گزینگویهها
Open in Telegram
گزینگویهها گلچینِ خواندنیها به کوششِ بهروز صفرزاده @Behruz214 تأسیس: ۳۰ دیِ ۱۳۹۶ نقلِ مطالبِ کانالِ گزینگویهها با ذکرِ مأخذ بلامانع است.
Show more5 040
Subscribers
No data24 hours
-167 days
-6630 days
Posts Archive
5 040
Repost from گزینگویهها
آیا برابرند آنان که هستند با آنان که میباشند؟
و آیا برابرند آنان که نیستند با آنان که نمیباشند؟
و آیا برابرند آنان که اشتباه میکنند با آنان که اشتباه مینمایند؟
هرآینه هرگز برابر نیستند.
#درستنویسی
5 040
Repost from گزینگویهها
فارسیِ درست و طبیعی
پنیرِ محلی داریم.
فارسیِ غلط و مصنوعی
پنیرِ محلی موجود میباشد.
#درستنویسی
5 040
Repost from گزینگویهها
نقاشی آسان است وقتی بلد نیستی،
اما بسیار دشوار است وقتی بلدی.
ادگار دگا
5 040
استاد محمودِ فرشچیان در ۹۵سالگی در آمریکا درگذشت.
روانش شاد و نگارههایش ماندگار باد.
شنبه ۱۴۰۴/۵/۱۸
5 040
Repost from گزینگویهها
روزنامهنگاران مثلِ سگها هستند؛ به محضِ اینکه چیزی در جایی تکان بخورد، پارس میکنند.
آرتور شوپنهاور
5 040
Repost from گزینگویهها
بسیاری از دروغهایی را که میشنویم مدیونِ خبرنگارانایم.
#بهروز صفرزاده
5 040
Repost from فرهنگستان زبان و ادب فارسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی با گرامیداشت هفدهم مرداد، سالروز شهادت محمود صارمی، روز خبرنگار را به همهٔ خبرنگاران ارجمند کشور شادباش میگوید و از همراهی و همکاری خبرنگاران محترمی که برای بالندگی و پویایی زبان فارسی تلاش میکنند، سپاسگزاری میکند.
@theapll
5 040
Repost from گزینگویهها
همان طور که اندیشه زبان را تباه میکند،
زبان هم میتواند اندیشه را تباه کند.
جورج اورول
5 040
Repost from گزینگویهها
مقایسۀ چند اصطلاحِ فارسی و انگلیسی
فارسی: اسممو عوض میکنم اگه...
انگلیسی: کلاهمو میخورم اگه...
I'll eat my hat if...
فارسی: دست بجنبون!
انگلیسی: پا بجنبون!
Shake a leg!
فارسی: دیگ به دیگ میگه روت سیاه.
انگلیسی: قابلمه/ دیگ به کتری میگه سیاهی.
The pot calling the kettle black.
فارسی: غزلِ خدافظیو خوندن.
انگلیسی: به سطل لگد زدن.
to kick the bucket.
فارسی: کارِ حضرتِ فیل.
انگلیسی: کارِ هرکول.
herculean task.
فارسی: مثِ آب خوردن بودن.
انگلیسی: یه تیکه کیک بودن.
to be a piece of cake.
فارسی: مثِ بید لرزیدن.
انگلیسی: مثِ برگ لرزیدن.
to shake like a leaf.
فارسی: مثِ سگ دروغ گفتن.
انگلیسی: از لای دندوناش دروغ گفتن.
to lie through one's teeth.
فارسی: مثِ گاو خوردن.
انگلیسی: مثِ اسب خوردن.
to eat like a horse.
فارسی: مرغِ همسایه غازه.
انگلیسی: علفِ اون ورِ نرده سبزتره.
The grass is greener on the other side of the fence.
فارسی: مسئلۀ مرگ و زندگی.
انگلیسی: مسئلۀ زندگی و مرگ.
a matter of life and death.
