Lyrics Notes
Open in Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Show more1 691
Subscribers
+124 hours
+77 days
+2830 days
Posts Archive
1 691
«پاییز»
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
ملودی: بابک بیات
تنظیم: مرتضی حنانه
خواننده: پری زنگنه
@lyricsnotes
1 691
تفکر «چپ» در معنای بینالمللی آن یک ویژگی مهم دارد و آن این که اساساً با مظاهر سرمایهداری در ستیز است.
خیلی از چهرههای مهم موسیقی ما در همهی ژانرها هم در همین معنا «چپ» بوده و هستند. اتفاقاً فراگیری گرایش به چپ در دوران پیش از انقلاب حاصل منطقی اثرات منفی جریان نامتناسب توزیع رفاه و آزادی بوده و بسیار قابل دفاع است.
امروز هم شاید بشود بخشی از این نحلهی فکری را که از اضمحلال کمونیسم جان به در برده قابل دفاع دانست. با این حال حملهی افراطی صاحبان این تفکر به هر حرکتی که نشانی از سرمایهداری در آن پیدا میشود از منظر نوع رویکرد، چندان قابل دفاع نیست.
این که قربانی و شجریان، موزیکویدیوی جدیدشان را در ایرانمال فیلمبرداری کردهاند و ایرانمال به زعم عدهای مظهر اقتصاد رانتی است شاید در وهلهی اول ما را هم به این نتیجه برساند که حرکتشان غلط بوده است اما مگر نوع مارکتی که شجریان و قربانی و نمونههای غیرایرانی آنها در آن فعالیت میکنند از ابتدا چیزی جز این بوده است؟ اگر این موزیکویدیو در باغ دانیال یا کاخ سعدآباد یا خیابانهای مالاگا و ... تهیه میشد تفاوتی میکرد؟
جز این است که سختافزار و نرمافزار حضور در این مارکت همیشه همین بوده و هست؟
پس اگر قرار است انتقاد کنیم بهتر است تکلیفمان با همه چیز روشن باشد. اگر به مظاهر سرمایهداری معترضیم باید کل مارکت موسیقی را نشانه بگیریم و نمونههای مختلفی را به عنوان مصداق، نشان دهیم تا مخاطب عام، به این تصور که تنها بخشی از مارکت موسیقی، تن به قواعد سرمایهداری داده، موسیقی خوب آن بخش را قربانی آثار کممایه و بیمایه نکند.
در فضای موسیقی امروز، خوانندگانی چون همایون شجریان و علیرضا قربانی ناگزیر از تن دادن به قواعد بازیاند. همان اندازه که حامد همایون و حمید هیراد ناگزیرند. دقت کنیم که انتقاد گزینشی از سرمایهداری به بازتر شدن جولانگاه هیرادها و هوروشها نیانجامد.
@lyricsnotes
1 691
زندهیاد استاد «حسین دهلوی» کتاب مشهوری دارد با عنوان «پیوند شعر و موسیقی آوازی». این کتاب شاید مهمترین مرجع آموزش تلفیق شعر و موسیقی ما تا امروز باشد. دست کم اساتید خود من در دو کلاس درس تلفیق به این منبع استناد میکردند و همین رویه در عمدهی کلاسهای تلفیق شعر و موسیقی جاری بوده و هست.
نکته این جاست که این مبحث «تلفیق»، عمدتاً از منظر موسیقی به پیوند شعر و موسیقی میپردازد و بیشتر مناسب کارورزان موسیقی است. یعنی زمانی که یک ترانهسرا قرار است کلامش را به یک ملودی پیوند دهد اصولاً این مقوله، کاربرد چندانی برایش نخواهد داشت.
تلفیق، در مباحث آکادمیک موسیقی، تنها یک دیدگاه از دو دیدگاه عمده را پوشش میدهد و لازم است که منظر کلامیِ آن هم تبیین شود.
