مضراب
Open in Telegram
مجله هنری مضراب✨ بهتر گوش بدهیم بهتر ببینیم بهتر بخوانیم صفحه اینستاگرام مضراب: Mezzrrab@ شرایط معرفی اثر: https://t.me/Mezzrrabmoarefi
Show more9 944
Subscribers
-524 hours
-147 days
-4030 days
Posts Archive
9 944
📖 سختپوست | ساناز اسدی
باران که میبارد،
بعضی چیزها از زیر خاک بیرون میآیند؛
حتی گذشته.
قصهی مردی که رفته،
خانوادهای که مانده،
و زخمهایی که هیچوقت دفن نشدند.
بعضی آدمها میروند،
اما نبودنشان هم
شکل دیگری از حضور است.
سختپوست؛ روایتی دربارهی فقدان، خانواده و گذشتهای که دست از سر آدم برنمیدارد.
#کتاب
@mezzrrab
9 944
Kanchum Em Ari Ari
🇦🇲
«صدایت میکنم، بیا… بیا…»
ترانهای قدیمی از دل موسیقی ارمنی؛ روایتی از دلتنگی، انتظار و امید به بازگشت کسی که جای خالیاش هنوز احساس میشود. موسیقیای که در هر نتش میتوان ردّی از تاریخ، عشق و احساس را شنید.
منطقهی قفقاز یکی از غنیترین گنجینههای موسیقی در جهان را در خود جای داده؛ جایی که موسیقی فقط صدا نیست، بلکه روایت نسلها، خاطرهها و احساسات مردمانی است که قرنها با این نغمهها زندگی کردهاند.
#موسیقی_ملل
@mezzrrab
9 944
این گروه یک پروژه مستقل موسیقی از ایران است که با وجود تازهکار بودن، خیلی زود بین علاقهمندان به موسیقی آلترناتیو و ایندی شناخته شد. برخلاف بسیاری از گروههای ایرانی، آثارشان عمدتاً به زبان انگلیسی منتشر میشود و تمرکز اصلی آنها روی ساخت فضایی احساسی، تاریک و سینمایی است، نه حضور رسانهای.
سبک موسیقی آنها ترکیبی از Alternative Rock، Indie Rock، Dream Pop، Emo و Bedroom Pop است. گیتارهای اتمسفریک، وکالهای آرام و شعرهایی درباره عشق، تنهایی، خاطرات و درگیریهای ذهنی، امضای اصلی آثارشان محسوب میشود.
فعالیت رسمی Liboynah از سال ۲۰۲۴ آغاز شد و اولین اثر منتشرشده او قطعه Sedam Kon بود. همکاری او با lisilka از سال ۲۰۲۵ شکل جدیتری به خود گرفت و نتیجه آن انتشار قطعاتی مانند Love Is Not For Me، I'll Wait Where You Left Me، Why Was I Ever Born و همچنین EP The Other Side Of Me بود.
اگر طرفدار فضاهای ملانکولیک، مینیمال و احساسی هستید و از هنرمندانی مثل Cigarettes After Sex، Joji یا آثار ایندی و دریمپاپ لذت میبرید، شنیدن Liboynah x lisilka میتواند تجربه متفاوت و جذابی براتون باشه.
@mezzrrab
9 944
۱۱ دقیقه با نوای گیتار.
سه اسطوره، سه جهان متفاوت، یک زبان مشترک.
آل دی میولا، پاکو د لوسیا و جان مک لافاین؛ سه گیتاریست که هر کدام بهتنهایی میتوانستند یک مکتب باشند.
سال ۱۹۸۱، این سه نفر روی یک صحنه نشستند و آلبوم افسانهای Friday Night in San Francisco را خلق کردند؛ اجرایی که هنوز هم از آن بهعنوان یکی از بهترین اجراهای زندهی تاریخ گیتار یاد میشود.
در میان قطعات این کنسرت، Mediterranean Sundance / Río Ancho دوئت فراموشنشدنی آل دی میولا و پاکو دِ لوسیاست؛ اجرایی که در آن، سرعت و تکنیک تنها ابزارند و آنچه شنیده میشود، گفتوگویی صمیمی میان دو نابغه است.
