شـ🍇ـــرابِ شـ؏ـر
Open in Telegram
1 640
Subscribers
-324 hours
+97 days
+4830 days
Posts Archive
1 640
کجای دریاها جنگ است
که رودخانه ها باز،
با آستین پر از سنگ می روند ...؟
#منوچهر_آتشی
1 640
دوستت دارم
تو را بہ عنوان چیزهاے تاریڪے ڪہ باید دوست داشت،
دوست دارم.
در خفا، بین سایہ و روح...
#پابلونرودا
1 640
سلام میدهم به ذهن روشن صبح
تا تو گرمتر از خورشید
طلوع کنی در آسمان دلم
#معصومه_قنبری
1 640
بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
من طلب اندر طلبم، تو طرب اندر طربی
آن طربت در طلبم، پای زدم بر سرم
#مولانا
#درود
#پگاهتون_نیک♥️😊
1 640
چون سحر
بوی تو آید به چمن
باد صبح
از سر گل برخیزد
#امیرخسرو_دهلوی
#درود
#پگاهتون_نیک♥️😊
1 640
مسدود می کند
انتهای خیابان را
ماه تمام
#جان_مک_دونالد
#شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨
1 640
در دوردستها، پشت رد گامهایش
گرگها پرتوی ماه را به نیش میکشند،
در دوردستها، برابر قدمها او
ستارگان تاج درختان را افروختهاند،
و در حوالی او
خون از رگهای صخره جاری میشود.
پس، او گام برمیدارد و به رفتن ادامه میدهد
تا به آن جا که کاملا محو گردد
و در انتهای این سفر سایه او را
در کام خود فرو برد.
و من کسی نیستم جز او
و او کسی نيست جز من
مگر تفاوتی در شمایل!
#محمود_درویش
1 640
هرگاه که دو دلداده به
به جدایی مبتلا گشتن
من رنجیدم
چرا که یکی از آنها منم
و آن دیگری که میرود تویی.
هرگاه دو عاشق به وصال
یکدیگر رسیدند
من گریستم
چرا که لباس عروس
به اندازهی رویاهای بود که با تو داشتم
اما حلقه در جیب تو جا ماند.
#أحلام_مستغانمي
1 640
"وأنتِ حروفي إذا ما نطقتُ
وأنتِ سكوتي الطويل الكئيب."
"و تو کلماتِ منی،
آن دم که لب به سخن بُگشایم
و تو...
تو سکوتِ دلشکسته وُ طولانیِ منی!"
#غازي_القصيبي
1 640
چهرهی زیبا
مثلِ آفتابگردانیست که گلبرگهایش را؛
رو به خورشید میگشاید
مثلِ تو
که چهره میگشایی بر من، وقتی ورق را برمیگردانم.
#اوکتاویو_پاز
1 640
آسمانی بی ابر
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک
لای گل های حیاط
نور در کاسه ی مس
چه نوازش ها میریزد
نردبان از سر دیوار بلند
صبح را روی زمین می آرد
#سهراب_سپهری
#درود
#پگاهتون_نیک♥️😊
1 640
+1
"وتكادُ تكونُ مثلَها يا قمر!"
"وتو میخواهی شبیه او باشی، ای ماه!"
#الرافعي
#شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨
1 640
جنازهی ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکنها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفتهیی گذشت
تا هلال شود.
در این چهاردهنوبت مدام مینوشیدیم
در ساغرهامان گریه میکردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
#جواد_مجابی
نام و یادش گرامی
