سَبع المَثانی
Open in Telegram
هو اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است. کانال اسرارالتوحید: @AsrareTohid
Show more3 874
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+6430 days
Posts Archive
3 873
آخر قدم اوّل در ارادت ، تسلیم است و تسلیم حقیقی آن است که تو شیخِ خود را از خود دوست تَر داری و به هرچه او فرماید هیچ حرجی در باطن نیابی. و شیخ ما و مشایخ ما در هر سه شعبهٔ جعفری و حسنی و کمیلی ، علی است ، علی علیه السلام الله و سلام رسوله.
مکتوب شیخ علاءالدوله سمنانی در جواب مکتوب مولانا تاج الدین کرکهری
@hou786
3 873
باید که مرید را نگرانی نباشد به شیخی دیگر تا اثر ولایت شیخ به اندرون او تواند رسید. و به یقین داند که شیخ او یگانه متفرّد است. که محبت و ارادت است که واسطهٔ تألّف شیخ است.
شیخ ابوحفض شهاب الدین سهروردی
عوارف المعارف ، باب پنجاه و یکم ، در بیان آداب مرید با شیخ
@hou786
3 873
از آداب وضوء حضور دل است. هرگاه در وضوء سَهوی اُفتد ، نتیجهٔ آن سهر وسوسه بُوَد در نماز.
شیخ ابوحفض شهاب الدین سهرودی
عوارف المعارف ، باب سی و پنجم ، در بیان خاصگیان در وضو
@hou786
3 873
مرید اگر در هر فریضه ای تجدید وضوء کند ، نور دل بیفزاید.
شیخ ابوحفض شهاب الدین سهروردی
عوارف المعارف ، باب ۵۰ ، در بیان آداب عمل روز
@hou786
3 873
مرید چون به فرمان شیخ رود در حرکات و سکنات رجوع با حضرت شیخ کند. تا به برکت این مطاوعت ، دارالملک دِلش سلطان وحدت را مسلم شود و قبلهٔ دل او یکتا گردد ، و از تفرقهٔ تفاریق برهد. و اگر اشارت شیخ نگاه ندارد ، دیو و دیوبردگان او را به اسیری برند و خذلان ازلی تاختن آورد و او را در چاه ضلالت اندازد ، و وی را گرفتار و محبوس هوا و هوس و زرق و تلبیس گرداند.
شیخ ابوحفض شهاب الدین سهروردی
عوارف المعارف ، باب ۵۱ ، در بیان آداب مرید با شیخ
@hou786
3 873
خاتم ولایت بر دو گونه است: ختم [و خاتمی] که خداوند متعال به سبب او ولایت [مطلقه] را پایان می دهد و دیگری ختم [و خاتمی] که خدای سبحان به سبب او ولایت محمدیه را خاتمه می بخشد. اما ختم ولایت مطلقه همانا حضرت عیسی است.. و اما ختم ولایت محمدیه [و خاتم اولیاء در امت محمدی] از آن مردی از عرب است که از گرامی ترین ایشان از حیث اصل و آغاز است؛ و او امروز در زمان ما موجود است و مرا با او در سال ۵۹۵ آشنا ساختند و من علامتی را که خدای متعال در او از چشمان مردم پنهان ساخته بود ، دیدم و در شهر فاس آن علامت را برای من آشکار کرد تا آنکه خاتم ولایت را از او مشاهده کردم.
شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۲ ، صفحه ۵۱
حکمت عرفانی (تحریر درس های عرفان نظری استاد یزدان پناه) ، علی امینی نژاد ، صفحه ۶۲۲
@hou786
3 873
از جمله نشانه ها و علامات ذکرِ قلبی یکی آنست که انسان ذاکر در در برابر خود چشمه ای از نور مشاهده می کند که به سرعت هر چه تمام تر جریان دارد و انسان سالک با دیدن آن احساس آرامشی در خود می نماید.
شیخ نجم الدین کبری
فوائح الجمال و فواتح الجلال ، استغراق سوم ، صفحه ۱۱۴
@hou786
3 873
پس از چهل روز [ذکرِ دل] انوار مجتمع شده در دل شعاع زند ، و به روزنه های حواس بیرون آید.
خواجه یوسف همدانی
رتبة الحیات ، صفحه ۴۱
@hou786
3 873
محبتِ پیر سبب جذبِ کمالا الهیه که در باطنِ پیر ثابت است می شود.
مقامات مظهریه ، صفحه ۷۴
میرزا حبیب الله مظهر جان جانان
@hou786
3 873
اگر روزی سالک را صد هزار تجلی شود این نوع را فرضی و تصوری مدان واقعی است ، میان ما کسی است که یک ساعت چند هزار تجلی بر وِی شود.
سید محمد حسینی گیسو دراز
رساله استقامت الشریعت بطریق الحقیقت ، صفحه ۲۰
@hou786
3 873
صوفیه می گوید: تا زمانی که سالک به ملکوت شیخ خود متصل نشود ، سالکِ طریق است ، نه سالک راه خدا ، اما زمانی که به ملکوت شیخش متصل شد ، به طریق واصل می شود ، و سالک الی الله بر طریق می گردد.
ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة ، جلد ۳ ، صفحه ۱۶۰۳
حاج سلطان محمد سلطانعلیشاه
@hou786
3 873
در برابر مرگ طبیعی ، مرگ ارادی است که برای سالکان راه خدا پیش از وقوع مرگ طبیعی رخ می دهد؛ همچنان که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بمیرید پیش از آنکه بمیرید.. پس از وقوع مرگ ارادی آنچه برای مردگان کشف می شود ، برای سالکان هم کشف شده و این نوع از قیامت قیامت صغرا نامیده شده است.
