی ، هیجانات خوشایند جایگزین هیجانات ناخوشایند می شود. ❎ در روان شناسی زرد اصول تجارت پررنگ است! پس مهم است که وعده ی رسیدن به نتیجه در مدت زمانی کوتاه به مخاطب داده شود. ✅ در روان درمانی، قرار است ویژگی های شخصیت که از دوران کودکی شکل گرفته اند و تا به امروز ادامه پیدا کرده اند،تغییر کنند. بنابراین بیش از هرچیزی نیاز به زمان، تکرار و تمرین است. ❎ روان شناسی زرد از شما انتظاراتی دارد که همان خواسته های شماست! اما گاهی انتظاراتی که از شما می رود و یا درواقع خواسته هایی که از خودتان دارید امکان برآورده شدنش در دنیای واقعی وجود ندارد و تلاش برای برآورده شدن این انتظارات ، تجربه ی ناامیدی و ناکامی را برای شما باقی می گذارد. ✅ در روان درمانی، جامعه ای که مخاطب در آن زندگی می کند،خانواده،شبکه ی اجتماعی،دوستان و تاثیر هرکدام از آنها مطرح می شود و به مخاطب نسبت به موانع موجود آگاهی داده می شود. با وجود این محدودیت ها به او کمک می شود که  تا جای ممکن رشد و پیشرفت داشته باشد. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

🌱 روان درمانی به کمک شعر و ادبیات: روان درمانی فرآیندی است که به شما کمک می کند تا باورهای سازگار را جایگزین باورهای ناسازگا
🌱 روان درمانی به کمک شعر و ادبیات: روان درمانی فرآیندی است که به شما کمک می کند تا باورهای سازگار را جایگزین باورهای ناسازگار کنید. باورهای سازگار مثل چراغی است که به دست شما داده می شود تا دنیای تاریک ذهن،شما را بیش از اندازه نترساند. این باورها گاهی از دل اشعار، نوشته های ادبی، متن کتابی که میخوانید، در تعامل با یک دوست و یا در میان روزمرگی ها پیدا می شود؛ مثل بذری در وجود شما کاشته می شود و هر اندازه که به آن رسیدگی کنید رشد خواهد کرد. 💎 باور به اینکه در چرخش روزگار "شکسته شدن قلب" به چشم می آید و فراموش نمی شود، ممکن است بتواند مثل چراغی باشد که دنیای تاریک ذهن را پس از تجربه ای تلخ، روشن می کند. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

🌱 تولد نامه اتفاقات، زودتر از آنکه بخواهم کاملا تجربه شان کنم می گذرند. مدتی است احساس می کنم در سراشیبی هستم؛ در سراشیبیِ تجربه ی تغییر .... زمان زیادی را صرف کردم تا سربالایی را پشت سر بگذارم؛ گاهی حرکتم کند بود و گاهی نفس کم می آوردم.... داشتم میجنگیدم با باورهایی که دیگر باورشان نداشتم و البته جایگزینی هم برایشان نداشتم! باورهای دیگران را گاهی به عاریت می گرفتم تا در خلاء نمانم، اما آن باورها هم متعلق به من نبودند و انگار به ذهنم نمی نشستند. گاهی ناامید و خسته، گاهی امیدوار و مصمم جنگیدم و تجربه کسب کردم... و در نهایت پذیرفتم که قرار است باورهایی بسازم، اما قرار نیست این باورها را در جعبه ی ذهنم محصورشان کنم، قرار است جعبه ی ذهنم باز باشد تا باورها بیایند و بروند؛ باورها بهتر است آزاد باشند و حقِ تغییر داشته باشند... پس دیگر لازم نیست بجنگم! بلکه جعبه ی ذهنم را باز می گذارم تا باورها بیایند و اگر متعلق به من نبودند محکوم به ماندن نباشند.... شباهت ها ، فرصت نزدیک شدن به دنیای دیگران را در اختیارم می گذارند و تفاوتها فرصت ارزیابی باورهایم و در نهایت رشد و تغییر را برایم فراهم میکنند. آن چیزی که مدام به خودم یادآوری می کنم این است که "قرار نیست آن چنان در باوری غرق شوی که باورهای دیگر به چشمت نیاید." "فاصله ی ایمن را رعایت کن تا فاجعه رخ ندهد...." منظورم از فاجعه همان "مطلق گرایی" است؛ همان چیزی که انسانها را به جنگ فرا می خواند جنگ برای اثبات خودشان.... برای اثبات باورهایشان.... در حالی که "نسبی گرایی" از صلح می گوید ؛ از امکان کنارهم قرارگرفتن تضادها می گوید بی آنکه یکی بخواهد خودش را به آن یکی تحمیل کند. تجربه به من آموخت که نیازی به جنگیدن نیست؛ کافیست ظرفیت وجودیت را گسترش دهی تا بتوانی ابهام را در خود حل کنی و بدانی که هیچ باوری آنقدر روشن نیست که همیشه روشن بماند و آنقدر تیره نیست که همیشه تیره بماند. این روزها می دانم که بهتر است با احساسِ ناامنی که حاصل ِ تجربه ی ابهام است، آشتی کنم؛ چرا که پس از پذیرش این ناامنی ، امنیتِ حقیقی را لمس خواهم کرد؛ همان امنیتی که از بطنِ ناامنی متولد می شود....                                                                      مریم نجابت ۱۴۰۲/۰۵/۱۹

