U.B.P.S | انجمن علومسیاسی دانشگاه بجنورد
Open in Telegram
293
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-130 days
Posts Archive
🔶 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد برگزار میکند:
🔷 هفتمین نشست از سلسله جلسات تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی ایران معاصر (عصر پهلوی)
﴿کودتای اسفند ۱۲۹۹؛ عوامل و پیامد ها﴾
👤 با حضور:
دکتر ابوالقاسم شهریاری
دکتری مسائل ایران و مدرس دانشگاه
👤 مدیر نشست:
آقای مهیار جهانتیغ
دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی
🔶 مورخ سهشنبه؛ یکم اسفند ماه ۱۴۰۲
🔶 ساعت ۱۲:۳۰
🔶 دانشکده علوم انسانی، کلاس ۱۰۴
❗حضور برای تمامی علاقمندان، آزاد است
-----------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
-----------------------
@Ub_Ps
Repost from جامعه شناسی صلح
🔻گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار می کند:
💢 سمپوزیوم دو روزه نقد و بررسی کتاب
در هوای حق و عدالت
گرامیداشت و بازخوانی اندیشه دکتر محمدعلی موحد
برنامه زمانی سخنرانان:
⭕️ دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۲»
۱۷/ مدیر نشست
۱۷:۳۰/ رحیم محمدی
۱۸/ حسین داودی
۱۸:۳۰/ محمدمهدی مجاهدی
۱۹/ زهره رحمانی
۱۹:۳۰/ حمیدرضا اثیمی
⭕️ سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲»
۱۷/ علی اکبر گرجی
۱۷:۳۰/ سپیده میرمجیدی
۱۸/ الناز پروانه زاد
۱۸:۳۰/ امین رضا نوشین
۱۹/ مختار نوری
۱۹:۳۰/ سخن اختتامیه
مدیر علمی سمپوزیوم:
عباس نعیمی جورشری
لینک حضور آنلاین:
http://meet.google.com/mug-qfyv-vno
@abbasnaeemi
#گزارش_متنی
🔶 سومین نشست از سلسله درسگفتارهای امر سیاسی با عنوان «برلین و امر سیاسی» با حضور دکتر عباس نعیمی جورشری، دکتر الناز پروانه زاد، دکتر ابوالقاسم شهریاری، جمعی از دانشجویان و دیگر مخاطبان برگزار شد.
🔶 در طی این جلسه، صحبت هایی پیرامون زندگی و آثار متفکر روسی، آیزایا برلین، و شاخصه های اندیشه وی چون تاریخ گزینشی اندیشه سیاسی، پلورالیسم ارزشی، ویکو و دو گونه معرفت، ماکیال و دو گونه نظام اخلاقی، سه گونه معرفت و کارویژه معرفت فلسفی، فلسفه سیاسی و نقد روشنگری غرب، نظریه سیاسی آزادی، مختصات آزادی مثبت، عوامل و موانع آزادی منفی و انتقادات وارده بر این فیلسوف؛ صورت پذیرفت.
🔶 این جلسه مورخ ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲ در بستر گوگل میت برگزار شد.
------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
------------------
@Ub_Ps
#گزارش_صوتی
🔶 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد به همراهی گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
🔶 سومین نشست از سلسله درسگفتارهای امر سیاسی
﴿برلین و امر سیاسی﴾
🔶 با حضور دکتر عباس نعیمی جورشری، دکتر الناز پروانه زاد و دکتر ابوالقاسم شهریاری
🔶 سهشنبه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲
🔸 در بستر گوگل میت
------------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
------------------------
@Ub_Ps
#گزارش_تصویری
🔶 سومین نشست از سلسله درسگفتارهای های امر سیاسی
🔶 گفتار سوم : برلین و امر سیاسی
🔶 ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲
------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
------------
@Ub_Ps
#گزارش_ویدئویی
🔶 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد به همراهی گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
🔶 سومین نشست سلسله درسگفتارهای امر سیاسی
﴿برلین و امر سیاسی﴾
🔶 با حضور دکتر عباس نعیمی جورشری، دکتر الناز پروانه زاد و دکتر ابوالقاسم شهریاری
🔶 سهشنبه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲
🔸 در بستر گوگل میت
------------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
------------------------
@Ub_Ps
#گزارش_صوتی
🔶 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد به همراهی گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
🔶 سومین نشست از سلسله درسگفتارهای امر سیاسی
﴿برلین و امر سیاسی﴾
🔶 با حضور دکتر عباس نعیمی جورشری، دکتر الناز پروانه زاد و دکتر ابوالقاسم شهریاری
🔶 سهشنبه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲
🔸 در بستر گوگل میت
------------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
------------------------
@Ub_Ps
#هم_اکنون
سومین جلسه سلسله نشست های امر سیاسی
(برلین و امر سیاسی)
با سلام. از کلیه دانشجویان گرامی به ویژه آن هایی که درس اندیشه سیاسی غرب را گذرانده اند یا ترم آینده این کلاس را دارند، دعوت می کنم در نشست امروز شرکت کنند.
