ch
Feedback
مضراب

مضراب

前往频道在 Telegram

مجله هنری مضراب✨ بهتر گوش بدهیم بهتر ببینیم بهتر بخوانیم صفحه اینستاگرام مضراب: Mezzrrab@ شرایط معرفی اثر: https://t.me/Mezzrrabmoarefi

显示更多
9 940
订阅者
-124 小时
-87 天
-3630 天
帖子存档
Uaral — La Vaga Esperanza de Ser… از آن دسته قطعاتیه که نمی‌شه به‌سادگی در یک ژانر جا داد؛ ترکیبی از Atmospheric Doom Metal، Black Metal و Dark Folk که با گیتار آکوستیک، وکال خشن، ریتم‌های سنگین و فضایی سرد و روستایی ساخته شده. این قطعه از آلبوم Sounds of Pain… و یکی از غمگین‌ترین و شخصی‌ترین قطعات Uaral محسوب می‌شه. معنی اسم آهنگ La vaga esperanza de ser… تقریباً یعنی: «امید مبهمِ بودن…» یا شاعرانه‌تر: «آن امید کم‌رنگ برای بودن…» اما خود متن، بیشتر از اینکه درباره «امید» باشد، درباره فقدان، رفتن و ناامیدی از بازگشته. راوی به یک جاده قدیمی برمی‌گرد؛ جاده‌ای که زمانی او و کسی که دوستش داشته رو با هم دیده. حالا زمان همه‌چیز رو محو کرده و او برای آخرین بار آمده تا دردش رو برای همان جاده تعریف کنه. معمولا Uaral غم رو در موسیقی‌شون بیان نمیکنن. غم در موسیقی‌شون تبدیل می‌شه به طبیعت، جاده، باران، روستا، سکوت و خاطره. خود گروه هم موسیقی‌ش رو حاصل تجربه‌های شخصی، خانوادگی و زندگی روستایی شیلی توصیف کرده. حتی در مورد همین قطعه، یک نکته خیلی جالب وجود داره: صدای مادر بزرگ Caudal (یکی از اعضای بند) در ارتباط با این قطعه مطرح شده و همین پیوند خانوادگی، حس نوستالژیک و سوگ‌آلود اون رو عمیق‌تر می‌کنه. این آهنگ درباره‌ی دلتنگی برای یک آدم نیست، دلتنگی برای زمانیه که وجود ندارد. جاده هنوز هست، اما آدم‌ها عوض شدن. خاطره هنوز هست، اما رابطه دیگه نیست. و راوی در نهایت نمی‌گه «منتظرت می‌مونم». میگه :«من هم تنها موندم» و این تفاوت خیلی مهمه. آهنگ به جای امید به بازگشت، به یک جور تسلیم شاعرانه در مقابل فقدان می‌رسه. و جالب اینکه با فضای کلی Sounds of Pain هم کاملاً هماهنگ است؛ آلبومی که مضامینی مثل تنهایی، طبیعت، اندوه و مرگ رو درهم می‌آمیزه.

#blackmetal @Mezzrrab

بعضی آهنگا فقط شنیده نمی‌شن، یه تیکه از یه خاطره‌ان… 🥀 «دامن زردو» از ممرض؛ جنوب، دلتنگی، عشق و خاطره‌ای که هنوز تموم نشده. #ممرض #دامن_زردو #موسیقی_جنوب @Mezzrrab

چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را @mezzrrab

📖 سخت‌پوست | ساناز اسدی باران که می‌بارد، بعضی چیزها از زیر خاک بیرون می‌آیند؛ حتی گذشته. قصه‌ی مردی که رفته، خانواده‌ای که
📖 سخت‌پوست | ساناز اسدی باران که می‌بارد، بعضی چیزها از زیر خاک بیرون می‌آیند؛ حتی گذشته. قصه‌ی مردی که رفته، خانواده‌ای که مانده، و زخم‌هایی که هیچ‌وقت دفن نشدند. بعضی آدم‌ها می‌روند، اما نبودنشان هم شکل دیگری از حضور است. سخت‌پوست؛ روایتی درباره‌ی فقدان، خانواده و گذشته‌ای که دست از سر آدم برنمی‌دارد. #کتاب @mezzrrab