بعضی آثار با گذشت زمان قدیمی میشوند، اما بعضی دیگر به معیار تبدیل میشوند. این اجرا از همان دست آثار است؛ اثری که هر بار شنیدنش، احترام آدم را به هنر و موسیقی بیشتر میکند.
@mezzrrab
9 944
۱۱ دقیقه با نوای گیتار.
سه اسطوره، سه جهان متفاوت، یک زبان مشترک.
آل دی میولا، پاکو د لوسیا و جان مک لافاین؛ سه گیتاریست که هر کدام بهتنهایی میتوانستند یک مکتب باشند.
سال ۱۹۸۱، این سه نفر روی یک صحنه نشستند و آلبوم افسانهای Friday Night in San Francisco را خلق کردند؛ اجرایی که هنوز هم از آن بهعنوان یکی از بهترین اجراهای زندهی تاریخ گیتار یاد میشود.
در میان قطعات این کنسرت، Mediterranean Sundance / Río Ancho دوئت فراموشنشدنی آل دی میولا و پاکو دِ لوسیاست؛ اجرایی که در آن، سرعت و تکنیک تنها ابزارند و آنچه شنیده میشود، گفتوگویی صمیمی میان دو نابغه است.
بعضی آثار با گذشت زمان قدیمی میشوند، اما بعضی دیگر به معیار تبدیل میشوند. این اجرا از همان دست آثار است؛ اثری که هر بار شنیدنش، احترام آدم را به هنر و موسیقی بیشتر میکند.
@mezzrrab
9 944
دیروز، در هیاهوی میدانها، پرچمِ «نه به آتشبس» را چنان بر فرازِ باد میسپردند که گویی صلح، واژهای بیگانه و جنگ، آیینی مقدس است.
امروز اما، همان دستان، بر قابِ تصویرِ سربازانی مرثیه مینویسند که در جنوب، در امتدادِ همان آتشی که خاموشیاش را برنمیتافتند، به خاک افتادند.
چه زود، شعارها از سینهها کوچ میکنند و بر سنگِ مزارها فرود میآیند.
تاریخ، نه از فریادِ میدانها، که از سکوتِ گورستانها روایت میشود؛
و حقیقت، همیشه دیرتر از هیاهو از راه میرسد.
کاش آدمی پیش از آنکه پرچمی را بر دوشِ باد بسپارد، اندکی نیز به وزنِ تابوتهایی میاندیشید که فردا بر دوشِ مردم خواهند نشست؛
که جنگ، هرگز میانِ شعارها کشته نمیدهد؛
این انسانها هستند که بهای یقینهای شتاب زده را با جانِ خویش میپردازند.
9 944
إذا كان هذا وطناً ،
فما شكل الزنزانة ...؟
اگر این است وطن ،
چگونه است اسارتگاه ...؟!
#عدنان_الصائغ
9 944
قطعه فولک Malan Bar Kir (خانه ها بار خود را بستهاند) در سوگ حادثه درسیم سروده شد.
حادثه درسیم زخمی عمیق در حافظهٔ جمعی کردها و علویانه. در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، منطقه درسیم صحنه عملیات گسترده نظامی شد. روستاهای بسیاری ویران شدن، خانوادهها از هم پاشیدن و هزاران زن، مرد و کودک جان خود را از دست دادن یا از سرزمینشان رانده شدن.
در روایت بازماندگان، درسیم تنها یک عملیات نظامی نبود؛ داستان مادرانیه که فرزندانشان را از دست دادن، کودکانی که یتیم شدن و مردمی که ناچار شدن خانه و کاشانه خود را ترک کنن. هنوز هم در بسیاری از ترانهها، مرثیهها و روایتهای شفاهی کردی، نام درسیم با اندوه، کوچ اجباری، داغ عزیزان و حسرت سرزمین از دسترفته گره خورده.
برای بسیاری از مردم، درسیم یادآور سکوت کوههایی ست که شاهد سوختن روستاها و گریه بیصدای مردمی بودن که دیگر هرگز به زندگی پیشین خود بازنگشتن. به همین دلیل، پس از گذشت دههها، نام درسیم همچنان با سوگ، یاد قربانیان و آرزوی عدالت همراهه.
#folk
@Mezzrrab
