علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست
Open in Telegram
هر نوع سلطنت مطلقه، حتی معتدلترین نوع آن و هر گونه اشرافیت حتی اصلیترین شکل آن به حق توهینی به مقام انسانیت است. _________________
Show more1 417
Subscribers
+124 hours
-37 days
+2630 days
Posts Archive
Repost from جبههٔ اصلاحات ایران
❇️احضار محسن آرمین به دادسرای امنیت
🔺محسن آرمین، نایبرئیس اول جبهه اصلاحات ایران، به دادسرای امنیت ناحیه ۳۳ احضار و پس از انجام بازپرسی با قرار کفالت آزاد شد.
◾️این احضار در ادامه روند احضار اعضای هیأترئیسه جبهه اصلاحات ایران صورت گرفته است. موضوع پرونده به بیانیه جبهه اصلاحات ایران در واکنش به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه مربوط است که در بهمنماه منتشر شده بود.
◾️محسن آرمین پس از حضور در دادسرا و پاسخگویی به پرسشهای بازپرس، با قرار کفالت آزاد شد.
🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی
تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
🔴 ما همه براندازیم(به بهانهی یک دیدار)
✍ عبدالله ناصری
روزهای نخستین شهریور دیدار با یک چهرهی سیاسی دلسوز و ایراندوست خيلی خوشحالم کرد. او منتقدِ جدی حکمرانی بر
مردم و البته هنوز امیدوار به اصلاح بنیادین در درون اسلام سیاسی فعلی است. از بابِ
مطایبه به حقیر گفت: تو برانداز شدهای!
و بلافاصله تأکید کرد البته برانداز نجیب!
این حکایت سبب شد در مورد این کلمه که بسیاری از کنشگران و سیاستورزان ایرانی از کاربرد آن واهمه دارند بنویسم.
در ادبیات سیاسی ایران گاهی کلمات ساده یا مرکب در چالهی چالش قرار گرفته و معنا و مراد غلط از آن مستفاد شدهاست. به عنوان مثال ترکیب “اصلاح ساختاری" بسیاری را به اشتباه انداخته و بعضی را هم گرفتار توهم کردهاست. بدین معنا که آن را از نوع اصلاح در درون قانون اساسی با حفظ کلیت حکومت دینی دانسته، و یا به دلیل کاربرد کلمه “اصلاح” در این ترکیب، و تجربه تاریخی اصلاحات که با موانع ساختاری حکومت دینی روبرو و ناکام شد، آن را دور از خواستهی اصلی مردم فهم کرده اند، در حالی که نقطهی عزیمت حرکتهای اعتراضی ملت تغییر و تبدیل حکومت با گام اول یعنی رفراندوم است. کلمه “براندازی” گرفتار چنین واهمهای است. تنها به این دلیل که مخالفان تاریخی جمهوری اسلامی ایران مثل مجاهدین خلق و سلطنت طلبان همیشه در پی نابودی این نظام حتی به قیمت نابودی کشور بوده و لذا هر کسی هم که به دنبال تبدیل نظام سیاسی حاکم به نظام مطلوب باشد برانداز به معنای نابود کنندهی ایران شناخته میشود .وقتی کسانی بدون اسلحه و بدون قصد محاربه ، ارادهی اسقاط یک نظام سیاسی را دارند یک برانداز به معنای تغییردهنده و تبدیل کنندهاند و این برانداز(ورانداز) در پی نابودی استبداد حاکم بر کشور است نه چیز دیگر.
لفظ "براندازی” از نظر ادبی بیشتر به معنای تبدیل و تغییر است تا نابودی، و آن هم پس از سالها سنجه و ارزیابی یک نظام سیاسی اصلاحناپذیر مطالبه میشود. بنابراین هراس از واژه براندازی/وراندازی عقلانی نیست. جنبشگران انقلابی در تاریخ “اکنون” ایران تنها به دنبال تبدیل نظام سیاسی هستند. شعار پرایضاح “ مرگ بر جمهوری اسلامی” که اسم رمز جنبشهای ملی است به دنبال تغییر و تبدیل جمهوری اسلامی است و این، همان برانداختن مدیریت ناکارآمد فاسدی است که خاک و مردم ایران را سوزانده است. مسلم است شبههناکی لفظ براندازی در تآثیر از فلسفهی سیاسی امثال "هابز" و "کانت" گرفتاراست.
فلسفهای که نابودی دولت به هر بهانه چون موجد هرج و مرج است غیراخلاقی است (هابز). نگاهی که هرچند اساسا حقِ تغییر را سلب نمیکند اما ارادهی همگانی که تشخیص آن با دولت مستقر است را جواز براَندازی میداند و نهایتا اسقاط حکومت به دستِ همان دولت ممکن است(کانت). در مقابل دو فیلسوف سیاسی مذکور، "جان لاک" براندازی را حق طبیعی ملت دانسته و برهان آورده طبیعت و سرشت آدمی، چون بر عقل نهادهاست، زمانی که دولت حقوقِ طبیعی انسان مثل زندگی آزاد و برابری را سلب کند، براندازی حقِ اخلاقی و عقلانی مردم است. همهی "براندازان مدنی" بايد باور کنند خسارتِ حکومتِ زایلکنندهی حقوق شهروندی از ناامنی حاصل از انقلاب خیلی بیشتر است. نگارنده با صدای بلند فریاد میزند: "من یک برانداز هستم".
