en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Lyrics Notes

Lyrics Notes

Open in Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Show more
1 801
Subscribers
+224 hours
+167 days
+2830 days
Posts Archive
این که ما آثار خوبی در همین فضای سانسور و ممیزی داریم و اگر کارمان را بلد باشیم در همین فضا هم آثار خوبی خلق می‌کنیم و اصلاً خیلی از شاهکارهای تاریخ زیر سایه‌ی سانسور و اختناق فرهنگی و سیاسی حکومت‌ها خلق شده هم از آن مغلطه‌های ماوراء‌بنفش برای توجیه سیستم معیوب و فاسد و توتالیتر است. بدیهی است که در همین فضا کارهای خوبی تولید می‌شود، اما بدیهی‌تر این است که در شرایط آزادی نسبی، قواعد بازی عوض می‌شود و افرادی شروع به تولید آثار خوب می‌کنند که در محدودیت‌های سانسور اصلاً حذف شده‌اند. بدیهی است که در فقدان ممنوعیت‌ها به تنوع بالایی از موضوعات و مضامین خواهیم رسید. و نهایتاً بدیهی است که در شرایط آزادی، کمیت و کیفیت آثار خوب بسیار بالاتر خواهد بود. با کم‌رنگ‌شدن سانسور، سوپراستارهای امروز به احتمال زیاد و حتی خوش‌بینانه، کارورزانی عادی خواهند بود و حتی ممکن است در فضای معمولِ کارورزی فرهنگی هم امثال بنده به جای این جا و آن‌جا نوشتن، سراغ کار مفیدتری برای خودمان و دیگران برویم؛ زیرا بسیارانی بهتر از ما وارد عرصه خواهند شد. تفاوت در قواعد آزادی بیان، روش ما را در پیگیری قابلیت‌های خود و دیگران هم بسیار متفاوت خواهد کرد. سانسور، سرکوب روند طبیعی رشد استعدادهای جامعه است. @lyricsnotes

آغوش من و عشق تو و لحظه‌ی دیدار رؤیای قشنگی‌ست و اما شدنی نیست این بیتِ «آغوش‌دار» به نام جناب بهمنی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود اما اخیراً ایشان انتساب این سروده به خود را تکذیب کرده‌اند. با این حال ایشان در مصاحبه‌ی جدیدشان با خبرگزاری «ایبنا» در توجیه تناقض اشعار آغوش‌دار خود با نظریه‌ی ضدآغوش کذایی‌ فرموده‌اند: «استفاده کردم؛ اما نوع بیان متفاوت است»!! در ضمن ایشان در مورد بخشی از مصاحبه با من که بهانه‌ی انتقادات از ایشان و همین جوابیه شده، گفته‌اند: «کاش با دیدن یک تکه‌ از حرف‌هایم قضاوت نمی‌شدم» اما بعد برای تبیین نظرشان در مورد ممنوعیت واژه‌ی آغوش می‌فرمایند: «کلمه‌ی آغوش برای مادر و پدر استفاده می‌شود و یک حرمتی دارد؛ اما وقتی در یک ترانه و در یک تصویر مبتذل برای خانمی‌ می‌آید؛ این توهین به حرمت زن است. آقای ترانه‌سرا! آن خانم انسان است، درست یکی مثل شما و نباید نگاه ابزاری به آن داشت. ترانه‌سرا باید کلمات را از لابی‌ها عبور دهد و تصویری زیبا خلق کند، نه این‌که به شکل مبتذل به تصویر بکشد» جل‌الخالق! این که بدتر از آن شد! این جمله‌ی ایشان بیش از آن که آن تکه‌ی بریده‌شده از مصاحبه را نفی یا تصحیح کند، بر آن تأکید می‌کند، آن هم با شدتی بیشتر! با این حال متن کامل گفت‌وگوی من با جناب بهمنی در صفحه‌ی یوتوب موزیک‌نووا موجود است. دیدنش را توصیه می‌کنم زیرا به نظرم مصاحبه‌ی خوبی شده است وگرنه چیزی به توضیحات جدید جناب بهمنی در موضوع آغوش، نخواهد افزود. @lyricsnotes

http://www.ibna.ir/fa/longint/289438 یک دقیقه از مصاحبه را بریدند و قضاوت کردند/ شعرهای محسن چاوشی سخیف است | ایبنا

