『ٺڪ ٻیٺ ٻھــــاࢪ』
Open in Telegram
🧿" ﷽ "🧿 عشق یعنے . . ٺــ∞ــو ٺڪ بیٺ غـــــزل ھاي منے♡ #بھـــاࢪ_فــࢪهمند مورخ .. 🍁98/6/29🍁. T.me/foryou98 ✔ #ٺڪـ_بیٺے ✔ #دو_بیٺے ✔ #اشعار_ڪوٺاه ✔️ #با_همراهے_جمعے_از_شاعران_ٺـوانـا ✔️ #و_ادمین_عزیــز .
Show more336
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
تمام ساعت ها عقب افتاده اند
در تقویمی که تاریخش
فقط تویی
و هیچکس ورقش نمیزند...
#ترنج
چشمانش را نشناخته بودم
سالها بود که گذرش
به پنجره ی ما نخورده بود
راستی
آن وقت ها که تاریکی
مرا محاصره کرده بود کجا بودی...
#محمـد_بشیرے
دود سیگار روی خیابان خیس
مثل رویایی که در مه گم شده است نقش میبندد
من ایستاده ام و نفس هایم
در هاله ی خاکستری تو گم میشود
هر پُک
مثل فریادی خاموش است
که فقط خیابان آن را میشنود....
#ترنج
چشمانم را که میبندم
پنجره ها صدایم میزنند..
باران با انگشتان لال
خاطره ای را روی شیشه مینویسند
ومن در تنهایی شب
سایه ام را فروخته ام
به پروانه ای که در جمجمه ی یک رویا میرقصد...
#ترنج
یادت که نرفته است؟
روزی عاشق هم بودیم
تو را نمی دانم
من خوب یادم هست
و هنوزم از آن عشق سر مستم
و آن لحظات ،
یادگاری ها ،
آن دوستت دارم ها و
قدم زدن ها را
جیره بندی کرده ام
برای باقی مانده ی عمرم....
#محمــدبشیـرے
چمدانی از تاریکی را
زیر تخت خوابم گذاشته ام
گاهی وقتی با کابوس نبودنت بیدار میشوم
خود را در آن جا پیدا میکنم...
#ترنج
کف دستم را ببین
خطی نیست
که بتو نرسد
تو آن جایی
در جغرافیای رگ هایم
همان جایی که نقشه کش ها فراموشش کرده اند...
#ترنج
وقتی که #تـــو نیستی
شعر با هیچ
واژه ای شروع نمی شود
فقط
نقطه چین هایی هستند
که ردپای تو را دنبال می کنند...
#محمــدبشیـرے
خسته ام
از این روزها
از زندگی
از نرسیدن ها
از خودم
از خنده های الکی
من خیلی خیلی خسته ام از خستگی هایم
کاش راه فراری بود
کاش...
#محمــدبشیـرے
تمامِ شب
به صدای افتادنِ نور
بر شانه ی دیوار
گوش خواهم داد...
اما انگار
کسی
در من
دست از نفس کشیدن برداشته است....
#ترنج
من هنوزم نفس می کشم
هنوزم میام تنهایی هایم زنده ام
من هنوز با لالایی های خودم خوابم می بَرد
هنوزم عشق لای قلب شکسته ام
ضربانش را عاشقانه تر می کند
هنوزم غروب ها سر قرار حاضر می شوم
و تو را در آغوش میگیرم
و تا ساعت ها با تو حرف می زنم
آنقدر که نگهبان پارک
مرا به بیرون هدایت می کند
من هنوزم دوستت دارم
و چقدر خوب است
تویی که عاشقم نبودی
دوستم نداری
چون ،
من در کنار تو تنهاتر از الانم بودم
#محمـد_بشیرے
نیمه جانی ام
از جنسِ خیال و غبار
سطر به سطر
دل نوشته ام را
بر آینههای شکسته
ریخته ام
و هر تکه اش
جهتی ست
به سمت هیچ جا....
#ترنج
چاره اش چیست؟
افسارش را به دست ندارم .
دلم هرشب بی اجازه
به سمت تو مهاجرت میکند......
#ترنج
بند نمی آید ، باران احساسم...
و من بی چتر
تنها
بدون پناه
ایستاده ام
زیر تمام دلتنگی هایم.....
#ترنج
عشق ثابت کردنی نیست ،
حس کردنیست
اما #تـــو بخند و ببین
چگونه برای خنده هایت می میرم
#محمــدبشیـرے
حالم را نپرس
که گریه امانم نمی دهد
این حوصله ام دگر جواب دلم را نمی دهد
شاید ، به خیالت
تکیه دهم از سر ناچاری
اما این خیال هم دگر بوی تو را نمی دهد
#محمـد_بشیرے
مرگ را بارها تجربه کرده ام
یکبار برای آن روز
که سر قرار نیامده ای
و هزار بار برای روزهای بعدش ...
#محمــدبشیـرے
اعتراف می کنم که غرق شدم
میان عشقی ،
گلی ،
شایدم پیچکی
که دور
دوست داشتنم ،
احساساتم ،
عشقم ،
پیچید و پیچید و پیچید
تا دیگر نای زندگی کردن نداشته باشم...
#محمــدبشیـرے
چرا هیچکس شبیه تو نیست
دلم می خواهد
لابه لای جمعیت
یکی شبیه تو باشد
و من او را با تو اشتباه بگیرم
تا برای لحظه ای چشمانم برق بزند
من به همین اندازه
دلم برایت تنگ شده است...
#محمــدبشیـرے
حق با تنهایی بود
گفته بود فقط اوست
که همیشه با من می ماند
من این را فهمیده بودم اما ،
خودم را به نفهمیدن می زدم
تا یک روز بیشتر انتظارت را بکشم..
#محمـد_بشیرے