@kafaeealirezaa
ضیا نبوی، فعال سیاسی و زندانی سابق:
در جنگ ۱۲ روزه وقتی زندان اوین بمباران شد، خیلی از ما حتی قبل شنیدن خبر، ویدیویی را دیدیم که نشان می داد سر در زندان اوین مورد اصابت موشک قرار گرفته. ویدیویی که بلافاصله و با فاصله چند دقیقه بعد بمباران دست به دست شد و نشان می داد که بر اثر اصابت موشکی فقط و فقط، در زندان از جا کنده می شود. یک کار تر و تمیز که احتمالا قرار است زمینه فرار زندانیان را فراهم کند. راستش نمیدانم چه تعداد از کسانی که آن تصویر را دیدند بعدها متوجه شدند که ساخته هوش مصنوعی بوده و حتی قبل بمباران منتشر شده، اما خب اعتراف میکنم که خودم هم تا مدتها (علیرغم آنکه همان ابتدا متوجه واقعی نبودن فیلم شدم) بمباران اوین را با همان تصویر به ذهن سپرده بودم.
بعدها البته تصاویر زیادی از آن فاجعه در رسانه ها آمد اما اثر هیچکدام آنطور نبود که خودم دو ماه بعد واقعیت را با چشم خودم دیدم. یعنی لحظه ورود به زندان اوین که با ویرانی ساختمان ها در همان ابتدا مواجه شدم. به معنای دقیق کلمه زندان را شخم زده بودند! شاید مخاطب نداند که تقریبا از هر ده نفر کشته آن جنگ، یک نفرش متعلق به بمباران زندان اوین بود. از زندانی تا خانواده زندانی، تا کارمندان مددکاری و بهداری یا سرباز وظیفه و یا مسئولین زندان.
نکته ترسناک ماجرا جدای از همه آن کشته ها برای من آنجا بود که تقریبا مطمئن بودم آن ویدیوی حمله به اوین، ساخته همان کسی است که دستور بمباران را داده است.
یعنی آن تیمی که برنامه بمباران را ریختند (و خوب می دانستند که این بمباران تلفات زیادی هم خواهد داشت) نیاز داشتند که تصویر خودشان از این جنایت را ذهن مخاطب بنشانند. اینکه هم بکشند هم تصویر نجات دهنده را از خودشان بسازند.
راستش دیشب همان لحظات اولی که خبر بمباران عروسی در سیریک به رسانه ها آمد، پیج های اینستاگرامی ناشناس زیادی را دیدم که نوشته بودند این اثر برخورد اشتباه موشک خودی بوده و باز هم به یاد آن ویدیوی کذایی زدن سر در اوین افتادم.
@kafaeealirezaa
به نام خدا
آب در هاون کوفتن
✍علیرضا کفایی
وقتی دولت از سوی بخشی از مدیران منصوب خودش، که با فشار و تحمیل برخی نمایندگان مجلس یا نهادهای دیگر بر سر کار آمدهاند، عملاً تحویل گرفته نمیشود؛ وقتی هر بخش از حاکمیت ساز خود را میزند؛ یک مقام دولتی از تفاهم سخن میگوید و دیگری با ادبیات موشکی خطونشان میکشد؛ وقتی صداوسیما روایت خودش را دارد و ارکان نظام در مسائل اساسی کشور هماهنگ نیستند وقتی در آرای قضایی و برخوردها، استانداردهای دوگانه و تفاوت در شیوه مواجهه با افراد و جریانها، اعتماد عمومی را فرسوده میکند و احکام سنگین و اعدامها بر نگرانیهای جامعه میافزاید؛ وقتی مردم از این همه بلبشو، تناقض، بیسامانی و کشمکش در مدیریت کشور خسته شدهاند و بهتدریج از مسئولان و حتی مسائل عمومی کشور فاصله میگیرند؛ وقتی دولت نتوانسته است همبستگی ملی ایجاد کند و میان جامعه، نخبگان و ارکان مختلف حاکمیت اعتماد و همراهی به وجود آورد؛ و در کنار همه اینها، تورم، گرانی، فقر، کاهش قدرت خرید و فشار معیشتی، زندگی مردم را هر روز سختتر میکند، در چنین شرایطی سخن گفتن از تفاهمنامه، بدون اصلاح این واقعیتها، چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.
تفاهمنامه با امضا و شعار، پشتوانه پیدا نمیکند.
پشتوانه تفاهم، اعتماد مردم، انسجام حاکمیت، عدالت، مدیریت کارآمد و صداقت در عمل است.
آقای پزشکیان؛
مردمی که از بلبشوی موجود خسته و از تناقضها و بیعدالتیها دلزده شدهاند، پیش از هر چیز نیازمند دیدن تغییر واقعی هستند.
اگر همراهی مردم را میخواهید،
اول مدیرانتان را اصلاح کنید.
دولت باید اقتدار مدیریتی و سیاسی خود را بازسازی کند، با دخالتهای بیرونی در انتصابات مقابله کند، میان ارکان مختلف هماهنگی ایجاد کند و برای اعتماد عمومی قدم عملی بردارد.
مردم را نمیتوان با دعوت و خواهش به صحنه آورد؛ همراهی مردم محصول اعتماد است و اعتماد، محصول عملکرد.
تا زمانی که این اصلاحات اتفاق نیفتاده و تفاهم در داخل ایجاد نشود، سخن از تفاهم نامه با خارج، در میان این همه بحران، چیزی جز آب در هاون کوفتن نخواهد بود.
@kafaeealirezaa
هنوز زخم قیام قبلی درمان نشده آقای ترامپ!