سال نود و چهار، یادداشتی با عنوان «موسیقیِ ترانه» در ماهنامهی هنر موسیقی منتشر کردم که در حقیقت پیشزمینهای بود در تلاش برای تغییر دیدگاه در نگرش به مبانی ترانهسرایی و امیدوارم در اولین فرصت بتوانم جزوهای مقدماتی برای این موضوع تهیه کنم. هر چند دوستان دیگر هم هر یک به نوبهی خود در یادداشتها و کتابهایشان به این موضوع، جسته و گریخته پرداختهاند اما همچنان جای چنین تألیفاتی در موسیقی و ترانهی ما خالی است.
امیدوارم اساتید ادبیات و موسیقی، بتوانند ادامهدهندهی هنر سترگ استاد حسین دهلوی باشند و با الهام از درسگفتههای او و دیگر بزرگان، برای نسل آینده سخنی تازه بیاورند.
@lyricsnotes
1 691
دوستان در رسانههای مختلف گاهی زحمت میکشند تا برای چهرهای، مطلبی تهیه و اطلاعاتی به مخاطب منتقل کنند اما به هر دلیل، کاستیهایی «اجتنابپذیر» در کارشان پیدا میشود.
این که سایت «موسیقی ما» با استفاده از فقط یک منبع (نشریهی اندیشه پویا) مطلبش را در مورد «فریدون فروغی» تهیه کردهاست در حالی که منابع متعدد و به مراتب، غنیتر، پرنکتهتر و جذابتری موجود است، عجیب جلوه میکند.
نادیده گرفتن دیگر رفرنسها اعم از کتاب و نشریه و ویژهنامه و انبوه گفتوگوها و یادداشتها و نقدها و استناد به یک نشریه و گفتههای یک فرد (هومن اژدری) چه معنایی جز نگاه غیرحرفهای و فستفودی به کار رسانهای دارد؟
در این ویدیو عمدهی مطالب، مبهم یا نادرست است:
۱- فروغی هیچگاه درامر گروه تورجخان شعبانخانی نبوده است. ممکن است دوستانه برنامهای داشتهاند اما هر دو همزمان با گروههای خودشان در کاخجوانان و امثال آن برنامه داشتهاند و فروغی آن طور که در این ویدیو تداعی میشود «عضو» گروه تورج شعبانخانی نبوده است.
۲- بهروز صفاریان از میانههای اجراهای کیش، گروه را ترک میکند. پس سرپرست دائم ارکستر نبوده، هرچند تنظیم ارکستر برای صحنه، قطعاً توسط او انجام شده است.
۳- اگر فریدون فروغی، فارسی خواندن را پسرفت میدانسته، احتمالاً مربوط به سالهای پیش از فارسیخواندن است و بعد از آن هیچ گاه چنین عقیدهای را ابراز نکرده است. حتی مصاحبهای دارد که در آن میگوید نگران است که فارسی خواندن، موقعیتش را به خطر بیاندازد (یعنی به اندازهی انگلیسی خواندن موفق نباشد).
۴- «یار دبستانی من» بر روی فیلم با صدای فروغی منتشر شده و صدای جم در کاستها جایگزین شده است.
۵- ترانهی سال قحطی را فریدون سالها میخوانده و سهلانگاری و اجرای لاهیجان تنها دلیل ممنوعالکاری فریدون نبوده است. دلایل متعددی بوده است و نه یک دلیل.
۶- فروغی به اتفاق فردین خلعتبری در مراسم نمایش فیلم «دختری به نام تندر» در جشنواره فجر حضور داشته است. گفتوگوی من با خلعتبری و داستان جالب این حضور را در شمارهی جدید ماهنامهی «باترانه» خواهید خواند.
@lyricsnotes
https://www.instagram.com/tv/B3PzjqrltA-/?igshid=1km35jmakehv2
1 691
پنجشنبه یازدهم مهرماه به دعوت خانهی ترانه برای نقد ترانهی «اسمت که میاد» سرودهی روزبه بمانی به سالن سرنا رفتم. جلسهای که در حال حاضر مجری و متولی آن روزبه بمانی است و تحقیقاً پرطرفدارترین و قدیمیترین جلسهی ترانهی کشور است.
