برتولت برشتBertoltBrecht قطعه ای از کتاب
Open in Telegram
⭕ اگر هنوز زنده ای، هرگز نگو هرگز، در زیر سلطه استبداد آن که سزاوار سرزنش است ماییم، و تنها ما می توانیم استبداد را پایان دهیم. افتادگان برخواهند خاست و نومیدان مبارزه خواهند کرد. چه کسی را یارای مقابله با "مردم آگاه" است. @The_narrator_of_love
Show more1 628
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
🕊️
نباید اتفاق میافتاد و افتاد.
واقعهای رخ داد که هرگز نمیتوانیم با آن کنار بیاییم.
تمام وقایع دیگر هم سخت بودند،مردم فقیر شدهبودند، دستگیر میشدند، مجبور بودند فرار کنند، مجبور بودند رو به فریبکاری بیاورند، جان به در ببرند و غیره.
واقعا هم اینطور بود. حتی گاهی برای ما که جوان بودیم جالب هم بود. انکار نمیکنم .
اما این یکی نه.فرق میکرد.
شخصاً هر اتفاق دیگری را میپذیرم، اما این یکی را نه.|
- آزادی آزاد بودن/هانا آرنت
- مترجم/ هاجر خرقانی
🎨🎭
Artist: #OSAS
Album: Starlight Guide
Released: 2014
Genre: #PostRock
#PostDoomMetal
320 | MP3 | 00:00
#شعر
#قطعه_ای_از_کتاب
چه زیباست اندیشیدن به تو
در میان اخبار مرگ و پیروزی
در زندان
زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم
چه زیباست اندیشیدن به تو
به دستانت روی پارچه آبی
به موهایت نرم و ابریشم گون
چون خاک دلدادهام استانبول...
شوق دوست داشتنت
چون من دیگری در درونم...
عطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانم
آرامشی آفتابی
و نیاز تن
چون تاریکی ژرف و گرم
شکافته با خطوط سرخ و روشن...
چه زیباست اندیشیدن به تو
نوشتن در باره تو
به پشت خوابیدن در زندان و به خاطر آوردن تو؛
آنچه را که آن روز در آنجا گفتی
نه خود واژه هایت
بلکه عطر دنیای آن روزهایت ...
چه زیباست اندیشیدن به تو
باید از چوب
_ جعبه ای
_ حلقه ای
چیزی برایت بسازم
و سه متر ابریشم نرم برایت ببافم
آنگاه بالا بپرم
از میله های پنجره آویزان شوم
و آنچه را که برایت مینویسم
به آبی زلال آزادی فریاد زنم...
چه زیباست اندیشیدن به تو
در میان اخبار مرگ و پیروزی
زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم ...
#ناظم_حکمت
🎨🎭
🕊️
گذشتهای که [دومنیکو] به آن اشاره میکند، بهشت ازدسترفته نیست و خود نیز بر این آگاه است.
مسئله کمال گذشته نیست، غیرقابلسکونتشدن اکنون است. او در جهانی ایستاده که دیگر نمیتوان در آن زیست، و همین برای نخواستنش کفایت میکند.
🎭🎨
🕊️
برای انسانی چون میلوشویچ رنج انسانی دیگر بیمعنا بود.
او قادر به همدلی با دیگران نبود.
با دیدن او درک کردم:«شر فقدان همدلی است.»|
- آزارشان به مورچه هم نمیرسید
- اسلاونکا دراکولیچ| سوما زمانی
🎨 🎭
🕊️
«تا انتهای عشق مرا برقصان» (به انگلیسی: Dance Me to the End of Love) ترانهای عاشقانه از لئونارد کوهن شاعر و خواننده-ترانهسرای کانادایی است. این ترانه اولین قطعه از آلبوم سال ۱۹۸۴ کوئن با نام موقعیتهای مختلف[پانویس ۱] است.
«تا انتهای عشق مرا برقصان» تا به امروز بارها توسط دیگر هنرمندان موسیقی اجرای مجدد و ضبط شدهاست و از آن با عنوان «قطعهای در آستانهٔ تبدیل شدن به یکی قطعههای استاندارد موسیقی» یاد میشود.