❤️‍🩹 "مهربانی با خود" شاید زیاد خوانده باشید یا زیاد شنیده باشید که توصیه شده به اینکه " با خودتان مهربان باشید" ، "جملات مثبت به خودتان بگویید" ، "مدیتیشن انجام دهید" و.... 👈اما "مهرورزی به خود" مقدمات زیادی نیاز دارد و به این سادگی و در لحظه! ایجاد نمی شود. 👈 لازم است ابتدا از مسیر دشوار "نامهربانی با خود" گذر کنیم تا " مهربانی با خود" را تجربه کنیم. پس از طی کردن این مسیرِ دشوار ، یادآوری روزانه ی "مهربانی با خود" در قالب جملات مثبت یا مدیتیشن می تواند موثر باشد. 💡💡💡اما به یاد داشته باشید زخم ها و خلاء های روانیِ گذشته، تا زمانی که التیام نیابند ، جملات مثبت بیشتر شکل شعارگونه به خود می گیرد و ذهن، این جملات را باور نمی کند. 💡💡مسیر "نامهربانی باخود" تاریکی هایی مثل "خودسرزنشی"، "کمال گرایی" و"نتیجه گرایی" را شامل می شود. در این تاریکی ها ، ممکن است مسیر را گم کنیم، بترسیم ویا ناامید شویم، اما مهم این است که خودمان را دورنیندازیم و ته مانده های وجودمان را نگه داریم تا مسیرِ "مهرورزی به خود" آغاز شود. 🌱 مسیرِ"مهرورزی به خود" از آنجا آغاز می شود که با وجود تاریکی ها ، ترس ها و گم شدن ها به راه ادامه دهیم. 👈 ما به "نامهربانی" نیاز داریم تا "مهربانی" را تجربه کنیم. 💡💡پس "مهرورزی به خود" بیش از آنکه در بستر مدیتیشن و جملات مثبت شکل بگیرد و رشد کند؛ در بستر "نامهربانی" جوانه می زند و ریشه می دواند. در ابتدای مسیر،قدم هایمان کوچک است و بی رمق؛ اما همین قدم های کوچک و بی رمق، جوانه های کوچکِ"مهر" را موجب می شوند. این جوانه های کوچک و سُست ، از پس هربار تلاش برای چنگ زدن به "مهربانی" جان می گیرند؛ ریشه می دوانند و رشد می کنند. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

