ژیو
Open in Telegram
A day I will silently leave everything.👹 ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=998056797
Show more229
Subscribers
+124 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
229
بی نهایت از این شهر متنفرم،نه از ماهیت شهر؛از عده کثیری که توهم باعث شده فکر کنند بهترین مخلوق این شهرند و کاش سنگی در کون این عقب مانده ها برود.
229
تا بخواد همه چیز درست بشه موهام میشه رنگ دندونام،اون موقع نمیدونم از فرط خوشی بمیرم یا از حسرت و غم دق کنم.
229
بچه ها میشه لینک دانلود بازی نهنگ آبی رو بفرستید.دیگه فکر نمیکنم با وضعیت توی ایران چیزی برای از دست دادن باشه.
229
Repost from ژیو
خطاب به تویی که فردا و پسفردا کنکور داری؛ نمیدونم امسال چه آدمهایی سر راهت قرار گرفتن، نمیدونم چهقدر تشویق یا ناامید از مسیرت شدی، میدونم چهقدر بیخوابی و استرس کشیدی، میدونم چهقدر اذیت شدی، من ازت جای تموم کسایی که تو رو نادیده گرفتن تشکر میکنم، نتیجهی کنکور هرچی شد به خودت افتخار کن؛ تو قهرمانِ راهِ خودتی.🤍
229
«مرگ و دوشیزه» (Death and the Maiden) اثر اگون شیله در سال ۱۹۱۵ خلق شد و یکی از آثار مهم دورهٔ اکسپرسیونیسم اتریشی است. شیله با خطوط تیز، فرمهای اغراقشده و بدنهای پیچخورده، احساسات درونی شخصیتها را مهمتر از زیبایی واقعگرایانه نشان میدهد. این اثر در موزهٔ بلودر وین نگهداری میشود. در مرکز تابلو، زن جوانی به پیکر مرگ چسبیده است. مرگ برخلاف تصور معمول، یک اسکلت نیست؛ موجودی پوشیده در ردایی تیره است و خودش هم تقریباً شبیه یک انسان درمانده به نظر میرسد. دختر با لباس طرحدار و رنگهای گرم، در آغوش او جمع شده و انگار همزمان از مرگ میترسد و به آن پناه برده است. جزئیات مهم تابلو آغوش: مهمترین عنصر تابلوست. اینجا مرگ و زندگی مقابل هم نیستند؛ به هم چسبیدهاند. آغوش میتواند هم ترس از مرگ باشد و هم نوعی پذیرش آن. چهرهٔ دختر: حالت صورتش بیشتر شبیه اندوه و درماندگی است تا وحشت. انگار میداند چیزی که در آغوش گرفته، دیگر قابل فرار نیست. مرگ: چهرهٔ او ترسناک و هیولایی نیست. بیشتر شبیه انسانی خسته و سوگوار است؛ همین باعث میشود مرگ به جای «دشمن»، تبدیل به همراهی ناگزیر شود
