••ليـست فيـكشن هاى پلـنتـ••
Open in Telegram
بـراى با خبـر شدن از اخبـار فيـك هاى مورد علـاقتون در كـانال ويكـوك پلنـت ، روزانه مـارو چـك كنين ☀️👐🏻
Show more1 684
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1730 days
Posts Archive
#Symbiosis Part 34 🧬
No, I don't need hands
if I don't get to keep you warm
And I don't really need myself
if I don't need you
Cause darling I wake up
just to sleep with you
I open my eyes
so I could see with you
And I live so
I can die with you
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
#Symbiosis 🧬
"انقدر به من زل نزن جونگکوکا."
جونگکوک کمی جابهجا شد و گفت:
" داشتم فیلم میدیدم. باور کن از زل زدن به تو جذابتره، مخصوصا اون قسمت گریهها و زخمی شدنهاشون."
تهیونگ با چشمهای بستهاش به آرومی خندید:
" اتفاقا منم داشتم نگاه میکردم. واقعا از اون قسمت کشت و کشتارش خوشم اومد."
" ولی من فکر کردم خوابیدی."
تهیونگ از جاش بلند شد و کامل روی بدن جونگکوک خیمه زد و با صدای خوابآلودش زمزمه کرد:
" من بازیگر خیلی خوبیم بیبی."
چشمهاش هنوز نیمهباز بودن ولی همچنان سعی داشت برق شیطنت رو تو نگاهش حفظ کنه؛ هرچند فرصت اینکار رو پیدا نکرد چونکه جونگکوک سریع با دستش پشت گردنش رو نوازش کرد و سرش رو برای شروع یک بوسه به خودش نزدیک کرد.
پارت جدید همزیستی، فرداشب ساعت ۲۱ ✨
× #Spoil ×
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #Adonis 🌪
عزیزهای آدونیس؛ پلیلیست زیبای آدونیس رو از دست ندید. این زیبایی تقدیم شما.
Download from here
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
قشنگها متاسفانه امشب #After آپ نمیشه.
پارت امشب زیبا و حساسه، باید به حد خوبی برسه پس چهارشنبه منتظرش باشید. 🩶✨
#TheNerds 🧠
"برای چی تصمیم گرفتی که برگردی به سئول؟"
" از آمریکا خسته شده بودم و فقط برای تحصیل در مقطع دبیرستان همونجا موندم، دلم نمیخواست مدت زیادی از خانوادهام دور باشم."
" دیگه چه کارهایی هست که دوست داری انجام بدی؟"
" نقاشی بکشم، کتاب بخونم یا فقط هیچ کاری نکنم و تو اتاقم باشم."
مرد پشتِ خط هومی گفت و ادامه داد:
" خوبه، تو کاملاً آمادهای. یادت باشه هر زمان که احساس کردی تو خطری یا فکر کردی که اونها تو رو پیدا کردن، برو خونهی یوری و دوجون. آدرس خونهشون رو توی یک پوشه داخل کیفت گذاشتم. اونها تا وقتی که تو از مخمصه فرار کنی نقش پدر و مادرت رو واست ایفا میکنن. هر اتفاقی که افتاد تو نمیتونی با من در ارتباط باشی، متوجهی؟"
تهیونگ چند بار پلک زد تا سنگینیِ اشکهاش رو کمتر بکنه. احساس میکرد سینهاش حسابی سنگین شده و به سختی نفس میکشه.
" بله پدر."
شروع آپ فیکشن The Nerds، فردا ساعت ۲۱ ✨
روزهای آپ: یکشنبه، سهشنبه
× #Spoil ×
‖ @VkookPlanet ‖
#TheNerds 🧠
"برای چی تصمیم گرفتی که برگردی به سئول؟"
" از آمریکا خسته شده بودم و فقط برای تحصیل در مقطع دبیرستان همونجا موندم، دلم نمیخواست مدت زیادی از خانوادهام دور باشم."
" دیگه چه کارهایی هست که دوست داری انجام بدی؟"
" نقاشی بکشم، کتاب بخونم یا فقط هیچ کاری نکنم و تو اتاقم باشم."
مرد پشتِ خط هومی گفت و ادامه داد:
" خوبه، تو کاملاً آمادهای. یادت باشه هر زمان که احساس کردی تو خطری یا فکر کردی که اونها تو رو پیدا کردن، برو خونهی یوری و دوجون. آدرس خونهشون رو توی یک پوشه داخل کیفت گذاشتم. اونها تا وقتی که تو از مخمصه فرار کنی نقش پدر و مادرت رو واست ایفا میکنن. هر اتفاقی که افتاد تو نمیتونی با من در ارتباط باشی، متوجهی؟"
تهیونگ چند بار پلک زد تا سنگینیِ اشکهاش رو کمتر بکنه. احساس میکرد سینهاش حسابی سنگین شده و به سختی نفس میکشه.
