en
Feedback
💚يوگا و چاکرا درمانی❤️

💚يوگا و چاکرا درمانی❤️

Open in Telegram

آشنايي با عملكرد چاكراها و قوانين معنويت ارتباط با ادمین پیج: @mahshidsh60 وظیفه ما در قبال این پست پخش آگاهی آن است.

Show more
702
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
#مانتراچیست؟ انرژي پنهاني در مانتراها وجود دارد كه در لفاف صدائي پيچيده شده است. مانتراها مستقيما بر چاكراها يا مراكز انرژي اثر مي گذارند. هر مانترا در داخل ارتعاشاتش قدرتي را پنهان دارد كه با تمركز و تكرار آن، انرژي موجود در آن استخراج مي شود. مهمترين خاصيت مانترا ها اين است که موجب تمرکز ذهن بر روي قدرت مطلق مي شوند و انرژي روحاني را در چاکرا هاي بدن آزاد مي کنند. مانتراها گاهي به صورت تك كلمه و گاهي به صورت گروهي از كلمات به كار مي روند كه حامل ارتعاشات صوتي و انرژي به خصوصي است. بر اثر تكرار دائمي مانترا، ذهن تصفيه مي شود تلفظ درست مانترا بسيار اهميت دارد. مانترا شما را به سمت يگانگي با خداوند هدايت مي كند در طي گفتن مانترا يا ذكر تمام سلولها و اندام ها استراحت مي كنند و وانهاده مي شوند. سموم بدن دفع مي گردد و سيستم عصبي آرام مي شود. احساسات و عواطف پست تر همانند شهوت، خشم، حرص، نفرت و حسادت از بين مي روند. هر مانترايي نيروي فوق العاده خود را دارد.»

آنکه همه ی هستی، را درون خویش و خود را درون همه ی هستی ببیند؛ از هیچ چیز هراس نخواهد داشت... کل هستی محافظ و نگهدار اوست...
آنکه همه ی هستی، را درون خویش و خود را درون همه ی هستی ببیند؛ از هیچ چیز هراس نخواهد داشت... کل هستی محافظ و نگهدار اوست...

به یک درخت، یک گل، یک گیاه، نگاه کن. و بگذار آگاهی تو در آن آرام بگیرد، ببین که آن، چقدر ساکن است ، ببین با چه عمقی در بودن و
به یک درخت، یک گل، یک گیاه، نگاه کن. و بگذار آگاهی تو در آن آرام بگیرد، ببین که آن، چقدر ساکن است ، ببین با چه عمقی در بودن و هستی ریشه دارد. به طبیعت اجازه بده سکون را به تو یاد بدهد.🧘🏽🌱

فكر ما در حال فرستادن امواج است... مانند امواج راديويي ، در حقيقت من چيزهايي را به خودم جذب ميكنم كه با ارتعاش ارسالي آنها يك
فكر ما در حال فرستادن امواج است... مانند امواج راديويي ، در حقيقت من چيزهايي را به خودم جذب ميكنم كه با ارتعاش ارسالي آنها يكي هستم... پس اگر در ترس يا جهل يا سرافكندگي باشي نميتواني چيزهايي با سطح فركانس بالاتر را جذب كني... با تغيير در حوزه فكري و ايجاد آرامش و همسويي با هستي همه چيز تغيير خواهد كرد..

" اگر به دیگران کمک کنید، شاید فردا، شاید صد سال دیگر به شما کمک خواهد شد طبیعت بدهکار شماست و باید بدهی شما را بپردازد. این
" اگر به دیگران کمک کنید، شاید فردا، شاید صد سال دیگر به شما کمک خواهد شد طبیعت بدهکار شماست و باید بدهی شما را بپردازد. این قانون ریاضی است و تمام زندگی ریاضیات است. #گرجیف

هیچ کس آماده دریافت چیزی نیست ،مگر اینکه باور داشته باشد می تواند آن را به دست بیاورد،ذهن باید در حالت اعتقاد باشد،نه صرف امی
هیچ کس آماده دریافت چیزی نیست ،مگر اینکه باور داشته باشد می تواند آن را به دست بیاورد،ذهن باید در حالت اعتقاد باشد،نه صرف امید و آرزو!

