en
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

Open in Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

Show more
8 507
Subscribers
-124 hours
-777 days
+24930 days
Posts Archive
- برایِ آرامشِ امشب - #بیکلام @ba_hossein_bash

چون گریه برای تو، حرف نمی‌خواهد. - جدیدی‌های کانال، از بی‌کلام‌های مربوط به امام حسین غافل نشید.

وقتی از دنیا و آدما هم پُریم و قلبمون سنگینه، بر تو گریه می‌کنیم...

اعتراض‌ها در مجلس یزید. - لطفاً با شرایط مناسب گوش کنید! #صفر #پادکست (کاروان اُسرا اهل بیت) @Sabahan_masaa

ارکان شیعه چهار نفرند: ابوذر و مقداد و سلمان و عمار. این چهار نفر حلقه‌ی اولیه‌ی حامیان امام علی رو تشکیل دادند. - استاد مرضیه محمدزاده.

رفقا ممنون میشم نماز شب اول قبر بخوانید برای گوهر بنت میرزا آقا.

شایعاتی درباره‌ی حضرت سلمان فارسی. #حضرت_سلمان #استاد_مرضیه_محمدزاده @ba_hossein_bash

کسی اگر می‌دونه، صدای در فایل، صدای چه شخصیه، ممنون میشم بهم بگه:

کسی اگر می‌دونه، صدای در فایل، صدای چه شخصیه، ممنون میشم بهم بگه:

هشت صفر، رحلت سلمان فارسی. #حضرت_سلمان @ba_hossein_bash

وسایل غارت شده‌ی کربلا را مقابل یزید بردند. در میان وسایل، پرچم بزرگی بود. دیدند همه جای پرچم سوراخ شده و آسیب دیده است و فقط جای یک دست سالم است! یزید حیرت زده پرسید: چه کسی این پرچم را حمل می‌کرده؟! گفتند: عباس ‌بن‌ علی. یزید لعنت الله سه بار از روی تحیر ایستاد و نشست و گفت: این جای سالمِ دست نشان از این است که او تا لحظه‌ی آخر، علَم را رها نکرده است. - الخصائص‌العباسیه، ص۱۳۸.

خانم ام‌البنین یارتون.✨

حسن جان؛ تو آقای حسینِ بی‌کسایی...

سلام آقای مهربون، حسن جان... #امام_حسن @ba_hossein_bash

حر ریاحی با تو شد حر حسینی! در محضر تو می‌توان مس را طلا کرد...

آخرش زیر خاک؟ استخو‌ونای ما فریاد می‌زنه، ابی عبدالله چقدر دوست داریم...

تو گناه دست و پا می‌زنم ولی، اون چقدر دست و پا زد تو قتله‌گاه... #شب_جمعه @moha_qq

#اصحاب_الحسین پرده‌ی پنجم. زهیر بن قین، برگشته‌ی حسین علیه السلام. #حضرت_زهیر قسمت دوم: تقابل با حر و پیش‌بینی جنگ. امام حسین پس از برخورد با سپاهیان حر، در منزل ذو حُسَم خطابه‌ای ایراد فرمودند و طی آن از دگرگونی دنیا و کژی‌های حاکم شده بر جامعه و پست و ناچیز بودن زندگی، سخن گفته و فرمودند: «...مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل پرهیز نمی‌کنند؟! مؤمن باید حق‌طلب و مایل به لقای پروردگار باشد! مرگ را من جز شهادت نمی‌یابم و زندگانی را غیر از ننگ و خفّت نمی‌دانم.»، پس از اتمام سخنرانی امام، زهیر نخستین کسی بود که آمادگی خود را برای اجرای دستورهای آن حضرت اعلام داشت و گفت: «ای پسر پیامبر که خداوند تو را قرین هدایت بدارد، گفتارت را شنیدیم، به خدا سوگند که اگر ما می‌توانستیم برای همیشه در این دنیا زندگی کنیم و تمام امکانات آن را در اختیار داشتیم، باز هم شمشیر زدن در رکاب تو را انتخاب می‌کردیم.»، امام نیز در پاسخ، برای او دعای خیر کرد. ز شه چون زهیر ابن قین این شنفت، زمین از سر شوق بوسید و گفت: که شاها همه جان نثار توایم، به هر کار، خدمت‌گزار توایم. اگر فی المثل تا بماند جهان، بمانیم ما در جهان جاودان. ابا زیور و گوهر و تخت و تاج، ز شاهان گیتی ستانیم باج. به راه تو مردن به از تاج و تخت، شماریم ای شاه پیروز بخت. ز تنمان بهل تا بدرند پوست، که از زندگیمان همین آرزوست. بود بی تو ما را ریاض نعیم، روان سوزتر از حمیم جحیم. کاروان امام، پنج شنبه، ۲ محرم سال ۶۱ هجری، به سرزمین نینوا، وارد شد، که پیک عبیدالله بن زیاد نامه‌ای برای حر بن یزید ریاحی آورد. ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که: «چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین سخت گیر و او را فرود نیاور؛ مگر در بیابان بی‌حصار و بدون آب! به فرستاده‌ام دستور داده‌ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.» حر مضمون نامه را به اطلاع امام رساند، امام به او فرمود: «بگذار در نینوا و یا غاضریه و یا در شُفَیه فرود آییم.»، حر گفت: «ممکن نیست، زیرا عبیدالله این آورنده‌ی نامه را بر من جاسوس گمارده است!»، زهیر گفت: «به خدا سوگند، چنان می‌بینم که پس از این، کار بر ما سخت‌تر گردد، یابن رسول الله! اکنون جنگ با این گروه برای ما آسان‌تر است از جنگ با آن‌هایی که از پی این گروه می‌آیند! به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می‌آیند که ما را طاقت مبارزه با آن‌ها نیست.»، امام حسین فرمود: «من آغاز کننده‌ی جنگ نخواهم بود.»، زهیر گفت: «در این نزدیکی و در کنار فرات، آبادی‌ای است که دارای استحکامات طبیعی است؛ در آنجا فرود آییم و اگر این عده جلوی ما را گرفتند با آنان می‌جنگیم که جنگ با این گروه برای ما آسان‌تر است از کسانی که بعدا می‌آیند.»، امام حسین نام آبادی را پرسید. زهیر گفت: عقر. امام فرمود: «پناه می‌برم به خدا از عقر!» - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

غریب که می‌گویی یعنی آخرین ذخیره الهی باشی و در پس پرده‌های غیب نشسته باشی... غریب که باشی، نگاهت به رفتار و اعمال مومنانی‌ست که مدعی انتظارند و با غفلت‌هایشان به غربت امام غریب خویش، دامن می‌زنند... - پادکست صباحاً و مساء.

با‌ حُسین باش. - Statistics & analytics of Telegram channel @ba_hossein_bash