en
Feedback
رسانۀ روان‌سی‌نمایی

رسانۀ روان‌سی‌نمایی

Open in Telegram

* رسانه‌ای با محوریت نظریۀ روان‌کاوی فروید به لکان و فیلم‌کاوی * محمد پورفر، فیلمساز، فیلم‌کاو، کارشناس ارشد سینما و کارشناس روان‌شناسی ارتباط: @mpourfar (تبلیغ و تبادل انجام نمی‌شود)

Show more
4 831
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-5230 days
Posts Archive
۞ قُلْ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلْمَوْتِ ٱلَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ١١‏ ۞ بگو جانتان ستاند فرشتۀ مرگ مردی که نمایندۀ شماست سپس به سوی مهترتان بازمی‌گردید ١١‏ ١١:٣٢ گفتند ای بی‌سخن تو بی‌گمان بر ما پافشاری می‌کنی و پی‌درپی نیز پافشاری کرده‌ای پس بیاور برایمان آنچه پیمان می‌دهی همگان‌مان را اگر هستی از راست‌گویان - بی‌سخن : سربرزمین @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

♨️ Hope's Haven Part 2 🎼 Dunkelwerk 🌟 220m Weiter Fallend ♨️ آشیان امید بخش ‏۲‏ 💫 ‏۲۲۰ م. دوردست فرودآیان 🎼 ‏ژرف‌کار @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی‎ ‎

🔅 Unbreakable ♨️ Armin Van Buuren 🎼 Temple One 🔅 ناگسستنی ♨️ تار یگان 🎼 آرمین تبار همسایه‌سازان @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

پرسش از بانوان: در بزرگ‌ترین ماهِ آبی شب چهاردم امشب مایلید تصویر چه کسی را ببینید؟
Anonymous voting

06 Aback.flac13.92 MB

♨️ آذرخش ﴿۱۳﴾ هزار سرزنش‌ یاد بنگر نشانه‌های نویسه‌ها(ایستادن فرازین) و مردی که فرستم به سویت یگان از مهترت راستین است وانگه بیشتر آدمیان باور نمی‌کنند ﴿۱﴾ ﴿۱۳﴾ یکتا مردی است که برافراشت آسمانه‌ها بی‌‌پشتوانه‌ای ببینید زمین(پیوستن فرازین) سپس بستر نهاد بر سریر(پیوستن فرازین) و به بردگی گرفت خورشید را با ماهِ بریده‌بریدگان(پیوستن فرازین) همگان را یگان می‌دواند به سوی پایانه‌ای برگماشته(ایستادن روا) وارونه چرخاند فرمان را موی‌شکافد نشانه‌ها را باشد که شما در دیدار مهترتان استوار باور کنید ﴿۲﴾ ⏳ وارونه فرمان ﴿۱﴾ زمین‌تان زادآوران ﴿۱۳﴾ ﴿۲﴾ تا گرویدید به گورستانان ﴿۱۳﴾ ﴿۳﴾ نه همه آیان بدانید ﴿۱۳﴾ ﴿۴﴾ پیش‌تر نه همه آیان بدانید ﴿۱۳﴾ ﴿۵﴾ نه همه تنها اگر بدانید دانش آیینگان ﴿۱۳﴾ ﴿۶﴾ راست بینید گدازگان ﴿۱۳﴾ ﴿۷﴾ پیش‌تر راست بینید زمین به چشم دیدگان ﴿۱۳﴾ ﴿۸﴾ پیش‌تر راست بازپرسی شوید روز روزان دلخوش به سرخوشان ﴿۱۳﴾ ⏳ ایستادن فرازین ﴿۱﴾ سوگند به وارونه زمان ﴿۱۲﴾ ﴿۲﴾ به دیدگان آدمی است راست در این زمان گمره تباهان ﴿۱۲﴾ Counterclockwise: ﴾1﴿ Oath to The Reverse Time ﴾12﴿ ﴾2﴿ By The Gaze The Adam is Right during this Time Lost Perished ﴾12﴿ ﴾2﴿ Except Thos who Believed and Took Care of the Righteous Women and Pledged One another to the Truth and Pledged One another to the Bind ﴾12﴿ ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