اگرچه قطعه «تا انتهای عشق با من برقص» یا «تا انتهای عشق مرا برقصان» همه جا به عنوان ترانهای عاشقانه شناخته میشود، با این حال لئونارد کوهن در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۱۹۸۵ عنوان کرد که منشا این شعر هولوکاست است:
« مرا تا انتهای عشق برقصان...همیشه این کنجکاوی وجود دارد که منشا این ترانه چیست. شکلگیری هر ترانهای با دانهای آغاز میشود که کسی یا چیزی در جهان در ذهن شما می کارد و همین دلیل این موضوع است که نوشتن یک ترانه انقدر رازآلود است. اما این ترانه (مرا تا انتهای عشق برقصان) وقتی شکل گرفت که من شنیده بود یا جایی خوانده بودم یا به نوعی می دانستم که در اردوگاههای مرگ همجوار کورههای آدم سوزی، در برخی از آنها، یک کوارتت زهی، مجبور به اجرا می شدند، در حالی که این جنایت در حال رخ دادن بود، جایی که همه مردم سرنوشت محتوم به مرگ داشتند. و آنها در حالی که هم سلولی هایشان در اتاق گاز کشته و سپس در کورهها سوزانده می شدند، به اجرای موسیقی کلاسیک می پرداختند. بنابراین جایی که گفته میشود «با ویلنی آتشین مرا به سوی زیبایی ات برقصان» به معنی درجهای از زیبایی است که با یافتن کمال در زندگی به آن دست می یابیم، به معنای پایان این وجود و پروراندن سودای دستیابی به این کمال. با این حال زبان گفتگو در این شعر به همان گونهای است که ما برای کسانی که دوستشان داریم به کار می بریم. بنابراین شعر «مرا تا انتهای عشق برقصان» چون از احساسات عمیق عاطفی بر می خیزد، حتی اگر هیچکس دلیل شکلگیری آن را نداند، در بسیاری از مواقع پرشور احساسی، به دل می نشیند.
🎨 🎭
🕊️
چه ارزشی دارد آزاد به دنیا آمدن، اما آزاد زندگی نکردن؟
افتخارمان آزادی برده بودن است یا آزادی آزاد بودن؟
- نقلقولی از هنری دیوید ثورو
- آزادی آزاد بودن
🎨 🎭
🕊️
یوزف گوبلز (۱۸۹۷-۱۹۴۵) سیاستمدار آلمانی و یکی از برجستهترین چهرههای آلمان نازی بود. او از سال ۱۹۳۳ تا پایان جنگ جهانی دوم به عنوان وزیر روشنگری عمومی و تبلیغات خدمت کرد. در این نقش، او مسئول کنترل رسانهها، از جمله روزنامهها، رادیو، فیلم و رویدادهای عمومی، با هدف شکلدهی به افکار عمومی و ترویج ایدئولوژی دولت نازی بود.
گوبلز دارای مدرک دکترای ادبیات بود و سخنران و نویسندهای متخصص بود. او نقش محوری در توسعه و سازماندهی کمپینهای تبلیغاتی گسترده، راهپیماییهای گسترده و سیاستهای فرهنگی داشت که هنر، آموزش و ارتباطات را با اهداف رژیم همسو میکرد. او از نزدیک با آدولف هیتلر همکاری میکرد و یکی از وفادارترین یاران او محسوب میشد.
در روزهای پایانی جنگ، با ورود ارتش شوروی به برلین، گوبلز در شهر ماند. پس از مرگ هیتلر، او برای مدت کوتاهی صدراعظم آلمان شد و سپس در اول ماه مه ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد.
🎨 🎭
🕊️
جامعه بسته از تغییر می ترسد
و آن را انحراف می نامد.
- کارل پوپر
🎨 🎭
🕊️
در سالهای پایانی جنگ، وزارت تبلیغات نازی به رهبری یوزف گوبلز چنین فیلمهایی را منتشر میکرد تا:
روحیه مردم را حفظ یا کنترل کند
ویرانیها را بهعنوان «فداکاری برای رایش» نشان دهد
شکستهای نظامی را کمرنگ یا پنهان کند
وفاداری به هیتلر و ادامه مقاومت را القا کند، حتی وقتی جنگ عملاً باخته شده بود
گاهی خرابیها عمداً طوری نمایش داده میشد که مردم «مصمم و مقاوم» به نظر برسند، نه ناامید.
🎨 🎭
🕊️
هم اکنون که زنده اید به شما دروغ می گویند
انتطار دارید تاریخ هزار ساله را راست بگویند.
🎨 🎭
🕊️
در هر سرزمینی که رهبرانش
شبیه مردمش نیستن
یعنی آن سرزمین اشغال شده است.
🎨 🎭
.
🕊️
به جرأت می گویم تسلط چین و روسیه در آینده بر ایران و خاورمیانه معادل نابودی و زوال تمدن غرب است. حمله پیشدستانه و همه جانبه ترامپ به مرکز انرژی جهان شاید آخرین فرصت برای نجات و بقای غرب باشد.
دکتر محمد رضا ابراهیمی
متخصص روانشناسی-روانکاو
۱۱ بهمن ۱۴۰۴
.
.
.
.
🎨🎭
.
🕊️
به جرأت می گویم تسلط چین و روسیه در آینده بر ایران و خاورمیانه معادل نابودی و زوال تمدن غرب است. حمله پیشدستانه و همه جانبه ترامپ به مرکز انرژی جهان شاید آخرین فرصت برای نجات و بقای غرب باشد.
دکتر محمد رضا ابراهیمی
متخصص روانشناسی-روانکاو
۱۱ بهمن ۱۴۰۴
.
.
.
.
🎨🎭