نمک‌نشناس نباشیم و خدمتی که سیستم فرهنگی مملکت با ممنوعیت موسیقی بانوان به آن کرده است را فراموش نکنیم. شما ببینید همین خانم گوگوش در این بحران کرونا با تعطیلی کنسرت‌هایش به چه ضرر هنگفتی رسید! اگر ایران بود و ممنوع بود آیا حالا چنین خسرانی را متحمل می‌شد؟ تازه ببینید امثال «اَدل» و «سلین دیون» به چه خسرالدنیایی رسیده‌اند! و حالا قطعاً اگر عاقل باشند برای زندگی به ایران می‌آیند تا هم راه را بر تکرار خطر ببندند و هم بیش از این خسرالآخره نشوند. نفرمایید که این توجیه، مضحک است. کمی تلویزیون تماشا بفرمایید و کیهان بخوانید و ببینید که کارشناسان رنگارنگ اقتصادی معتقدند نکته‌ی مثبت تحریم‌های نفتی آمریکا این بوده که در بحران اقتصادی و کاهش فروش نفت، رقبای نفتی ما کرورکرور ضرر می‌دهند و ما یک ریال هم ضرر نمی‌کنیم و به ریششان می‌خندیم. چون نفتمان تحریم است. زیرا نفتی نمی‌توانیم بفروشیم. با این اوصاف نباید بانوان کارورز موسیقی ایران شکرگزار دستگاه فرهنگی کشور باشند آیا؟ از دست و زبان که برآید کز عهده‌ی شکرش به‌درآید؟! @lyricsnotes

بخشی از گفت‌وگوی «محمدعلی بهمنی» و «حمید ناصحی» و توضیحات در مورد ممیزی در ترانه و مشخصاً ممنوعیت واژه‌ی «آغوش» که از زمان مدیریت ایشان در شورای شعر و ترانه‌ی ارشاد اعمال می‌شود. @lyricsnotes

«اعتراض» خواننده: شهرزاد سپانلو ترانه‌سرا: زویا زاکاریان موسیقی: فرزین فرهادی @lyricsnotes

یکی از معضلات ترانه‌ی امروز، تکرار کلیشه‌ها در فرم و ساختمان ترانه‌هاست. معضلی که هم در کلام و هم در ملودی حاضر است و مضمون و محتوای ترانه‌ها هم به تبعیت از این تکرارهای فرمی، مکرر شده است. ترانه‌ی فارسی (خصوصاً نوع داخلی‌اش) هیچ‌گاه مانند امروز اسیر چنین تکرارهایی نبوده است. ملودی‌سازی بر روی اشعاری با اوزان و قوالب مشخص و محدود، یکی از دلایل این معضل است. نه این که این سبک از ترانه‌سازی اتفاقی جدید باشد! اتفاقاً موسیقی و شعر ایرانی در طول تاریخ همیشه در حال ممزوج شدن و ارائه‌ی موسیقی باکلام بوده‌اند اما نکته‌ی مهم این است که هم کلیشه نشده بودند و هم ترانه مملو از فرم‌های متفاوت و متنوع بود. در صد سال اخیر هم هیچ‌گاه ترانه، همانند سالیان اخیر اسیر ورطه‌ی تکرار نبوده است. تصانیف سنتی و کلاسیک و ترانه‌های محلی، در فرم‌های متعدد ملودیک عرضه می‌شدند. یکی از دلایل این تنوع فرمی هم اصرار اهالی موسیقی و ترانه بر ترانه‌سازی به شیوه‌ی نشاندن کلام بر ملودی بوده است. حتی در دهه‌ی پنجاه و اوج ترانه‌ی نوین، باز هم ترانه‌ها به نسبت امروز اسیر اوزان و قوالب و موضوعات و محتواهای تکراری نشدند. اتفاقا بسیاری از ترانه‌های نوآور در ساختمان کلامی و‌ ملودیک، حاصل آن سال‌های طلایی‌اند. ترانه‌هایی با قالب نیمایی مانند «کودکانه/شهیار قنبری» و‌ یا حتی سپید، مانند «خلیج فارس/ عادل حسنی» مربوط به بیش از چهل سال پیش‌اند. ضمن این که بخش عمده‌ی بهترین ترانه‌هایی که بر روی آهنگ نوشته شده‌اند هم متعلق به همان سال‌ها و یا ترانه‌سرایان همان نسل است که از آن زمان تا امروز، قابلیت‌های خود را در تنوع دادن به فرم‌های سرایش ترانه عرضه می‌کنند. در سال‌های اخیر، ترانه‌ی فارسی اسیر چارپاره‌نویسی است. رواج انتشار کتاب‌های ترانه‌های منتشر نشده و آسان‌تر بودن این قالب در زبان فارسی برای ترکیب با فرم‌های مختلف ملودیک احتمالاً یکی از مهم‌ترین دلایل تکرار افراطی این کلیشه است. کار به جایی رسیده که ملودی‌سازان هم عمدتاً ملودی‌هایی می‌نویسند که اگر کلام هم بر روی آن‌ها قرار بگیرد، نتیجه، چارپاره و یا چیزی بسیار شبیه آن خواهد بود. راه برون‌رفت از این تکرار هم بالا بردن کمیت ترانه‌هایی که بر روی ملودی سروده می‌شوند، استفاده از قواعد ساختمان ترانه در زبان‌های دیگر، توجه به دیگر قوالب شعر و نظم و حتی سپیدسرایی و هر ترفند دیگری است که که می‌تواند به تنوع ملودیک و به تبع آن، به گونه‌گونی معنا و‌ محتوا در ترانه بیانجامد. ترانه‌ی «اعتراض» سروده‌ی «زویا زاکاریان» یکی از بهترین نمونه‌های ترانه‌ی فارغ از کلیشه‌های مرسوم است. ترانه‌ای که سپیدسرایی و گریز از قوالب را با تکیه بر خصوصیات کیفی و فرمی شعر و ترانه‌ی فارسی ارائه کرده و با همراهی یک ملودی مناسب و اجرای خوب به بهترین شکل توانسته است محتوای مورد نظر را به مخاطب منتقل کند. @lyricsnotes

