en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

❤زادگاه من چاپشلو❤

❤زادگاه من چاپشلو❤

Open in Telegram

کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4

Show more
1 524
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1830 days
Posts Archive
Hasan Danaei: Hasan Danaei: این روایت: حسرت و درد. همین !!! نشسته ام  به در نگاه می کنم ، دریچه آه می کشد  تو از کدام راه می رسی ... صدای گرم ولرزان پیرمرد را بارها گوش کرده ام و هربار انگار تازه این غزل را می‌شنوم.» سایه» انگار دارد از دل من می گوید : خیال دیدنت چه دلپذیر بود . جوانی ام دراین امید پیر شد نیامدی و دیر شد ودر آخر انگار برای مصاحبه گر و درحقیقت برای خودش می گوید: همین . تا چشم برهم می گذاری به نقطه ای می رسی که درآخر خواهی گفت همین .یعنی قصه زندگی ما هم تمام شد و هیچ وپوچ . دلم  می گیرد ، آبی به سرو رویم می پاشم  .درآینه  نگاه می کنم .چرتکه بقالی اقاجان را که حالا دکوری در گوشه ای از اطاق جای داده ام ،بدست می گیرم از این ور به آن ور تکان می دهم ،تکه های چوبی گرد داخل سیم با صدا به قاب چرتکه برخورد می کنند وبا حرکت دست ،حول محور سیم و پشت سرهم از یکان به هزاران پایین و بالا می روند  .می شمارم تکه هارااز یکان شروع می کنم : .یک روز می خواستم بزرگ شوم ،ابتدا در قد وهیکل بعدها در فکر و اندیشه .حالا بزرگ شده ام یا خیال می کنم عاقله مرد هستم !  ،موهای سر و رو و سینه که همه سفید شده اند اگر این نشانه بزرگی باشد ،قدم اول را برداشته ام و گام بعدی ؟  .!! روزگاری آرزوهایی داشتم ،امروز ابزاری رادردست و دور وبرم دارم که حتی نمی توانستم تصورش را بکنم .اینترنت ،ماهواره ،گوشی تلفن هوشمند و هزاران ابزار وادوات برقی والکترونیکی ومکانیکی .اما یه چیز ندارم ،اون چیز را نمی تونم بیان کنم . حسی هست .در قالب الفبا قرار نمی گیرد ...نمی دانم خصلت قدم اول است یا خصیصه گام دوم  . من اینجا چکار می کنم ؟ سوالی  بود که بارها از خودم پرسیدم  ، در چهار دیواری تنگی  هستم که در فرهنگ رایج امروزی  به آن می گویند  آپارتمان .قفسی که در آن زندانی ام.از حیاط و درختان توت و میم وبوته گل محمدی و حوض خبری نیست .  من اینجا  همسایه هایم  را نمی شناسم. دلم خوش است  آشپزخانه این قفس ، اوپن است  .مبلمان دارم و تزیین امروزی اشکال هندسی  را درگوشه وکنار ومنظر گذاشته ام    که  با کفپوش سرامیک ،تناسب دارند ،سرد و بی روح  .دکورچوبی و نور مخفی و پرده لابلا توری و مخمل  !    اما من همسایه هایم را نمی شناسم. حتی همسایه  رو برو که صدای زندگی‌شان از تیغه نازک مابین به گوشم می رسد ،خنده  ،شوخی ،دعوا ،گاهی گریه ،فحش ،صدای موزیک و .. .همان کسی که بارها در پلکان و یا آسانسور با او روبرو شده ام .لامروت حتی یکبار هم از من تقاضایی نداشته .در نزده ،زنگ بصدا درنیامده تا بگویم بله و او بگوید نمک دارید ؟ سیب زمینی دارید  چند عدد به ما قرض بدید ؟ من به این محیط و این شرایط عادت ندارم .من بقول آقاجان اینطور بار ! نیامده ام .آنچه آموخته ام و یاد گرفتم .انگار مربوط به یک دوره و زمانه دگری بوده ،یه مرضی مرا گرفته .من همانی ام که به قول شفیعی کدکنی : به شوق دیدن فردا گریستم ،فردا چو شد ،حسرت دیروز زیستم ... من همسایه ها ومحله مان   را می خواهم .من دلبر باجی را می خواهم  ،ترک مهاجر که نه کلاس در اورسیت درس خوانده بود و در خانه شان تنور داشت و نان لواش می پخت .من مرجان خلی را می خواهم که با همه نداریش وقتی که اسماعیل شوهرش که باربر، بود و بار جابجا می کرد .زیر بار سنگین کمرش خم شد ، شکست و افتاد تو خونه و مرجان خلی شد نان آور خانه با چهار دختر دم بخت! و شبها پیاز بار می ذاشت تا به همسایه ها بفهماند کم ندارد و شانه هایش می تواند تحمل کند این بار  را. سنگینی که تا آن موقع وصف جنسیتی داشت و پهلوانی بود و پهلوان صفت مردانگی .و مرجان خلی تعریف دگری از پهلوانی داد .پهلوانی به جنسیت نیست. به مرام  است . من زرافشان خاله را می خواهم زنی که ایستاد و سد شد درمقابل همه سختی های زندگی وقتی که اسب درشکه اقی فرضی در یک شب سرد زمستانی آرام گرفت از تقلا باز ایستاد دیگر یونجه نخواست و حتی جو که آنهمه عاشق ان بود .و فردای انروز زرافشان خاله رفت خونه رئیس و روسا به کار و کلمه کلفت را که برایش سخت بود را پذیرفت و شد کلفت خونه این وان رئیس و آقا تا خرجی خانوار شش نفره را دربیاورد و باز هم در هر فرصتی، رقصید و شوخی کرد و سر بسر این وان گذاشت و به معنی واقعی زندگی کرد . من شجاعت قدیر  را می خواهم .مردی که به مرض کچلی ناشی از بیماری پوستی در آن دورانی که خزینه بجای شست وشو عامل بیماری بود ،دچار شده ومویی در سر نداشت .اما فقدان مو باعث نشده بود که اعتماد به نفسش را از دست بدهد .خوشگلی نداشت. اما یکپارچه آقا بود ، .سواد خواندن ونوشتن نداشت اما فهم و کمال داشت و متوجه بود و منظور را می گرفت .آما دلش کوچک بود مثل دل کبوتر .روزی که خیال کرد !  فائقه عشق اول وآخرش ،مادر فرزندانش سودای دگر در سر دارد و گمان باطل وشک فکر  وذهنش  را گرفتار کرده بود .