در هیاهوی مداوم ذهن، واقعیت خاموش می‌شود. ما به جای زیستن، فکر می‌کنیم. به جای دیدن، توصیف می‌کنیم. و آن‌چه حقیقی‌ست، در غبار
در هیاهوی مداوم ذهن، واقعیت خاموش می‌شود. ما به جای زیستن، فکر می‌کنیم. به جای دیدن، توصیف می‌کنیم. و آن‌چه حقیقی‌ست، در غبارِ کلمات گم می‌شود… شاید حقیقت، نه در دانستن، که در نیازی‌نداشتن به دانستن باشد. #آلن_واتس

" حقیقتت را احساس کن، در سکون، در سکوت، هنگامی‌که ذهنی نیست، افکاری نیست، کلمه‌ای نیست آنگاه تو کیستی؟ تو فقط «هستی» من هستم من هستم من این نیستم. من آن نیستم. من هستم. من آنم که همیشه بوده است. من آنم که همیشه خواهد بود. من آنم که هستم." #رابرت_آدامز

اولین اصل در مسیر تغییر باورها.. پذیرفتن این اصل که مسئولیت گذشته زندگی‌مان را بر عهده بگیریم، اولین قدم واقعی در مسیر تحول است. وقتی قبول کنیم که تمام تجربیات، موفقیت‌ها و شکست‌های ما نتیجه باورها، تصمیم‌ها و انتخاب‌های خودمان بوده، قدرت تغییر دوباره در دستان ما قرار می‌گیرد. مسئولیت‌پذیری به این معنا نیست که خودمان را سرزنش کنیم، بلکه یعنی با آگاهی و صداقت به درون خود نگاه کنیم و تصمیم بگیریم مسیر جدیدی بسازیم. با پذیرش این حقیقت، دیگر منتظر تغییر دیگران یا شرایط بیرونی نمی‌مانیم و یاد می‌گیریم که خالق زندگی خود باشیم

مراقبه یعنی: بیدار شدن مراقبه یک لالایی نیست؛ دقیقا قطب مخالف آن است مراقبه یک شوک است: ضربه ای که خواب تو را در هم میشکند و
مراقبه یعنی: بیدار شدن مراقبه یک لالایی نیست؛ دقیقا قطب مخالف آن است مراقبه یک شوک است: ضربه ای که خواب تو را در هم میشکند و رویاهایت را خرد میکند اگر یک گدا باشی، دیگر گدا نخواهی بود؛ مراقبه مفهوم گدا بودنت را در هم میشکند اگر نخست وزیر باشی، دیگر نخست وزیر نخواهی بود؛ مراقبه توهم نخست وزیر بودن را میشکند تمام هویت ها را درهم میشکند و تنها تو را با یک واقعیت روبه رو می‌سازد که: تو الهی هستی مراقبه توهمات تو را دور می‌کند و واقعیت وجودت را آشکار می سازد.  #اشو

"عشق" ؛ با عشق‌ِ به خود آغاز می‌شود ، "خودخواه نباشید ولی عاشق خود باشید" ، این دو کاملاً باهم تفاوت دارند ... یک خودشیفته نباشید ، وسواس خود را نداشته باشید ؛ "ولی یک عشق طبیعی به خود ضروری است ، پدیده‌ای اساسی است ؛ فقط آنوقت می‌توانید فرد دیگری را دوست بدارید" ... خودت را بپذیر ، خودت را دوست بدار ، تو خلقت خداوند هستی ، امضای خداوند روی توست و تو موجودی یگانه و ویژه هستی ، هیچکس دیگر هرگز مانند تو وجود نداشته و هرگز هم وجود نخواهد داشت ... تو منحصر به‌ فرد و غیر قابل مقایسه هستی ... این را بپذیر ، این را دوست بدار ، این را جشن بگیر "و در همین جشن گرفتن است که شروع می کنی به دیدن منحصر به‌ فرد بودن دیگران ، زیبایی غیرقابل رقابت دیگران" ... عشق فقط وقتی ممکن است که "پذیرشی عمیق از خود ، از دیگری و از دنیا وجود داشته باشد" ... این پذیرش ، فضایی را خلق می‌کند که عشق در آن رشد می‌کند ، زمینی است که عشق در آن شکوفا می‌شود ... اشو

