en
Feedback
With Farshad

With Farshad

Open in Telegram

www.withfarshad.ir Email: withfarshad@gmail.com Instagram: instagram.com/withfarshad Pinterest: pinterest.com/withfarshad

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 613
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
November '22
November '220
in 0 channels
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '22
+6
in 0 channels
Get PRO
August '22
+11
in 0 channels
Get PRO
July '22
+9
in 0 channels
Get PRO
June '22
+12
in 0 channels
Get PRO
May '22
+17
in 0 channels
Get PRO
April '22
+15
in 0 channels
Get PRO
March '22
+15
in 0 channels
Get PRO
February '22
+12
in 0 channels
Get PRO
January '22
+25
in 0 channels
Get PRO
December '21
+44
in 0 channels
Get PRO
November '21
+27
in 0 channels
Get PRO
October '21
+20
in 0 channels
Get PRO
September '21
+30
in 0 channels
Get PRO
August '21
+59
in 0 channels
Get PRO
July '21
+364
in 0 channels
Get PRO
June '21
+916
in 0 channels
Get PRO
May '21
+283
in 0 channels
Get PRO
April '21
+364
in 0 channels
Get PRO
March '21
+755
in 0 channels
Channel Posts
قول می‌دم انسان باشم. @withfarshad

2
قول می‌دم انسان باشم. @withfarshad
قول می‌دم انسان باشم. @withfarshad
1
3
پریشب خواب دیدم منم آدم بدی شدم. انقدر بد که زنمو اذیت می‌کنم، اشکشو در میارم، دقیقا مثل دعواهای مامان و بابا. خواب دیدم بزرگ شدم، دستام بزرگ و گوشام کوچیک شده بود. راه که می‌رفتم زمینِ زیر پام و تَن آدما با صداش می‌لرزید. با این حال توی کوچه قدم می‌زدم و صحنه به صحنه، همه‌ی محله‌ی قدیمی‌مون از جلوی چشمام رد می‌شد. کنار نونوایی محل، رامین کلوپِ بازی داشت و سر کوچه‌ی حسین اینا بستنی فروشی زده بودن. همون جا بود که عروسمو دیدم، زن آینده‌مو، قشنگ بود. نه، قشنگ فقط برای گل‌های روی سرش بود، خیلی بیشتر. همش یه‌جوری نگام می‌کرد که انگار از مامان بیشتر دوستم داره. ازدواج کردیم و مثل همه‌ی آدم بزرگا بچه‌دار شدیم. خیلی زود دعواهامون شروع شد. آدمای بدی شدیم. انقدر بد که دیگه اون نگاه‌شو یادم نمی‌اومد. با خودم می‌گفتم زن زن زن، زن می‌گیری که چی بشه. اینجا بود که از کابوس پریدم و تا الآن از ترس، خوابم نبرده. ‌دوباره شدم خودم و می‌دونم که ازت خیلی می‌ترسم، از خودم، از اینکه ممکنه یه روزی، تمام وجودمو تسخیر کنی. دلم می‌خواد وقتی بزرگ شدم، وقتی شدم تو، بد نباشم و دست و گوشم سنگین نباشه. یادم نمیاد که آخرش چی به سر بچه‌مون اومد، فقط امیدوارم توی خونه‌ی خوبی بزرگ بشه. کاش می‌شد تورو عوض کنم، کاش می‌شد شبیه به بابای یکی دیگه بشم. - در اتاق باز می‌شه و مامان‌بزرگ چراغو خاموش می‌کنه. #فرشاد_غلامی @withfarshad
1 207
4
پست جدید ✌️ https://www.instagram.com/p/CZo6l4NNBkP/ @withfarshad
پست جدید ✌️ https://www.instagram.com/p/CZo6l4NNBkP/ @withfarshad
918
5
پست جدید ✌️ https://www.instagram.com/p/CZo6l4NNBkP/
1
6
@withfarshad
1 342
7
@withfarshad
@withfarshad
765
8
آنجا که آسمان به زمین می‌رسد. @withfarshad
آنجا که آسمان به زمین می‌رسد. @withfarshad
1 344
9
#درک @withfarshad
#درک @withfarshad
2 252
10