✍علی اصغر سیدآبادی
ترامپ در پایان یکی از پیامهای خود در شبکه اجتماعیاش از ما، مردم ایران، پرسیده است: «مردم ایران چه زمانی قرار است قیام کنند و بجنگند؟»
این پرسش برای کسب اطلاع نیست؛ پرسشی سرزنشآمیز است. نیروهای او دیشب یک مجلس عروسی را در سیریک،استان هرمزگان، هدف قرار دادند. چند نفر جان باختند و چندین نفر زخمی شدند.
نمیدانم چه انگیزه و هدفی پشت حمله به یک مجلس عروسی است، اما به یاد دارم که در افغانستان نیز این اتفاق بارها تکرار میشد.
چند روز پیش هم، لابد برای تشویق مردم ایران به قیام علیه حکومت، همه ایرانیان را از شرکت در آزمون تافل محروم کرد.
چند ماه پیش، مدرسهای در میناب و یک منطقه مسکونی و ورزشگاه را در لامرد هدف قرار داد. همین دیروز اطلاعات تازهای درباره بمباران لامرد منتشر شد. در این بمباران، سلاح تازه و غیرمتعارفی از شرکت لاکهید مارتین آزمایش شد؛ همان شرکتی که حامی مالی کنفرانس امنیتیای بود که در آن «رهبر آینده ایران» معرفی میشد.
پارسال در دیماه، بخشی از مردم ایران قیام کردند.
ترامپ چند روز قبلش در ۱۲ دی نوشته بود:
«اگر ایران به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنان را بهشکل خشونتآمیزی بکشد ــ کاری که عادت آنهاست ــ ایالات متحده آمریکا به کمکشان خواهد آمد. ما کاملاً آمادهایم و آمادگی اقدام داریم.»
دو روز بعد گفت:
«ما اوضاع را با دقت بسیار زیر نظر داریم. اگر آنها مانند گذشته شروع به کشتن مردم کنند، فکر میکنم از سوی ایالات متحده ضربه بسیار سختی خواهند خورد.»
روز ۱۹ دی گفت:
«ایران در دردسر بزرگی است. به نظر میرسد مردم در حال بهدستگرفتن کنترل بعضی از شهرهایی هستند که تا همین چند هفته پیش هیچکس فکر نمیکرد چنین چیزی ممکن باشد. ما اوضاع را با دقت بسیار زیر نظر داریم.»
روز ۲۰ دی نیز نوشت:
«ایران شاید بیش از هر زمان دیگری در جستوجوی آزادی است. ایالات متحده آماده کمک است!!!»
در متن انگلیسی، عبارتهای «آزادی» و «ایالات متحده آماده کمک است» را با حروف بزرگ نوشته بود.
وقتی آمریکا به ایران حمله کرد، رهبری که از حمایت لاکهید مارتین برخوردار بود، گفت: «کمکی که ایالات متحده وعده داده بود، از راه رسیده است!»
آقای ترامپ، هنوز زخم قیام قبلی مردم ایران خوب نشده است.
آمریکا نیز از وضعیت کنونی ناراضی نیست. تنها کشورهایی که فروش نفتشان افزایش یافته، آمریکا و روسیهاند. روسیه را هم با کمک اوکراینیها از میدان خارج کردند.
این وضعیت برای مافیای نفت و سلاح آمریکا، که ترامپ وامدار آنهاست، بهترین وضعیت است. هر بار که آتش جنگ رو به خاموشی میرود، با قربانیکردن مردم ایران و هدفگرفتن زیرساختهای کشور، آن را شعلهور نگه میدارند: نفت را گرانتر میفروشند و سلاح بیشتری نیز میفروشند.
@kafaeealirezaa
حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران:
چین سفر قالیباف به چین (و گسترش روابط تهران-پکن) را مشروط به موارد زیر کرده است:
۱- باز کردن تنگه توسط ایران
۲- دریافت نکردن هیچگونه عوارضی
۳- پایان دادن به اختلافات خود با عربستان
۴- پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا!
به نام خدا
برای ایران عزیز؛ تفاهم، نه تقابل
تفاهمنامه یعنی فرصتِ گفتوگو، کاهش تنش و حفظ منافع ملی.
ایران امروز بیش از همیشه به عقلانیت، دیپلماسی و صلح نیاز دارد؛
نه ماجراجویی و جنگ.
صلح، تسلیم نیست؛ انتخابی عاقلانه برای حفظ ایران است.
✍کفایی
@kafaeealirezaa
Repost from جبههٔ اصلاحات ایران
❇️آذر منصوری در نشست با اعضای هیأت رئیسه جبهه های اصلاحات استانها:
حمایت از تفاهم ایران و آمریکا، حمایت از صلح است نه تسلیم
🔺آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات ایران، در نشست مشترک اعضای هیأت رئیسه جبهه اصلاحات ایران با هیأت رئیسه جبهههای اصلاحات استانها، با اشاره به شرایط حساس کشور بر ضرورت حمایت از تفاهمنامه ایران و آمریکا و تلاش برای تبدیل آن به یک خواست ملی و گفتمان غالب در فضای سیاسی کشور تأکید و خاطرنشان کرد: حمایت از تفاهم ایران و آمریکا، حمایت از صلح است نه تسلیم.
◾️رئیس جبهه اصلاحات ایران در این نشست که به صورت مجازی برگزار شد، گفت: مسئله اصلی امروز اصلاحطلبان نه دولت چهاردهم، نه تیم مذاکرهکننده و نه رقابتهای معمول جناحی، بلکه «ایران» و مسئولیت تاریخی ما در قبال آینده کشور است. ایران طی سالهای گذشته هزینههای سنگینی بابت تحریم، تنشهای خارجی و جنگ پرداخته و جامعه نیز تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.