#چاپشلو حیاط و #خانه‌_قدیمی مرحوم حاج موسی خان رحمانیان روحش شاد ویادش گرامی🥀🙏 خانه های قدیمی  ببینید چقدر رَف وتاقچه داشت واین خانه ها زمانی برای خودشان برو بیایی داشتن😍 توضیحات بیشتر آقای بقالچی شهریور۹۹ 👇 https://t.me/chapeshloo_1

#چاپشلو باغ حاج حسینقلی عبدی همشهری عزیز آقای حسین احمدی(غلوخجی) ازمشهد آمده کمک میگه 50سال هستش به انگور باز کردن نیامده بودم همگی خسته نباشند🌺 https://t.me/chapeshloo_1

نمونه هوش مصنوعی یه همشهری درست کرده

Voice message00:52

یخنی درگزی در خاک فرانسه 👏🌹😍 @chapeshloo_1

گرد و روغن انگوری بازار ازاد کیلو حدود ۸۰۰هزار تومان هستش اقای جمشید جیران کیلو ۶۱۵ تومان میده امروز زنگ بزنید تا فردا گران ن
گرد و روغن انگوری بازار ازاد کیلو حدود ۸۰۰هزار تومان هستش اقای جمشید جیران کیلو ۶۱۵ تومان میده امروز زنگ بزنید تا فردا گران نخرید آقای  جمشید جیران باغان۰۹۱۵۸۸۴۴۳۷۱  @chapeshloo_1

بازگشت همه بسوی اوست 🙏🥀🖤 درگذشت همسایه عزیزمان مرحوم الله یار زراعتکار را به خانواده داغدیده و همه فامیل وابسته تسلیت میگو
بازگشت همه بسوی اوست 🙏🥀🖤 درگذشت همسایه عزیزمان مرحوم الله یار زراعتکار را به خانواده داغدیده و همه فامیل وابسته تسلیت میگوییم صبر الهی برای بازماندگان روحش شاد ویادش گرامی🙏🥀🖤 خدا بیامرزه دهه 60/70 اگه عروسی همسایه ها بود تبر برمیداشت با تبر هیزوم میشکت خیلی استاد بود تنها فردی بود که تبر را جای تبر میزد روحش شاد 🙏🥀😔 کانال زادگاه من چاپشلو @chapeshloo_1

این کلیپ را ببینید فعلا بعدا در  اسرع وقت اوزم آچماق   و رسم و رسومات آن را یک ویس کاملتر از این 0تا100 توضیح میدم @chapeshloo_1

4_532584246875813796.mp33.59 MB

چاچشلو درست کردن ایشغار(تیزآب) و زدن انگور باغ باغدار زحمتکش اقای کربلایی محمد بابایی برای 1تن انگور در صد لیتر آب ولرم 1لیتر روغن 3کیلو گرد @chapeshloo_1 شهریور 1403

امروز زنگ بزنید تا فردا گران نخرید اقای جمشید جیران باغان۰۹۱۵۸۸۴۴۳۷۱ ساغول

Voice message01:12

پالز پالز خاطرات دوران بچه گی😍 @chapeshloo_1 ۱۴۰۵/۵/۱۰