داوود بن محمود قیصری
شرح فصوص الحکم ، صفحه ۴۱
@hou786
3 873
خواجه محمد پارسا فرموده اند که حجابِ میان بنده و حق سبحانه همین اِنتقاشِ صُوَر کَونیه است در دل ، و این انتقاش به سبب صحبت های پراکنده و سِیر ها و دیدن اَلوان و اشکال گوناگون زیاده میشود و در دل خانه میکند و به محبت و مشقت تمام نفی می باید کرد..و این جمله موجبات بُعد و غفلت است از حق سبحانه و طالب را نفی کردن آن واجب است ، باید که از هرچه خیال را می افزاید اجتناب نماید ، با دل صاف توجه به جانب حق سبحانه کند.
رشحات عین الحیات ، جلد ۱ ، صفحه ۲۱۱
@hou786
3 873
از آداب ذکر کمک گرفتن از همت پیر یا شیخِ خویش به هنگام شروع ذکر میباشد که این کمک گرفتن به واسطهٔ تصور کردن مرشدِ خویش به روبروی خود و کمک طلبیدن از روحانیت ایشان حاصل میشود ، تا که این کمک طلبیدن از همت مرشدش در سِیر و حرکت کردن یار و یاورش شود.
عبدالوهاب شعرانی
انوار القدسیة فی معرفة قواعد الصوفیة ، صفحه ۳۹
@hou786
3 873
از آداب بعد از ذکر: بعد از ساکن شدن از ذکر سکوت بکند و خاشعانه و با حضور قلب در انتظار آمدن برکات ذکر باشد تا شاید برکتی بر وی نازل شود که سی سال مجاهده و ریاضت نتواند آن را بیاورد.
عبدالوهاب شعرانی
أنوارالقدسیة فی معرفة قواعد الصوفیة ، صفحه ۳۹
@hou786
3 873
منبع اسرار معارف توحید ، و مطلع انوار مقام تحقیق [علی بن ابی طالب] است و حصول کمال درجات اسرار جمیع اهل کشف و شهود از یَنبوع هدایت او بود و هست و خواهد بود که: انا المنذر و علیٌ الهادی ، و بک یا علی یهتدی المهتدون. و چون این سِرّ بر تو مکشوف شود بدانی که طوالع انوارِ حقایق هر ولی مقتبس از مشکوةِ ولایت علی [علیه السلام] است ، و با وجود امام هادی ، متابعت غیر از احولی است.
مير سید علی همدانی
مشارب الاذواق
@hou786
3 873
در سرزمین زعفران از زمین حقیقت رنگ هایی را مشاهده کردم که در رنگ های دنیا آن ها را سراغ نداشتم ، در آنجا معادنی دیدم که شباهت به معادن طلا داشت ، ولی آن ها نه طلا بود و نه مسّ ، و باز در آنجا سنگ های گوهرینی مشاهده کردم که از نهایت صفا و پاکیشان چشم در آنها نفوذ می نمود و از یاقوت شفاف تر بودند.
شیخ محیی الدین ابن عربی
فتوحات مکیه ، ترجمه استاد محمد خواجوی ، جلد ۲ ، بخش یازدهم ، باب هشتم ، صفحه ۱۱۲
@hou786
3 873
در سرزمین حقیقت شهر هایی است که به نام شهر های نور نامیده می شوند ، در آن ها شهر ها -با تجرد و رها شدن از کالبد جسمانی- جز عارفان برگیزه وارد نمی شوند ، شهر های آنجا سیزده شهر است و همگی بر یک سطح می باشند و شالوده و بنیادشان هم عجیب است.
شیخ محیی الدین ابن عربی
فتوحات مکیه ، ترجمه استاد محمد خواجوی ، جلد ۲ ، بخش یازدهم ، باب هشتم ، صفحه ۱۱۵
@hou786
3 873
بارها هنگامی که از خوابِ تن بیدار می شوم و به خود می آیم و جهان بیرون را پشت سر می نهم و اندر خود در می آیم ، زیبایی حیرت انگیزی می بینم. در آن دَم به تعلق خود به جهان علوی اعتماد می یابم و والاترین زندگی را می گذرانم و از جهان عقل می گذرم و از همهٔ معقولات بالاتر می پرم و با خدا یکی می شوم. آنگاه پس از سکونی در دامن الوهیت ، دوباره به حوزهٔ تفکر فرو می افتم. از خود می پرسم بازگشت از آن حالت چگونه ممکن است و روح که هروقت به خود می آید از چنان حالتی الهی بره مند می گردد ، چگونه باز در تن فرو می افتد؟
فلوطین
دورهٔ آثار فلوطین ، انثاد چهارم ، رسالهٔ هشتم ، بند اول ، صفحه ۶۳۹
@hou786
3 873
عقاید حکماء و عرفاء را محکم و حق می دانستم ولکن اهل عمل و حال نبودم تا حدود سن هجده سالگی که به واسطهٔ انقطاع از امور دنیا و اتفاق صحبت حضرت وحیدالأولیاء حالاتی در من پدید آمد و اتصالی به باطن و قلب ایشان برایم حاصل گشت و عوالم و حقایقی بر من منکشف گشت که بر حسب حال و حقیقت فهمیدم تصوف روش حقیقی انبیاء و اولیاء است و بدون سِیر به جانب خدا و بیرون رفتن از ظلمات دنیا و عالم مثال و آخرت و گذشت از بهشت یقین و هدایت حقیقی و رسیدن به روح کلی و نور ولایت ، حاصل نمی گردد.
محمد علی حکیم شیرازی
صوفی صومعهٔ قدس ، منوچهر صدوقی سهاء ، صفحه ۴۳
@hou786
