𝑬𝑽𝑶𝑳𝑼𝑻𝑰𝑶𝑵🧠🫀
Открыть в Telegram
🫀🧠 @deplay_list https://telegram.me/BChatBot?start=sc-775689-CyTGcrh
БольшеИран295 471Категория не указана
605
Подписчики
Нет данных24 часа
+47 дней
+930 дней
Архив постов
605
Repost from ereshoon
خوبه پسندیدم باریکلا
هنوز یکم بیشتر رو نگارشش و بکار بردن کلمات میشه کار کنی
ولی درکل روالع
605
پشت فرمون
چشمام فقط اونو میدید
گوشام غرق صداش بود
دستام
اما دستام لمسش نمیکرد
وای پسر باز تو خل شدی
شیشه مشروب تو دستام بود و بازم یکم ازش خوردم
صدای آهنگو زیاد کردم
پامو رو گاز بیشتر فشار میدادم تا جایی که بشه برم برای یه مدتم که شده از هر چی آشناس فراری بشم
شیشه رو پرت کردم عقب و به همراه آهنگ داد میزدم
آهنگایی که منو یادش مینداختن
حتی توی هوشیاری کاملم میتونستم چهرشو ببینم
پسر به خودت بیا باز مست کردی رفتی تو فاز غم
اون الان حالش خوبه کنار یکی دیگه
دنبال چی میگردی
اما
من هنوز دوسش دارم
لعنت به این قلب که عاشقش شد
لعنت به من
لعنت به سادگی که داشتم
605
Repost from 𝑬𝑽𝑶𝑳𝑼𝑻𝑰𝑶𝑵🧠🫀
یه سد توی گلوم بود که وقتی حالم بد میشد یهو میگرفت بغضمو میگم روش کار کردم کار کردم و کار کردم تا جاش عوض شد الان جاش اومده جلو چشمام
یه سد محکم اومد و نمیزاره دیگه خیسی چشم و گونه هامو حس کنه
خشک و سرد و بی حس نسبت به هر اتفاقی که میتونه بیفته
دمای قلب زیر صفر و فوران شدن لاشی بازیایی که تا الان انجام ندادم و دلم نمیومد انجام بدم ولی جریان تغییر کرده
من تغییر کردم چون دنیام تغییر کرد
توی یه سال انقدر پیر شدم توی جوونیم که دیگه هیچی واسم لذت نداره
حتی نوشتن
اگه دقت کنید الانم دارم توی داستانا میچرخونمتون و ثبات ندارم سر یه تیکش
این ثبات نداشتنه فقط تو متنم نیس
خودمم منتها آوردمش تو من
عه خودمم نفهمیدم چیشد الان که کسی نیست باهاش حرف بزنم پس من دارم اینارو به کی میگم
خل شدی پسر؟
به خودت بیا
تو تنهایی
محکوم به تنها بودن
تنها...!
605
از ته دلم میزنم فریاد باز
پر زدش رفت و گرفت پرواز یاد
گفتن لبات دروغ ولی چشمات راست
میگفتم میزنه زنگ،منتظر تکستاش باش
