447
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
447
https://t.me/c/1671373297/5429
دوستیمون و تو و خوشقلبیت که تو حرفامون پیداست، خیلیییی واسم ارزشمنده. ❤️
447
Repost from Tooth Fairy🧚🏻♀️
فائزه همیشه اولین نفریه که از درونیات و افکار و احساسات و سوالات و پیچیدگیهام باخبر میشه. بهترین و عاقلترین رفیق دنیا💘
447
Repost from ماهگون
تو قسمت اول از فرندز، ریچل تو لباس عروس به باباش تلفن میکنه و در توضیح رها کردن جشن عروسیش میگه "انگار همه زندگیم بهم گفتن تو یه کفشی ولی اگه من نخوام کفش باشم چی؟ اگه بخوام کیف یا کلاه باشم چی میشه؟". بعد صدای اون خندههای اعصاب خوردکن میاد و حرف عوض میشه.
ریچل در گذر سالها به اون کیف یا کلاهی که دلش میخواست تبدیل میشه؛ از نوع دلخواهش که تا ابد دوستش داری و بهش غبطه میخوری. دوست دارم فکر کنم منم یه روز پشت تلفن به یه نفر میگم با اینکه خیلی دیره اما فهمیدم میخوام تو زندگیم کی باشم و واسه چی سگدو بزنم. حتما اون موقع زندگی قابل زیستنتر میشه چون همونطور که یاسمن نوشت
Real life sucks but you can't help loving it.
447
باید برم کلاس و برگردم دو تا کار مهم رو انجام بدم ولی دلم میخواد کلاسمو نرم و اون کارا رو انجام بدم اما دارم آماده میشم که برم.
447
امروز تو آینه که نگاه کردم حس کردم چقدر این آدمو دوست دارم و دلم میخواد واسش تلاش کنم که خوشحال بشه.
447
حالا در حالی که میدونیم غم به ساندویچ تبدیل نمیشه بلکه به غمی بزرگتر تبدیل میشه این رو بگم که، ناراحتم بابت اینکه میدونم اوضاع در یه بخشهایی مناسب نیست ولی حالم خوبه که میدونم چی به چیه و کجا به مشکل خورده فقط اینکه همینطوری به لولهای که ترکیده نگاه کنی مشکل رو حل نمیکنه و اتاق پر از آب میشه و باید خودمو قانع کنم که تعمیرش کن.
447
غم رو به ساندویچ تبدیل کردم، به این صورت که:
پنیرو سس مایونز و شیوید و پونه رو روی سطوح داخلی نون مالیدم.
روش گوشت خوش طعم ریش شده گذاشتم +بادوم و کمی پنیر و خیلی کم سس و گوجه فرنگی.
447
خیلی غمگینم ولی دلم نمیخواد در موردش حرف بزنم.
دلم میخواد نیازی نباشه که توضیح بدم؛ من خوبم مشکلی تو زندگیم نیست، همه چی امنه، حالم خوب و روشنه و فقط همینطوری شبیه یه آدم نرمال غمگینم و از اکثر آدما بدم میاد.
447
Repost from Listen to me darling
پروژهای که مدرس سرجمع تو نیم ساعت حل میکنه رو من یک روز کامل تو پنج ساعت بهش رسیدم. ناامید که میشم به خودم میگم روزای اول حتی تعریف یه متغیر ساده نیازمند کمی فکر بود برات، و الان ببین کجایی تو! «یادت باشه مسیری که بارها ازش رد میشی رو یکروز چشمبسته میری» ✨
