مولانا | بشنو
Open in Telegram
بنامِ سماع... کانال تلگرام حضرت مولانا و شمس تبریزی |عرفان و حقیقت| بشنو این نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند آیدی ما در تلگرام و اینستاگرام : @beeshno
Show more1 299
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-3130 days
Posts Archive
1 299
شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
به میان سرو و سوسن گل خوش عذار باشی
به طرب هزار چندان که بوند عیش مندان
به میان باغ خندان مثل انار باشی
نشوی چو خارهایی که خلند دست و پا را
به مثال نیشکرها که شکرنثار باشی
به مثال آفتابی که شهیر شد به بخشش
به میان پاکبازان به عطا مشار باشی
هله بس که تا شهنشه بگشاید و بگوید
چو خمش کنی نگویی و در انتظار باشی
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
هم ترازو را ترازو راست کرد
هم ترازو را ترازو کاست کرد
هر که با ناراستان هم سنگ شد
در کمی افتاد و عقلش دنگ شد
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم ملک او شود، نیاساید و آرام نیابد.
این خلق به تفصیل در هر پیشهای و حرفتی، صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذلک میکنند و هیچ آرام نمیگیرند.
زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر معشوق را «دلارام» میگویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد. پس به غیر، چون آرام و قرار گیرد؟!
#فیه_ما_فیه
@beeshno
1 299
آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست
و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم
و آنک سوگند من و توبهام اشکست کجاست
و آنک جانها به سحر نعره زنانند از او
و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست
جان جانست وگر جای ندارد چه عجب
این که جا میطلبد در تن ما هست کجاست
غمزه چشم بهانهست و زان سو هوسیست
و آنک او در پس غمزهست دل خست کجاست
پرده روشن دل بست و خیالات نمود
و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد
و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی دود آید، و بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی عود آید. و این را کسی دریابد که او را مشامی باشد.
#فیه_مافیه
@beeshno
1 299
شدهام سپند حسنت وطنم میان آتش
چو ز تیر تست بنده بکشد کمان آتش
چو بسوخت جان عاشق ز حبیب سر برآرد
چه بسوخت اندر آتش که نگشت جان آتش
بمسوز جز دلم را که ز آتشت به داغم
بنگر به سینه من اثر سنان آتش
که ستارههای آتش سوی سوخته گراید
که ز سوخته بیابد شررش نشان آتش
غم عشق آتشینت چو درخت کرد خشکم
چو درخت خشک گردد نبود جز آن آتش
خنک آنک ز آتش تو سمن و گلشن بروید
که خلیل عشق داند به صفا زبان آتش
که خلیل او بر آتش چو دخان بود سواره
که خلیل مالک آمد به کفش عنان آتش
سحری صلای عشقت بشنید گوش جانم
که درآ در آتش ما بجه از جهان آتش
دل چون تنور پر شد که ز سوز چند گوید
دهن پرآتش من سخن از دهان آتش
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
بار خود از مردمان بردار، و بار ایشان بکش،
و طمع از ایشان ببر، و آنِ خود پیش ایشان نِه.
ایشان توانگری میخواهند تو درویشی خواه.
ایشان عز میخواهند تو ذلّ خواه.
#شمس_تبریزی
@beeshno
1 299
Repost from مولانا | بشنو
چون شانه در آن زلف چنان رفت دل ما
کز بیخودی از زلف تو تا شانه ندانیم...
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
من از برای مصلحت، در حبس دنیا ماندهام
حبس از کجا، من از کجا؟! مال که را دزدیدهام؟
#حضرت_مولانا
@beeshno
