en
Feedback
🌱کانال بانگەوازی ئاشتی «ندای آشتی»

🌱کانال بانگەوازی ئاشتی «ندای آشتی»

Open in Telegram

اطلاع رسانی اهداف کانال تلگرامی "ندای آشتی" ارتباط با مدیر: @moedm لینک اولین پست↙ https://t.me/bangavazeashti/9

Show more
823
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+9
in 0 channels
Get PRO
January '26
+4
in 0 channels
Get PRO
December '25
+9
in 1 channels
Get PRO
November '25
+4
in 0 channels
Get PRO
October '25
+6
in 0 channels
Get PRO
September '25
+5
in 0 channels
Get PRO
August '25
+10
in 0 channels
Get PRO
July '25
+7
in 0 channels
Get PRO
June '25
+22
in 2 channels
Get PRO
May '25
+8
in 3 channels
Get PRO
April '25
+16
in 0 channels
Get PRO
March '25
+30
in 1 channels
Get PRO
February '25
+150
in 7 channels
Get PRO
January '25
+58
in 4 channels
Get PRO
December '24
+27
in 1 channels
Get PRO
November '24
+10
in 0 channels
Get PRO
October '24
+16
in 0 channels
Get PRO
September '24
+20
in 3 channels
Get PRO
August '24
+24
in 0 channels
Get PRO
July '24
+18
in 0 channels
Get PRO
June '24
+9
in 0 channels
Get PRO
May '24
+39
in 1 channels
Get PRO
April '24
+38
in 0 channels
Get PRO
March '24
+33
in 0 channels
Get PRO
February '24
+115
in 5 channels
Get PRO
January '24
+119
in 1 channels
Get PRO
December '23
+44
in 3 channels
Get PRO
November '23
+68
in 3 channels
Get PRO
October '23
+7
in 0 channels
Get PRO
September '23
+3
in 0 channels
Get PRO
August '23
+9
in 0 channels
Get PRO
July '23
+8
in 0 channels
Get PRO
June '23
+5
in 0 channels
Get PRO
May '23
+3
in 0 channels
Get PRO
April '23
+4
in 0 channels
Get PRO
March '23
+17
in 0 channels
Get PRO
February '23
+13
in 0 channels
Get PRO
January '23
+5
in 0 channels
Get PRO
December '22
+14
in 0 channels
Get PRO
November '22
+7
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+7
in 0 channels
Get PRO
August '22
+17
in 0 channels
Get PRO
July '22
+14
in 0 channels
Get PRO
June '22
+43
in 0 channels
Get PRO
May '22
+10
in 0 channels
Get PRO
April '22
+26
in 0 channels
Get PRO
March '22
+65
in 0 channels
Get PRO
February '22
+40
in 0 channels
Get PRO
January '22
+54
in 0 channels
Get PRO
December '21
+49
in 0 channels
Get PRO
November '21
+39
in 0 channels
Get PRO
October '21
+27
in 0 channels
Get PRO
September '21
+10
in 0 channels
Get PRO
August '21
+119
in 0 channels
Get PRO
July '21
+12
in 0 channels
Get PRO
June '21
+65
in 0 channels
Get PRO
May '21
+280
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May+1
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
#ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری از: #نوار_اول (۵) ادامه... ... وقرآن هم وقتی از سابقین اولین صحبت می کند، فرد فرد منظورش نیست یعنی اجتماع، جمع سابقین اولین واجب الاتباع است. وقتی حکومتی دینی باشد، مشخص است شیوه این حکومت دینی چطور جامعه را اداره می کند و شیوه و روش اداره جامعه حتما جمعی و شورایی است. این در میان مسلمانان ضعیف شده است. بعضی اصلا باورشان طور دیگری است. بعضی در حرکت های دینی هم تقریبا رأی نهایی را در بعضی موارد به فرد می سپارند که برایش تصمیم بگیرد در صورتی که کاکه احمد این مطلب را [اهتمام به شوری] مورد دقت قرار داده است. در نتیجه: یا حکومت دینی هست یا نیست. اگر دینی باشد، تفرقه در حکومت دینی وجود ندارد یعنی یک شق دیگر در کنار حکومت دینی درست نمی شود. اصلا درست نیست زیرا ملاک ها و معیارهای دینی به تو می گوید باید از خدا و رسول و اولی الامر اطاعت کنی. حضرت علی وقتی علیه معاویه