به فرض این خونه خراب شه حتی یادشم بر آب شه بده دستتو به دست من بذار انگورا شراب شه 🤍 @mezzrrab

Kanchum Em Ari Ari 🇦🇲 «صدایت می‌کنم، بیا… بیا…» ترانه‌ای قدیمی از دل موسیقی ارمنی؛ روایتی از دلتنگی، انتظار و امید به بازگشت کسی که جای خالی‌اش هنوز احساس می‌شود. موسیقی‌ای که در هر نتش می‌توان ردّی از تاریخ، عشق و احساس را شنید. منطقه‌ی قفقاز یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های موسیقی در جهان را در خود جای داده؛ جایی که موسیقی فقط صدا نیست، بلکه روایت نسل‌ها، خاطره‌ها و احساسات مردمانی است که قرن‌ها با این نغمه‌ها زندگی کرده‌اند. #موسیقی_ملل @mezzrrab

همه چیز از یک ستاره شروع میشود، از یک امید کوچک که حاضر نیست خاموش شود. به انتخاب آقای راننده! @mezzrrab

این گروه یک پروژه مستقل موسیقی از ایران است که با وجود تازه‌کار بودن، خیلی زود بین علاقه‌مندان به موسیقی آلترناتیو و ایندی شناخته شد. برخلاف بسیاری از گروه‌های ایرانی، آثارشان عمدتاً به زبان انگلیسی منتشر می‌شود و تمرکز اصلی آن‌ها روی ساخت فضایی احساسی، تاریک و سینمایی است، نه حضور رسانه‌ای. سبک موسیقی آن‌ها ترکیبی از Alternative Rock، Indie Rock، Dream Pop، Emo و Bedroom Pop است. گیتارهای اتمسفریک، وکال‌های آرام و شعرهایی درباره عشق، تنهایی، خاطرات و درگیری‌های ذهنی، امضای اصلی آثارشان محسوب می‌شود. فعالیت رسمی Liboynah  از سال ۲۰۲۴ آغاز شد و اولین اثر منتشرشده او قطعه Sedam Kon  بود. همکاری او با lisilka  از سال ۲۰۲۵ شکل جدی‌تری به خود گرفت و نتیجه آن انتشار قطعاتی مانند Love Is Not For Me، I'll Wait Where You Left Me، Why Was I Ever Born و همچنین EP The Other Side Of Me بود. اگر طرفدار فضاهای ملانکولیک، مینیمال و احساسی هستید و از هنرمندانی مثل Cigarettes After Sex، Joji یا آثار ایندی و دریم‌پاپ لذت می‌برید، شنیدن Liboynah x lisilka می‌تواند تجربه متفاوت و جذابی براتون باشه. @mezzrrab

Sevgili canan

فاصله بین آدمی و‌ خودش! @mezzrrab

۱۱ دقیقه با نوای گیتار. سه اسطوره، سه جهان متفاوت، یک زبان مشترک. آل دی میولا، پاکو د لوسیا و جان مک لافاین؛ سه گیتاریست که هر کدام به‌تنهایی می‌توانستند یک مکتب باشند. سال ۱۹۸۱، این سه نفر روی یک صحنه نشستند و آلبوم افسانه‌ای Friday Night in San Francisco را خلق کردند؛ اجرایی که هنوز هم از آن به‌عنوان یکی از بهترین اجراهای زنده‌ی تاریخ گیتار یاد می‌شود. در میان قطعات این کنسرت، Mediterranean Sundance / Río Ancho دوئت فراموش‌نشدنی آل دی میولا و پاکو دِ لوسیاست؛ اجرایی که در آن، سرعت و تکنیک تنها ابزارند و آنچه شنیده می‌شود، گفت‌وگویی صمیمی میان دو نابغه است. بعضی آثار با گذشت زمان قدیمی می‌شوند، اما بعضی دیگر به معیار تبدیل می‌شوند. این اجرا از همان دست آثار است؛ اثری که هر بار شنیدنش، احترام آدم را به هنر و موسیقی بیشتر می‌کند. @mezzrrab