حضور در چنین جلساتی هیچگاه برای من نتیجهی مطلوبی نداشته است. در همین یک سال گذشته به جلساتی مانند اتفاق ترانه، زمستان، بهمن و همین خانهی ترانه دعوت شدهام و شرایط و ساختار این جلسات اجازهی نتیجهگیری متعارفی را به من (و احتمالاً به هیچ مدعوو دیگری) نداده است. با این حال، امیدوارانه، گاهی میروم شاید اتفاق خوبی بیافتد.
جلسهی نقد ترانهی روزبه بمانی در وهلهی اول باید مجری دیگری جز خودِ او میداشت. دلایلش هم ناگفته پیداست.
متن ترانه مانند دیگر نقدهای مرسوم در خانهی ترانه در معرض دید حضار نبود. مطمئنم که حسن علیشیری هم مانند من نتوانست آنچه که میخواست را به شکلی دلخواه منتقل کند. گفتههای من در آن شرایط، بسیار ناقص ماند. نظراتم در مورد کارنامهی بمانی و کیفیت ترانهی اسمت که میاد و خصوصاً برخی مناقشات در مورد قافیههای این ترانه به خوبی تبیین نشد و قطعاً برداشتهای درستی نیز از این اظهارات ناقص به دست نخواهد آمد.
فضای جلسه به شکلی کاملاً مشهود، زیر سایهی حضور پرشور علاقهمندان روزبه بمانی نتوانست به سمت یک فضای جدی نقد پیش برود. با این حال باز هم امیدوارم که این جلسات بالاخره به فرمت مناسبی برای برنامههای ویژهی نقد برسند.
البته تلاش متولیان این مراسم هم جای تقدیر دارد و حتماً بخش مهمی از کاستیها در شرایط فرهنگی امروز گزیرناپذیر است.
نقد ترانهی اسمت که میاد را هم مکتوب کردهام تا تکلیف مخاطب را با موضع خودم مشخص کنم.
این نقد را در ادامه بخوانید.
@lyricsnotes
1 691
فکر کردم لازم است این نظر و پاسخم را عمومی کنم. پایور و ارکسترش (که هوشنگ ظریف هم از اعضای آن بوده) ارتباط و تعامل بسیاری با استودیو پاپ و واروژان داشتهاند. عمدهی سازهای ایرانی آثار واروژان توسط این ارکستر اجرا شده است. جالب است بدانید در آرشیو ویگن داوودی اجرایی مفصل و ناشنیده از این ارکستر با صدای عبدالوهاب شهیدی نیز موجود است.
@lyricsnotes
1 691
«شبزده»
ویرایش ریمیکس موقت از نوار مادر مولتیتراک
آهنگ و تنظیم: واروژان
ترانهسرا: زویا زاکاریان
خواننده: ابی
صدابرداری و میکس: ویگن داوودی
@vigendavoodi
@lyricsnotes
1 691
زویا زاکاریان:
واروژان نوار یکی از آهنگهای هری نیلسون را برای من آورد و گفت: «این۴/۴ زیبا را شنیدهای؟» گفتم: «این آهنگ محبوب من است» گفت: «برای فیلمی که نوشتن موسیقیاش را به عهدهی من گذاشتهاند میخواهم از این ریتم استفاده کنم. در ضمن میخواهم تو روی ملودیای که من خواهم ساخت کار کنی. نمیخواهم کلمات ترانهسرا هنگام نوشتن ملودی، دست و پای نتهای مرا بگیرند. میخواهم موسیقی من به هر جا و به هر شکلی که میخواهد برود»
پنج، شش روز بعد نوار ملودی شبزده را که روی پیانو نواخته بود برای من آورد و گفت: «میخواهد بگیرد یا نگیرد! ما این بار ۶/۸ کار نمیکنیم!»
(گفتوگوی حمید ناصحی با زویا زاکاریان، مجله هنر موسیقی، آذر و دی ۹۵، ش۱۶۲، ص۲۸)
@lyricsnotes
1 691
«شبزده» از شاخصترین شاهکارهای تاریخ موسیقی پاپ ایران است. آهنگ و تنظیمی شگفتآور، هنرمندانه و به شکل دلفریبی زیبا از زندهیاد «واروژان» در تلفیق با ترانهای بیبدیل از «زویا زاکاریان» و یکی از بهترین اجراهای عمر هنری «ابی» که برای فیلم «سلام تهران» آفریده شده است.
