en
Feedback
تَپِه‌ی‌ِنَهَنگ‌ها

تَپِه‌ی‌ِنَهَنگ‌ها

Open in Telegram

╯ سلام ، شما مقیمِ تپه‌ی‌نهنگ‌ها هستید! 🌊🐋 @nahangainfo ➜ اطلاعاتِ اینجا    ๋🪴 ❞ هوا در اینجا چیزی حدودِ سیزده درجه زیر صفر است چون شبیه‌سازی‌شده‌یِ زحل است پس لطفا با خودتان پتو و لباس گرم بیاورید ، گربه‌ها را دراینجا در آغوش بگیرید . ❝

Show more
716
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
دل نازک شدم! میدونی اینطوریه که هیچ برخوردی هیچ اخمی هیچ کلمه ای که یکم تلخ باشه رو قلبم نمیتونه پذیرا باشه و براش ساعت ها میتونم گریه کنم:)

بی اهمیت به تمام حوادث و خبر ها بیاید تَپِه‌یِ‌ نَهَنگ ها دور هم باشیم:)))

به قول گوگوش عزیز‌: از این بیراهه ترید از این بن بست میترسم من از حسی که بین ما هنوزم هست میترسم:)

-خوبی؟ +خوبم.
[به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن‌..]

اندوه ما را فقط تا لبه پل می‌برد، یأس اما کارهای بزرگتری می‌کند. °غریبه

حرف می‌زنم، کار می‌کنم، تغییر چندانی نکرده‌ام، سیگار می‌کشم، نگرانم. چگونه رو در روی این همه شب ایستاده‌ام؟ "جوزپه اونگارتی"

توی کتاب "پیرمرد و دریا" یه دیالوگ بود که می‌گفت: بهتره به چیزایی که ندارم فکر نکنم، به جاش به چیزایی که دارم فکر می‌کنم؛ من یه عالمه امید دارم، بهتره به امید فکر کنم...

یه روز میرم قول میدم بهت اون روز دیر نیست، بدش روزا انقد تُند تُند پشت هم میگذره که چند سال میگذره تو یادت میره کی بود که از دور ترین راه بهت دوست داشت! ن.الف

چیزی که از دست دادم اُمید نبود بلکه شوقِ زندگی بود.

من دشت‌های دور را گشتم، اما غم آنجا هم بود. °غریبه

Repost from خزعبلات
واقعا دلم میخواد که با آدم‌ها برم بیرون و برنامه بچینم، اما همیشه وقتی موقعیتش پیش می‌آد ترجیح میدم خونه بمونم و از تنهایی لذت ببرم.

Repost from N/a
روزهای خوبی نبود. اما من در همان روزهای سخت هم تورا دوست داشتم

من بی‌قرارِ توام، بی‌قرار.

حالا بشر یاد گرفته چگونه در هوا مثل پرنده پرواز کند و چگونه در دریا مثل ماهی شنا کند. تنها یک چیز ‌مانده که هنوز بلد نیستیم؛ اینکه چگونه روی زمین مثل آدم زندگی کنیم! " جورج برنارد شاو"

چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد از چشم هایش بیرون زد گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت، این شکل طبیعی چیزی بود که بعد ها فهمید غصه است " فریبا وفی"

خنده‌یِ غمگینِ منی.

تو درختی، من آب. من کنار تو، آواز بهاران را می خندم و می خوانم، می گريم و می خوانم. با تو بودن خوب است‌. تو قشنگی. :) " منوچهر آتشی "

چنان دل بسته ام کردی که من با چشم خود دیدم؛ خودم می رفتم اما سایه ام با من نمی آمد... " ابراهیم خطیبی "

برو. از راهی که تو را به خانه خودت برساند، به جائی که از ته دلت بدانی جایت است. " ابراهیم گلستان"

که می‌خوانم به هر نغمه تو را‌.