••ليـست فيـكشن هاى پلـنتـ••
Open in Telegram
بـراى با خبـر شدن از اخبـار فيـك هاى مورد علـاقتون در كـانال ويكـوك پلنـت ، روزانه مـارو چـك كنين ☀️👐🏻
Show more1 684
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1730 days
Posts Archive
ᜥ #Ophelia ⏳
این موضوع که هنرتون رو خرج اوفلیا و کرکترهاش میکنید، بینهایت برام ارزشمنده و بابتش خیلی ازتون ممنونم قاصدکها^-^
ᯬ #ارسالی ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
#TheMoon 🌗
"اونها... به من نگفتن که... قراره به اینجا بیای؟" جونگوک با صدای آرومی به حرف اومد و با شک و تردید جملهاش رو گفت. از نگاه چشمی با مرد روبهروش دوری کرد. نگاهش رو به لباس سفیدش انداخت که بازوها و دستهای گندمیش رو بیرون گذاشته بود.
"حدس میزدم و همینطور فکر نمیکردم اولین دیدارمون به این شکل باشه."
ᯬ #Spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
ᜥ #BlindSpot 🪩
- عوضی بودن مشکل جونگکوک نیست، بخشی از ذاتشه.
و من کسی ام که تمام این دو سال تک تک شیرین کاری هاش رو به کامش زهر کردم!
توام یه تلاش ناکام دیگه ای... برام مهم نیست.
ᯬ #Fic ᯬ #Spoil
𝘿𝙤 𝙉𝙤𝙩 𝙍𝙚𝙥𝙤𝙨𝙩 𝙊𝙧 𝘾𝙤𝙥𝙮
‖ @VkookPlanet ‖
با سلام، این هفته ایو #TeddyBear به دلیل نرسیدن به تعداد نظرات مطلوب آپ نمیشه.
#Ophelia
درود به قاصدکهای قشنگ من~
متنفرم از این موضوع ولی درکمال شرمندگی باید بگم که اوفلیا امشب آپ نخواهد شد.
میدونم که منتظرش بودید و اینکه دارم ذوقتون رو کور میکنم باعث عذاب وجدانم میشه؛ اما بازهم امیدوارم درک کنید چون داستان دیگه به سطحی رسیده که احساسات بین کاپلمون خیلی عمیقتر از قبل شده و در کنارش هم باید یکسری از رازهای گذشته رو براتون برملا کنم... ولی ذهنم برای جمعبندی و سرهمکردن واژهها خیلی خسته بود(:
اصلا دلم نمیخواد یک پارت کوتاه و نچندان باکیفیت رو تقدیمتون کنم پس هفتهی بعد با پارتی زیبا و طولانی براتون جبرانش میکنم رفقا... خیلی ممنونم بابت درکتون🩶🩵
#Adonis
سلام به عزیزهای آدونیس. متاسفانه بهخاطر شلوغ بودنِ هفتهای که داشتم، نتونستم پارت با کیفیتی رو برای نگاههای زیباتون آماده کنم؛ پس این هفته آدونیس آپ نمیشه و لطفا هفتهی بعد منتظرش باشین 💛
#Symbiosis Part 35 🧬
So maybe
when the sun comes down
And everyone's asleep
We could fall in love
When it's only the two of us
And I know I sound crazy to say
I think I finally found my one
A million miles apart
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #TheMoon , Part3&4 🌗
همراه خوندن این دو پارت بهش گوش بدید.
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
ᜥ #BlindSpot 🪩
- دوست دخترت از دیدنم خوشحال نیست!
+ بهش حق میدم، کی دلش میخواد ببینه یکی دیگه داره جاشو می گیره؟
ᯬ #Fic ᯬ #Dialog
𝘿𝙤 𝙉𝙤𝙩 𝙍𝙚𝙥𝙤𝙨𝙩 𝙊𝙧 𝘾𝙤𝙥𝙮
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
#Symbiosis 🧬
"امشب میخوام شام با خودم ببرمت بیرون ولی همهچیز به حساب من. قبوله؟"
جونگکوک دوباره حس کرد تنش گر گرفته. خندید و گفت:
" باشه ولی اینسری برنامهات چیه؟ قراره مثل دو تا آدم عادی بریم بیرون؟ یا مثلا لخت میشی؟ آها نکنه اینسری با باتپلاگ قراره سوپرایزم کنی؟"
"الان داری مسخره میکنی و میخندی ولی من میدونم که سری پیش چقدر از ایدهی من خوشت اومده بود. مطمئن باش اگه جای من بودی واسه پنج دقیقه هم نمیتونستی تحمل کنی جونگکوک."
پارت جدید همزیستی، سهشنبه ساعت ۲۱ ✨
× #Spoil ×
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #BlindSpot , Part12 🪩
همراه خوندن این پارت بلایند اسپات گوش بدید.
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
ᜥ #Adonis 🩸
جونگکوک مطمئن بود در شب تولد جونگوون خرسی بهش هدیه داده که درست مثل عروسکی که در دست داشت بود؛ خرسی با پاپیونی زرد و نوشتهای که جونگکوک هفتهها برای دوختن و حک کردنش زیر اون پاپیون تلاش کرده بود.
لقبی که موردعلاقهی هردوی اونها بود رو روی عروسک دوخته بود؛ کوکو.
سرمای ناگهانی و عجیبی در سراسر بدن جونگکوک پیچید و نفسهاش با دیدن همون عروسکی که باید در دست جونگوون میبود، به شماره افتاد اما طولی نکشید که قلبش هم به صدا در اومد و در برابر مغز منفیبافش ایستاد.
"اون فقط یه مدرک حساب میشه که از خونهی ما برداشته." حرفی که تصمیم گرفت هر ثانیه به خودش یادآوری کنه رو پیدا کرده بود. جونگکوک نباید به افکارش اجازهی پیشروی میداد، نباید به بوم سفید و پاکی که از مرد در ذهن و قلبش داشت، ذرهای رنگ سیاهِ شک میبخشید.
پارت جدید آدونیس، فردا شب ساعت ۲۱
ᯬ #spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #Ophelia , Part 25⏳
So we stay in this mess
This beautiful mess tonight
And we don't have a thing to lose
No matter what they say or do
I don't want nothing more
Our love is untouchable...
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #After 🪽
" جونگوک، تهیونگ اصلا حالش خوب نیست و تورو میخواد. " این حرف نامجون مدام توی ذهنش تکرار میشد.
"من باید برم سهیون. سوییچ ماشینت رو بده. "
" چی شده؟ "
" دربارهی تهیونگه. "
" منم میام. " سهیون شوکه شده بعد از مکث کوتاهی گفت اما پسر مقابلش قرار نبود مثل همیشه جوابش رو بدم.
" نه... تو نه! "
آپ پارت جدید افتر، دوشنبه ساعت 21:00
ᯬ #Spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
دودز، #After ترجمه شده و آماده بود اما همین حالا که قصد تلگرافش رو داشتم متوجه شدم کل متن ترجمه شده از حافظهی نوت پاک شده. توی این زمان کم تا آپ هم نمیشه اون حجم رو ترجمه و ادیت کرد... متاسفم اما امشب افتر نداریم، هفتهی آینده مطمئن میشم هر دو پارت براتون آپ بشه.
خیلی متاسفم و عذر میخوام که نگاهتون منتظر موند. 🩶
