دِلِ لَــعْلْ
Open in Telegram
1 957
Subscribers
+124 hours
+117 days
+2530 days
Posts Archive
1 957
گعدهی مشتی لودهی زبانبهمزد به میزبانی "فیض" و "شکیبا" را جمع ادبی نامیدند؛
اتفاقی گذارم به برنامهی "قندپهلو" خورد و با خود گفتم شاید اگر مرحوم استاد #فخرالدین_مزارعی این روزها را میدید به
کار سخن کشیده به جایی که کار ما از شعرگوی و شعرشنو رو نهفتن استاکتفا نمیکرد و گر دستش میرسید جز رونهفتن، کفگرگی مهلکی هم به روی این ملیجکان دلقکمآب درباری حواله میکرد.
آنجا که قدر هذیان از شعر برتر است خلّاق را شعار مقدّس نگفتن استخاک بر سرتان... @delelaal
1 957
بیا بیا که به سر باز هم هوای تو دارم
به سر هوای تو دارم به دل وفای تو دارم
مرا سریست پر از شور و التهاب جوانی
که آرزوی نثارش به خاک پای تو دارم
چو گل نشستهبهخون و چو غنچه بستهدهانم
چو لاله بر دل خود داغ از جفای تو دارم
بلای جان منت آفرید و کرد اسیرم
شکایت از تو ندارم که از خدای تو دارم
به هجر کرده دلم خو، طمع ز وصل بریدم
که درد عشق تو را خوشتر از دوای تو دارم
به خامشی هوس سوختن چو شمع نمودم
به زندگی طلب مردن از برای تو دارم
خطا نکردم و کشتی مرا به تیر نگاهت
عجب ز تیر نشانگیر بیخطای تو دارم
به دام من دل شیران شرزه بود فتاده
غزال من! چه شد اکنون که سر به پای تو دارم؟
نکرد رحم به من گرچه دید تشنهی وصلم
همیشه این گله زآن لعل جانفزای تو دارم
دلم ز غم پر و جامم ز باده، جای تو خالی
که بنگری که چه همصحبتی به جای تو دارم
به پیشت ار چه خموشم ولیکن از تو چه پنهان
که با خیال تو گفتار در خفای تو دارم
#سیمین_بهبهانی
📚مجموعه اشعار، دفتر اول
@delelaal
1 957
سخن شمرده و سنجیده گوی بی سوگند
که شاهد سخنان دروغ، سوگند است
میرزا محمدعلی #صائب_تبریزی
📚دیوان، به کوشش محمد قهرمان، جلد دوم
@delelaal
1 957
مرغکی را وقت کشتن میدوانید ابلهی
گفت مقصود از دوانیدنْش نازک کشتن است
ما همان مرغیم خاقانی که ما را روزگار
میدواند وین دویدن را فذلک کشتن است
افضلالدین #خاقانی_شروانی
📚دیوان، به کوشش: دکتر ضیاءالدین سجادی
@delelaal
1 957
عمر ما کوتاهدستان در غم دنیا گذشت
خوب یا بد بود دور زندگی از ما گذشت
دور شادی بود عهد کودکی، اما نماند
وقت عشرت بود ایّام شباب اما گذشت ...
#احمد_گلچین_معانی
📚دیوان
@delelaal
1 957
به خونم گر بیالاید دو دست نازنین شاید
نه قتلم خوش همیآید، که دست و پنجهی قاتل
افصحالمتکلمین #سعدی
📚فرهنگامهی شعری، تالیف دکتر رحیم عفیفی، جلد اول
@delelaal
1 957
ز در درآمد و بر من نظر نمود و گذشت
چه کرد؟ جز به غم من غمی فزود و گذشت
خیال بود و من و غم به فکر او مشغول
چو دید بیخبران را، دلی ربود و گذشت
ز خال کنج لبش آتشی به جانم زد
بلای گوشهنشین هم خودی نمود و گذشت
به شوق جان به رهش دادم و نخواست ز من
دریغ عاشق خود را نیازمود و گذشت
چه حاصل است ز عمرم جز اینکه میگویند
که افسر آمد و این قصّه را سرود و گذشت؟
#داراب_افسر_بختیاری
📚منتخبی از اشعار ایشان، با مقدمه، به قلم عبدالحسین سپنتا
@delelaal
1 957
پیام دادهاید و از جملهبندی متن داخل کادر ایراد گرفتهاید؛
اما واوبهواو از کتاب است!😄🙏
1 957
آب به جوی کسی تیره شدن کنایه از زوال رونق و گرمی، پشت کردن بخت و اقبال از کسی.ای تیره شده آب به جوی تو ز تو وز خوی تو برنخورد روی تو ز تو عشّاق زمانه را فراغت دادهست روی تو ز دیگران و خوی تو ز تو ابوالقاسم حسن #عنصری_بلخی 📚فرهنگامهی شعری، تالیف دکتر رحیم عفیفی، جلد اول #رباعی @delelaal
1 957
هزار بوسه دهد بتپرست بر سنگی
که ضر و نفع محال است ازو نشان دادن
تو بت ز سنگ نهای، بل ز سنگ سختتری
که بر دهان تو بوسی نمیتوان دادن
افصحالمتکلمین #سعدی
📚کلیات، به تصحیح محمدعلی فروغی.
