the boy who lived (ما پیروزیم)
Open in Telegram
1 543
Subscribers
-224 hours
-127 days
-5230 days
Posts Archive
گاهی جلوی ماشین رختشویی می نشستم و به رخت ها نگاه می کردم که می چرخیدند. زرد،سبز،سفید،آبی،لباس زیر،دامن،شلوار،دستمال گردگیری،روبالشی،رومیزی،تکه های زندگیم.
امیدوارم تک تکتون اگر زنده اید زجر بکشید و اگر مرده، به بدترین نحو زندگی کرده باشید
Repost from .
یه روز یه مسلمون، یه مجاهد و یه چپول وارد یه بار میشن. صاحب بار میگه برید بیرون، ما به فاسدا چیزی نمیفروشیم. مسلمونه خودشونو میترکونه، مجاهده مردم کوچه رو با اسلحه به رگبار میبنده و چپوله که کوچه کناری قایمشده بوده، با پلیس مصاحبه میکنه میگه تقصیر پهلوی بود.
بازی فوتبال سربازان آلمان و بریتانیا بعد از آتش بس کریسمس جنگ جهانی اول ۱۹۱۴ - جنگ تا چهار سال بعد ادامه یافت.
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان!
عارف نازنین آوای تو همیشه یاداور بهترین روزهای این سرزمین خواهد بود. روحت شاد