چگونه آینه تو را می‌بیند و من دِگر نای ندارم از زیباییت؟! #فرشاد_غلامی @withfarshad
چگونه آینه تو را می‌بیند و من دِگر نای ندارم از زیباییت؟! #فرشاد_غلامی @withfarshad
1 550
11
سلام، خوبی؟ منم خوبم. می‌خواستم، می‌خواستم بگم یادت باشه هروقت خواستی بری، اگه خواستی بری، حتما قبلش یه دعوای درست بکنیم. تور
سلام، خوبی؟ منم خوبم. می‌خواستم، می‌خواستم بگم یادت باشه هروقت خواستی بری، اگه خواستی بری، حتما قبلش یه دعوای درست بکنیم. تورو خدا یهویی نرو، انقدر که همیشه آرومی، می‌ترسم همینجوری آروم هم بری. خدارو شکر مشکلی نداریما، ولی می‌گم شاید مشکلی باشه و تو از روی نجابتت نگی. لطفا از این به بعد بگو، حرف بزن، حرفاتو داد بزن. صحبت که می‌کنی هم خالی میشی، هم اینکه من صداتو دوست دارم. الآن که اینارو بهت گفتم حالم خیلی بهتره، کمتر می‌ترسم، بیشتر تورو کنار خودم حس می‌کنم. نمی‌دونی من چقدر این فاصله‌ی هیچ رو دوست دارم. نامه‌ای به یک دوست #فرشاد_غلامی @withfarshad
1 852
12
#استرس @withfarshad
#استرس @withfarshad
2 175
13
می‌توان گشت در آن باغ خراب. می‌توان مُرده‌گلی کاشت به امید بهار. می‌توان چشم‌به‌راه خبری بود که هرگز نشود. می‌توان دید چنین.
می‌توان گشت در آن باغ خراب. می‌توان مُرده‌گلی کاشت به امید بهار. می‌توان چشم‌به‌راه خبری بود که هرگز نشود. می‌توان دید چنین. ولی افسوس که در من، دل تابیدن نیست، ماندن و دیدن و خندیدن نیست، رفتن و خفتن و پژمردن نیست. شاید آن‌قدر که من، دگر از شب قمری بیش نخواهم. #فرشاد_غلامی @withfarshad
2 085
14
پست جدید https://www.instagram.com/tv/CUut8ebgxNW/?utm_medium=copy_link
1
15
مدت‌ها بود آهنگ به این زیبایی گوش نداده بودم. @withfarshad
1 950
16
@withfarshad
1 969
17
اوایل با گوشی عکاسی می‌کردم. این عکسو همون موقع‌ها با گوشی گرفتم. یه گوشی سونی‌اریکسون ۲ مگاپیکسل. با حامد عکس می‌گرفتیم و با
اوایل با گوشی عکاسی می‌کردم. این عکسو همون موقع‌ها با گوشی گرفتم. یه گوشی سونی‌اریکسون ۲ مگاپیکسل. با حامد عکس می‌گرفتیم و با فوتوشاپ ادیت می‌کردیم. بعدها یک تابستون توی مغازه‌ی بابام کار کردم و تونستم یه گوشی بهتر بگیرم. بازم سونی‌اریکسون ولی این‌بار P990 بود و کیفیت عکس‌هام خیلی بهتر شد. یادمه پیش‌دانشگاهی که بودم، تصمیم گرفتم دوربین حرفه‌ای بگیرم. ولی تا مدت‌ها بودجه‌ی خریدشو نداشتم. آخرین سال دوره‌ی کارشناسی رفتم توی یه شرکتی ۴ ماه به ازای ماهی ۵۰۰ هزار تومن کار کردم که بتونم با پولش یه دوربین بگیرم. هیچ وقت یادم نمی‌ره که حقوقمو یک سال دیرتر دریافت کردم و هر روز برای خریدش لحظه شماری می‌کردم. با اون ۲ میلیون، ۱ میلیون و ۸۰۰ رو یه دوربین گرفتم، ۸۰ هزار تومنشو یه پایه دوربین، ۵۰ تومنشو یه کیف دوربین و با ۶۰ تومنش یه مموری خریدم. برای من دوربین داشتن یک رویا بود، امیدوارم تو هم به رویاهات برسی. #فرشاد_غلامی @withfarshad
2 181
18
بنویس بنویس و هراس مدار از آن که غلط می‌افتد. بنویس و پاک کن همچون خدا که هزاران سال است می‌نویسد و پاک می‌کند و ما هنوز مانده‌ایم در انتظار پاک شدن و بر خود می‌لرزیم. #شمس_لنگرودی @withfarshad
2 170
19
حسین بی‌سر @withfarshad
حسین بی‌سر @withfarshad
2 569
20
یکی از بهترین داستان‌هایی بود که توی این مدت دیدم. @withfarshad
یکی از بهترین داستان‌هایی بود که توی این مدت دیدم. @withfarshad
2 742