چیزی می نویسد، به این موضوع استناد می کند و می گوید: تو از جمعی که باید از آنان تبعیت شود،  از آنان تبعیت نکرده ای و منحرف شده ای. پس، به همین دلیل در کتب کلامی به عنوان باغی از او بحث می شود. می گوید: بغی کرده و منحرف شده و جالب این است که امام محمد غزالی در مستصفی به روشنی در این باره بحث می کند، می فرماید: یقینا حضرت علی برحق بود و طلحه و زبیر(بحث این ها را هم می کند حتی در جنگ جمل) بر باطل بودند و می گوید: همه از کاری که کردند، توبه کردند. کاکه احمد هم وقتی حرکتی دینی برای احیای مجدد دین درست می کند دقیقا، مطلب کاکه احمد هم همین است. می فرماید: شما شبه امتی هستید. یعنی درست است امت اسلامی نیستید ولی جمعی به نام مکتب قرآن حرکتی براساس آن برداشتِ کاکه احمد درست شده است. مکتب قرآن را به عنوان شبه امت حساب می کند و می فرماید: ادارهٔ این جمع یا حرکت - که برای احیای مجدد دین درست شده است-، قالب اداره اش همان است دقیقا به همان صورت[صدر اسلام] است. تا زمانی که کاکه احمد هست، خودش رهبر است. افرادی را تربیت می کند در مرحله ی مشاوره و بعد از فوت رهبر می فرماید: شوری صلاحیت دارد و کاکه احمد این مطلب را به روشنی بیان کرده است یعنی طوری است که به یقین انسان می تواند بگوید در دیدگاه کاکه احمد شق و اختلاف و انشعاب به هیچ وجه امکان ندارد و مسموع نیست. یا مکتب قرآن مکتب قرآنی است که شیوه اداره اش آن طور است که کاکه احمد می گوید یا نه. اگر آن طور است، انفکاک ناپذیر و انشعاب ناپذیر است. اگر انشعاب بود، قطعا آن انشعاب از دیدگاه کاکه احمد به عنوان مکتب قرآن شناخته نمی شود. توجه کنید: رهبر فوت می کند. اداره جامعه به دست شوری است یعنی اکثریت آن جمع(حال در این جا مطلبی عرض می کنم می گویم: اکثریت) بعد از رهبر هیچ فردی -از جهت امتیاز و ادعای حق و حقوقی-، بر دیگران امتیازی ندارد و این که یکی بگوید من از دیگری برترم، این امتیازی نمی شود برای این که ادعای حقی کند. قطعا، اختلاف استعداد هست. اختلاف سواد کم و زیاد هست. اختلاف تقوی وجود دارد... در مکتب قرآن هم در سرنوشت خود یک حق دارد . اهل این خانواده هستیم، پدرمان فوت می کند انسان هایی هستیم چه پسر چه دختر همه به حد بلوغ رسیده ایم. از نظر دینی این جمع خانواده کلاً از حقوق مساوی برخوردارند که چگونه مسائل خود را حل و فصل کنند. بله، ممکن است وقتی حرف می زنند، حرف یکی قوی تر و مستدل تر است [به طوری که]بقیه را قانع کند و بگویند حرف هایش درست است[با این حال]او از حقوق بیش تر برخوردار نمی شود که اعمال نفوذ کند. برادری در میان سایر برادران[ممکن است] استعدادش قوی تر باشد، راه حلش بیش تر باشد، این ها هست ممکن است کسی یک راه حل داشته باشد اما او پنج راه حل داشته باشد قدرت تفکر و تشخیصش بالاتر است ولی خوب، در اساس از یک حقوق مساوی برخوردارند. بعد از فوت رهبر، مکتب قرآن هم همه از یک حقوق مساوی برخوردارند. ادامه دارد... کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti

2
کاکە ئەحمەدی موفتی زادە پارچەیەک لە ئەخلاقی باڵا..سەرکردە و بیرمەندێکی زانا سوپاستان دەکەم ئەگەر چەند خولەکێک کاتی خۆتان ببەخ
کاکە ئەحمەدی موفتی زادە پارچەیەک لە ئەخلاقی باڵا..سەرکردە و بیرمەندێکی زانا سوپاستان دەکەم ئەگەر چەند خولەکێک کاتی خۆتان ببەخشن بەم چەند وشەیە و بۆچوون و سەرنجی خۆتانی لەسەر بڵێن.. مودریک عەلی عارف Mudrek Ali Aref دوو شەممە (٩-٢-٢٠٢٦) ساڵیادی کۆچی دوایی جوامێرێکی عاریف
530
3
#ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری از: #نوار_اول (۴)    پس در کتب کلامی اهل سنت[حکومت] معاویه را هم به عنوان حکومت اسلامی می شناسند؟ نه. [بلکه] به نام باغی که کم ترین [نسبتی است که در مورد او ] بحث می کنند. چه کسی مانند تفتازانی تندتر از آن را بحث می کند؟ حسن بصری وقتی درباره معاویه بحث می کند، تندتر از او بحث می کند ولی آنچه که در کتاب کلامی اهل سنت-که بحث مسائل اعتقادی می کند-، نمی گوید حکومت معاویه اسلامی بود. می گوید: معاویه یک باغی بود که علیه حکومت حق ایستاد. آن یک انحراف در مسیر حکومت اسلامی بود نه این که او را هم به عنوان حکومت اسلامی بشناسیم. در نتیجه از دیدگاه کاکه احمد برخلاف آنچه که در جامعه مشهور است که در دین هم تفرقه هست، نخیر، در دین اصلا تفرقه وجود ندارد. مادامی که دین باشد، نباید تفرقه باشد. حضرت علی برحق بود. حکومت دینی در دست داشت. گفتم: در کتب کلامی ما این بحث شده که معاویه باغی است. از مسیر درست منحرف شده است و حضرت علی هم که آن مطالب را می نویسد، خیلی روشنگر است. انما الشوریٰ للمهاجرین و الانصار. این را بحث می کند که چه کسی تو را انتخاب کرده است که رهبر مسلمانان شوی و اداره جامعه در دست تو باشد؟ مگر بعد از پیغمبر خدا(ص) اداره جامعه به دست شوریٰ نیست که خلیفه را تعیین می کند؟ و قوه ی مجریه را هم در اختیار خلیفه قرار می دهند؟ چه کسی تو را انتخاب کرده است؟ می گوید: ...إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًی... اگر اتفاق کردند بر کسی و او را امام و خلیفه ی خود کردند، آن [کار] مورد رضای خداست. و کسی نمی تواند خود را بر مردم تحمیل کند یعنی سخن حضرت علی که برای معاویه می فرستاد و توضیحش را می دهد، دقیقا همین شیوه حرکت دینی را بحث می کند که اداره حرکت دینی، اداره حکومت دینی، اداره حکومت اسلامی حتماً به این شیوه است و راه دیگری ندارد.‌.. خیلی شبهه به نسبت حکومت شورایی هست. بعضی از مسلمانان قضایایی این چنینی که شوری جامعه اسلامی را اداره می کند، مطلب واقعا جا نیفتاده است ولی بعضی کتب اصولی داریم که این مطلب را دنبال کرده اند همان طور که کتاب و سنت به عنوان منبع احکام بحث می شود، قسمتی از آن مطالب در کتب اصول بحث می شود، بحث شوری است، بحث اولوالامر است که شوری هم به عنوان منبعی از منابع دین و این که کارهای حکومت اسلامی که باید شوری آن را اداره کند، هیچ کس دیگر و هیچ مقام دیگر در حدی نیست که بیاید و اداره جامعه در دستش باشد و این قدرت و سلطه را داشته باشد. در کتب اصول فقهی بحث شده است حتی وقتی مطلبی در اصول فقه به نام قول صحابه مطرح می شود که آیا آن هم حجت است یعنی صحابه ای حرفی بزند که آیا برای دیگران حجت است؟ که باید چنین کنند، در همین حد هم در کتب بحث می کنند و قابل قبول نیست. بعضی می گویند: خلفای راشدین قولشان حجت است. بعضی می گویند: ابوبکر و عمر قولشان حجت است. این مفصلا بحث شده است. از امام شافعی نقل می کنند، می گوید: الا علیاً. بعد می گوید: خلفای راشدین قولشان حجت است که باید مسلمانان از آن ها تبعیت کنند. چرا؟ چون پیغمبر خدا فرموده است: علیکم بِسُنّتی و سنة الخلفاء الراشدین من بعدی. می گوید: چون پیغمبر خدا چنین فرموده پس، تبعیت از آنان واجب است. بعضی می گویند: نه، قول ابوبکر و عمر واجب الاتباع است چون پیغمبر خدا فرمود: اقتدوا باللذینِ من بعدی ابی بکر و عمر. امام شافعی در آن قسمت که می گوید: قول خلفای راشدین الا علیاً، حضرت علی قولش واجب الاتباع نیست. می گوید: لا لنقص اجتهاده عن اجتهاد الثلاثة لأنه آل الأمر اليه انتقل الي الكوفة ومات كثير من الذين شاورهم الثلاثة. زیرا رأیش می شود رأی فردی. حضرت شافعی می گوید: قول ابوبکر و عمر و عثمان واجب الاطاعه بود نه به خاطر ذات ابوبکر و عمر و عثمان بلکه به خاطر این که [صحابه] نبودند که علی با آنان مشورت کند پس، موضوع منوط می شود به شوری. ادامه دارد... کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
338
4
#ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری از: #نوار_اول (۳) ...سوره های قرآن که تقسیم می شوند به مکی و مدنی، دقیقا این قالب را رعایت کرده اند. یعنی، اول تغییر و تحول در فکر انسان که این در قالب تلاوت آیات جا می گیرد. بعد از این که انسان افکارش تزکیه شد-تزکیه افکار به نسبت اساسی ترین مسائل فکری که برای هر انسانی مطرح است به نسبت خودش، به نسبت دنیایی که در آن زندگی می کند، مبدأ هستی که این هستی را به وجود آورده است و در نهایت زندگی انسان-، این ها اساسی ترین مسائل در زندگی انسان است و این مطالب در قالب تلاوت آیات آمده، بشریت را تعلیم داده و آگاه کرده اند. بعد از این که انسان از نظر فکری تحول پیدا کرد و تفکر درستی پیدا کرد، حالا که انسان از نظر ذهنی به نسبت باورش آگاه شود، همین مقدار کافی است. معلوم است تلاش و زحمات بیش تری می خواهد برای این که این مسائل به ایمان تبدیل شود یعنی دانش و ایمان با هم فرق دارند. ما درباره دانستن، همه می دانیم که این هستی و انسان را خدا پدید آورده است. انسان مدتی در این دنیا زندگی می کند، قیامت مطرح است ولی اگر این فقط علم و دانایی باشد یا مسأله ای ذهنی باشد، واقعا تغییر و تحول در انسان به وجود نمی آورد. همین طور چیزی خشک و بی ثمر می ماند. ولی وقتی این ها به ایمان تبدیل شد و با قلب انسان عجین شد، آنگاه تحول در زندگی انسان ایجاد می کند یعنی تبدیل مسائل ذهنی به مسائل قلبی که به آن ایمان می گویند که منشأ حرکت است و تا در ذهن باشد، تحولی صورت نمی گیرد. انسان در این کرهٔ زمین موجودی مستثنیٰ است. مسائلی به نام تزکیه برایش مطرح است. [در این نوار مرحوم کاکه عمر از دقیقه۱۴ و ۲۷ ثانیه موضوع تزکیه را مطرح می کند که خود بحث مستقلی است و در این تحلیل نمی خواهیم به آن بپردازیم.] شروع مجدد از ۲۵ دقیقه و ۲۰ثانیه👇 ...آنچه از طرز تفکر کاکه احمد، انسان به آن می رسد و من عرض می کنم: در ماهیت و محتوای دین که به آن می رسد این است که دین یا به راستی وجود دارد یا ندارد. یعنی در دین به نام دین اساسا انشعاب و انفکاک و جدا شدن وجود ندارد. یعنی، تا زمانی که دین واقعی با آن چارچوب که خدا به پیامبر رسانده است و رسول خدا به جامعه رسانده با آن محتوا، امکان تفرقه و جدا شدن جمعی دیگر به نام دین اصلا وجود ندارد. یعنی، اگر دین به معنای واقعی خودش وجود داشته باشد، آنچه که جدا می شود دیگر دین نیست. اگر دین وجود داشته باشد با آن معنا و محتوای خودش، اگر در جامعه باشد، به چیزی دیگر غیر از آن نمی توانیم دین بگوییم. یعنی، انحرافی است از مسیر دین. خوب، شاید این آیه مطرح شود: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. سوره الحجرات/۹ بلی، طائفتان من المؤمنین. در جامعه ی اسلامی دو گروه برسر مسائلی با هم دعوا دارند. به چه کسی می گوید فأصلحوا بینهما به چه کسی می گوید فإن بغت احداهما علی الاخری فقاتلوا التی تیغی حتی تفئ الی امرالله؟ این یعنی حقیقتا جامعه ای اسلامی هست، حکومتی اسلامی هست. و این حکومت اسلامی وظیفه اش حفظ جامعه ی اسلامی است وایجاد امنیت در جامعه دارد. اگر دو طایفه و دو گروه از مؤمنان هم این چنین مسأله ای برایشان پیش بیاید، مؤمنین هستند ممکن است دو گروه مؤمن با هم بجنگند یکی دیگری را بکشد ولی جنگشان به خاطر ایمان نباشد. من یقتل مؤمنا متعمداً نباشد. طائفتان من المؤمنین اقتتلوا به اصطلاح قتال میان آن ها پیش آمده و بعضی بعضی را از میان می برند و مشکلاتی پیش می آورند ولی آن حکومت اسلامی را در نظر بگیرید. منظورم این است مادام که جامعه جامعه ای اسلامی است، مادام که اسلام به درستی و با تمام قالب و محتوایش در جامعه باشد، دیگر امکان ندارد جمعی دیگر بیاید با نام اسلام وجود داشته باشد. [یکی از حضار موضوع جنگ معاویه و علی را مطرح می کند که کاکه عمر در ادامه می گوید] اساسا بینش دینی و تفکر دینی انشعاب ندارد. یعنی، نمی شود جمعی دیگر با نام دین جدا شوند مادامی که دین واقعی در جامعه باشد. حالا که چنین چیزی پیش می آید، ما می گوییم: خلفای راشدین وقتی شوریٰ - که گفتیم محتوایی است به نام استراتژی حرکت برای اداره حرکت-، وقتی آن نماند بلی، حضرت علی تا زمانی که خودش بوده و بر اساس شوری او را انتخاب کرده اند، آن حکومت دینی بوده است. ادامه دارد... کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