🔍🔍🔍 چرا در بزرگسالی بعد از تجربه ی صمیمیت در رابطه ی عاطفی، نسبت به شریک عاطفی سرد می شویم؟ 👈 پدر، مادر، پرستار و هر فردی که در دوران کودکی و در طول فرآیند رشد بیشترین تعامل را با آنها داشته ایم و نقش تاثیر گذاری در شکل گیری شخصیتمان داشته اند؛ "مرجع قدرت " نام می گیرند. 👈 منظور از "مرجع قدرت" فردی در جایگاهی است که "قدرتِ" تامین یا عدم تامین نیازهای اصلی روانی و زیستی کودک را دارد. مثلا پرستار در ذهن کودک "مرجع قدرت" است چون نیاز به غذا را در کودک تامین می کند. پدر "مرجع قدرت" است چون نیاز به حمایت و امنیت را تامین می کند. مادر "مرجع قدرت" است چون نیاز به محبت و توجه را تامین می کند. 👈متاسفانه در بیشتر مواقع "مرجع قدرت" به دلیل ویژگی های آسیب رسان شخصیتش از جمله سلطه گری، بی تفاوتی، خودمحوری و..... در کودک هیجانات ناخوشایندی مثل اضطراب و ترس را به وجود می آورد. و کودک چاره ای ندارد به جز آنکه برای تامین نیازهای روانی و زیستی که دارد به مرجع قدرت پناه ببرد و به طور همزمان اضطراب و ترس را هم به خاطر ویژگی های آسیب رسانِ شخصیتِ مرجع قدرت تجربه کند. 💡درواقع در ذهن کودک اینطور نقش می بندد که "فردی که به تو امنیت می دهد ، به تو آسیب می زند." به این شکل کودک، در بزرگسالی نسبت به شریک عاطفی خود احساسات متناقضی مثل اضطراب و امنیت را تجربه می کند. این موضوع باعث میشود در بزرگسالی از صمیمیت با شریک عاطفی دوری کند و یا پس از تجربه ی صمیمیت عمیق با شریک عاطفی از او فاصله بگیرد؛ چرا که صمیمیت به معنای امنیت، و امنیت به معنای اجازه دادن به دیگری برای آسیب زدن ، است. 💡💡💡چاره چیست؟ علی رغم باورِ اشتباه و ناکارآمدی که در جامعه رایج است و تاکید می کند که "اگر میخواهید شریک عاطفیتان را از دست ندهید خودتان را کاملا به او نشناسانید تا همیشه در ذهنش دست نیافتنی به نظر بیایید!" موضوع بسیار عمیق تر و ریشه دار تر هست و به زخم های دوران کودکی بر میگردد. این مشکل به زخم های روانی که کودک در رابطه با پدر ، مادر و یا هر فرد تاثیرگذاری که پیوند عاطفی عمیقی با او برقرار کرده است، برمی گردد. روان درمانی فرآیند شناسایی و ترمیم زخم های روانی است. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

بخش تاریک و نازیبای وجود! انسان به واسطه ی انسان بودن! تاریکی ها و فضاهای سیاهی در وجود خود دارد. این فضاهای تاریک و غیرقابل قبول ، بخشی از شخصیتِ ما را فرا گرفته اند که "کارل گوستاو یونگ" روان شناس سوئیسی به کمکِ تشبیهی بسیار زیبا نام این فضاهای تاریک وجود را "سایه" گذاشته است. "سایه"  بُعدی از شخصیت را به شکل جامع و کامل توصیف می کند که خصلت های انسانی اما ناخوب را در برمی گیرد و درست شبیه یک "سایه" تاریک و مبهم است. این "سایه" علی رغم ناخوشایند بودنش، ترسناک و ناایمن نیست مگر اینکه نپذیریمش! زمان هایی کار دستمان می دهد که انکارش کنیم یا بدانیم که وجود دارد اما نخواهیمش. آن زمان است که این "سایه" تبدیل به چاه های عمیق و ترسناک می شود و قدرت این را پیدا می کند که تمام شخصیت را ببلعد و از کل شخصیتمان فقط یک "سایه" باقی بماند! ادیان مختلف و پند و اندرزها به کمکمان آمده اند تا "سایه" را تحت کنترل خود درآوریم؛ اما تحت کنترل درآوردن بخش تاریک وجودمان یک پیش شرط ضروری و مهم دارد ، آن هم اینکه به کمک تحلیل و خودشناسی این فضاهای تاریک را بشناسیم و تاییدشان کنیم . خصلت های ناخوبی مثل "تمایل به نادیده گرفتن نقاط ضعف"، "تمایل به کنترل دیگران و برحق دانستن خود" و تمایل به "دلیل تراشی برای انجام کارهای نادرست"  ، همان ابعاد تاریک شخصیتمان هستند که اگر شناسایی و درمان نشوند به چاه های عمیق و تاریکی تبدیل می شوند که بخش سالم شخصیت خودمان و یا حتی بخش سالم شخصیت دیگران را می بلعد. 🌱 روان درمانی فرآیند شناسایی و به کنترل درآوردن سایه های وجودمان است. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