گاهی برخی از دوستان مخاطب کانال، لینک‌هایی از منابع مختلف، خصوصاً کانال‌های ترانه و موسیقی برای من می‌فرستند که بخشی یا تمامی یک مطلب از این کانال را بدون ذکر منبع و یا به نام خود منتشر کرده‌اند. مسئله این است که فعلاً در جنگل مجازی کاری از ما برای جلوگیری از این آماده‌خوری‌ها برنمی‌آید. اتفاقاً بسیاری از امثال ما در این موضوع به پوست‌کلفتی عجیبی رسیده‌ایم. جدا از مقاله‌سازها و کارشناس‌نماها شاید «کتاب‌سازها» و «مستندسازها» بیش از همه از زحمات دیگران بهره‌های رایگان می‌برند. من در سالیان گذشته ده‌‌ها گفت‌وگو با اهالی موسیقی در رسانه‌های مختلف منتشر کرده‌ام. ده‌ها نقد نظری و عملی از من منتشر شده است و چندین پرونده‌ی مفصل با موضوعات مختلف در مجلات تهیه کرده‌ام. گاهی که برای تحقیق در موضوعی سراغ رسانه یا کتابی می‌روم متوجه می‌شوم که بخش‌هایی از گفت‌وگوها، یادداشت‌ها و یا پرونده‌ها را بدون ذکر نام من یا حتی به نام خود منتشر کرده‌اند. در مواردی حتی با جزئیات می‌توانم اثبات کنم که عمده‌ی یک کتاب با استفاده از یکی از آن پرونده‌ها بسته شده و یا عمده‌ی یک مقاله، رونویسی از یادداشت من است. با این حال هیچ گاه به این ماجراها نپرداخته‌ام چون انرژی پرداختن به این ماجراها می‌تواند موتور محرک ترانه‌، یادداشت، پژوهش و یا هر چیز بهتر دیگری شود. کتاب‌سازها سرافکندگان تاریخ‌اند. پس به تاریخ می‌سپاریمشان. بارها دوستان به من گفته‌اند که مجموعه‌ای از یادداشت‌ها یا گفت‌وگوها یا هر یک از پرونده‌ها را می‌توان در قالب کتابی عرضه کرد. حتماً می‌شود، اما زمانی باید سراغ تدوین کتاب رفت که در آن موضوع دیگر مجال ادامه نباشد. من این مجال‌ها را هنوز دارم و می‌خواهم از مجال‌هایم بیشترین بهره را ببرم. ما در مسابقه‌ی کتاب‌سازی نیستیم. @lyricsnotes

گفت‌وگوی زنده‌یاد «همایون خسروی» با «حمید ناصحی» پیرامون نقش ارامنه در تاریخ موسیقی و هنر ایران با اشاره به جایگاه «ویگن داوودی». این ویدئو بخشی از یک گفت‌وگوی مفصل تصویری است که به زودی منتشر خواهد شد. @vigendavoodi