633
5
باسلام و احترام خدمت همراهان عزیز #ندای_آشتی به یاری خدا ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری پس از فترهٔ پیش آمده، به زودی از سر گرفته خواهد شد. کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
442
6
#ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری از #نوار_اول (۲) ... مرحلهٔ سوم که گفتیم شوری است. خوب، یک دموکراسی - به قول معروف - کامل است که با دموکراسی فرق دارد و پیشرفته تر است و توجه به نظرات آن جامعه بیش تر می شود. حالا این قالب را درست می کنند. کاکه احمد از نصوص قرآن برداشت می کند، کارش چیست؟ تعقیب محتوایی می کند. می خواهد حقیقتی واقعا در جامعه به وجود بیاورد و خیر و برکتی به جامعه بدهد که استراتژی حرکت، می شود این خیر و برکت. یعنی، این قالب درست می شود. این پیامبر می آید برای چه؟ برای این که نور و هدایت به جامعه برساند. وقتی به مرحلهٔ مشاوره رسید، باز هم با دیگران مشاوره می کند برای چه؟ برای این که رهبری باشد؟ برای این که مشاوری داشته باشد؟ نه، برای این که آن خیر و برکت را برساند. شوری هم همین طور. این محتوی به معنای استراتژی حرکت باز هم چکار می کند؟ همان است که قرآن بحث می کند که حضرت ابراهیم وقتی از خیر و برکت وحی خدایی آن خیر و برکت را که خدا برای نجات مردم می فرستد که برخوردار می شود و لذت آن را دریافت می کند، نگران آیندگان است. نگران امتی است که بعد از او می آیند که خدایا! سرنوشت این ها چه می شود؟ و آیا آنان از این خیر و برکت محروم می شوند؟ خدای بزرگ برایش بحث می کند. دعا می کند نزد خدا. از خدا می خواهد: رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ. البقره/۱۲۹ حضرت ابراهیم این گونه دعا می کند که خدایا در میان آیندگان یعنی نسل بعد از من باز هم رسول مبعوث کن. رسولی بفرست که این خیر و برکت را به جامعه برساند. چکار کند؟ تلاوت آیات بر سرشان کند. تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه. حضرت ابراهیم دعایش را این گونه می کند. از خدای بزرگ صمیمانه تقاضا می کند که آن کسی را بفرست برای رساندن این محتویٰ. تلاوت آیات و تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه. خدای بزرگ دقیقا به همان ترتیب دعای حضرت ابراهیم دعایش را مستجاب می کند ولی از ترتیب درست کردن انسان می رود سر ترتیب اصلی نه آن که حضرت ابراهیم فرموده است که هم در سوره جمعه و هم سوره آل عمران این مطلب را بحث می کند. در سوره جمعه می فرماید: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ. الجمعة/۲ او (حضرت ابراهیم) گفت: وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ ... خدا هم می فرماید: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ... مثل این که بگویی، خدا دعای ابراهیم را مستجاب کرد در میان اُمّیین قوم عرب از میان نسل ابراهیم آمده اند از نسل اسماعیل عرب شده اند و هم از نسل اسحاق و اسرائیل. می فرماید: در میان اُمّیین رسولی را درست کرد تا این محتویٰ را پیش ببرد. رسول هم وظیفه اش این است ... إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ... پیغمبر مانند سایر انسان هاست ولی امتیازش این است که صلاحیت و شایستگی این را پیدا کرده است که خدای بزرگ او را وسیله رساندن آن پیام مهم کرده که به آن می گوییم محتوی. یعنی با این بحثی که می کنیم، می گوییم قالب و محتوی آن می شود که می فرماید، چکار کند؟ تلاوت آیات کند، تزکیه کند، تعلیم کتاب و حکمت کند. برای این که انسان این مطلب را مقداری در نظرش مجسم کند، خوب ببیند، باید این گونه به آن نگاه کند؛ انسانی را در نظر بگیرید حالا بگوییم مسائل فکری انسان مربوط باشد به مغز و فکری که در سرش باشد، مسائل تزکیه مربوط باشد به قلب و نفس انسان که به قول معروف این قسمت انسان را در بر بگیرد. تعلیم کتاب و حکمت کل مسائل زندگی انسان از عبادت های فردی گرفته مانند نماز و روزه و این ها تا مسائل فردی و خانوادگی و اجتماعی مثلاً مسائل ازدواج و نکاح و طلاق و برخورد با خانواده و اصلاح مابین آن ها تا مسائل خانوادگی تا مسائل اجتماعی بیع و معامله باقی مسائل سیاسی همه ی این ها در قالب کتاب و حکمت جای می گیرد. ادامه دارد... کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
496
7
#ترجمه سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری از #نوار_اول (۱) ... حرکتی که کاکه احمد آغاز کرده و از کتاب و سنت استنباط کرده، حرکتی است کامل که من در حد توان خودم حرکت های دیگری را بررسی کرده ام و این شیوه و برنامه کاکه احمد را با آن ها مقایسه کرده ام، در نظر خودم از آن روش و برنامه که آن حرکت ها داشته اند، کامل تر بوده است و جزئیاتی که احیانا در حرکت دینی پیش می آید، مطالبی خیلی جزئی که لازم است از آن بحث شود، آن قسمت که به آن گفته می شود استراتژی حرکت چه آن که گفته می شود تاکتیک، ندیده ام کسی دیگر با آن تفصیل وارد جزئیاتی که کاکه احمد بحث کرده، بحث کنند. آن که من تحقیق کرده ام حداقل به نسبت بعضی از این حرکت های معاصر خودمان هم با افرادشان بوده ام و هم کتاب هایشان در اختیار هست. عرض کردم، مطالبی که کاکه احمد برای حرکت بحث می کند، قسمتی به نام استراتژی حرکت و قسمتی با نام تاکتیک حرکت مطرح می کند و قسمتی که می گوید استراتژی حرکت یا اصول و مبانی که تقریبا جزء ثوابت حرکت هستند و حرکت به واسطه آن تغییر و تحولی بر آن وارد نمی شود. آن مبانی و اصول که باید پابرجا باشند، قسمتی مربوط است به قالب حرکت و قسمتی هم مربوط است به محتویٰ که کاکه احمد به نسبت این مطالب به اصطلاح، به منصوص قرآن استناد می کند نه این که مسائلی استنباطی و اجتهادی باشد. قالبی که به عنوان استراتژی حرکت مطرح می کند، آن مراحل رهبری است که حداقل هم به نسبت افراد مکتب قرآن که کاکه احمد در نوار و نوشته اش مکرراً بحث کرده است که می فرماید: قالب ادارهٔ حرکت دینی آن سه مرحله را دارد. مرحله ی نخست: مرحله ی «قم فأنذر» است مرحله ای که رهبر تنها خودش است. جامعه، جامعه ای غیر دینی است و این رهبر خود در آن جامعه کار را آغاز می کند و بالاخره تصمیمات آن جامعه به دست اوست. چه آن کسی باشد که خدای بزرگ او را به عنوان پیامبر و نبی برگزیده که معلوم است اداره حرکت و تصمیمش برای کارها که چه کار کند و چه کار نکند، فقط او برایش تصمیم می گیرد اگر پیامبر باشد، مرتب برایش وحی می آید و با وحی راه روشن می شود. موضع گیری هایش به او گفته می شود که چه کار کند و چه کار نکند. خوب، گفتم: به نسبت مکتب قرآن روشن است به همین خاطر زیاد جای بحث نیست. مرحله ی دوم، می شود مرحله ی مشاوره که چیزی طبیعی است آن رهبر که مدت زمانی کار می کند، بالاخره عده ای را با آن فکر و باور آشنا می کند، با آن محتویٰ که بعداً بحث می کنیم. وقتی عده ای - به قول معروف-، از آن لجنزار شرک و بت پرستی یا به اصطلاح آلوده شدن آن جامعه ی نادرست و غیر اسلامی وقتی این ها را از آن احوال نجات داد، این به خاطر اهدافی چه آن که واقعا خودشان لیاقت و صلاحیت آن را پیدا کرده اند که رهبر با آن ها مشاوره می کند یا آن که تمرینی باشد برای آینده که خودشان بدانند چگونه حرکت را اداره کنند، نتیجه این که مرحله ی دوم می شود مشاوره. یعنی، این دستور قرآن است که قبلاً رهبری به خاطر آن انگیزه و مقاصدی که دارد در تصمیمات و اداره -به قول معروف-، حرکتش باید با آن ها مشورت کند. مسائلی که پیش می آید، با آن ها به مشورت می گذارد ولی خوب، تصمیم نهایی با رهبر است. مرحله ی سوم هم که به عنوان قالب بحث می شود، مرحله ی شوریٰ است که آن هم بعد از فوت رهبر است که دیگر بعد از فوت رهبر با توجه به این که هیچ کدام از افراد خودشان نبوده اند که توانسته باشند این مسیر را پیدا و آن را دنبال کنند که شاهراه نجات و حیات است، رهبر بوده است که آنان را نجات داده است یعنی کسی