🧏🏻‍♀️ Dark Tranquillity 🎼 Force of Hand ✍️ Bengt Mikael Stanne 🧏🏻 آرامش تیره 🎼 زور دست ✍️ ستوده میکائیل شهرآتش [Verse 1] [بند ۱] This is not a failure, this is not an end این نه ناکامی‌ست، این نه پایانی‌ست These are just symptoms of a trajectory descent تک نشان‌هایند از فرودان گذر Further down the line پایین‌تر راه you hide from the memories of unresolve پنهان شوی از یادمان‌های ناگسست The struggle is lost کشمکش تباه است [Pre-Chorus 1] [پیش‌هم‌سرایی ۲] All this time of knowing این همه زمان دانایی Letting piece by piece slip away رهان تک به ‌تک زداید 'Cause when they're all against you, against you چون همه با تو در ستیزند ستیز، You fail ناکامی [Chorus] [هم‌سرایی] Don't you force my hand زور نکنی دستم Don't you force me زورم نکنی Don't you force my hand زور نکنی دستم [Verse 2] [بند ۲] When the silence has spoken چو خاموش سخن گفته‌ست in his imminent storm به توفانش آیان Taken to the nth degree گرفته تا آن کرانه‌گاه where failure forms که ناکام پیکر گیرد [Pre-Chorus 2] [پیش‌هم‌سرایی ۳] Spiralling deception فریفتار مارپیچان Left the mindless drifting away رهان بی‌هوش زداید Cause when they're out to get you, to get you چو همه بر آن که کنارت زنند کنار You fail ناکامی [Chorus] [هم‌سرایی] Don't you force my hand زور نکنی دستم Don't you force me زورم نکنی Don't you force my hand زور نکنی دستم [Verse 3] [بند ۳] All this time ends in nothing این همه زمان کرانش به هیچ These walls of doubt built into our minds این آواران دودلی رخنه شده به هوشمان All this time signifying something این همه زمان چیزی شکافد A victim without circumstance یک قربانی بی جایگه [Pre-Chorus 1] [پیش‌هم‌سرایی ۲] All this time of knowing این همه زمانِ دانایی Letting piece by piece slip away رهان تک به ‌تک زداید 'Cause when they're all against you, against you چو همه با تو در ستیزند ستیز You fail ناکامی [Chorus] [هم‌سرایی] Don't you force my hand زور نکنی دستم Don't you force me زورم نکنی Don't you force my hand زور نکنی دستم ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

05 Force of Hand.mp310.00 MB

"Drink Before The War" «می‌گسار پیش از نبرد» Well, you tell us that we're wrong پس گویی ماییم ‌در لغزشان And you tell us not to sing our song فرمان دهی نخوانیم آوازمان Nothing we can say will make you see هرچه گوییم بینایت نکند چشمان You got a heart of stone از سنگ تو دل داری You can never feel هرگز در نیابی You say, "Oh, I'm not afraidو It can't happen to me گویی: «چه؟ مرا چه باک؟ هرگز نیایدم I've lived my life as a good man نیک مردی زیسته‌ام گذار زندگی Oh, no you're out of your mind نه هرگز تو خِرد از کف داده‌ای It won't happen to me نیاید مرا 'Cause I've carried my weight چو بسته‌ام بار خود ز پیش And I've been a strong man" پُرتوان مردی به خویش.» Listen to the man in the liquor store بشنو مرد میکده را Yelling, "Anybody want a drink before the war?" هوار: «نیست می‌گسار پیش از نبرد؟» And your parents paid you through سرپرستان دادند بهای گذار تو You got a nice big car زیبای بلند پیما داری Nothing bothers you هیچت است آزاری Somebody cut out your eyes بریده یکی چشمانت You refuse to see نخواهی تو بینایی Somebody cut out your heart بریده یکی دلت You refuse to feel نخواهی تو دریابی And you live in a shell گذارت به پستوگاه خود You create your own hell بدوزی تو دوزخ‌گاهِ خود You live in the past گذارت پوسیده‌گاهِ خود And talk about war و از نبرد می‌گویی And you dig your own grave yeah آری بکن گور خود But it's a life you can save وَل این زندگی‌ شود رهانی به خود So stop getting fussed مشو پس نگران خود It's not gonna happen نخواهد آید به خود And you'll cry فریاد زنی But you'll never fall ول هرگز نیایدت فرود No, no, no نِی، نِی، نِی You're building a wall سازی تو دیوارگان Gotta break it down که گردد ویران Start again از نو دگرباران No, no, no نِی، نِی، نِی It won't happen to us نیاید به ما We've lived our lives ما زیسته‌ایم گذارمان ‌Basically we've been good men سرشت‌مان نیک‌آدمان So stop talking of war بس کن پس سخن از نبرد 'Cause you know we've heard it all before که دانی همه‌اش شنیده‌ایم پیشتران Why don't you go out there چرا نروی بیرون And do something useful به کاری سودآوران؟ Oh, listen to the man in the liquor store وای... بشنو مرد میکده را Yelling, "Anybody want a drink before the war?" هوار: «نیست می‌گسار پیش از نبرد؟» "Anybody wanna drink before the war?" «نیست می‌گسار پیش از نبرد؟» "Anybody wanna drink before the war?" «نیست می‌گسار پیش از نبرد؟» @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

