the Empire
Open in Telegram
839
Subscribers
No data24 hours
+237 days
+830 days
Posts Archive
839
First it was Khamenei and Khomeini who wanted to save the world from western imperialism now if Sinaloa
839
One of my bad habits that I've been trying to fix is extending too much, but not endless grace to people so I always end up disappointing myself and putting myself in harm's way. But it's difficult to know the balance between grace and brutality
839
This isn’t to disagree with the original point, rather to discuss a new perspective. We don’t talk enough about what emotional labor is and how extending grace is often seen as a responsibility, particularly on marginalized folk and the more you aft like an “educator” the more people expect you to be endlessly patient with them and exploit it
839
Few people are actually interested in improving their behavior, and it’s important to understand when someone is trying to take advantage of your endless grace in their favor and when someone is interested in anything you have to say.
839
This! I don’t blame people for reacting strongly to bigotry, but educating them is a rather noble thing to do.
That being said, this only applies if they’re not trying to actively waste your time and refuse to take accountability. Educating someone and being nice is nevertheless a form of emotional labor and should not be wasted on people who aren’t willing to listen in first place
839
As long as you're fully comfortable with it it's fine
It's just harmful as a foot fetish, which isn't much
839
https://t.me/DoriRulesHere/127716
Sorry I am a trans girl and I'm into cnc(I mostly like rough stuff which sometimes includes that).
Is that a bad behavior?
839
های
ادمین یکی از کانالا تو رو معرفی کرد.
اینو بخون. درمورد دیمنه
بابای من حیلی مذهبیه با این حال چندبار تو بچگی بهم دست درازی کرده.
من بچه آخر خانواده بودم برای اینکه مامانم تو مدزسه کار میکرد صبا با بابام خونه میموندم.
اون منو نوازش میکرد.
گوشامو لیس میزد بعضی وقتا یا دستشو میزاشت تو شورتم.
وقتی بزرگ تر شدم از هرچی مرده متنفر شدم.
نمیتونست تو جمع با شم یا با پسرای هممسنم بازی کنم چون از همه مردا میترسیم
تو راهنمایی فهمیدم لزبینم و غیراز اون کنار دخترا حس امنیت بیشتری دارم .
تابستون پارسال بابام گرایشمو از طریق مامانم فهمید.
دو هفته کامل شکنجه شدم گوشیمو ازم گرفتن لباسای تنگ وکوتاهمو
سوزوندن تف کردن تو صورتم.
انقد به سرم با دسته جارو برقی زده بودن هرشب با سردرد میخوابیدم.
من گوشیمو تا پایان تابستون باه حاطر کارای دانشگاه با التماس گرفتم.
گفتم توبه کردم. گول خوردم
تا جونمو نجات بدم
مامانم راضی شد گوشیمو بهم پس بده. ولی تو ساعتای مشخص.
شبا حق نداشتم با گوشی بخوابم.
وضعیت روحیم افتضاح بود
هرشب بهم پنیک دست میداد
توی گروه تلگرامی با جین آشنا شدمهنوز اسمش دیمن damonnnnnnnnnn بود
حیلی زود صمییمی شدیم و اونقدی راحت شدیم با هم که از جیکو پوک هم خبر داشتیم
من از بابام بهش گفتم
اون از تجربش گفت . اون شب کلی گریه کردیم با هم.
قول داد ازم محافظت کنه. به من گفت دختر کوچیکمی. من اندازه مامانم دوستش داشتم
منو صدا میزد لیتل وان منم صداش میکزدم مامی
وقتی فهمیدم تهرانه چند بار پیشنهاد داد بریم بیرون ولی به خاطر شرایطم هر بار رد کردم.
خیلی توی چت هورنی وبد ولی اصن حس بدی نمیداد. من ازش خوشم می اومد. خلاصه کنم رفتیم تو رابطه
دو ماه تو رابطه بودیم. به بهونه دانشگاه بعضی وقتت میپیچوندم ببینمش.
اخرین باری که دیدمش داخل خونشون بود. قرارر بود سریال ببینیم کنار هم اما بعد یع رب شروع کردیم به میک لاو.
میدونست من تجربه سکس ندارم برای این که میتزسم تروما دارم
بهم پیشنهاد داد ولی من رد نکردم چون میخاستم سکس کنم برای اولین بار. چون با دیمن امن بودم.
خیلی استرس داشتم
نزدیک دخول بودیم که من ترسیدم. نفسام تنگ شد و لرزش گرفتم. خیس عرق بودم.
به دیمن گفتم نمیتونم انجامش بدم. حالم بده. یکم میترسم.
دیمن شروع کرد به التماس کردن. گفت بهتترین روز عمرت میشه. دردت نمیگیره من دوست دارم. بهم ابراز هلاقه کرد
من هنوزم راضی نبودم خیلی میترسیدم ولی سموت کردم. چشامو بشتم سفت.
حیلی درد داشتم چون رابطه از پشت بود. پاهام سست شده بود. دستامو پاهامو مشت کرده بودم فقط منتظر بودم زود تمومشه
دردش فاجعه بود.
رزش خواهش کردم تموم کنه اما نکرد
نفهمیدم چقد تایم گذشت خیلی طولانی بود
من تمام وقت داشنم گریه میکردم
بهم گفت پشتمو چنگ بزن دردت کمتر بشه
به حرفش گوش دادم ولی کمتر نشد
هنوزم تموم نشده
تاروقتی ارضا شدو از روم پاشد
من داشتم میلرزیدم.
گریه کردم تو بغلش. تلاش کردم اروم بمونم. بهش نشون ندم حالم بد شده. سریع للاسامو پوشیدم تا برم خونه.
و بعد از همه جا بلاکش کردم.
دیلیت اکانت کردم.
چند روز پیش داخل چنلا درمورد یکی به اسم جین حرف میزدید منم فضولیم گل کرد رفتم چنلشو باز کردم
چنلش هیچ ربطی ب قبلا نداشت چون قبلا عکس و اهنگ بود.
بالا تر رفتم اسمشو دیدمغخمیدم خودشه
سه روزه دارم گریه میکنم. استفراغ میکنم.
حالم خیلی افتضاحه
چنلی ندارم حرفی بزنم ازش.
اومدم اینجا بگم.
حالم ازش به هم میخوره. من بعد از اون سکس هیچوقت روز خوش ندیدم. تعرضای بابام کمترشده ولی هنوز هست. چون دوست دختر داره.
همین.
شب بخیر
839
And unfortunately for me this has made me extremely wary of predator accusations being thrown at marginalized groups.
Even I have a tendency to be biased because I’ve seen so many instances of people using big words inaccurately that when I see specific demographics being accused of predatory behavior, I’m more skeptical.
This is the consequence of accusing everyone and everything you meet of being the biggest evil on this planet and I scroll past most of the callout posts I see because I know there’s a 60% chance it’s gonna be a waste of time
839
And when I say abusers can be your “normal” people and not some weird and off putting trans girl who’s into CNC, I don’t think people truly believe it even tho they agree. What I mean by that is that an abuser could be your best bro and you’d never know or care to criticize those you care about or see as normal.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