بخشی از گفت‌وگوی «حمید ناصحی» و «سیامک عباسی» در برنامه‌ی «موزیک‌نووا». شانزدهم فروردین‌ماه، زادروز سیامک عباسی است. @lyricsnotes

«گل‌های داوودی» موسیقی متن فیلم آهنگ‌ساز: کامبیز روشن‌روان ویولنسل: همایون خسروی @vigendavoodi

جناب «اسماعیل امینی» از کلامِ ترانه‌ی «سرنوشت» به عنوان نمونه‌ای از «پوچ‌نویسی» در ترانه‌ی فارسی یاد کرده‌اند و استقبال‌کنندگان از این ترانه‌ را «قافله‌ی زردپرستان» نامیده‌اند. ایشان پرسیده‌اند: «چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانه‌ها و تصنیف‌ها به هیچ انگاشته می‌شود؟» اما من سؤالاتی دیگر از ایشان دارم. آیا کلام این ترانه اولین و بدترین در نوع خود است؟ آیا این که می‌فرمایند «سالیانی است ...»؛ یعنی پیش از این «سالیان»، هیچ‌گاه زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانه‌ها و تصنیف‌ها به هیچ انگاشته نشده است؟ واقعیت این است که از ابتدای ثبت ترانه‌ها در تاریخ، چنین ترانه‌هایی سروده و اجرا شده‌اند. با قطعیت می‌توان مدعی شد که عمده‌ی ترانه‌های محبوب و نوستالژیک ما در صدسال اخیر با معیارهای دکتر امینی عزیز، اگر بدتر از «سرنوشت» نباشند، بهتر هم نیستند. فقدان جریان نقد ادبی و هنری در حوزه‌های مختلف، خصوصاً ترانه، موجب شده است که این «پوچ‌نویسی»ها بدل به جریان غالب همیشگی ترانه‌ی ما شود و نه معضلی نوظهور در سالیان اخیر. این معضل هم زاده‌ی رویگردانی چهره‌های آکادمیک و ادبای برجسته از ژانری به نام ترانه و به رسمیت نشناختن آن است. نتیجه‌ی این تغافل و نگاه از بالا به این ژانر بسیار تأثیرگذار و تاریخ‌ساز هم جز این نباید باشد. خوب بود که اساتیدی چون جناب اسماعیل امینی در این سال‌ها منتظر اثری از انوشیروان روحانی و همایون شجریان و استقبال بدیهی و طبیعی از آن نمی‌ماندند و از سال‌ها پیش به نقد جدی این جریان می‌پرداختند تا شاید امروز با این غلظت و بسامد از «پوچ‌نویسی» در همه‌ی ژانرهای ادبی، کمتر روبه‌رو بودیم. هنوز هم دیر نشده است. @lyricsnotes https://www.khabaronline.ir/news/1363156

«همایون خسروی» را نمی‌شود در مجالی اندک توصیف کرد. همان اندازه که در نوازندگی ویولونسل برجسته و ممتاز‌ است، کارنامه‌ی درخشانی
«همایون خسروی» را نمی‌شود در مجالی اندک توصیف کرد. همان اندازه که در نوازندگی ویولونسل برجسته و ممتاز‌ است، کارنامه‌ی درخشانی هم دارد. کم‌تر حوزه‌ای از موسیقی بوده که سرپنجه و آرشه‌ی هنرمندانه‌ی او را لمس نکرده باشد.در اجراى شاه‌کارهای موسیقی کلاسیک و پاپ و ایرانی و موسيقى فیلم و هرآن‌چه هنر و کیفیت به همراه دارد ردی از همایون خسروی هم هست؛ از واروژان تا شجریان و از قیصر و گوزن‌ها و گاو تا سلطان صاحب‌قران و سلطان و شبان، از ارکستر سمفونیک تهران تا ارکستر مجلسی و جشن هنر شیراز از این هنرمند یکتا بهره‌ها برده‌اند. یادش گرامی @lyricsnotes

همایون خسروی نازنین هم درگذشت. @lyricsnotes

«سرنوشت» خواننده: همایون شجریان آهنگ: انوشیروان روحانی شاعر: محمدعلی شیرازی - فرا تنظیم: رضا روحانی @lyricsnotes

