مولانا | بشنو
Open in Telegram
بنامِ سماع... کانال تلگرام حضرت مولانا و شمس تبریزی |عرفان و حقیقت| بشنو این نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند آیدی ما در تلگرام و اینستاگرام : @beeshno
Show more1 299
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-3130 days
Posts Archive
1 299
تو نه چنانی که منم ،من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم،من نه بر آنم که تویی...
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
(خداوندگار) فرمود که:
در عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست.
اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را به جای آری و یاد داری و فراموش نکنی و آن را فراموش کنی هیچ نکرده باشی.
همچنانکه پادشاهی تو را به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنان است که هیچ نگزاردی.
پس آدمی در این عالم برای کاری آمدهاست و مقصود آن است، چون آن نمیگزارد پس هیچ نکرده باشد.
#فیه_مافیه
@beeshno
1 299
چون حلقه زلف خود شماری
ما چشم در آن شمار داریم
چشم تو شکار کرد جان را
ما دیده در آن شکار داریم
ای آب حیات در کنارت
این آتش از آن کنار داریم
زان لاله ستان چه زار گشتیم
یا رب که چه لاله زار داریم
گوییم ز رشک شمس تبریز
نی سیم و نه زر نه یار داریم
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
غرض از حکایت، معاملۀ حکایت است نه ظاهر حکایت که دفع ملالت کنی به صورت حکایت؛
بلکه دفع جهل کنی.
#شمس_تبریزی
@beeshno
1 299
من بیخود و تو بیخود
ما را که بَرد خانه؟
من چند تو را گفتم
کم خور دو سه پیمانه؟
در شهر یکی کس را
هشیار نمیبینم
هریک بتر از دیگر
شوریده و دیوانه
جانا به خرابات آ
تا لذّتِ جان بینی
جان را چه خوشی باشد
بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی
دستی زبرِ دستی
و آن ساقیِ هر هستی
با ساغرِ شاهانه
تو وقفِ خراباتی
دخلت می و خرجت می
زین وقف به هشیاران
مسپار یکی دانه
ای لولیِ بربطزن
تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی
افسونِ من افسانه
از خانه برون رفتم
مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر
صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلنگر
کژ میشد و مژ میشد
وز حسرتِ او مرده
صد عاقل و فرزانه
گفتم: ز کجایی تو؟
تسخر زد و گفت: ای جان
نیمیم ز ترکستان
نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گِل
نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا
نیمی همه دُردانه
گفتم که: رفیقی کن
با من که منم خویشت
گفتا که: بنشناسم من
خویش ز بیگانه
من بیدل و دستارم
در خانهٔ خمّارم
یک سینه سخن دارم
هین شرح دهم یا نه؟
در حلقهٔ لنگانی
میباید لنگیدن
این پند ننوشیدی
از خواجهٔ علیانه
سرمستِ چنان خوبی
کی کم بود از چوبی؟
برخاست فغان آخر
از استن حنانه
شمسالحقِ تبریزی
از خلق چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی
صد فتنهٔ فتّانه
#حضرت_مولانا
@beeshno
