447
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
447
امروز یه دختر نوجوون با نیم تنه و موهای زیبا بیرون بود یه کم که شلوغ شد موهاش رو داخل یقهی لباسش پنهون کرد چند لحظه بعد مامانش اومد بغلش کرد و موهاشو از یقه ش بیرون آورد و پیشونیشو بوسید بعد همینطوری چند دقیقه بغلش کرده بود.
447
Repost from هذیـــــــــــــون
حالا این قصهی ویروس بود. قصهی ما چیه؟
قصهی ما از حدود نه سالگی شروع میشه. گاردیسل! واکسنی که برای نه تا از خطرناکترین این ویروسها ساخته شده. یه مدل چهارتایی هم داره که اون قدیمیتره.
گاردیسل رو از نه سالگی میشه تزریق کرد. تا کی؟ تا چهل و پنج سالگی. و این تنها و تنها و تنها شرطشه.
جنسیت مهم نیست. رابطهی خطرناک داشتن یا نداشتن مهم نیست. حتی مبتلا بودن یا نبودن هم مهم نیست. شما میتونی مبتلا باشی و هنوز واکسن از شما در مقابل بقیه ی HPVها محافظت کنه. شما میتونی مبتلا باشی و واکسن توی پروسه ی سیستم ایمنی بدنت و از بین بردن ویروس کمک کنه.
این که من ازدواج کردم و پنج ساله با همین یه نفر بودم مهم نیست. ممکنه هر جفتتون مبتلا باشید اما ندونید. این که من با یه نفر که مبتلا بود سکس داشتم اما نگرفتم پس دیگه ازش نمیگیرم غلطه. ممکنه این بار نگیری ولی بعدا بگیری.
پس نتیجه؟ هر انسانی در بازه ی سنی نه تا چهل و پنج سال واکسن بزنه براش مفیده.
حالا این واکسن سه دوزه. ایران گرونه ایران پیدا نمیشه سه بار چطوری بزنم؟
درستش اینه که واکسن اول زده بشه. دومی دوماه بعد از اولی و سومی شش ماه بعد از دومی.
من اولی رو زدم دومی پنج ماه بعد گیرم اومد! بازم برو بزن.
من اولی و دومی رو زدم سومی یک سال بعد پیدا شد. بازم برو بزن.
من اولی رو زدم اما دیگه کلا پول ندارم. همون اولی هم بهت کمک میکنه. اگه یه زمانی تونستی از اول سه تا رو بزن. اگه نتونستی دوتای باقی مونده رو بزن.
پس واکسن بزن. به هر طریقی به هر تعدادی ولی اگه شرایط خوبی داری یا آشنا داری یا هرجوری تونستی به سه تا دوز برسی
اولی - دومی دو ماه بعد و سومی شش ماه بعد از دومی. این بهترین مدله.
447
Repost from هذیـــــــــــــون
خب حالا یکی از این صد و چند ویروس وارد بدن شد. چی میشه؟ بسته به نوع ویروس و بدن اون انسان دوتا حالت رخ میده.
پروداکتو
نهان
پوست ما و لایهی سطحی مجاری تناسلی و دستگاه تنفسی رو بافت پوششی تشکیل داده. این ویروسها وقتی به این بافت میرسن گل از گلشون میشکوفه. میرن خودشون رو قاطی سلول میکنن و حالا سلول بیچاره وقتی داره خودش رو تکثیر میکنه ویروس و مخلفاتش رو هم تکثیر میکنه. حالا گاهی این ویروس خودش رو قایم میکنه توی سلول و برای خودش آروم آروم تکثیر میشه که حالت نهانشه و آدم روحش هم خبر نداره که ویروسی شده و راهی هم برای تشخیصش نیست. مثلا طرف نمیتونه بره آزمایش خون بده و ببینه اااا ویروسی شدم! ویروس برای خودش توی بافت پوششی به زندگیش ادامه میده تا یه زمانی که ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم میدن و تصمیم میگیرن حضور پر شور ویروس رو اعلام کنن. اینجا حالت پروداکتیو ویروسه که سریع تر تکثیر میشه و سریع تر هم سلول تکثیر کنده رو به فنا میده. این سلولهایی که یکی یکی به فنا میرن در کنار هم زخمهای HPV رو به نمایش میذارن. این زخما میتونه تناسلی باشه. میتونه توی دستگاه تنفسی باشه. میتونه روی پوست باشه. توی این مرحله حضور ویروس برای بدن آشکاره و بدن مقابله با ویروس رو شروع میکنه اینجاست که با نمونه برداری یا آزمایش خون هم میشه حضور HPV رو تشخیص داد. حتی توی این حالت هم ویروس میتونه بگه بی خیال و برگرده به حالت نهان و باز سال های سال زندگی کنن. میتونه هم از اون نوعی باشه که میگه من میخوام سرطانی بشم!