عزيزانم خوشحالم كه پس از ده سال پرورش اين ملودى در مغزم، دست نا پيداى سرنوشت آنرا به حنجره جادويى همايون شجريان عزيزم سپرد تا با تنظيم زيباى فرزند دلبندم رضا روحانى بگوش شما دوستداران آثارم برساند. جاى آن دارد كه از زحمات نور چشمم نوا روحانى كه وجود نازنينش در به ثمر رسيدن اين اثر بسيار مؤثر بوده تقدير بكنم. اين است سرگذشت سرنوشتى كه بايد از سر نوشت. انوشيروان روحانى کانال تلگرام استاد انوشیروان روحانی👇 https://t.me/anoushiravan_rohani

«کودکانه» خواننده: فرهاد موسیقی: اسفندیار منفردزاده ترانه‌سرا: شهیار قنبری @lyricsnotes

در ماجرای بازخوانی تهوع‌آور بنیامین از ترانه‌ی کودکانه چند نکته‌ی مهم را باید در نظر بگیریم. این که در کشور ما نمی‌شود پیگیر چنین دزدی‌های بی‌شرمانه‌ای شد چندان تصور درستی نیست. کپی‌رایت، قانونی بین‌المللی است که اجرای آن مستلزم پیوستن حاکمیت به سازمان تجارت جهانی است و حاکمیت کشور ما از زمان تأسیس این سازمان (پیش از انقلاب) به دلایل مختلف با پیوستن به این سازمان و به تبع آن اجرای قوانین کپی‌رایت مخالفت کرده است. با این حال از اوایل دهه‌ی پنجاه شمسی تا امروز، قانون داخلی حقوق مؤلفین و‌ مصنفین در ایران ضمانت اجرایی دارد و به استناد آن می‌توان چنین دزدی‌هایی را پیگیری کرد. کما این که بارها افراد مختلف با استناد به این قانون، موفق به گرفتن حقوق مادی و معنوی خود شده‌اند. اما در مورد افرادی مانند شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده، مشکل این‌جاست که باید وکالتی رسمی به فردی یا نهادی در داخل ایران برای پیگیری امور این‌چنینی بدهند و تنها راه احراز اعتبار این وکالت، حضورشان در سفارت ایران و امضای اسناد مربوطه‌ است. اما بعید است این هنرمندان از نزدیکی سفارت جمهوری اسلامی هم رد شوند. پس پیگیری رسمی این موضوعات از طرف این صاحبان حق، تقریباً منتفی است. ادعاهای برخی افراد که با عنوان وکیل چنین هنرمندانی نقش شرخر را ایفا می‌کنند و شهرت‌طلبانه با این عنوان جعلی با رسانه‌ها مصاحبه می‌کنند و بیانیه صادر می‌فرمایند و نفس‌کش می‌طلبند هم کم‌ترین ارزشی ندارد. با این حال لاشه‌ی متعفن وقاحت رقت‌انگیز امثال بنیامین آن‌چنان کریه‌المنظر است که به گمان من باید اهالی موسیقی و ترانه، برای پاک کردن فضای فرهنگی مملکت از لوث وجود آن به صورت خودجوش دست به کار شوند و به هر طریقی تکرار این بی‌شرمی را برای مرتکبین، هزینه‌آفرین کنند. انجمن صنفی هنرمندان، با توجه به رسمیت بین‌المللی می‌تواند در این مسیر نقش مهمی ایفا کند. جز این اگر باشد باید منتظر لاش‌خوری‌های بزرگ‌تر از لاش‌خورهایی کریه‌تر باشیم. @lyricsnotes

وقتی با حضورِ «ساز» و «زن» در یک تصویر، خلاقیتشان شکوفا می‌شود! نگفتم هم‌چنان پاپ‌کورن نیاز داریم؟ @lyricsnotes
وقتی با حضورِ «ساز» و «زن» در یک تصویر، خلاقیتشان شکوفا می‌شود! نگفتم هم‌چنان پاپ‌کورن نیاز داریم؟ @lyricsnotes

فکر کردم خوب است برای تبادل‌نظرها از امکانات تلگرام استفاده کنم و گروهی تلگرامی برای این کانال ایجاد کنم تا هم ترافیک پیام‌های شخصی‌ام کم‌تر شود و هم اعضای کانال بتوانند کامنت‌هایشان در مورد مطالب را با دیگر اعضا در میان بگذارند. لینک گروه به کانال اضافه شده است و در صورت تمایل می‌توانید عضو شوید. @lyricsnotes