◾️وی افزود: حمایت از تفاهمنامه در وهله نخست به معنای حمایت از کاهش تنش و جلوگیری از تکرار جنگ است. نباید اجازه دهیم منافع سیاسی، اقتصادی یا موقعیتی گروههایی که ادامه بحران را به سود خود میدانند، آینده ایران را گروگان بگیرد.
◾️رئیس جبهه اصلاحات ایران با انتقاد از تحریمهای جدید آمریکا اظهار داشت: تحریم، حتی اگر با ادعای فشار بر حاکمیت اعمال شود، در نهایت به اقتصاد ایران و مردم آسیب میزند و باید صریحاً مورد نقد و محکومیت قرار گیرد. در عین حال، نقد سیاستهای آمریکا به معنای نفی مذاکره نیست؛ اگر آمریکا را طرفی زیادهخواه و غیرقابل اعتماد میدانیم، راه مواجهه با آن الزاماً جنگ نیست و میتوان اختلافات را از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل کرد.
◾️آذر منصوری تأکید کرد: مذاکره به معنای اعتماد به آمریکا یا دادن چکسفیدامضا نیست؛ همانطور که مذاکره نکردن نیز لزوماً به معنای تأمین منافع ملی نیست. معیار هر توافقی باید منافع ایران و حقوق مردم باشد.
◾️وی با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به مسائل خارجی و داخلی گفت: صلح خارجی بدون صلح داخلی پایدار نیست. حمایت از تفاهمنامه نباید به معنای فراموش کردن مطالبات جامعه، کاهش شکاف دولت و ملت، افزایش مشارکت، اصلاح حکمرانی و بازسازی سرمایه اجتماعی باشد.
◾️رئیس جبهه اصلاحات ایران افزود: اگر قرار است ایران از این مرحله عبور کند، باید دو مسیر را همزمان دنبال کنیم؛ کاهش تنش در خارج و افزایش اعتماد در داخل. این دو مسیر در برابر یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند؛ وقتی با آمریکا برای حل اختلافات مذاکره میکنیم و باید همزمان با مردم خود هم گفتوگو کنیم.
◾️آذر منصوری با هشدار نسبت به تبدیل رقابتهای سیاسی به مانعی برای منافع ملی گفت: کشور محل آزمایش محاسبات سیاسی گروهها نیست. دولتها و جریانهای سیاسی میآیند و میروند، اما آنچه باقی میماند ایران و مردمی هستند که باید در آن زندگی کنند. نباید ایران قربانی رقابتهای جناحی شود و نباید با برچسبهایی مانند «خیانت» یا «تسلیمطلبی» مسیر گفتوگو و مذاکره را تخریب کرد.
◾️وی ادامه داد: اگر این تفاهم بتواند خطر جنگ را کاهش دهد، مسیر مذاکره را باز نگه دارد، امکان کاهش تحریمها را فراهم کند و ثبات و امید بیشتری به جامعه بازگرداند، حمایت از آن وظیفه همه ماست؛ البته این حمایت نباید ما را از مسئولیتهای دیگرمان در قبال جامعه غافل کند.
◾️آذر منصوری با اشاره به مواضع پیشین جبهه اصلاحات ایران گفت: صلح در داخل و صلح در خارج همچنان از جمله پیشنهادهای جبهه اصلاحات ایران است. ما از دفاع مشروع ایران نیز حمایت میکنیم و استفاده از ظرفیتهای کشور برای دفاع را حق ایران میدانیم، اما واقعیتهای اجتماعی و کاهش تابآوری مردم را نمیتوان نادیده گرفت.
◾️وی در پایان تأکید کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری به حفظ ایران نیاز داریم؛ برای حفظ ایران باید تلاش کنیم جنگ متوقف شود، مسیر گفتوگو و مذاکره ادامه پیدا کند و در کنار صلح با جهان، مسیر صلح و اعتماد در داخل نیز دنبال شود. جبهههای اصلاحات استانها میتوانند با استفاده از ظرفیتهای اجتماعی خود، صدای مخالفت با جنگ، حمایت از گفتوگو و مطالبه صلح را در سراسر کشور تقویت کنند.
🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی
تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
به نام خدا
رجایی و باهنر؛ بنیانگذارانی که انجمن اسلامی معلمان حتی یادشان را هم فراموش کرده است
✍علیرضا کفایی
هشتم شهریور، سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر است؛ دو چهرهای که در شکلگیری و بنیانگذاری انجمن اسلامی معلمان ایران نقش داشتند.
اما تلختر از همه این است که امروز، انجمنی که نام و هویت تاریخیاش با آنان پیوند خورده، حتی یادی شایسته از بنیانگذاران خود نمیکند.
این فقط یک فراموشی تقویمی نیست؛ نشانهای از فاصلهای عمیقتر است؛ فاصله از گذشته، از آرمانها و از فلسفه وجودی تشکل.
وقتی بنیانگذاران به فراموشی سپرده میشوند، منتقدان حذف میشوند، اعتماد در بدنه از بین میرود و حفظ موقعیت تشکیلاتی بر منافع جمعی مقدم میشود، باید پرسید:
از انجمنی که رجایی و باهنر بنا کردند، چه چیزی باقی مانده است؟
انجمن قرار بود خانه معلمان و عرصهای برای مسئولیت اجتماعی، اخلاق، آزادی اندیشه و دفاع از حقوق فرهنگیان باشد؛ نه تشکیلاتی برای حفظ صندلیها، حذف صداهای متفاوت و استفاده از انجمن به عنوان نردبان رسیدن به موقعیتهای دیگر.