واروژان در اجرای موسیقی آثارش تیم خارقالعادهای از متبحرترین نوازندگان تاریخ موسیقی ایران را گلچین کرده بود که بیشک «شبزده» از برجستهترین آثار این گروه است.
نوازندگان بیجایگزینی چون «آرمیک» (گیتار آکوستیک)، «نونو» (گیتار بیس)، «روبرت نقلی» (درامز)، «وانیک» (پیانو) از اعضای این گروه بیتکرارند. به این گروه، «ویگن داوودی» را هم به عنوان مهندس صدا و دستیار همیشهی واروژان اضافه کنید.
در این ترانه اما نوازندگی بیهمتای سنتور توسط استاد زندهنام «فرامرز پایور» از اتفاقات کمنظیر در موسیقی پاپ ماست.
صدای سنتور، تداعی حضور شخصیت روستایی فیلم است. ریتم آغازین ترانه با همراهی سنتور، تصویرگر گامهای مَرکَبِ کارآکتری سنتی است که به سوی شهر روان است. با ورود به شهر، ارکستر نیز به ناگاه، غلیان میکند و بعد خواننده تا انتها واژهآرایی ترانهسرا و فراز و فرود ملودی آهنگساز را با تکنیکی کمسابقه اجرا میکند.
نسخهای که همیشه از این ترانه شنیدهاید، نسخهای است که به مقتضای زمانبندی فیلم، توسط ویگن داوودی در مرحلهی میکس، زمان طولانیتری پیدا کرده است.
برای اولین بار ویرایشی از نسخهی اصلی «شبزده» را پس از حدود ۴۲ سال در این جا میشنوید.
@lyricsnotes
1 691
سال ۹۴ بود که یکی از آرشیوداران جوان صفحهی گرامافونی را به ما معرفی کرد حاوی اجرای ترانهی «مرد غریب» با صدای «فریدون فروغی». ترانه را قبلاً با صدای «محمود وصفی» بر روی فیلم «تنها مرد محله» شنیده بودیم.
آرش قاسمی وکیل خانوادهی فروغی پیشنهاد داد این موضوع را در مجله و در قالب یادداشتی، منتشر کنیم. من اما تصمیم گرفتم به همین بهانه، یادنامهای برای فروغی با عنوان «مرد غریب» تدارک ببینیم. پیش از آن اما باید از صحت انتساب اجرای این ترانه به فروغی اطمینان پیدا میکردم.
ابتدا سراغ «سعید دبیری» سرایندهی ترانه رفتم. خلاصهی حرفهای ایشان این بود که:
«اطلاعی از اجرای فریدون از این ترانه [مرد غریب] نداشتم. اما اطمینان دارم که ترانه را مستقیماً به دست فریدون خشنود رساندم»
(گفتوگو با سعید دبیری، ماهنامهی هنرموسیقی، ویژهی نوروز ۹۵، ص ۹۳)
پس از آن هم سراغ آهنگساز اثر «فریدون خشنود» رفتم. ایشان ماجرا را اینگونه روایت کرد:
«سوژهی فیلم [تنها مرد محله] را به ما دادند... به شعر مرد غریب سعید دبیری برخوردیم. من ملودی آن را بر اساس یک تم ایرانی ساختم... البته کمی هم نمک پاپ به آن اضافه کردم ... از فریدون فروغی دعوت کردیم که آن را اجرا کند ... مرد غریب را مطمئناً برای بار نخست فریدون خواند ... حالا چرا بعد آن را محمود وصفی خواند و روی فیلم قرار گرفت نمیدانم!»
(گفتوگو با فریدون خشنود، ماهنامهی هنرموسیقی، ویژهی نوروز ۹۵، ص ۹۴)
به هر شکل به همین بهانه یادنامهای مفصل در ویژهنامهی نوروز ۹۵ هنر موسیقی منتشر شد و ترانهی «مرد غریب» هم در لیست ترانههای اجراشده با صدای «فریدون فروغی» قرار گرفت.
