ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

the Empire

the Empire

Открыть в Telegram
806
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
+730 дней
Архив постов
Thank you for reminding me, I wanna read it 🙏

‌ الان فهمیدم که ارت استایلت منو یاد مانگای Coponicus No Kokyuu میندازه، یه نگاهی بکن بهش

اره درستش کردمم

‌ می میتونی ایمیل جدید بسازی؟؟ انگار بن شده

نمی‌دونم اطلاعی ندارم

‌ من برای عاشق شدن زیادی خودخواهم ولی خیلی میخوام عشق رو تجربه کنم ولی نمیتونم انگار

As a side note, while there are valid mental health reasons to not befriend someone like having abusive tendencies; sleeping too much isn't one of them lol

Our lessons always put an emphasis on the interaction of the environment, physiology and individuals when it comes to mental disorders. I think people give the power of will too much credit, when really some people are born with predispositions that help them "get up" through anxiety but ofc, we learn our brains are also very adaptable. There are a lot of physiological reasons behind why your neurotransmitters don't work ideally. That being said, I've been all of these people. 1. Depressed to the point that I can't do anything 2. Getting up 3. Cutting ties with people bc I was frustrated with their lack of agency and taking responsibility. So I understand both of these perspectives, tho I think op is a bit harsh. I believe your mental health isn't solely your responsibility and we have to be realistic about our expectations, but also fixing a person with a lot of problems isn't the job of non professionals

Repost from N/a
چون صرفاً تو ميتوني يك كاري رو انجام بدي به اين معني نيست كه ادمهاي ديگه كه نميتونن اون كار رو انجام بدن از تو كمترن و تقصير خودشونه كه اينجوري كوپ ميكنن با احساسات منفيشون

Repost from N/a
لايك درسته تو ميتوني انتخاب كني با چه كسايي دوستي كني و با كيا دوستي نكني اما اينكه بياي استراگل هاي ادم هارو انقدر simplify كني و انقدر كوچيك ببينيشون و بگي من ”انگزايتي” و ”افسردگي” يقه ام رو گرفته ولي به جلو حركت كردم نه تنها حركت distasteful اي هستش بلكه disrespectful هم هستش

Repost from N/a
i never actually understood why people talk about mental health issues as if they’re a choice like they think people have the power to be better and do better but simply choose not to because they’re lazy as if people wouldn’t give anything to feel better if they could as if being mentally unwell isn’t already exhausting enough without having to justify your struggles to people who refuse to understand them

Repost from N/a
دیدین احساس میکنین جهان داره میچرخه و همه به زندگیاشون ادامه میدن ولی شما حس میکنین توی یه بازه زمانی گیر کردین

البته در اصل انگلیسی، آلمانی با لهجه هست

بعد من میگم آلمانی بیسیکلی انگلیسی با لهجه هست باور نمیکنید

My eyes hurt from reading this

Repost from N/a
https://t.me/yourneckmyteeth تو قربانی‌هات رو زیر نور خیره‌کننده بدون پلک‌زدن نگه می‌داشتی.

NEVER ask me what my artworks mean for your own good /Hj

تایتلش خیلی خاص و جذابه، ژانراش جذاب تر 🙏 چیزی که راجب تایتلش جذبم می‌کنه اینه که زیر پوست عشق این مفهوم ضمنی رو داره که این احساس عمیق تر از عشقه (شاید ابسشن؟) قسمت نزدیک شدن و فرار کردن خیلی منه ببخشید و این موضوع که از دیده شدن واقعی می‌ترسه هم منو یاد این انداخت که دوست دارم خودم کاملا پوشیده باشم حتی صورتمم پوشیده باشه ولی پارتنرم نه خیلی مرسی که زحمت کشیدی 🙏 عاشقشم

Repost from N/a
𓆩🖤𓆪 «دندان‌هایی زیر پوستِ عشق» 𓆩🖤𓆪 𖤐 ژانر: دارک‌رومنس، روان‌شناختی و تراژدیِ عاشقانه این کتاب درباره‌ی آدمی‌ست که عشق را نه در آرامش، بلکه در شدتِ احساسات پیدا می‌کند؛ کسی که میان خواستن و ویران کردن، مرز باریکی دارد. شخصیت اصلی داستان، قلبی دارد که همیشه میان دو میل متضاد گیر افتاده: نزدیک شدن و فرار کردن. او با کسی روبه‌رو می‌شود که درست مثل خودش، از صمیمیت می‌ترسد اما از تنهایی بیشتر. رابطه‌شان شبیه رقصی در تاریکی‌ست؛ پر از کشش، سکوت، حسادت و حرف‌هایی که هیچ‌وقت به زبان نمی‌آیند. راز پنهان کتاب: شخصیت اصلی تمام این سال‌ها تصور می‌کرد از عشق می‌ترسد، اما حقیقت این است که از دیده شدنِ واقعی می‌ترسد؛ از اینکه کسی تمام زخم‌هایش را ببیند و باز هم انتخابش کند. پایان داستان: او سرانجام یاد می‌گیرد که دوست داشتن، به معنای زخمی کردن یا زخمی ماندن نیست. در آخر، در را باز می‌گذارد؛ نه برای بازگشت کسی، بلکه برای اینکه خودش بتواند از آن عبور کند. 𓂃 جمله‌ی پشت جلد: «بعضی دندان‌ها برای بلعیدن نیستند؛ برای دفاع از قلبی‌اند که بلد نیست چطور بی‌هراس دوست بدارد.» @yourneckmyteeth

حالا انگار نه انگار که اگه درس نمی‌خوندم، کتاب روانشناسی می‌خوندم. فکر کنم مشکلم با اینه که مجبور باشم کاریو انجام بدم