با حُسین باش.
Open in Telegram
«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec
Show more8 507
Subscribers
-124 hours
-777 days
+24930 days
Posts Archive
8 508
جسارت به امام سجاد در مجلس یزید...
- لطفاً با شرایط مناسب گوش کنید!
#صفر
#امام_سجاد
#پادکست (کاروان اُسرا اهل بیت)
@Sabahan_masaa
8 508
#اصحاب_الحسین
پردهی پنجم.
زهیر بن قین، برگشتهی حسین.
#حضرت_زهیر
قسمت سوم: عرض ارادت به معشوق.
عصر روز تاسوعا، هنگامی که لشکریان عمر بن سعد به سوی خیمههای امام حسین هجوم آوردند و قصد آغاز جنگ داشتند، امام از برادرش عباس خواست که نزد آنان رفته و ببیند هدفشان چیست و چه میخواهند. عباس با حدود بیست نفر از یاران امام، از جمله زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر، نزد سپاهیان دشمن آمد و از مقصودشان پرسید. گفتند: به ما فرمان داده شده است در صورتی که تسلیم حکم ابن زیاد نشوید، با شما پیکار کنیم. عباس علیه السلام گفت: «فرصت دهید تا مقصود و پیام شما را به اطلاع اباعبدالله برسانم.»، آنان پذیرفته و منتظر جواب ماندند. حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین از فرصت استفاده کرده و به نصیحت سپاهیان عمر سعد پرداختند. حبیب بن مظاهر، آنان را از کشتن عترت پیامبر و یاران آنها نهی کرد. عزره بن قیس، از افراد عبیدالله بن زیاد، خطاب به حبیب گفت: تا میتوانی خودستایی کن! زهیر بن قین در پاسخش گفت: «ای عزره، خداوند او را پاکیزه و هدایت کرده است؛ از خدا بترس و بدان که من خیرخواه توام. تو را به خدا، مبادا از کسانی باشی که گمراهان را بر کشتن جانهای پاک یاری میدهند.»، عزره گفت: ای زهیر، تو که شیعه این خاندان نبودی و طرفدار عثمان بودی! زهیر گفت: «آیا اینکه اکنون در کنار حسینم، برایت کافی نیست که بدانی من پیرو این خاندانم؟! به خدا سوگند من هرگز به حسین بن علی نامهای ننوشتم و فرستادهای نزدش نفرستادم و هرگز به او وعده یاری ندادم، لیکن مسیر راه، من و او را با هم یک جا گردآورد، چون او را دیدم و یاد رسول خدا و منزلت حسین نزد او افتادم و دانستم که سوی دشمن خویش و حزب شما میرود، آن گاه مصلحت چنین دیدم که یاریاش دهم و در حزب او باشم و جان خویش را برای آنچه که شما از حق خدا و رسول ضایع کردید، فدایش گردانم.»، شب عاشورا، پس از آنکه امام بیعت خود را از اصحاب و اهل بیتش برداشته و به آنان اجازه رفتن و نجات جان خویشتن داد؛ اصحاب آن حضرت هر کدام به نوعی وفاداری و پایداری خود را اعلام داشتند؛ پس از سخنان اهلبیت امام، مسلم بن عوسجه و پس از او زهیر بن قین برخاسته و گفت: «به خدا سوگند، دوست دارم کشته شوم، باز زنده گردم، و سپس کشته شوم، تا هزار مرتبه، تا خداوند تو و اهلبیتت را از کشته شدن در امان دارد!»
- ادامه دارد.
- گِرد آورنده: پوریا روحنواز.
8 508
Repost from مُندَمِج
همهکس نصیبِ خود را بَرَد از زکات حُسنت
به من فقیر و مسکین، غم بیحساب دادی
_فیضکاشانی
8 508
رفقای باحسینباش؛
عزیزی هست که امسال تونسته به سختی پاسپورت بگیره و وضع مالی خوبی ندارند، تاحالا کربلا نرفته و به قولی کربلا اولی هست، همه کار کرده که امسال هر جور شده بتونه زائر باشه، در یک کاروان خیریهای به سختی تونستیم براش جا بگیریم و حالا برای رفتن فقط ۳ میلیون تومان کم داریم. باهم کمک کنیم که این زائر اولی بسیار مشتاق به نیابت از تمام بانیان خیّر انشاء الله بتونه اربعین کربلا باشه، اگر نذری دارید به نیابت براش واریز کنیم.
۵۰۴۱۷۲۱۲۳۸۳۲۰۹۵۷
روحنواز.8 508
سلام برای سینه زن و گریه کن حسین یه فاتحه و در صورت امکان مکاز شب اول قبر بخونین🩶
عباس فرزند شیرینعلی
8 508
عمار شهید شده بود. نیمههای شب بود که امیرالمومنین همینطور که میان کشته شدهها قدم میزد، به پیکر او رسید. اشک میریخت و میفرمود: «ای مرگ، دیگر چقدر تحمل جدایی و دوری دوستان؟! تو که برای دوستان، دوستی باقی نگذاشتی، میبینم که دوستان را خوب میشناسی و با دقت آنان را گلچین میکنی...»
- کفایه الاثر، ص۱۲۲.
8 508
٩ صفر، شهادت حضرت عمار یاسر در جنگ صفین.
- زندگی و شخصیّت عمّار.
#حضرت_عمار
#استاد_مهدی_طیب
@ba_hossein_bash