بوده که منجی آن ها بوده است در از میان بردن شرک. هیچ کدام این توان و استعداد را نداشته اند که این کار را انجام دهند. پس بعد از فوت رهبر، برای اداره حرکت همه از حقوق مساوی برخوردارند و هیچ کدام از این افراد بر سایرین امتیاز و حقی اضافی ندارند. پس بعد از فوت رهبر، اداره جامعه - که می گوییم قالبی است از استراتژی حرکت-، به وسیله شوریٰ انجام می شود. این مطلب برای ما مکتب قرآن چون خیلی توضیح داده شده، روشن شده هست حداقل درباره تئوری و نظری آگاهیم و می دانیم یعنی چه. اگر چه ممکن است واقعا در عمل این مسائل را به خوبی درک نکرده ایم و عملا پایبند آن نباشیم ولی این یک دستور دینی است وقرآن برای اداره جامعه جز این سه مرحله مرحله ای دیگر ندارد یعنی جامعه ای که بشود آن را جامعه ی اسلامی نامگذاری کرد. شیوه اداره جامعه از این مراحل خارج نیست. حتما باید این گونه باشد. ادامه دارد... کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
548
8
4_5814218041730274438.mp3
761
9
#نوار_چهارم از سخنان منتشر نشده مرحوم کاکه عمر شاپری همراهان ارجمند #ندای_آشتی ضمن عرض سلام و احترام، به اطلاع می رسانیم پنج نوار از سخنان مرحوم کاکه عمر شاپری در اختیار #ندای_آشتی است که تا کنون منتشر نشده است. بنا به اهمیت موضوعات مطرح شده در این سخنان، تصمیم بر آن شد تا این نوارها به تدریج منتشر شده - سپس به دلیل حجم زیاد این سخنان-، بخش هایی از این سخنان را پیاده، ترجمه و تحلیل کنیم که مستقیما مربوط به تلاش های #ندای_آشتی است. لطفا، با صبر و پیگیری به این سخنان گوش دهید و تحلیل های مربوط را در آینده مطالعه فرمایید. #ندای_آشتی پذیرای دیدگاه های دقیق و خیرخواهانه دوستان و علاقمندان این عرصه است و از آن استقبال می کند. کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
1
10
4_5814218041730274437.mp3
733
11
4_5814218041730274436.mp3
706
12
4_5793921477988325353.mp3
732
13
4_5814218041730274434.mp3
770
14
✍ آرتور شوپنهاور به ازای هر صفت خوبی که در انسان یافت می‌شود یک صفت بد هم وجود دارد که ممکن است انسان تسلیم آن شود و حتی به آن تبدیل گردد. دلیل این‌که اغلب در قضاوت دیگران دچار سوءتفاهم می‌شویم این است که در اولین آشنایی با ایشان صفات بد یا خوبشان را اشتباه متوجه می‌شویم، به‌طورٍ مثال شخص محتاط و محافظه‌کار را ترسو و شخص صرفه‌جو را طمع‌کار می‌پنداریم، یا از سوی دیگر فرد ولخرج و اسراف‌گر را سخاوتمند، و فرد گستاخ را رک‌گو تصور می‌کنیم.   کتاب: ترس‌ها و مزخرفات ذهنی کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
930
15
مرزهای باریک تر از مو(۴۷) ✍ #معد_مردوخی #جنگ شر است. #صلح خیر است. قرآن در جمله ای کوتاه و قاطع تأکید می کند که: وَالصُّلْحُ خَيْرٌ ملت کورد جنگ را با واژه شر (شەڕ) نام می برند و این یعنی درک درست و در نتیجه هیچگاه آغازگر جنگ نبوده اند مگر در مقام دفاع. از دیدگاه زیگموند فروید؛ جنگ و صلح، پیش از آن که امری سیاسی باشد، ریشه در نهاد و غریزهٔ بشر دارد. حکومت ها که اختیار ثروت و قدرت و نهادهای اجرایی و امنیتی را به عهده دارند، بعضاً نقش شومی در دمیدن و شعله ور کردن آتش نهفته در درون مردمان جنگ طلب دارند. این نوع حکومت ها خود برآمده از فضاهایی است علاوه بر جنگ طلبان، بخشی از جامعه هم به شکل مطلق گرایانه صلح طلب بوده و با پرهیز از هر نوع جنگ دفاعی میدان را برای بخش دیگر که به شدت جنگ طلب هستند، خالی می کنند. پاسیفیسم یا صلح گرایی مطلق، بخشی از جامعه را که خوی جنگ طلبی و خشونت دارند، ناخواسته به حال خود رها کرده و عنان سرنوشت جامعه را به آنان می سپارند. مراقبت و هوشیاری مستمر صلح طلبان در مقابل جنگ افروزان امری اجتناب ناپذیر است و غفلت از آن موجب سلطه تدریجی تشنگان جنگ و ناامنی بر نهادهای آموزشی، فرهنگی، تربیتی، اقتصادی، نظامی و... می شود. پاسیفیست ها یا صلح طلبان و مخالفان مطلق جنگ، تا