08 - Drink Before The War.mp37.48 MB

پرسش: اگر فردا روز پایانی زندگی‌تان بود چگونه آن را می‌گذراندید؟
Anonymous voting

Repost from KhatamiMedia
🎙نظام حکمرانی باید بگوید اشتباه کرده و خود را اصلاح کند #سیدمحمدخاتمی در دیدار با ”#شورای_مرکزی کانون #زندانیان_سیاسی مسلمان قبل از انقلاب“ با انتقاد جدی از شیوه #حکمرانی و به هدر رفتن ظرفیت ها و استعدادهای کشور تأکید کرد، باید در کنار #مردم ایستاد و دردهای آنها را شناخت و بیان کرد و به حاکمیت اعلام کنیم که به مردم بد می‌کند. 🔘 باید در کنار مردم ایستاد و دردهای آنها را شناخت و بیان کرد و به حاکمیت اعلام کنیم که به مردم بد می‌کند. 🔘 با این شیوه حکمرانی، هم #اسلام، هم مردم و هم #ایران زیان می کنند و لطمه های غیر قابل جبران می بینند. 🔘 #طبقه_متوسط کجاست؟ بخشی به طبقه فرودست هل داده شده و بخشی دیگر #مهاجرت کردند و بخشی هم که مانده‌اند گرفتار انواع مسائل هستند. 🔘 مردم که #برده نیستند! آدمی را سرکار بیاورید که بتواند کار کند و جواب مردم را بدهد. 🔘 انقلاب یک جنبه سلبی داشت که همه گروه‌ها با آن همراه بودند … همگان عقب‌ماندگی، #استبداد و استعمار را نمی‌خواستند. 🔘 اگر آن روز که #همه_پرسی شد می‌گفتیم اسلامی که کنار این جمهوری می‌نشانیم، رای مردم و #حق_حاکمیت مردم و توسعه را قبول ندارد و برای #مجلس هیچ اصالتی قایل نیست و ... ؛ آیا مردم به این رأی می دادند؟ 🔘 اگر #خوداصلاحی نکنید نابودیتان حتمی است 🔘 #انتخابات برای مردم است؛ باید واقعا انتخابات صورت گیرد. نمی‌شود دست و پای کسی را ببندید و بگوئید شنا کن! 🔘 اگر بگویید هر کس با روال و روش و رویکرد موجود مخالف است، او ضد است و باید نابود شود که این بدترین شکل #دیکتاتوری است 🔘 صاف بگوئید #اپوزیسیون و مخالف قانونی را قبول ندارید. متن کامل این خبر را اینجا بخوانید 🌐 با بازنشر این پست رسانه رسمی سیدمحمد خاتمی را به دیگران معرفی کنید‌‌‌ رسانه شمایید 📱‌‌‌ @khatamimedia 🇮🇷

The Physician who was supposed to take over the Analytical Treatment of the Maid had Several Reasons to Feel ‎uncomfortable. He did not find the Situation that Requires Analysis and in which it Alone can Test its Effectiveness. As is well Known, This Situation in its Ideal form is that someone who is Otherwise His own Master Suffers from an Inner Conflict which He cannot Bring to an End on his Own, that He then Comes to ‎the Analyst, Complains to him and Asks him for his Help. The Doctor then works hand in hand with One Part ‎of the Pathologically Divided Personality against The Other Partner in the Conflict. Situations Other than These are More or Less Unfavorable to Analysis, adding New ones to the Internal Difficulties of The Case. Situations such as those of the Builder who Orders a Villa from the Architect According to His Taste and Need, or the Pious Donor, who has a Picture of a Saint Painted by the Artist, in the Corner of which his own Portrait as a Worshipper Finds Place, are Basically Incompatible with the Conditions of Psychoanalysis. It Happens Every Day that a Husband Turns to the Physician with the Information: "My wife is Nervous, so She ‎does not Get along Well with Me; Make Her healthy so that We can have a Happy Marriage Again." But it Turns out often Enough That such an Order is Impracticable, that is, the Physician Can Not Produce the Result for which the Man Wanted the Treatment. As soon as the Woman is Freed from her Neurotic Inhibitions, she Enforces the Separation of Marriage, the Preservation of which was Possible Only under the Condition of Her Neurosis. Or Parents Demand that Their Child be Healed, who is Nervous and Unruly. They Imagine a Healthy Child as One That Does Not Cause the Parents any Difficulties, One Whom they can have ‎their Joy [Freud means Joy]. The Physician may Succeed in Producing the Child, but After The Recovery He goes all the more Decisively ‎in his own Ways, and the Parents are Now Far More Dissatisfied than Before. In short, it is not Indifferent Whether a Person Comes Into the Analysis Out of his Own Efforts Or Because Others bring him There, Whether He himself Wants His Change Or Only his Relatives who Love him Or From Whom One Should Expect ‎such Love.‎ ♻️ MP(A) ⚡️ Freud; Über die Psychogenese eines Falles von weiblicher Homosexualität (1920) ✔️ برگردان از «فرزند» به پارسی در ادامه: @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

