برتولت برشتBertoltBrecht قطعه ای از کتاب
Open in Telegram
⭕ اگر هنوز زنده ای، هرگز نگو هرگز، در زیر سلطه استبداد آن که سزاوار سرزنش است ماییم، و تنها ما می توانیم استبداد را پایان دهیم. افتادگان برخواهند خاست و نومیدان مبارزه خواهند کرد. چه کسی را یارای مقابله با "مردم آگاه" است. @The_narrator_of_love
Show more1 628
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
🕊️
در میدان جنگ تیرها که به هدف می خورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی است.
_ هانا آرنت
🎨🎭
و آن وقت تو با داد و فریاد به دوستان قدیمت میگویی: «بچهها، چه بر سر من خواهد آمد و مرا به کجا میبرند؟» ما نیز ای پهلوان سیفاکاس، چیزی بیشتر از تو نمیدانیم و نمیتوانیم چیزی به تو بگوییم که دلت را تسکین ببخشد. ما همه چون کشتی بیسکان که بادبان افراشته است، کور زندگی میکنیم و کور میمیریم و باد ما را به هر جا که بخواهد میراند. کشتی زندگی ما سوراخ است و آب بدان راه مییابد و ما روز و شب به خارجکردن کردن آب از کشتی با تلمبه مشغولیم، اما آب همچنان در کشتی بالا میآید، تا جایی که تلمبه زنگ میزند و دیگر کار نمیکند، ما غرق میشویم. زندگی این است و جز این نیست؛ تو تا دلت میخواهد فریاد بزن. میپرسی تکلیف ما چیست، تکلیف ما این است که روز و شب تلمبه بزنیم و لحظهای دست روی دست نگذاریم و چون و چرا نکنیم، لب به شکوه و شکایت نگشاییم. بلی ای سیفاکاس پیر، تکلیف ما این است که نجیب و شریف بمانیم و شب و روز، و روز و شب تلمبه بزنیم. این بود آنچه من از زندگی آموختهام. چه خوشمان بیاید و چه نیاید همین است.
🎨 🎭
آزادی یا مرگ
نیکوس کازانتزاکیس
🕊️
دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دلنگرانی میگذشت. انرژیای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد، حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد.
ویت تان نوئن، شکوفه میبدی🎨 🎭
🕊️
آیا شما که صورتتان را
در سایهی نقابِ غمانگیزِ زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقتِ یأسآور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی به جز تفالهی یک زنده نیستند؟
گویی که کودکی
در اولین تبسمِ خود پیر گشته است
و قلب - این کتیبهی مخدوش
که در خطوطِ اصلی آن دست بردهاند. -
به اعتبارِ سنگی خود دیگر
احساسِ اعتماد نخواهد کرد
شاعر: #فروغ_فرخزاد [ ۱۳۴۵ – ۱۳۱۳ ]
🎨 🎭
🕊️
این فیلم روایتی است از زیستن در حاشیه مرگ؛ قصه مردی که در میانه ویرانی و بیرحمی جنگ، تنها با خاطرهی موسیقی و امیدی خاموش، به زندگی چنگ میزند.
بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره کرامت انسانی است؛ درباره لحظههایی که هنر، آخرین پناه انسان در برابر فروپاشی جهان میشود.
تماشای «پیانیست» تجربهای است شبیه خواندن فصلی اندوهگین از تاریخ؛ فصلی که با سکوت، با گرسنگی، و با صدای دورِ پیانویی در ذهن یک انسان ادامه پیدا میکند.
pianist 2002
پیانیست (The Pianist) فیلمی در رابطه با هولوکاست در ژانر زندگینامهای، جنگی و درام ساخته رومن پولانسکی محصول سال ۲۰۰۲ است. فیلم بر مبنای داستان واقعی زندگی نوازندهٔ پیانوی یهودی، ووادیسواف اشپیلمان در دوران جنگ جهانی دوم در لهستان و اشغال این کشور توسط آلمان به قلم خودش در کتاب پیانیست (۱۹۴۶) ساخته شدهاست. وی در آن دوران آثار موسیقی شوپن را در ایستگاه رادیویی ورشو مینواخت.
🎨🎭
آه زخمت چه عمیق است که هیچ انتقامی آن را نمیبندد...
#مظفر_النواب
نه مرگ آنقدر ترسناك است ونه زندگی آنقدر شيرين ، كه انسان براى اين دو شرفش را بدهد...!
جانفدایِایران،از قزوینِعزیز
🕊️
آن ها را کُشتند،
اما نامشان هنوز، مثل
نان تازه در دهانشان می چرخد.
- پابلو نرودا
🎨🎭
🕊️
These mist covered mountains
Are a home now for me
But my home is the lowlands
And always will be
Some day you'll return to
Your valleys and your farms
And you'll no longer born
To be brothers in arms
Through these fields of destruction
Baptisms of fire
I've witnessed your suffering
As the battles raged higher
And though we were hurt so bad
In the fear and alarm
You did not desert me
My brothers in arms
There's so many different worlds
So many different suns
And we have just one world
But we live in different ones
Now the sun's gone to hell and
The moon riding high
Let me bid you farewell
Every man has to die
But it's written in the starlight
And every line in your palm
We're fools to make war
On our brothers in arms
.
.
.
.
.
این کوههای پوشیده از مه
اکنون خانهای برای من هستند
اما خانه من دشتها هستند
و همیشه خواهند بود
روزی به
درهها و مزارع خود بازخواهی گشت
و دیگر به دنیا نخواهی آمد
تا برادران همرزم باشیم
در میان این دشتهای ویرانی
غسل تعمید آتش
من شاهد رنج شما بودهام
همانطور که نبردها شدیدتر میشد
و اگرچه ما به شدت آسیب دیدیم
در ترس و وحشت
شما مرا ترک نکردید
برادران همرزم من
دنیاهای بسیار متفاوتی وجود دارد
خورشیدهای بسیار متفاوتی
و ما فقط یک جهان داریم
اما ما در جهانهای متفاوتی زندگی میکنیم
اکنون خورشید به جهنم رفته است و
ماه در اوج است
بگذارید با شما خداحافظی کنم
هر انسانی باید بمیرد
اما این در نور ستارگان نوشته شده است
و هر خط در کف دست شما
ما احمق هستیم که جنگ میکنیم
با برادران همرزم خود
🎨 🎭
🕊️
These mist covered mountains
Are a home now for me
But my home is the lowlands
And always will be
Some day you'll return to
Your valleys and your farms
And you'll no longer born
To be brothers in arms
Through these fields of destruction
Baptisms of fire
I've witnessed your suffering
As the battles raged higher
And though we were hurt so bad
In the fear and alarm
You did not desert me
My brothers in arms
There's so many different worlds
So many different suns
And we have just one world
But we live in different ones
Now the sun's gone to hell and
The moon riding high
Let me bid you farewell
Every man has to die
But it's written in the starlight
And every line in your palm
We're fools to make war
On our brothers in arms
.
.
.
.
.
این کوههای پوشیده از مه
اکنون خانهای برای من هستند
اما خانه من دشتها هستند
و همیشه خواهند بود
روزی به
درهها و مزارع خود بازخواهی گشت
و دیگر به دنیا نخواهی آمد
تا برادران همرزم باشیم
در میان این دشتهای ویرانی
غسل تعمید آتش
من شاهد رنج شما بودهام
همانطور که نبردها شدیدتر میشد
و اگرچه ما به شدت آسیب دیدیم
در ترس و وحشت
شما مرا ترک نکردید
برادران همرزم من
دنیاهای بسیار متفاوتی وجود دارد
خورشیدهای بسیار متفاوتی
و ما فقط یک جهان داریم
اما ما در جهانهای متفاوتی زندگی میکنیم
اکنون خورشید به جهنم رفته است و
ماه در اوج است
بگذارید با شما خداحافظی کنم
هر انسانی باید بمیرد
اما این در نور ستارگان نوشته شده است
و هر خط در کف دست شما
ما احمق هستیم که جنگ میکنیم
با برادران همرزم خود
🎨 🎭
.
🕊️
غربت وحشتناک است،
بخصوص وقتی در کشور خودت باشی.
- میخائیل بولگاکف
🎨 🎭
.
🕊️
غربت وحشتناک است،
بخصوص وقتی در کشور خودت باشی.
- میخائیل بولگاکف
🎨 🎭
🕊️
۱۹۳۴ — نورنبرگ، آلمان.
فیلم آرشیوی از یک گردهمایی سیاسی گسترده در نورنبرگ، که یک گردهمایی سیاسی گسترده را در سالهای اولیه حکومت نازیها مستند میکند.
این محتوا صرفاً برای زمینه تاریخی و آموزشی به اشتراک گذاشته شده است.
این محتوا ایدئولوژی، نمادها یا افراد نازی را تأیید، ترویج یا ستایش نمیکند.
🎨🎭
🕊️
وقتی تروریستها خودی باشند،
با خیال راحت میری تظاهرات و بر می گردی...
🎨🎭
🕊️
استاد : اگر من فقط ناظر سلطان بودم این سخنان بهای زندگیت بود، ولی در این لحظه من معلمم و نه ناظر – پس این نکته را بیاموز که تو را به خاطر خط نگه داشته اند نه اندیشه.
شرزین : روز اول قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون بر صفحه جاری شد. پوست کاغذ شکافت؛ خون هزار کس در هر سطر می جوشید.
استاد: آه!
شرزین : هزاران کس که می دانستند جنگ بر سر عقیده نیست، بر سر زور و زن و زر است!
#طومار_شیخ_شرزین #بهرام_بیضائی
.
#iran
🎨 🎭