🦅 🕉 #فواید_چند_عاملی_یوگا : ✅ فواید روانشناسی یوگا یکی از فواید جذاب آن است که شامل تنظیم کردن حالت های مربوط به اختلالاتی مثل خشونت ، افسردگی و اضطراب ناگهانی است. 🦇 ✅ بالا بردن توانایی های شخصی مثل مهارتهای یادگیری، تمرکز و حافظه خوب همچنین از فواید یوگا هستند. 🕸 ✅ بالا بردن مهارت های اجتماعی و سازگاری بهتر با شرایط و محیط هم از دیگر فواید یوگا می باشد. 🦋 ✅ فواید روحی و روانی یوگا شامل درک نفس و هوشیاری است که آرامش خاطر را فراهم می کند. 🦎 ✅ تفکر کردن و خوب نفس کشیدن نیز از فواید تمرین کردن یوگا است. 🐬 ✅ یوگا درمانی است که یک بدن متعادل را از طریق تمرین کردن حرکات پر انرژی یا حرکات ثابت فراهم می کند. 🕷 ✅ مهمترین فایده یوگا داشتن احساس مطلوب بدون داشتن تمرینات شدید یا مصرف هر گونه مکمل می باشد 🐳

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

هندسه طبیعت
هندسه طبیعت

زندگی هندسه ساده و بی نقص طبیعت
زندگی هندسه ساده و بی نقص طبیعت

زندگی رنگدانه بنفش میوه است برای جلب توجه حیوانات که آنرا بر زمین پخش کنند و بقا یابد
زندگی رنگدانه بنفش میوه است برای جلب توجه حیوانات که آنرا بر زمین پخش کنند و بقا یابد

زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی بعد درخت است به چشم حشره

زندگی رسم خوشایندی است 🤍 زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و ت
زندگی رسم خوشایندی است 🤍 زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود زندگی جذبه دستی است که می چیند زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست خبر رفتن موشک به فضا لمس تنهایی ماه فکر بوییدن گل در کره ای دیگر زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است زندگی مجذور اینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست سهراب سپهری

می‌گویند خداوند، که بی‌کران و جاودانه بود، در تنهایی مطلق خسته شد. پس تصمیم گرفت بازی کند؛ بازی «فراموشی». خداوند خودش را به خواب برد و رؤیای جهان را دید. در این رؤیا، به میلیون‌ها صورت تقسیم شد: به من، به تو، به کوه‌ها و دریاها، به مرگ و تولد. او چنان غرق این بازی شد که فراموش کرد خودش همان آگاهی واحد است. شروع کرد به ترسیدن، به جنگیدن، به عاشق شدن، به رنج بردن. اما گاهی ــ در سکوتی ژرف یا در لحظه‌ای از عشق ــ یادش می‌آید: «آه… همه‌ی اینها رؤیاست. من همانم که رؤیا را می‌بیند. من هرگز جدا نبودم.» ⸻ این قصه در حقیقت سرگذشت ماست. هر کدام از ما همان آگاهی بی‌کرانیم که خود را در لباسی محدود بازی می‌دهد. مرگ، تولد، رنج و شادی، همه لحظه‌هایی از یک رؤیای بزرگ‌اند. و بیداری معنوی یعنی لحظه‌ای که به یاد می‌آوری: تو خودِ رؤیابینی، نه فقط نقش درون رؤیا. اوشو می‌گفت: در آغاز، خدا تنها بود. او همه‌چیز بود، اما تجربه‌ای نداشت. چون برای تجربه‌کردن، «دیگری» لازم است. پس خدا تصمیم گرفت خود را تقسیم کند: به آسمان و زمین، به روز و شب، به مرد و زن، به هزاران موجود. بعد خودش را در این موجودات پنهان کرد، تا بتواند از چشم‌هایشان جهان را ببیند، با قلب‌هایشان عشق بورزد، با دردهایشان گریه کند. این‌گونه شد که خدا به بازی «زندگی» تن داد: خودش را گم کرد، تا لذتِ دوباره پیدا شدن را بچشد. هر بار که انسانی بیدار می‌شود، هر بار که کسی عشق را لمس می‌کند، هر بار که دستی به مهربانی باز می‌شود… خدا بخشی از خودش را دوباره به یاد می‌آورد.