پرسش: آیا قبول دارید فروید یگانه «رهابخش یکتاپرست»، بی‌همتا و بی‌همانند در طول تاریخ روان‌پزشکی و دانش روان و روان‌کاوی بوده است؟
Anonymous voting

🎼 «هورمز گرد» - چرخش گیتی @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

💚 برساوش (پرسئوس) 💜 بر فرازش من میخوانم: یک نگاه خیرۀ «فراخوان نوین» @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی
💚 برساوش (پرسئوس) 💜 بر فرازش من میخوانم: یک نگاه خیرۀ «فراخوان نوین» @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

3. -āris: 1. «آریس»: ﺩﺧﺘﺮﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺮوﺱ زﯾﺒﺎﺳﺖ ، در ﮔﻮﯾﺶ ﻣﺮدﻡ ﺧﻮاﻧﺴﺎر آرﯾﺲ ﻫﻤﺎﻥ «ﻋﺮوﺱ» اﺳﺖ. 2. «آریسان»: (تلفظ: ārisān) (آری = آریایی + سان (پسوند شباهت)) ، مانند آریایی . Etymology: 3.1: From Proto-Indo-European *-li-, which later dissimilated into an early version of -āris. Perhaps connected to *h₂el- 3.2: Proto-Indo-European/h₂el- 3.2.1: Root (1): (“to Grow, Nourish”): 3.2.2: Root (2): *h₂el- 1. Beyond, Other *h₂él-eno-s دگرسو، دیگری Proto-Indo-Iranian: *Háranas Proto-Indo-Aryan: *Háranas Sanskrit: अरण (áraṇa, “foreign, distant”) بیگانه، دوردست 3.2.3: Root (3) 1. to Wander, Roam پرسه‌زدن، گام زدن Polāris: 1. آریس فرازین‌تیرک 2. آریسان هفت‌آسمانه 3. فرازین‌تیرک «دیگری» 4. آریسان «دیگری» 5. آریس «دیگری» 6. آریسان بهشت 7. آریس بهشتان Stēlla Polāris: 1. آذر آریس فرازین‌تیرک 2. آتش آریسان فرازین‌تیرک 3. آتش چرخش سرتاسری «دیگری» 4. آذر آریسان بهشت 5. آذر آریس فرازین‌تیرک 6. ستاره آریس بهشتان 7. ستاره آریسان هفت‌آسمانه 8. آتش آریسان «دیگری» 9. آذر آریسان «دیگری» @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

2. Polāris: Etymology: From Polus +‎ -āris. 2.1: Polus: Etymology: From Ancient Greek πόλος (Pólos, “َAxis of Rotation”). تیر
2. Polāris: Etymology: From Polus +‎ -āris. 2.1: Polus: Etymology: From Ancient Greek πόλος (Pólos, “َAxis of Rotation”). تیرک چرخش 2.1.1: From Ancient Greek πόλος (pólos, “axis of rotation”). 2.1.2: Proto-Indo-European *kʷel- (“to Turn (End-Over-End)”) چرخش (سرتاسری) 2.1.3: Term Derived From *kʷel- Proto-Indo-Iranian: *čálHati (1. to Move, Walk, 2. to Wander) پرسه‌زدن 2.1.4: Descendents: Proto-Indo-Aryan: *ćálHati Sanskrit: चरति (cárati), चलति (cálati) (see there for further descendants) Proto-Iranian: *čárHati Central Iranian: Avestan: 𐬗𐬀𐬭𐬁𐬥𐬍‎ (carānī, “I Move, Approach”) فرارسیدن Northeastern Iranian: Ossetian: цӕрын (cæryn, “to Live”) زیستن Old Persian: [script needed] (caratiy) Middle Persian: [script needed] (carīdan), [script needed] (carag, “Pasture, Grazing; Flock”) Persian: چریدن‎ (čaridan, “to Graze”) Noun: 1. Pole (an Extreme Point of an Axis تیرک فرازین 2. Sky, The Heavens هفت‌آسمانه، بهشتان 1. تیرک فرازین 2. هفت‌آسمانه، بهشتان 3. چرخش سرتاسری 4. تیرک چرخش @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی