تَپِهیِنَهَنگها
Open in Telegram
╯ سلام ، شما مقیمِ تپهینهنگها هستید! 🌊🐋 @nahangainfo ➜ اطلاعاتِ اینجا ๋🪴 ❞ هوا در اینجا چیزی حدودِ سیزده درجه زیر صفر است چون شبیهسازیشدهیِ زحل است پس لطفا با خودتان پتو و لباس گرم بیاورید ، گربهها را دراینجا در آغوش بگیرید . ❝
Show more716
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
همهچیز دقیقا همونطور که پیشبینی میکردم پیش رفت، و من دقیقا افتادم توی همون چالههایی که از قبل میشناختم و فکر میکردم هیچوقت نصیب خودم نمیشن.
°غریبه
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و
نمیدانم قدمزدن کنارِ خیابان یا روشنکردنِ یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا، باور کنید، من گاهی دیگر انگار نمیتوانم نفس بکشم.
" هوشنگ گلشیری "
هر جا که باشی به ندرت اتفاق میافتد که زندگی سراغت بیاید و کاسهای زیر نیمکاسه کثافتش نباشد
" لوییفردینان سلین "
انگار دو نفر درونم هستند
یکی میخواهد تمام دنیا را ببیند
و دیگری حتی نمیخواهد اتاقش را ترک کند
°غریبه
خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند امّا مطمئناً بازگشتها بدترند. حضور عینی انسان نمیتواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند.
" مارگارت اتوود"
برف سنگینی آمده بود. همه چیز زیر برف مدفون شده بود؛ به این فکر میکرد که دفن شدن زیر برف سخت تر است یا انبوهی از خاطرات؟!
"حسینقناعی"
در ظاهر روی پاهایم ایستاده ام، گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم، اما حقیقت این است که خسته هستم، میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم..
" فروغ فرخزاد "
شاید این آخرین باری است که میبینمش...
فقط ترک کردنش نیست که مرا از پا در میآورد؛
از برگشتن به تنهایی خیلی میترسم...
" ژان پل سارتر"
شاید این آخرین باری است که میبینمش...
فقط ترک کردنش نیست که مرا از پا در میآورد؛
از برگشتن به تنهایی خیلی میترسم...
-ژان پل سارتر
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد.
" اولگا کنیپر "
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دوردست ها می درخشد.
" نامه اولگا کنیپر "
هیچ کسی در تمام دنیا به او احتیاج نداشت، یا اگر یک دفعه از دنیا محو میشد، هیچ کسی کمبودی در زندگیاش احساس نمیکرد.
°غریبه
«من از تو میمردم
اما تو زندگانی من بودی
تو با من میرفتی
تو در من میخواندی
وقتی که من خیابان ها را
بی هیچ مقصدی میپیمودم»
" فروغ فرخزاد "