" بله پدر."
شروع آپ فیکشن The Nerds، فردا ساعت ۲۱ ✨
روزهای آپ: یکشنبه، سهشنبه
× #Spoil ×
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #After 🪽
ارسالی از شما از تصویر زیبای پارت دریاچهامون. 🌊
ᯬ #ارسالی ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
این هفته دو تا فیکشن #TheMoon و #TheNerds استارت میخورن و هر هفته آپ میشن.
منتظر باشید ✨
ᜥ #Ophelia , Part 24⏳
You make me want to make mistakes
You turn temptation into my best friend
You make me just give up and cave
Will I ever fall in love like this again?
I'm in hell, your taste, your smell, I know you far too well
It's a spell...
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #After 🪽
" تهیونگ اومده اینجا و مسته اصلا هم حالش خوب نیست... داشت تورو صدا میزد برای همین باهات تماس گرفتم. "
وقتی این رو گفت قلبم برای مدتی ایستاد، به سمت هری قدم برداشتم و با حس کردن حضورم به سمتم برگشت. چشمهاش خونی و موهاش زیر کلاهش پنهان شده بود. با دیدن من چشمهاش گرد شد و برق زد.
گفت، " از پیشم نرو کوک... "
" من باید زودتر از این بهت پشت میکردم تهیونگ. "
ᯬ #Dialog ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #Ophelia ⏳
انگشتان دستش رو به شیوهای آهسته و اغواگر، از مچ پا تا داخل رانهای استفان میکشید. در تمام مدت حواسش رو جمع کرده بود تا کوچکترین واکنش پسر نجیبزاده رو از دست نده چون حتی دیدن سرخیِ شرم روی گونههاش، بهتنهایی میتونست وجود جونگکوک رو برافروخته کنه.
_ اهمیتی نمیدم که بقیه چطور بهچشم یک ارباب جوان جدی و مرموز بهت نگاه میکنند... برای من تو یک گربهی اشرافی زیبایی که بهشدت محتاج نوازشه.
پسر خدمتکار با صدای دورگهای، جملاتش رو زیر گوش استفان ادا کرد و مطمئن شد که داغی نفسهاش بتونه تن اون رو به لرزه بیندازه. درست وقتی که نوک انگشتهای سلطهگرش به وسط پاهای پسر رسید، تونست صدای ضعیف و مضطربش رو بشنوه:
_ میخوای چیکار کنی؟!
_ میخوام باهات کارهای غیرمقدس بکنم... انقدری که نالههای مقدست توی کل این فضا بپیچه.
تایم آپ فیکشن اوفلیا: چهارشنبهها، ساعت ۲۲
ᯬ #spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
ᜥ #BlindSpot 🪩
- اگه بند کفشاتو نبندی ممکنه مجبور شم وقتی داری میفتی بگیرمت.
+ اینارو به چند نفر میگی؟
- گمونم به هرکی که لباش مثل تو تلخ باشه!
🪩🪩 اسکرین شات بگیرید و توی گروه نظرات شِر کنید تا اِلا از لحظه ای که شکار کردید براتون اسپویل کنه! :)
ᯬ #Fic ᯬ #Dialog
𝘿𝙤 𝙉𝙤𝙩 𝙍𝙚𝙥𝙤𝙨𝙩 𝙊𝙧 𝘾𝙤𝙥𝙮
‖ @VkookPlanet ‖
Repost from ⊹ VKOOK PLANET 𐤀 ⊹
#TheMoon 🌗
"روشنایی صبحها گاهی برای من تاریکترینه. شادی برای من غمه. درمان برای من درده. عشق برای من نفرته. همهی چیزهای خوب برای من یک کابوس محضه و نمیدونستم دلیلش چیه ولی بعد فهمیدم بهخاطر اونه.
این رو هم نمیدونستم من حاضرم بهخاطر اون با این بدیها زندگی کنم.
از طرف من، ماه."
ᯬ #Spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #Adonis 🌪
_این بوسه چه معنیای داشت جونگکوک؟
_دستهات رو میبوسم تا آغشته به خون خودت نشن، چشمهات رو میبوسم تا نبارن و قلبت رو میبوسم تا دست از تپیدن نکشه.
بیاین واسه این اسپویل جذاب و نویسندهاش فنگرلی کنیم
ᯬ #Spoil ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
ᜥ #Ophelia , Part 23⏳
Yeah, you are my home, my home for all seasons
So come on, let's go
Let's go below zero and hide from the sun
I love you forever where we'll have some fun...
ᯬ #Music ᯬ
‖ @VkookPlanet ‖
