en
Feedback
آفرودیته

آفرودیته

Open in Telegram

روایت یک زندگی معمولی، روزگار یک وکیل دادگستری👩🏻‍⚖ ☕✍💅🎒👩🏻‍🍳 https://t.me/BiChatBot?start=sc-177741-kim1hmj

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 477
Subscribers
-324 hours
-167 days
-6730 days
Posts Archive
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دارم از گرسنگی میمیرم و نمیدونم باید ناهار چی درست کنم پیشنهادی دارین؟

سلام من خیلی وقته از کنکور و دانشگاه دورم، واقعا نمیدونم رتبه معمولی اصلا الان چند و خلاصه از کنکور دیگه هیچی که به درد بخوره نمی‌دونم🤍

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من تازه اومدم تو کانالتون 🥲 میگم شما هم فکر میکنید اگه رتبه کنکور معمولی باشه طرف اینده ای تو درس نداره الان همه اینو میگن

حالا تا زمان بگذره، اگه حرفی هست☕️🌱 @afro64

سال ۹۷ اولین باری بود که دوتایی با میم اومدیم سمت غرب و شمال سفر. من اونجا عاشق قزوین شدم، همونجا تصمیم گرفتم برای سال ۹۸ کانون قزوین رو انتخاب کنم برای آزمون وکالت. بعد آزمون، سه روز کل قزوین رو گشتیم و رفتیم انزلی و اسالم و .... اینه که بعدها که میام، دیگه جاهای دیدنی معروف سر نمیزنم. دلم راه رفتن‌های بی‌هدف، کوچه‌های قدیمی رو گشتن، کافه‌گردی و گالری‌گردی میخواد! حالا این سفر کوچیک که بیشتر کاری و اداری بود، ولی به همون اندازه خودش، خوش گذشت🌱

خب بسه دیگه، برگردم مشهد. آقا تو کوپه دختر موبلند روبه‌روم که شال لاجوردی لیمویی حریر داره و یه دستبند آبی دستشه بهم چای تعارف کرد و گفت: شما خیلی از شیرینی "پرستو" خرید میکنین؟ گفتم هر بار که اومدم قزوین به جز اینبار، بله. گفت "میگم چقدر آشنایید!" جدی یعنی از ۶ ماه پیش منو یادشه؟!!

از این دلخواه‌فروشیا✨
از این دلخواه‌فروشیا✨

خودمو برداشتم آوردم یه کافه برای صبونه☕️🍳
خودمو برداشتم آوردم یه کافه برای صبونه☕️🍳

روزِ نو🌱✨
روزِ نو🌱✨

Repost from Life
دلمه خوردم خلاصه
دلمه خوردم خلاصه

وکیل سرپرستم رو هم دیدم. کلی خوشحال شد وقتی گفتم قزوین بودم دلم می‌خواست جبران مافات جشن که ندیدمتون رو به جا آورده باشم. راستش تو خلال صحبتامون یکمم دلم گرفت. می‌دونین دیدن ناامیدی آدما خیلی درد داره. اینا از نسلی میان که باسوادهای واقعی رو دیدن، آدم حسابی‌ها رو درک کردن، متخصص حقیقی دیدن... وقتی میگفت "نمی‌دونین دیدن بیسوادی روزافزون دانشجوها چه غمی به دلم میندازه، اینجور جذب بی‌رویه وکیل و بیسوادتر بودنا چه رنجی به ماهایی که جوونیمون رو پای این کتاب‌ها و بحث‌ها دادیم که آینده روشن‌تر باشه تحمیل میکنه چون میدونیم این کاروان رو دارن به کجا میبرن"، خب دل آدم میگیره. چون می‌دونم اینا از چه نسل عشق تعهد و خدمت و تخصص درست‌درمون میان. بهش گفتم آقای دکتر، بیاین هنوزم امیدوار باشیم که بشه کارای خوب و درست کرد یه نگاهی کرد و بعدم گفت خوشحالم که هنوز خسته راه نشدی...

یادتونه میگفتم از هر سفر دوست دارم یه کتاب سوغاتی ببرم خونه؟ کتاب این سفر کوتاه رو از ممبر قشنگم هدیه گرفتم🤍

اولین قرار کانالی با یه ممبر خیلی خیلی دوست‌ داشتنی🌱✨
+2
اولین قرار کانالی با یه ممبر خیلی خیلی دوست‌ داشتنی🌱✨

کجا بودم تا الان؟ کافه زعیم قزوین🌱
+1
کجا بودم تا الان؟ کافه زعیم قزوین🌱

🌱✨
🌱✨

این حجم از خوش برخوردی ادارات، آدم‌ها و بانک‌ها در مقام مقایسه قزوین با مشهد خیلی قابل توجهه، خیلی. دم همه مردم بامحبت، صبور و مهمان‌نواز این شهر واقعا گرم🌱

ناهار هم قراره با همکارهای گروه واتس‌پ بریم بیرون ولی از اونجایی که هر کدوم یه جا دادگاه و جلسه دارن، جزییات بیشتری فعلا در دست نیست.

بلاخره زنگ زد، البته من دیگه خودم داشتم می‌رفتم چون نمی‌تونستم منتظر بمونم. گفتش چون دیر کرده یه مرحله‌ای رو خودش الان انجام میده تو راه و میاد. یه اصطلاحی هم در خصوص ترس از خشمم (همونا که کلا به زبون نمیارم) گفت که حالا دیگه اینجا نوجوان هم نشسته من نمیگم دیگه:))

با دوستم قرار داشتیم بریم دنبال یه سری کار اداری امروز. خواب مونده گمانم، نه گوشی جواب میده نه پیام. من که ساکن اینجا نیستم زمانم محدوده و این چیزیه که توقع دارم دوستم درک کنه. اصلا وقت‌شناس بودن چه بدی داره واقعا؟

روزِ نو☕️✨
روزِ نو☕️✨