۱۱ دقیقه با نوای گیتار. سه اسطوره، سه جهان متفاوت، یک زبان مشترک. آل دی میولا، پاکو د لوسیا و جان مک لافاین؛ سه گیتاریست که هر کدام به‌تنهایی می‌توانستند یک مکتب باشند. سال ۱۹۸۱، این سه نفر روی یک صحنه نشستند و آلبوم افسانه‌ای Friday Night in San Francisco را خلق کردند؛ اجرایی که هنوز هم از آن به‌عنوان یکی از بهترین اجراهای زنده‌ی تاریخ گیتار یاد می‌شود. در میان قطعات این کنسرت، Mediterranean Sundance / Río Ancho دوئت فراموش‌نشدنی آل دی میولا و پاکو دِ لوسیاست؛ اجرایی که در آن، سرعت و تکنیک تنها ابزارند و آنچه شنیده می‌شود، گفت‌وگویی صمیمی میان دو نابغه است. بعضی آثار با گذشت زمان قدیمی می‌شوند، اما بعضی دیگر به معیار تبدیل می‌شوند. این اجرا از همان دست آثار است؛ اثری که هر بار شنیدنش، احترام آدم را به هنر و موسیقی بیشتر می‌کند. @mezzrrab

به انتخاب رضا برای جمعه شب های همت♥️ @mezzrrab

دیروز، در هیاهوی میدان‌ها، پرچمِ «نه به آتش‌بس» را چنان بر فرازِ باد می‌سپردند که گویی صلح، واژه‌ای بیگانه و جنگ، آیینی مقدس است. امروز اما، همان دستان، بر قابِ تصویرِ سربازانی مرثیه می‌نویسند که در جنوب، در امتدادِ همان آتشی که خاموشی‌اش را برنمی‌تافتند، به خاک افتادند. چه زود، شعارها از سینه‌ها کوچ می‌کنند و بر سنگِ مزارها فرود می‌آیند. تاریخ، نه از فریادِ میدان‌ها، که از سکوتِ گورستان‌ها روایت می‌شود؛ و حقیقت، همیشه دیرتر از هیاهو از راه می‌رسد. کاش آدمی پیش از آنکه پرچمی را بر دوشِ باد بسپارد، اندکی نیز به وزنِ تابوت‌هایی می‌اندیشید که فردا بر دوشِ مردم خواهند نشست؛ که جنگ، هرگز میانِ شعارها کشته نمی‌دهد؛ این انسان‌ها هستند که بهای یقین‌های شتاب زده را با جانِ خویش می‌پردازند.

وقتی شرق و غرب، وسط یه غروب بی‌انتها به هم رسیدن. این قطعه ترکیبی از سبک سایکدلیک راک همراه با المان های سنتی هنده که فضای راز آلود و سینماتیکی به قطعه میده. لذت ببرید. @mezzrrab

وقتی شرق و غرب، وسط یه غروب بی‌انتها به هم رسیدن. این قطعه ترکیبی از سبک سایکدلیک راک همراه با المان های سنتی هنده که فضای راز آلود و سینماتیکی به قطعه میده. لذت ببرید. @mezzrrab

إذا كان هذا وطناً ، فما شكل الزنزانة ...؟⁩ ‏اگر این است وطن ، چگونه است اسارتگاه ...؟! ‏ #عدنان_الصائغ⁩

آهنگ «Ay Yarom Biya» (آی یارم بیا) در اصل متعلق به مبارکشو میرزاشویف است؛ خواننده‌ای اهل تاجیکستان، به‌ویژه منطقه کوهستانی بدخشان. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۸۸ به زبان تاجیکی منتشر شد و به یکی از مشهورترین ترانه‌های عروسی و مردمی آسیای مرکزی تبدیل شد. #موسیقی_ملل @mezzrab

پر بکش سوی روشنی ها که شاید از پس تیرگی ها آفتابی درآید 🕊️ #بازخوانی @mezzrrab