en
Feedback
لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

لیلا طوفانی | Kootah_beshnavim

Open in Telegram
1 487
Subscribers
+924 hours
+247 days
+7030 days
Posts Archive
شبم به خیر شد آنگاه که تو گفتی: بخوانید مرا تا احابت کنم شما را شبم به خیر شد و خالی از دلهره آنگاه که دانستم تو در دلِ تاریکی‌ها هم رهایم نکرده‌ای و تمامِ شب مرا که نیازمند حضورت بودم در بستر گرداندی و پهلو به پهلو تا به صبح رسیدم ودر دستانِ گرم خورشید جاری شدم و حالا دلبسته‌ی مهرت صدایت می‌کنم تا دوباره اجابت کنی مرا لیلا طوفانی #یادداشت @kootah_beshnavim

sticker.webp0.25 KB

4_5832708593199096679.mp31.28 MB

موری او را به سینما برد. آن‌ها فیلم «پدر عروس» را دیدند. گریس خیلی از آن بدش آمد. او از دخترهایی مثل همان که نقشش را «الیزابت تیلور» بازی می‌کرد متنفر بود. دخترهای ثروتمند لوسی که جز چرب‌زبانی و درخواست کردن هیچ انتظاری از آن‌ها نمی‌رود. موری گفت که این فقط یک فیلم کمدی است؛ گریس هم می‌گفت که موضوع این نیست. او نمی‌توانست فکر کند که علت این است که او یک پیشخدمت بود و آن‌قدر فقیر که حتی نمی‌توانست به دانشکده برود و اگر او چنین عروسی می‌خواست باید سال‌ها پول جمع می‌کرد تا بتواند هزینه‌اش را بپردازد. گریس نمی‌توانست توضیح دهد یا حتی خودش کاملاً درک کند که احساسش حسودی نبود؛ خشم بود و علت عصبانیتش این نبود که او نمی‌توانست آن‌گونه خرید کند یا لباس بپوشد؛ بلکه به این خاطر که این الگویی بود که دخترها باید مانند آن می‌شدند. این چیزی بود که مردها، مردم، همه از دخترها انتظار داشتند؛ زیبا، عزیزدردانه، لوس، خودخواه و بی‌مغز. یک دختر باید چنین باشد تا عاشقش بشوند. آلیس‌مونرو پاییز داغ @kootah_beshnavim

راز جذابیت چیست؟ گوینده : لیلا طوفانی کوتاه بشنویم @kootah_beshnavim

Repost from N/a
photo content

sticker.webp0.05 KB

آدم ها هستن که زندگی رو پیچیده میکنن، خودِ زندگی به طرز عجیبی ساده است. یاسوجیرو اوزو بعد از ظهر پاییزی

پاییز غزل خداحافظی را در گوش باغ و برگ می‌خواند . لیلا طوفانی #کاریکلماتور

sticker.webp0.33 KB

آدم ها هستن که زندگی رو پیچیده میکنن، خودِ زندگی به طرز عجیبی ساده است. یاسوجیرو اوزو بعد از ظهر پاییزی

پاییز غزل خداحافظی را در گوش باغ و برگ می‌خواند . لیلا طوفانی #کاریکلماتور

sticker.webp0.05 KB

اگر پستهای ما را می پسندید دوستانتان را دعوت کنید ✅ کوتاه بشنویم کانالی برای شما داستانک یادداشت شعر کاریکلماتور @kootah_besh
اگر پستهای ما را می پسندید دوستانتان را دعوت کنید ✅ کوتاه بشنویم کانالی برای شما داستانک یادداشت شعر کاریکلماتور @kootah_beshnavim

اگر پستهای ما را می پسندید دوستانتان را دعوت کنید ✅ کوتاه بشنویم کانالی برای شما موسیقی کتاب روان‌شناسی شعر داستان فیلم و....
اگر پستهای ما را می پسندید دوستانتان را دعوت کنید ✅ کوتاه بشنویم کانالی برای شما موسیقی کتاب روان‌شناسی شعر داستان فیلم و.... @kootah_beshnavim

AnimatedSticker.tgs0.54 KB

روح واژه کلمات روی کاغذ آواره مانده بودند. بی‌حرکت چشمشان به دستان من بود. قلم‌ها از هجوم واژه‌ها ورم کرده بودند؛ انگار خون داغِ حرف‌ها در رگشان مانده باشد. زمان، لحظه به لحظه واژه‌ها را به خاکریزی بدل کرده بود. صفحه از هجوم واژه‌ها قدرت نفس‌کشیدن نداشت، مثل سینه‌ای که از سنگینی بغض بالا نمی‌آید. و من از هیبت واژه‌ها در کنار کاغذ در حیرت بودم. کاغذ خیس شد، قطره‌ها مثل اشک، آرام آرام واژه‌ها را شستند. واژه‌ها آب رفتند و بعد غرق شدند. آن وقت سکوتی عجیب برقرار شد؛ سکوتی که بوی پایان می‌داد. و من بی‌تابِ این سرنوشت، نگاهم به قدرت عبور لحظه‌ها بود؛ که چنین بی‌رحم، بی‌تاب همه چیز را از بین بردند. و ما ماندیم و سکوت. لیلا طوفانی #یادداشت

نویسنده کیست؟ نویسنده کسی است که از نوشتن نمی‌هراسد، بلکه آن را دوست دارد و از آن لذت می‌برد. نویسنده، خطاطی است که اگر "خوش" یا "ممتاز" نتواند بنویسد، "خوانا" می‌تواند بنویسد. در نویسندگی، درستی، سادگی و نغزگویی کافی است. چرا که اگر نوشتن برای کسی آسان باشد، بسیار می‌نویسد و بسیارنویسی، خواه‌ناخواه به زیبانویسی می‌انجامد. قانون طلایی نویسندگی به این شرح است: راحت‌نوشتن + بسیارنوشتن = زیبایی و سنجیدگی رضا بابایی

sticker.webp0.26 KB

کارل‌گوستاویونگ در ۱۹۵۲ به کشیشی جوان نوشت: "همانگونه که سیارات به دور خورشید می چرخند تمام افکار من گرد "پروردگار" می گردد و به نحو مقاومت‌ناپذیری مجذوب او می‌‌شود. احساس می‌کنم اگر در برابر این نیرو کمترین مقاومتی نشان دهم بزرگ‌ترین گناه را مرتکب شده‌ام." @kootah_beshnavim