توضیحات را در ادامه مطالعه بفرمایید 👇👇👇👇👇👇
توضیحات را در ادامه مطالعه بفرمایید 👇👇👇👇👇👇

☘جمله ی زیبا : او تند خو نبود؛ آنها از سمت شکسته اش به او نزدیک می شدند. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

🔍 هیجان های ناخوشایندی که از خاطرات دوران کودکی در ذهنمان به جا مانده است در دو دسته قرار می گیرند: 🌱 هیجانات اولیه 🌱 هیجانات ثانویه هیجانات اولیه ، در تمام نوع بشر مشترک هستند و بلافاصله پس از رویداد ، تجربه می شوند. 👈 به عنوان مثال زمانی که مورد تهدید قرار می گیرید، اولین هیجانی که تجربه می شود "ترس" است. هیجانات ثانویه ، اختصاصی هستند و با توجه به برداشتی که فرد از موقعیت دارد، متفاوت است. 👈 به عنوان مثال زمانی که مورد تهدید قرار می گیرید می ترسید و بعد از آن این فکر به ذهن شما می رسد که "نتوانستم از پس دفاع از خودم برآیم" ؛ و سپس هیجانات ثانویه ای مثل "ضعف" و "شرم" را تجربه می کنید. 🔍🔍 راهکار ترمیم این هیجانات چیست؟ 🍀 هیجانات اولیه کاملا طبیعی هستند و با فرآیند "معتبر سازی" (توجه به هیجان، نامگذاری هیجان ، توصیف هیجان) و "همدلی" التیام می یابند. ☘☘ اما هیجانات ثانویه نیاز به مداخله های پیچیده تری دارد: ✅ برداشت فرد از موقعیت مورد توجه قرار می گیرد ، ✅ ریشه یابی می شود و ✅ به او کمک می شود تا از بیرون به خاطره نگاه کند تا احتمالات دیگر بررسی شود و هیجانات سازگارانه تری تجربه شود. 👈 برای مثال تهدید، باعث "ترس" می شود و سپس افکار به ذهن می آید : "من از پس دفاع از خودم بر نیامدم" و این افکار باعث می شود هیجاناتی مثل "ضعف" و "شرم" تجربه شود. حالا بیاییم از زوایای دیگر به موضوع نگاه کنیم: (هدف ما این نیست که به زور! حال خوب را القا کنیم. فقط می خواهیم دید جامع تری به موضوع داشته باشیم.) ✔️ شاید در زمان تجربه ی آن رویداد، یک شوک روانی را تجربه کردی و همانجا فریز شدی. ✔️شاید طرف مقابل قدرت خیلی بیشتری داشته یا آنقدر خشمگین بوده که کاری از دست تو بر نمی آمده. ✔️شاید بهترین واکنش برای محافظت از خودت در آن زمان، در آن سن  و در مقابل آن فرد، سکوت بوده. به این شکل تلاش می کنیم تا زوایای جدیدی به نوع نگاه فرد آسیب دیده اضافه کنیم تا به جز هیجانات طبیعی و اولیه ای که در موقعیت تجربه کرده، مجبور نباشد بار هیجانات ثانویه و ناسازگار را به دوش بکشد. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1

Alireza Ghorbani - Khiale Khosh (320) (1).mp39.28 MB

☘ ما در طول آسیب هایی که می بینیم بالغ می شویم؛ نه در طول زمان. 👇👇👇👇👇 @lifeimprove1