اگر امروز از رجایی و باهنر یادی نمیشود، شاید دلیلش این باشد که یاد آنان، با برخی مناسبات امروز انجمن چندان سازگار نیست.
یاد رجایی و باهنر، فقط یاد دو شهید نیست؛
یادآوری یک معیار است که از ما میپرسد:
تشکلی که برای مردم و معلمان ساخته شد، امروز چقدر با مردم و معلمان است؟
و شاید مهمتر از همه:
آیا انجمن هنوز خانه همه معلمان است، یا خانهای شده برای حفظ موقعیت عدهای خاص؟
@kafaeealirezaa
تنگه را بستید؟ یا تنگه را بستند؟
✍مازیار اوستا
یعنی واقعا هیچ آدم عاقلی در نظام نبود که به اینها بگوید ، شما اگر تنگه هرمز را ببندید ، دنیا هم همان تنگه را بر روی واردات شما خواهد بست ؟!!
علی متین فر
بعضیا میگن یعنی یک آدم عاقلی در این کشور پیدا نمی شد به آقایان بگوید به پیشنهاد چند دیوانه مانند حسین تنگه بند تنگه را نبندید! که الان برای همه باز باشد جز ایران؟
بود خیلی هم بودند اما کو گوش شنوا؟
زمانی که جهل و غرور با هم ترکیب شوند و اثبات منیت بر منافع مردم ترجیح داده شده زیان های بیشتر از این هم عادی می شود!
@kafaeealirezaa
به نام خدا
و محمد(ص) آمد
همانطور که جمله جانهای گذشته منتظر بودند و نوید و امید فردا بود
جمله جانهای گذشته منتظر
تا چگونه زاید آن جان بطر
همچو چشمه سلسبیل و زنجبیل
هست در حکم بهشتی جلیل
او ینظر بنور الله بود
میلاد پیامبر صلح و مهربانی مبارک باد
✍کفایی
@kafaeealirezaa
🔸 مرحوم یزدی در زمانی به دنبال اصلاحطلبى بود كه پست و مقام داشت و انقلاب در فوران بود.
✍سعید حجاریان
🔹 روزنامه اعتماد
🔹 ۸ شهریور ۱۳۹۶
📌 اصلاحطلبی در زمان انقلابیگری كاری بس دشوار است، چرا كه بستر اجتماعی تحمل و ظرفيت آن را ندارد كه كسی در ميانه ميدان، دم از اعتدال و اصلاحات بزند و يزدی و به طور كلى نهضت آزادی با مشیای كه در پيش گرفته بودند، میخواستند فضا را آرام تر كرده و به سمت اعتدال ببرند.
📌 وضعيت (کنش اصلاحطلبانه یزدی) نسبت به خاتمی و روحانی فضلتقدم دارد، چون اين دو فرد اخير در زمانهای بحث اصلاحات و اعتدال را مطرح كردند كه جامعه نيز همراه آنها بود و لذا توفيق يافتند كه كار خود را پيش ببرند.
📌 اما دكتر يزدی و يارانش در بستری دم از اصلاح و اعتدال میزدند كه جامعه تحمل روشهای گام به گام را نداشت لذا مجبور شدند كه عطای قدرت را به لقايش ببخشند.
📌 نهضت آزادی چه قبل انقلاب و چه بعد از آن جز آزادی نخواست و در زمانهای كه همگان خشمگين بودند و به دنبال انتقام گيری، نهضت مطالبهای جز دموكراسى نداشت.
📌 میتوان مروری بر ادبيات گروههای سياسی اوايل انقلاب انداخت و ديد كه كدام يك از اين گروهها و احزاب نسبت به دموكراسی حساسيت بيشتری از نهضت داشتند؛ به گمان من هيچ يك از آنها نه طرفدار مردم سالاری بودند و نه طرفدار آزادی مدنی.
@Drebrahimyazdi
📎 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/DrYazdi-10-20-3
@kafaeealirezaa
این جنگ را سر باز ایستادن نیست
✍محمد جواد کاشی
جنگ ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، به طول انجامیده است. خدا میداند تا چه زمانی تداوم خواهد داشت.
تداوم شرایط جنگی خطرناک است. آینده را برای همگان بیش از گذشته نامعلوم و نگران کننده کرده است.
با همه نگرانیها و خسارتهای جبران ناپذیر، تداوم جنگ ممکن است شرایط را آبستن یک تحول تازه و مثبت کند.
پس از پایان جنگ هشت ساله میان ایران و عراق، جنگهای کوتاه مدتی میان حزب الله لبنان یا جنبش حماس و اسرائیل، یا حتی زد و خوردهایی میان ایران و آمریکاییها درمنطقه رخ داد. اما زمان کوتاه جنگ، میتوانست داستان جنگ را به یک امر نمادین تبدیل کند که حکایت از پیروزی قاطع ما و شکست فضاحت بار دشمن داشت. نمادی که همزمان با پیروزی، شاهدی بر حقانیت نظام نیز بود.
جنگهای کوتاه مدت، نیروی تازهای به نظام میداد تا همه چیز را مطابق همان روال معمول و مالوف گذشته مدیریت کند، و همزمان احساس حقانیت کند.
حقانیت نظام، به نحوی پیچیده و پنهان به پیروزی در یک میدان نمادین منازعه با دشمنان گره خورده بود.
