es
Feedback
شـ🍇ـــرابِ شـ؏ـر

شـ🍇ـــرابِ شـ؏ـر

Ir al canal en Telegram

#شراب_شعر_خانه_فرزندان_ایران_است_همسایه_ما_شوید

Mostrar más
1 571
Suscriptores
+524 horas
+257 días
+6530 días
Archivo de publicaciones
نگاهِ تو آبیاری گرما بود مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گل‌ِ سرخ آیا دریا بودم من!؟ که نگاهِ تو   می‌آمد و برمی‌گشت   تا آبیاری گرما! مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گلِ سرخ و تو نگاه بودی   پی‌گیر تا برانگیزد و    به آسمان رود و بازگردد مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گلِ سرخ چنان‌که   لبهء زیرینِ آن آتشین   پیدا بود. #م‌_موید

آخرين دانه ی اين مزرعه را نيز کلاغان خوردند و مترسک به دعا مشغول است. #علی_میرافضلی
آخرين دانه ی اين مزرعه را نيز کلاغان خوردند و مترسک به دعا مشغول است. #علی_میرافضلی

آن که مهربانی را حقیقتاٌ آموخته باشد زحمت رو نمی فشارد... درد، امانت است اگر آن را به اهلش بگویی، می شود مرهم و اگر به نااهلش بگویی، می شود سلاح آدم نااهل گوش نمی سپارد که آرامت کند می شنود تا روزی علیه ات ماشه ای بکشد #طوبیٰ_طیبی

اما عزیز من ای کاش از دلتنگی من تا شما راه دوری نبود... #حسین_عربی

حکم داده‌اند "خوابش را مختل کنید" شایعه‌ شده برای پرندگانی دانه ریخته شب را در باران قدم زده معشوق را بوسیده و هزار بوسه از او در گوشه‌ای از سلولش پنهان کرده. #سید_محمد_مرکبیان

شمشاد ها سربازند افرا ها پیامبر نارنج ها دختران زیبا شاتوت ها شهیدان شهر کاج ها و سرو ها کودکان کار لیمو ها رانندگان تاکسی تو اما محبوب من درخت زیتونی زیتون همیشه "مقدس" و من بیدم مجنون قداست تو ... #محمد_شیرین_زاده

می شَود بوی مرداد را حس کرد و این‌بار هم، پای گل‌های پیراهنت در میان است #حمیدرضا_عبداللهی #درود #پگاهتون_نیک♥️😊
می شَود بوی مرداد را حس کرد و این‌بار هم، پای گل‌های پیراهنت در میان است #حمیدرضا_عبداللهی #درود #پگاهتون_نیک♥️😊

شب، بدونِ تو چگونه تمام می شود...؟! #احمد‌رضا_احمدی #شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨
شب، بدونِ تو چگونه تمام می شود...؟! #احمد‌رضا_احمدی #شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨

دوری‌ات دوریِ یک شاه ز یک مملکت است غمِ دلتنگیِ شب‌های رضاخان، سلام #مصطفی_محمدپور

اکنون از این‌جا ‏از این بارِ دلتنگی ‏در آغوش‌ات می‌کشم ‏از شعری که سکوت‌اش کرده‌ام ‏دست دور گردن‌ات می‌برم ‏و تو را ‏از ترانه
اکنون از این‌جا ‏از این بارِ دلتنگی ‏در آغوش‌ات می‌کشم ‏از شعری که سکوت‌اش کرده‌ام ‏دست دور گردن‌ات می‌برم ‏و تو را ‏از ترانه‌ای که فراموش‌اش کرده‌ام، ‏می‌بوسم. ‏ #صباح‌الدین_علی

دوست‌ات دارم و شادمانی من می‌گزد لبانِ نرم تو را. گرانه و سنگین بود این به من عادت کردن‌ات. عادت به روح منزوی و وحشی من و نامم که از آن گریزان‌اند همه. مدیدی هست ای مروارید تک تو را عاشق‌ام و تو را چون بانوی کهکشان باور دارم. گل‌های شادی را از کوه‌پایه می‌چینم فندق‌های سیاه تو را و سبدهایی از حصیر جنگل پر از بوسه‌ها با تو چنان می‌کنم که بهار با درختان گیلاس. #پابلو_نرودا

او تو را کشته بود، ولی تو انگار طوری هستی که اگر بر مزارت دسته گلی می‌گذاشت، او را می‌بخشیدی… #امره_گورلک

ناله‌ی نی...‍ ‍

صبحِ امروز می‌خواستم برایت گل‌های بنفشه بخرم، اما رفقا گرسنه بودند، برایشان نان خریدم و برای تو شعری عاشقانه نوشتم. #محمود_درويش

عشق تو آفتاب است آنگاه که درونم طلوع میکنی و می‌بینمت... #شیرکو_بیکس

شب سرودش را خواند ... نوبت پنجره‌هاست ! #سهراب_سپهری #درود #پگاهتون_نیک♥️😊
شب سرودش را خواند ... نوبت پنجره‌هاست ! #سهراب_سپهری #درود #پگاهتون_نیک♥️😊

چه خواب سنگینی؛ بیداری... در انتظار خواب #عباسعلی_صالحی #شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨
چه خواب سنگینی؛ بیداری... در انتظار خواب #عباسعلی_صالحی #شبتون_پر_از_پروانه_های_شانه_نشین✨🦋✨

گاهی تو، به جای من چند بند شعر بگو! کلمات را زیر و رو کن! دست بکش بر سر و روی دلتنگی! تنهایی را بتکان از شانه هایم! گاهی تو عاشق باش! سراغ چشم هایم را بگیر گاهی تو، لبخند بزن و از بوسه هایم توت سرخ دست چین کن! گاهی تو، بگو هنوز دوستم داری! گاهی باش و بگو این حال مرا خوب می کند و من هنوز، شاعر پنهان توام! تصنیف ترنّمی غمگین روی تارهایی، که مضراب دلش، اندوهناک می نوازد! کاش عشق، به قدر دوست داشتنت، زیبا نمی شد! و من به قدر بغض هایم دوستت نداشتم! #عرفان_یزدانی ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‎      ‌ ‌‌

چه دیر آمدی حالایِ صدهزار ساله‌ی من! من این نیستم که بوده‌ام او که من بود آن همه سال رفته زیر سایه‌یِ آن بیدِ بی‌نشان مُرده ا
چه دیر آمدی حالایِ صدهزار ساله‌ی من! من این نیستم که بوده‌ام او که من بود آن همه سال رفته زیر سایه‌یِ آن بیدِ بی‌نشان مُرده است. #سیدعلی_صالحی