@delelaal
1 957
... کنار من مگذر، کآتشم تو را سوزد
کناره گیر ز آهم کز آتش جگر است
ثمر نداشت مرا زندگی و میدانم
که میبُرند همان شاخهای که بیثمر است ...
#داراب_افسر_بختیاری
منتخبی از اشعار ایشان، با مقدمه، به قلم 📚عبدالحسین سپنتا.
@delelaal
1 957
وه! چه عمر است این که در هجر تو بردم عاقبت؟
جان شیرین را به صد تلخی سپردم عاقبت
گر شکایت داشتی از ناله و دردسری
رفتم و دردسر از کوی تو بردم عاقبت
بر لب آمد جان و در دل حسرت تیغت بماند
تشنهلب جان دادم و آبی نخوردم عاقبت
بسکه آمد چون قلم بر فرق من تیغ جفا
نام خود از تختهی هستی ستردم عاقبت
گشتم از خیل سگان او، بحمدلله که من
در حساب مردمان خود را شمردم عاقبت
ای که میگویی: هلالی، حاصل عمر تو چیست؟
سالها جان کندم از هجران بمردم عاقبت
بدرالدین #هلالی_جغتایی
📚دیوان، به تصحیح و مقابله و مقدمه و فهرست از سعید نفیسی.
@delelaal
1 957
... دیده بر رخسار یار و جای در گیسوی دوست
مر دلم را انتظار صبح اندر شام نیست
...
بوسهای کردم طمع از لعل آتشرنگ او
زآنکه هر ناپختهطبعی بی ز طمْع خام نیست ...
سید احمد #ادیب_پیشاوری
📚قصائد و غزلیات فارسی و عربی ایشان، به کوشش مرحوم علی عبدالرسولی.
@delelaal
1 957
به کیش زاهدان گر مِی حرام است
مرا دِیر مغان بیتالحرام است
میرزا حبیبالله شهیدی #حبیب_خراسانی
📚دیوان، به سعی و اهتمام علی حبیب.
@delelaal
1 957
بعد از رونالدو، ترجیحم قهرمانی دیگر اسطورهی زمان نوجوانی و جوانیام بود؛ انگار پایان این اسطورهها، یادآور پایان جوانیام میشود.
احتمالا حالا جملهی بزرگترها که "قدیمیاش چیز دیگری بود" را کمی بهتر درک کنم.
شاید حرف مغرضانه و متعصبانهای باشد، نمیدانم، اما انگار هواداری نسل تازه، افت کهنگیست و دیگر فوتبال تمام شد!
آه که بهقول میرزا #صائب:
نتوان به گریه شست خط سرنوشت راآقای مسی. @delelaal
1 957
در بحبوحهی بمباران جنوب، این مصرع شیخ #سعدی را زندگی میکرد:
هنوز با همه دردم امید درمان است... 💚 🕊 🥀 @delelaal
1 957
در بحبوحهی بمباران جنوب، این مصرع از شیخ #سعدی را زندگی میکرد:
هنوز با همه دردم امید درمان است...💚 🕊 🥀 @delelaal
1 957
امشب ز دیده از قدح افزون گریستم
تا دل چو شیشه داشت نمی، خون گریستم
یکبار دیدهام به غلط فال خواب زد
عمری ز شرمساری آن خون گریستم
تلخی ندید عیش حریفان ز گریهام
چون آمدم ز میکده بیرون گریستم
تا کس به عشق او نبرد پی ز گریهام
شبها به شهر و روز به هامون گریستم
روید به جای سبزه ازآن خاک نخل سرو
هرجا به یاد آن قد موزون گریستم
طوفان پناه برد به گیتی ز گریهام
ای نوح سر بر آر ببین چون گریستم
اول شدم شکفته ز ارسال نامهاش
آخر ز شرمساری مضمون گریستم
گویند دل به گریه تهی میشود ز درد
چون درد من فزود چو افزون گریستم؟
هر کس که دید اشک من اندوهگین شود
قدسی ز بس که با دل محزون گریستم
حاجی محمدجان #قدسی_مشهدی
📚دیوان، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمد قهرمان.
@delelaal
1 957
تلخی ندید عیش حریفان ز گریهام
چون آمدم ز میکده بیرون گریستم
حاجی محمدجان #قدسی_مشهدی
📚دیوان، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمد قهرمان.
و تیمی که لیاقت نامت را نداشت...
خداحافظ آقای رونالدوcr7.🥺
@delelaal