زمانی که در این فضا هستند، هیچ واکنش مؤثری در مقابل افکار و رفتار جنگ طلبان آشتی ناپذیر جامعه ندارند و با سکوت خود نشان می دهند دست کم عده ای از آن ها از روی حفظ منافع شخصی مبتنی بر ترس یا طمع به چنین دامی گرفتار شده اند. آن دسته از پاسیفیست ها که از روی صداقت و عطوفتِ زیاد نگاه مطلق صلح طلبی دارند، در موقعیت احساس خطر از شرارت جنگ طلبان، سکوت نمی کنند و در جبهه ی دفاعی قرار می گیرند. در جنگ ها دست کم یک طرف منازعه، راه خشونت را برگزیده و تنها راهی که می شناسند، اعمال زور است. امکان ندارد هر دو طرف اختلاف که دموکراسی خواه بوده و روحیه و فرهنگ صلح و گفت و گو برای حل مسأله دارند، وارد جنگ و خونریزی شوند. در جنگ و خشونت یا هر دو طرف جنگ طلب اند یا حداقل یکی از طرفین در این دام گرفتار است در چنین حالتی، قرآن، طرف زیاده خواه و آشتی ناپذیر را اهل بغی می نامند. به روشنی وظیفه مؤمنان و صلح طلبان را معلوم کرده است و آن: جانب داری از صلح طلبان و مقابله با طایفه باغی و آشتی ناپذیر است تا زمانی که به فضای گفت و گو و مذاکره برای یافتن راه حلی آرام، ایمن، منطقی و عادلانه قانع شود. این بخش از وظیفه ی صلح طلبان بسیار مهم و سرنوشت ساز است و در این زمینه ترک فعل به هر علت و بهانه ای خواسته یا ناخواسته حمایت از مخالفان صلح و جنگ افروزان است. اینشتین یک پاسیفیست بود اما با ظهور نازیسم و فعال شدن خوی نابودگر هیتلر و جنگ طلبان همراه او، با احساس خطر، از مطلق گرایی صلح طلبانه خارج شد و علیه هیتلر به نفع مخالفان او پیوست. گرچه بعضی او را متهم به خیانت در عدم پایبندی به صلح طلبی کرده اند، اما به نظر نمی رسد او بدون محاسبه و نظر داشت شرایط خطیر زمان خود تغییر جهت داده باشد هر چند ممکن است در روش اشتباه کرده باشد. او خطر هسته ای شدن آلمان نازی را به رئیس جمهور وقت آمریکا گوشزد کرد و به هدف بازدارندگی از خطر هیتلر، ساخت بمب هسته ای را به روزولت پیشنهاد داد. او می دانست اگر هیتلر با آن اندیشه و خوی نژاد پرستانه بمب هسته ای داشته باشد، در استفاده از آن بدون هیچ ملاحظه ای تردید نخواهد کرد. هیروهیتو امپراطور ژاپن که خود را فردی یگانه و آسمانی معرفی و به ملت خود قبولانده بود، چطور می توانست با دیگران از درِ گفت و گو و مذاکره و یافتن راه حل صلح درآید؟ مردم بیچاره ژاپن چگونه می توانستند از این باور خدا بودن امپراطور نجات پیدا کنند؟ تندرو های اسرائیل یا ایران یا هر نقطه از جهان که تنها زبان جنگ و نابودی بلداند و خود و مکتب خود را ممتاز و یگانه می دانند و برای سایر انسان ها ارزشی قائل نیستند، هر چند ممکن است مردم بی گناه در جنگ آن ها آسیب ببینند شرارت شان اما علیه همدیگر موجب تضعیف و خواری و نابودی آن ها می شود. از منظر هستی شناسانه و قوانین حاکم بر طبیعت یک قدرت یا یک زور مافوق -هر چند او هم در جایگاه حق نباشد-، اجتناب ناپذیر است تا آن ها را در جایگاه واقعی خود بنشاند. به نظر فروید برای پیشگیری از جنگ، عشق و تکامل فرهنگی لازم است. جنگ طلبی را نمی توان ریشه کن و از میان برد اما می توان آن را کنترل و کاهش داد. قرآن، بخل و منفعت طلبی و خودخواهی و عدم گذشت را ذاتی انسان می داند و می گوید: وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ این عناصر است که موجبات جنگ را فراهم می آورد. افراد و نظام های تمامیت خواه روی خوشی به توسعهٔ نهادهای فرهنگی، وحدت، همبستگی، همدلی، و برنامه های شادی آفرین نشان نمی دهند زیرا آن را با منافع خود در تضاد می دانند. تصور منفعت در جنگ تصوری کاملا باطل است. @moedm
926
16
ع
1
17
گذر از رنج ها قطب الدین صادقی کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
گذر از رنج ها قطب الدین صادقی کانال #ندای_آشتی https://t.me/bangavazeashti
867
18
https://t.me/bangavazeashti/930
873
19
https://t.me/bangavazeashti/913
801
20
https://t.me/bangavazeashti/907
851