Things we never said
Closed channel
بزمم سیه، اما سازد جهانِ دگران را روشن. t.me/HidenChat_Bot?start=8515040006
Show more476
Subscribers
-124 hours
+67 days
+530 days
Posts Archive
خیلی از ما در مسیر زندگیمون، روزی توسط کسی نجات داده شدیم. این رستگاری ممکنه در موقعیتی باشه که عمیقا در ورطهی بلا گرفتار بودیم، یا فقط یک راهنمایی کوچک باشه که راه ما رو در ابتدا کمی، و در بلندمدت خیلی تغییر خواهد داد. در هر دو حال، اون آدم مشخص، برای ما یک نماد خواهد بود از امید، روشنی، و باور به اینکه نجات ممکن است. و همچون خیلی از نمادها که حالتی استعاری دارن، این آدمها، چنانکه انگار ماموریتشون در نقطهای تمام بشه، از زندگی ما میرن. پس درحالیکه همچون قاصدکی سوار بر نسیم، در سایهی لطف اونها زندگی میکنیم؛ وقتی یادشون میافتیم، ممکنه اندوهگین بشیم؛ شاید چون فکر میکنیم باز هم به کمی نجات داده شدن، نیاز داریم.
هر آدمی که باهاش ارتباط نزدیکی داریم، در زمانهایی ما رو ناامید میکنه؛ همونطور که ما اونها رو در زمانهایی دلسرد میکنیم. دیگران هم این کار رو میکنن، اما زیاد متوجهش نمیشیم چون به اون دیگران اهمیت زیادی نمیدیم. پس اگر از کسی دلسرد میشیم، معنیش اینه که اون نفر برای ما اهمیت داره. این خوبه، تا زمانی که این حس منفی (۱) عامدانه و از سر شرارت ایجاد نشه، و (۲) قابل بیان کردن باشه، تا یا اثرش کم بشه، یا کلا ازش جلوگیری بشه.
انسان ضعیفه و احوال متغیر داره. وقتی دو نفر با هم یک رابطه رو شکل میدن (در هر چارچوبی،) باید بدونن که قراره با این ضعف ذاتی و احوال متغیر در طرف مقابل مواجه بشن. و این جداست از وقایع گذشتهی زندگی اون آدم و شرایطی که الان در اون زندگی میکنه. همهی اینها ممکنه در زمانهایی ناامیدکننده باشه؛ اما ارزشش رو داره اگر اون آدم، فرد درستی برای شما باشه.
آدم ممکنه در زمانهایی دنبال فقط یک بارقهی نور باشه، ولو تار و از دوردست، برای اینکه بتونه فقط یک قدم دیگه برداره.
