en
Feedback
𝑬𝑽𝑶𝑳𝑼𝑻𝑰𝑶𝑵🧠🫀

𝑬𝑽𝑶𝑳𝑼𝑻𝑰𝑶𝑵🧠🫀

Open in Telegram
605
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+930 days
Posts Archive
معلم انشا و ادبیات

Repost from ereshoon
خوبه پسندیدم باریکلا هنوز یکم بیشتر رو نگارشش و بکار بردن کلمات میشه کار کنی ولی درکل روالع

مثل اینکه حمیدم خوشش اومد

هنو دودولی قدت اندازه ته سیگارمه

فکر کنم خوب شد😕😂

با یه تصادف باید تموم میشد

حس میکنم کم داره یه چیزی

پشت فرمون چشمام فقط اونو میدید گوشام غرق صداش بود دستام اما دستام لمسش نمیکرد وای پسر باز تو خل شدی شیشه مشروب تو دستام بود و بازم یکم ازش خوردم صدای آهنگو زیاد کردم پامو رو گاز بیشتر فشار میدادم تا جایی که بشه برم برای یه مدتم که شده از هر چی آشناس فراری بشم شیشه رو پرت کردم عقب و به همراه آهنگ داد میزدم آهنگایی که منو یادش مینداختن حتی توی هوشیاری کاملم میتونستم چهرشو ببینم پسر به خودت بیا باز مست کردی رفتی تو فاز غم اون الان حالش خوبه کنار یکی دیگه دنبال چی میگردی اما من هنوز دوسش دارم لعنت به این قلب که عاشقش شد لعنت به من لعنت به سادگی که داشتم

بیاید 610 نفرم کنید

اینو بزارم بمونه؟

یه سد توی گلوم بود که وقتی حالم بد میشد یهو میگرفت بغضمو میگم روش کار کردم کار کردم و کار کردم تا جاش عوض شد الان جاش اومده جلو چشمام یه سد محکم اومد و نمیزاره دیگه خیسی چشم و گونه هامو حس کنه خشک و سرد و بی حس نسبت به هر اتفاقی که میتونه بیفته دمای قلب زیر صفر و فوران شدن لاشی بازیایی که تا الان انجام ندادم و دلم نمیومد انجام بدم ولی جریان تغییر کرده من تغییر کردم چون دنیام تغییر کرد توی یه سال انقدر پیر شدم توی جوونیم که دیگه هیچی واسم لذت نداره حتی نوشتن اگه دقت کنید الانم دارم توی داستانا میچرخونمتون و ثبات ندارم سر یه تیکش این ثبات نداشتنه فقط تو متنم نیس خودمم منتها آوردمش تو من عه خودمم نفهمیدم چیشد الان که کسی نیست باهاش حرف بزنم پس من دارم اینارو به کی میگم خل شدی پسر؟ به خودت بیا تو تنهایی محکوم به تنها بودن تنها...!

از ته دلم میزنم فریاد باز پر زدش رفت و گرفت پرواز یاد گفتن لبات دروغ ولی چشمات راست میگفتم میزنه زنگ،منتظر تکستاش باش