این سرطان دوباره میتونه توی همه ی اون سه تا گزینه ی قبلی که پوست و دستگاه تناسلی و دستگاه تنفسی بود شکل بگیره و بعد هم میتونه از اونجا به جاهای دیگه سرایت کنه و قصه خیلی طولانی بشه.
447
Repost from هذیـــــــــــــون
از اینجا شروع کنیم که اصلا HPV چی هست؟ یه خانواده ی بزرگی از ویروسهاست که این خانواده بیشتر از صد عضو داره. کارش چیه؟ کارش ایجاد عفونت در پوست، مجاری تناسلی و دستگاه تنفسیه. حالا عفونت اصلا چه معنی میده؟ عفونت معنی حضور یا ورود این ویروس به بدن انسانه ولی ممکنه هیچ اثری از خودش تا سالهای سال نشون نده.
اصلا HPV چطور وارد بدن انسان میشه؟ سادهترین و اصلیترین راه انتقالش تماس پوست با پوسته. اما کجای پوست؟ پوست اطراف همون مجاری تناسلی و دستگاه تنفسی. پس با بغل کردن و دست زدن به پوست بدن یک نفر ویروس منتقل نمیشه. راه دیگهش تماس (و نه حتما رابطه) جنسیه.
راه دیگه مخلوط شدن مایعات مخاطی دستگاه تناسلی با تناسلی، تناسلی با تنفسی و تنفسی با تنفسیه. بله!!! با بوسیدنی که مایع مخاطی دهان دو طرف مخلوط میشه هم میشه HPV گرفت! خون چی؟ تا این لحظه که دارم مینویسم جواب به این سوال هنوز منفیه. این ویروسها از طریق خون منتقل نمیشن. البته که پرونده ی این مورد هنوز بازه و تحقیقات ادامه داره. نکتهی بعدی تماس پوست آلوده با یه جسم ثانوی و تماس اون جسم با پوست نفر دومه. جواب این سوال اینه که احتمال این اتفاق خیلی خیلی خیلی کمه. پس؟ یه فرد اینقدر راحت تر و سریع تر از راههای دیگه ویروس رو میگیره که اصلا نوبت به توالت عمومی و استخر و باشگاه نمیرسه. و نکتهی آخر زایمان طبیعی مادر مبتلاست که واژن ویروسیش با پوست و مایعات میخاطی بدن نوزادش مخلوط میشه و بچه رو هم مبتلا میکنه.
447
دیروز که اینجا بودم مدام داشتم سعی میکردم که لذت ببرم تو لحظه باشم و نفس عمیق بکشم
اما نمیتونستم، انگار لذت بردن چیزی نیست که در موردش سعی کنی اصلا باید بدون اینکه سعی کنی لذت ببری و نفهمی چی شد و داری میخندی و بهت خوش میگذره ولی من نمیدونم چطوری، بیزارم از اینکه همه چی پیچیده بشه اما انگار سختگیر ترین معلم خودم شدم و دست خودم رو میخونم و این چیزی نیست که دلم بخوادش.
امسال بیشتر از هر وقت دیگهای میخوام به خودم کمک کنم.
447
The Whale
چند اشتباه باعث شد دو ساعت صادقانهای که با دیدن این فیلم داشتم میگذروندم از ایده آل فاصله بگیره.
احساس میکنم برای من تماشای فیلم بیشتر از هر چیزی نگاه کردن به حقیقت بود حتی تاریکی زیاد طی فیلم باعث میشد فکر کردم مثل وقتی که تلویزیون خاموشه و تصویر خودمو توش میبینم تاریکی این فیلم باعث میشه خودم رو تو مانیتور رو به روم ببینم و فکر کنم من چقدر مثل یه وال خواستم خودم رو تو ساحل بندازم؟
مرگ خودخواستهی چارلی یکی از اشتباهات دیگهی چارلی بود اما درک میکردم زمانی که تو توی کوهی از اشتباهاتی و میخوای فقط از یک چیز محافظت کنی.
تا حدودی حس کردم که این پیام رو گرفتم که هر کسی در نهایت طبق عقیده ش زندگی میکنه, همونطور که توماس فکر میکرد واقعا نجات پیدا کرد و همونطور که چارلی فکر میکرد آدم ها واقعا به هم اهمیت میدادن.
روراست بودن the Whale حتی تو تصویر هم وجود داشت چارلی رو با مشکلاتش با صداقت تمام بهم نشون داد و مثل جملههایی که شاگردهاش نوشته بودن صداقت اصلا پیچیده نیست کوتاه و صریح.
سکون فیلم و اینکه تمام مدت شاهد یه خونه ی تاریک و چند تا آدم محدود بودم شبیه خود چارلی بود حتی حس خستگی که از اون خونه میگرفتم شبیه زندگی چارلی بود.
حس میکنم برای من فیلم پر از تشبیه بود مدام که بخش های مختلف زندگیشون شبیه وسایل و وال ها و همدیگه بود. the Whale برای من فیلمی بود که با دقت تمام دیدمش و حسش کردم.
اما مثبت نگری چارلی در مورد پولی که داشت و شغل خوب و تواناییهاش و دوست خوبش لیز کار نمیکرد و متناقض بود.
و رابطهی الی و چارلی کم عمق پیش رفت اما روی کاغذ بسیار وسیع بود و شاید بهتر بود قبل از ددی گفتن الی حداقل یک حرکت به سمت مهربون بودنش از الی میدیدیم.
به طور کلی the Whale برای من شبیه زیر اقیانوس بودن پراز تاریکی و فرصت و ترس بود که خودم رو حس کنم.
447
عیدتون مبارک
همینطور که از کوچه صدا میاد امسال سال آزادی و خوشحالیمون باشه سال دیدن روشنی و امید.
447
این چندتا رو یکی از دوستانم معرفی کرد:
جنس دوم/ سیمون دوبووار (دو جلدی)
کتابهای ویرجینیا ولف
تاریخ دو قرن فمینیسم/ حمیرا مشیرزاده
تاریخ سیاسی زنان/ تونی کلیف
زنان در روزگارشان/ مارلین لگیت
نقد و نظر درآمدی جامع بر نظريههای فمينيستی/ رزمری تانگ
447
امروز چشمم به چیزای قشنگی خورد
من این روزا واقعا روزای سختی رو میگذروندم
که راحت نیستم در موردش صحبت کنم
از روانپزشک کمک گرفتم و فکر میکنم قراره بهتر بشم
اما هیچوقت این همه حس نمیکردم میشه زندگی بهتر باشه.
447
البته این عکسها رو بیشتر دوست دارم
اون حجاب توی عکس قبلی باعث میشه همش بخوام توضیح بدم به ذهنم که منظور از اون حجاب قرار دادن زنان کنار هم و گفتن اینکه شرایطشون یکسانه نیست.
به هر حال حس میکنم خودم نسبت به سال گذشته اندازهی یک قدم یا بیشتر آدم بهتری شدم در مورد زنان حقوقشون و فهمیدن ماجرایی که چطوری درست تر بتونم تشخیص بدم چی ضد مرده و چی ضد مردسالاری و دلم میخواد بهتر هم بشم. ✨
ممم
اگه یه لیست کتاب مفید پیدا کردم پایین مینویسمش.