هیچ چیز در شرایط امروز بدتر از تداوم این جنگ نیست. اما در عین حال تداوم جنگ، احیای مجدد آن امر نمادین را به تعویق انداخته است. دستکم جناحی از نظام احساس میکند پای قواعد مالوف و عادت شده در مدیریت امور عمومی سست و لنگ شده است.
جان بخشی دوباره با احساس حقانیت تام نیز به خطر افتاده است.
فکر دیگری باید کرد. آن جناحی هم که نگران مذاکره و صلح و پیمان متارکه در جنگ است دقیقا از همین واقعه هراسناک است. میداند مذاکره و صلحی که به تکرار و قوتبخشی به آن امر نمادین نیانجامد، خطرناک است. دیگر تداوم راه با همان شعارها و الگوهای رفتاری و قواعد مالوف ممکن نیست. باید از الگوی پیشین حقانیت بخشی به خود صرف نظر کند. در آنچه موجودیت خود را در آن احساس میکند.
اپوزیسیون برانداز نظام نیز وضع مشابهی دارد. بیش از دو دهه است برخی چهرههای وابسته به آنان خیال میکردند اگر آمریکا و اسرائیل دست به کار شوند کار را تمام خواهند کرد. اما روز موعود فرارسید آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند اما در تحقق آمال اولیه شکست خوردند.
نظام پابرجاست. طرحهای نظامی سنگین علیه ایران، پاسخ مطلوب نگرفته است. تنها در موازنه قدرت شکست نخوردهاند در حقانیتبخشی به خود نیز شکست خوردهاند چرا که از همان آغاز حقانیت خود را در موفقیت خود و ساقط کردن نظام جستجو میکردند.
تداوم جنگ، وضع مشابهی میان نظام و مخالفین براندازش ایجاد کرده است. هر دو در میدان موازنه قدرت و در قوتبخشی به نظام حقیقت خود ناکام شدهاند. پیروزی قاطع آنچنانکه منطق نمادین حقانیت بخش را تازه کند، در میان نیست.
برای نظام دو راه پیش رو گشوده است.
یکی پایان بخشیدن به جنگ به هر بهای ممکن است. این راه اطمینان بخش نیست چرا که برای هیچ کس معلوم نیست آمریکا و بخصوص اسرائیل چه در سر دارند و راضی شدن ایران به پایان جنگ را مقدمه فریبکارانه چه طرح دیگری کردهاند.
راه دوم، تجدید نظر در منطق کسب حقانیت است. باید این بار از تشبیه جنگ به میدان منازعه حق علیه باطل و وظیفه اقامه حق صرف نظر کرد. تداوم جنگ پیروزی را به نحو نگرانکنندهای به تعویق انداخته است و شکست در این جنگ هم مظلومیت مالوف جهاد مومنین در مقابل کفار را متبادر به اذهان مردم نمیکند.
باید از الگوهای نمایشی تکیه بر مردم فراتر رفت. باید نشان داد، نظام تمایل دارد کل مردم را نمایندگی کند.
حاضر است برای کسب اعتماد عمومی، از بسیاری موازین و قواعد پیشین خود عقب بنشیند.
حاضر است دیگران را به رسمیت بشناسد. به مرحلهای ارتقاء پیدا کند که خود را تابع هدایت مردم کند.
اگر چنین میشد، آنگاه نظام میتوانست نظام حقانیت جدیدی برای خود رقم بزند و آن را از صرف کسب پیروزی یا شکست در میدان منازعه با یک دشمن خارجی رها کند. اگر چنین کند که بعید است بکند، آنگاه پایگاه نیروی برانداز نیز فروخواهد ریخت. آنها در این وضعیت تازه باید خود را بازتعریف کنند.
جدا کردن نظام حقیقت از سرانجام میدان جنگ، بار سنگین مدیریت جنگ را هم سبک خواهد کرد. آنگاه میتوان به نحوی مصلحت جویانه در خصوص جنگ تصمیم گرفت.
چه کسی میداند شاید دعوت از چهرههای متفکر و هنرمند به ایران، یک اقدام نمایشی آغازین برای اقدامهای بزرگتر بعدی باشد.
@kafaeealirezaa
🔴 کار شبکهٔ سه یا طراحی نتانیاهو؟
✍️ احمد زیدآبادی
🔸 محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در واکنش به گزارشهای مربوط به توطئهٔ ترور بارون ترامپ، فرزند ۲۰ سالهٔ رئیسجمهور آمریکا، گفته است: "ادعای وجود نقشهای علیه فرزند ترامپ، تنها یک دروغ بزرگ است که نتانیاهو برای فریب دادن و ترساندن رئیسجمهور آمریکا طراحی کرده است."
🔸 واقعیت این است که قبل از آنکه مقامهای اسرائیلی این مسئله را مطرح کنند، شبکهٔ سه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویدئویی را تحت عنوان "بارون ترامپ را کجا بکشیم؟" پخش کرد که در آن، از وجود نقشهای برای ترور پسر ترامپ خبر میداد!
🔸 در حقیقت، محافل اسرائیلی با استناد به همین فیلم، مدعی برنامهٔ جمهوری اسلامی برای کشتن فرزند ترامپ شدهاند!
@kafaeealirezaa
🔴منافق کسی است که با تخریب چهرههای موثر کشور، ظرفیتهای ملی جامعه را حذف میکند
🔻باید راههای نفوذ #نفاق را ببندیم
✍🏻جمهوری اسلامی نوشت:
خطر آنجاست که افرادی با ظاهری کاملا همسو با ارزشها، در عمل به گونهای رفتار کنند که سرمایههای انسانی، ظرفیتهای ملی و امکان گفتوگوی سازنده را فرسوده سازند.
🔹اگر بخواهیم از تکرار تجربههای تلخ جلوگیری کنیم، باید بیش از هر چیز، راههای نفوذ نفاق را ببندیم. نه با تنگتر کردن دایره نیروهای وفادار به کشور، بلکه با گسترش میدان صداقت، عدالت، شایستهسالاری و وحدت ملی.
🔻این همان جهادی است که پایان ندارد، جهادی برای آنکه نفاق، در هر لباس و با هر ادبیاتی، دیگر نتواند فرزندان این سرزمین و ظرفیتهای ارزشمند آن را به کام فرسایش و نابودی بکشاند.
این هم وظیفه همه ماست. قدم اول هم حراست از سرمایههای ملی و از میدان به درکردن تخریبگران است.
@kafaeealirezaa
📝📝📝 عصر خواندن تمام شده است
گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد میشود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن میتواند به حیات خود ادامه دهد؟
✅مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز میشود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینههای گزاف، مجموعهای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند.
اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتشسوزی که بر اثر غفلت و بیتوجهی از میان رفت؛ چرا که هزینههای نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موشها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت.
✅نویسنده این واقعه تاریخی را آیینهای برای وضعیت کنونی آمریکا میداند؛ جایی که گرچه منابع بینهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است.
✅آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگرانکننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم میکنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجیهای انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کردهاند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خواندهاند.
✅نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی میپردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکاییها رایجتر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دستکم یک شرطبندی انجام دادهاند. این روند کاهشی تمام گروههای سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتیترین گروههای مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشمگیری شدهاند.
✅کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتابهای پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یکسوم کوتاهتر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروشترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروشترین رمان به مجموعهای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتابهای برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بیبهرهاند.
✅آمریکاییها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت میکنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیستساله روزنامه میخواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین میکنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح میدهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند.
✅اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکاییها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه میخوانند؛ انبوهی از ایمیلها، پیامکها، پستهای شبکههای اجتماعی و زیرنویسها زندگی روزمره را پر کردهاند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست دادهاند.
✅مریانه ولف، عصبشناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای، هشدار میدهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که تواناییهای عالیتر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست میدهند. به عبارت دیگر، آمریکا بیسواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است.
✅مارشال مکلوهان در سال ۱۹۶۲ دوران «پسا-سوادآموزی» را پیشبینی کرده بود، اما او و پستمن فقط چند دهه زودتر از وقوع آن سخن گفتند. تلویزیون در دهه ۱۹۶۰، اینترنت پهنباند در دهه ۲۰۰۰، و امروز گوشیهای هوشمند با ویدئوهای کوتاه تیکتاک، یوتیوب شورتس و اینستاگرام ریلز، هر مانعی را از سر راه حواسپرتی برداشتهاند. شبکههای اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیهای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر میکنند. حتی پیامکها نیز ویژگیهای گفتار شفاهی را به خود گرفتهاند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیامهای صوتی ارسال میکنند.
✅نتایج تحقیقات عصبشناختی نشان میدهد که مغز انسان آنچه را تمرین میکند، فرا میگیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارتهای خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینهای برای درک مطلب کاهش مییابد.
✅عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بینالنهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دورهای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. جامعهای که مطالعه را کنار میگذارد، مهارتهای تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخصمحوری در انتقال اطلاعات و سادهانگاری در سیاست بازمیگردد.
متن کامل
https://www.theatlantic.com/magazine/2026/08/reading-crisis-postliterate-age/687618/
@kafaeealirezaa
آزادی زندانی سیاسی محصور و محبوس پیشنیازِ بازگشتِ امن شهروندان میهندوست
✍عیسی سحرخیز
دوستِ جوانم، فرزند حمید رضا جلاییپور ذوقزده از بازگشت "محسن نامجو" به وطن ابراز امیدواری کرده است که در آیندهی نزدیک خبر بازگشتِ امنِ همه کسانی را که در ساختن همبستگی ملی برای دفاع میهنی مشارکت داشتند بشنویم.
محمد رضا جلایی پورِ پر جوش و خروش که زمانی عنوانِ معاونت محمد جواد ظریف، معاون راهبردی پیشین رئیس جمهور را یدک میکشید -فردی که کمتر روزی است مورد اتهام یا لعن و نفرین جناح تندرو و صاحب تریبون قرار نگیرد- به دلیل نزدیکی به دولت پزشکیان، با خوشخیالیِ تمام لیست بالابلند اما ناقصی را نیز از صاحبان اندیشه، نویسندگان، سیاسیون و... منتقد نظام را ارائه داده است که باور دارد میتوانند در انتظارِ بازگشت فوری به کشور باشند.
اگر بخواهیم از موضوع "خودی" و "غیرخودی" بودن این لیست بگذریم و خوشبین باشیم که این افراد به محض ورود پاسپورتشان در فرودگاه ضبط نخواهد شد تا بعد برای دریافت آن و تعیین وضعیت به "ساختمان سنگی معروف" یا دادسرا مراجعه کنند، نه بدبین باشیم که چندی بعد توسط جناحی خاص از حاکمیت بازداشت و راهی اوین خواهند شد، یا دستکم امثال حسین شریعتمداری برایشان "پرونده پر و پیمانی" رو نخواهند کرد، تازه شاهد آغازِ دعوایِ جدیدی در حاکمیت خواهیم بود، حتی در سطح سران ِقوا.
البته باید توجه داشت که بر اساس قانون، تمام ایرانیان مقیم خارج، از جمله افراد فوق الذکر، هر لحظه که اراده کنند میتوانند از یکی از مرزهای زمینی یا هوایی وارد کشور شوند، البته حساب اکثرشان به اصطلاح با کراماکاتبین خواهد بود؛ به این دلیل است که بسیاری از آنان تا کنون دست به چنین ریسک بزرگی نزدهاند.
بر اساس شناخت و سابقهای که از بسیاری از افراد مورد نظر دارم، خیلی از آنها در پی بازگشت دائمی و اقامت همیشگی در ایران نیستند و تنها طالب داشتن مجوز رفت و آمد امنِ و آزاد به میهن هستند، البته جمعی نیز با وجود پروندههای بازی که دارند حاضرند حتی چند سالی حبس بکشند، اما عاقبت آخر عمری در ایران زندگی کنند و در سرزمین آبا و اجدادی خویش به خاک سپرده شوند!
حال اگر این جماعت را اصطلاحا "ممنوع الورود" بنامیم، در مقابل یک لیست چند صد نفری یا بدون پاسپورت وجود دارد که سالهای سال است که به دلیل فعالیت سیاسی، مدنی، روزنامه نگاری و... "ممنوع الخروج" هستند.
آنها به این دلیل مدتهای مدیدی است که نتوانستهاند با عزیزان ساکنِ خارج خود دیداری داشته باشند.
بر این اساس، بر این باورم که حاکمیت اگر قصد فراهم کردن"بازگشتِ امن" افراد "ممنوع الورود" را داشته باشد، پیش از آن نیاز دارد تکلیف "ممنوع الخروج" ها را روشن سازد، تا جسارت و اطمینان خاطر "بازگشتِ امن" به میهن را به دیگران بدهد.
گام بعدی و اصلی که پیشنیاز این اقدام است "آزاد ساختن بدون قید و شرط کلیه افراد سیاسی، عقیدتی و... در حصر و در بند" است، از جمله میرحسین موسوی، بانو زهرا رهنورد، مصطفی تاجزاده و...
البته با شناختی که از هستهی سخت قدرت دارم و توان و نفوذ پزشکیان و دست اندرکارانش در دولت، بعید میدانم تیغ شان ببرد و رویای امثال محمد رضا جلایی پور به این زودیها محقق شود، آن هم در جایی که خود زمانی مزهی بازداشت و حبس را کشیده و نمیدانم هنوز پرونده باز یا به اصطلاح گیوتین بالاسر دارد یا نه.
او خوب میداند هنوز جناحی از اعضای دولت حتی نتوانستهاند مجوز بازگشت هنرمندانی چون معین به ایران را بگیرند، آن هم در شرایطی که روزی نیست که خبر هنرمندانی دیگری را نشنویم که دائم احضار، بازداشت یا راهی زندان میشوند؛ اکثرا به دلیل فعالیت در جنبش زن، زندگی، آزادی.
به هر حال جوانی است و هزاران آرزو. میتوان امیدوار بود، اما نباید با خیالِ عبث زندگی کرد و با طرح موضوع هایی ساده اما صعبالوصول زمینهساز یاس بیشتر در جامعه شد.
@kafaeealirezaa
به نام خدا
جنگ را با تعداد موشکها نمیسنجند؛
با زندگیهایی که نابود میشوند باید سنجید.
هیچ پیروزیای ارزش آن را ندارد که انسان و آینده یک ملت قربانی شود.
هنر سیاست، آغاز جنگ نیست؛ یافتن راهی برای جلوگیری از آن است.
✍کفایی
@kafaeealirezaa
به نام خدا
سرداران عقب بایستند؛ مرجع تصمیمگیری جای دیگری است
سرداران باید عقب بایستند؛ نه از سر نفی جایگاه و تجربه آنان، بلکه برای آنکه سیاستورزی، تعیین خطمشی سیاسی و تصمیمگیری درباره آینده کشور، وظیفه نهادهای سیاسی و مدنیِ مسئول است، نه فرماندهان نظامی.
کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به یکپارچگی در تصمیمگیری، عقلانیت سیاسی و روشن بودن مرجع تصمیم نیازمند است. وقتی هر مقام و نهادی از جایگاه خود درباره سیاست خارجی، مذاکره، جنگ و صلح و آینده کشور موضعگذاری میکند، نتیجه چیزی جز چندصدایی، سردرگمی و تشدید بحران نخواهد بود.
نظام سیاسی برای تصمیمگیری، مجاری مشخصی دارد. اگر قرار است تصمیمی ملی گرفته شود، باید در همان مجرای قانونی و سیاسی اتخاذ و اعلام شود؛ نه اینکه هر روز از زبان یک سردار، یک نماینده یا یک مقام، روایت و خطمشی متفاوتی به جامعه مخابره شود.
چندصدایی در امر حاکمیتی، اگر فاقد هماهنگی و مرجعیت روشن باشد، نشانه تکثر نیست؛ منشأ بحران است.
سیاست خارجی را باید دیپلماتها پیش ببرند، خطمشی سیاسی را نهادهای سیاسی تعیین کنند و نیروهای نظامی نیز در جایگاه حرفهای و تخصصی خود باقی بمانند.
کشور بیش از "صداهای بیشتر" به یک مرجع روشن برای تصمیمگیری و یک زبان مسئولانه برای اعلام آن تصمیم نیاز دارد.
مرجع تصمیمگیری جای دیگری است؛
سرداران اگر به مصلحت کشور میاندیشند، اجازه دهند تصمیمگیری در مجرای درست خودش قرار گیرد.
@kafaeealirezaa