@lyricsnotes
1 691
یک نکتهی دیگر:
در نسخههایی که از ترانهها برای قرار گرفتن روی فیلم تهیه میشده، گاهی نسخهی اجرای اصلی را در مرحلهی میکس، با تکرار قسمتی از آن، طولانیتر میکردهاند تا به تایم مورد نظر برسند. در این نسخه از کندو و یا به عنوان مثال در نسخهای از ترانهی «شبزده» که همیشه شنیدهایم هم این اتفاق افتاده است.
یعنی این نسخهها ورژنی از اجرای اصلیاند که با ترفندهای میکس، بخشهایی از آنها تکرار شده تا طولانیتر شوند.
امیدوارم بتوانم در مناسبتی، ورژن اولیهی «شبزده» را هم رونمایی کنم.
@lyricsnotes
1 691
کندو
آهنگ و تنظیم: واروژان
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
خواننده: ابی
نسخهی تبدیل شده از نوار ریل: پارسا غرویزاد
@lyricsnotes
1 691
خیلی خوب است که در میان نسلهای بعد از ما هم هنوز دغدغهی ارائهی کیفیتهای خوب از موسیقی نسلهای پیشین به شکلی جدی وجود دارد. با این حال بهتر است که این جوانان دغدغهمند وسواس بیشتری در عرضهی اطلاعات و مشخصات آثار و خصوصاً توضیحاتی که به آن الصاق میکنند داشته باشند.
نسخهای از ترانهی «کندو» چند روز پیش منتشر شد. در توضیحاتی که ارائه شده، این نسخه را نسخهی «اصلی» عنوان کردهاند. حال این که این نسخه از کندو همانی است که همیشه شنیده شده است. از طرفی نسخهی عرضهشده، نمونهای ناشنیده و نایاب نیست (از منظر کیفی) زیرا از روی نوار ریلی تبدیل شده که سالها پیش به انتشار عمومی رسیده است و اتفاقاً نمونههای دیجیتالیشدهی آن بدون هیچ توضیحی به اشکال مختلف سالهاست شنیده میشود.
نکتهی دیگر این که طبيعتاً علاقهمندان این ترانه بسیارند. در میان آنها هم موزیسینهای برجستهای وجود دارند که موشکافانه به چنین آثاری گوش میدهند. در طول سالیان گذشته اگر انتقادی از کیفیت این اثر شده، عمدتاً معطوف به کیفیت خروجی صدای آن بوده است که دلیل آن را هم ویگن داوودی چند بار از جمله در گفتگوی با من در سال ۹۴ و در ماهنامهی «هنر موسیقی» توضیح داده است. این که کسی از این کار خوشش نمیآمده و حالا که تبدیلش کرده با تغییر تمپو، باب طبعش شده مسئلهای بسیار شخصی و سلیقهای و غیرقابل اثبات است و عنوان کردنش هم جالب نیست. ضمن این که تمپوی متفاوت نسخهی تبدیل شده، الزاماً تمپوی اصلی نیست. باید پارتیتور واروژان را ببینیم و بدانیم سرعتی که انتخاب و اجرا کرده چه بوده است و بعد راجع به این موضوع ابراز نظر کنیم.
(به این نکتهی مهم هم دلم نیامد اشاره نکنم که دادن عنوان مجعول و بیربط «کلامپرداز» به ترانهسرای بزرگی چون «جنتی عطایی» در شناسنامهای که عرضه شده، اوج کجسلیقگی و ناآگاهی است. کلامپرداز را میشود به هر واژهباف بیهنری هم نسبت داد و نسبت آن به ترانهسرایی بزرگ، ظلم و توهین بزرگی است. چه خوب میشود که این جوانان هر بافتهای را به عنوان نظریه و معیار به سادگی نپذیرند)
به هر شکل این نسخهی تبدیل شده، کیفیت خوبی دارد و شنیدنش همچنان لذت بخش است.
@lyricsnotes
1 691
آرتوش
«ستارههای اشک آلود»
آهنگساز: پرویز مقصدی
ترانهسرا: پرویزوکیلی
تنظیمکننده: آرمن آساطوریان
اجرا: ۱۳۹۸ ارمنستان
@lyricsnotes
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