🔶 انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد با همکاری گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:
🔷 سلسله درسگفتارهای امر سیاسی
♦️گفتار سوم: ﴿برلین و امر سیاسی﴾
🔺 سخنران: عباس نعیمی جورشری
دکتری تخصصی جامعه شناسی
🔻 مدیر نشست: الناز پروانه زاد
دکتری اندیشه سیاسی
🔵 زمان: سهشنبه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲
ساعت ۱۸
لینک برگزاری نشست
--------------------
📮 روابط عمومی انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
--------------------
@Ub_Ps
Repost from اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران
⭕️ پس از مکاتبات و پیگیریهای یکساله اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران، سرانجام رشته علوم سیاسی به دفترچه استخدامی آموزش و پرورش اضافه شد
🔺پس از مکاتبات و پیگیریهای مکرر و فراوان اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران و تشکیل کارگروه ویژه اشتغال به منظور امضای (کمپین حل مسائل استخدامی) جمع کثیری از دانشجویان و دانشآموختگان دغدغهمند رشته علوم سیاسی (۲۵۰۰ نفر) ، و با همکاری سایر نهادها و انجمن های ذیربط؛ دانشآموختگان این رشته میتوانند در آزمونهای استخدامی آموزش و پرورش با عنوان شغلی آموزگاری شرکت کنند.
(پیگیری ها برای عنوان شغلی دبیری و سایر آزمون های استخدامی همچنان ادامه دارد)
🔻ضمن قدردانی از تمامی دانشجویان و اساتید دغدغه مند و نهادهایی که اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران را در این مسیر همراهی کردند؛ و به امید به نتیجه رسیدن سایر مطالبات به حق جامعه علمی علوم سیاسی کشور در جهت التیام و بهبود فضای این رشته بزرگ و پرافتخار
————————————
روابط عمومی اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
@usips_ir
Repost from انجمن علوم سیاسی ایران
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
به اطلاع جامعه علوم سیاسی می رساند دکتر علی معنوی تهرانی استاد بازنشسته گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی درگذشتند. ایشان بعد از انقلاب فرهنگی نقش موثری در راه اندازی مجدد علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتی داشتند. همچنین ایشان بیش از سی سال در آموزش علوم سیاسی و تربیت دانشجویان این رشته نقش اساسی داشتند.
انجمن علوم سیاسی ایران درگذشت این استاد گرانقدر را به خانواده ایشان و عموم اعضای جامعه علوم سیاسی و دوست داران ایشان تسلیت عرض میکند.
روحشان شاد و قرین رحمت و غفران الهی.
Repost from N/a
«در بزرگداشت مقام امیرکبیر»
میرزا تقی خان امیرکبیر ملقب به اتابک اعظم در قامت هفتمین نخست وزیر سرزمین ایران به صدراعظمی ناصرالدین شاه قاجار رسید. او که چنین خلعت والایی را در تاریخ ۲۱ ذیقعده ۱۲۶۴ق مقارن با اکتبر 1848م به بالای بلندش پوشاند، همزمان با بزرگانی از مغرب زمین بود که آنها هم نظریهپردازی و پرداختن به ایدهسازیهای علوم مختلف را وجههی همت خود ساخته بودند و در تعامل با سایر متفکران هستیشناسی و معرفتشناسی انسان در عرصهی هستی، ادامهای بر سنت فکری و تمدنی پیش از خود قلمداد میشدند. بزرگانی مثل اسپنسر، مارکس، نیچه، اگوست کنت، هگل، ولتر، روسو و کانت از آن جمله بودند. امیرکبیر مدت سه سال و یک ماه و بیست و هفت روز ردای وزارت به تن داشت و سپس مغلوب سرنوشتی شد که پیوسته جریان نخبگانی و فرهیختگی در ایران را به چالش های خونینی کشیده بود.
هنگامی امیرکبیر صدرات روستاها، قبایل و ایلاتی را عهدهدار شد که غالبا دارای مردمی با فرهنگ قرون وسطی بودند و در شرایطی گلهای به دنبال قبله عالم میدویدند و از زندگی تودهوار شان سیاهی و سرما و قحطی و خرافات نصیب میبردند. در چنین موقعیتی بود که امیر کبیر وارد کاخ گلستان شد و میرزا یوسف مستوفیالممالک و سایر دربانیان نالایق و دست به مزد سفارت انگلیس، به اتفاق تمام گلهداران ایل قاجار در اندرونی دربار دست به تقسیم و غارت منابع به جا مانده از ایرانی شدند که به دندان بی کفایتی دریده شده بود و از شریان هایش خون می ریخت.
امیر از کودکی شخصیتی استوار داشت، صاحب رای و اندیشهای والا بود. اندامی کشیده، چهرهای جذاب و نگاهی فوقالعاده نافذ و گیرا داشت. پر کار بود، زیرا غیرت انجام مسئولیت داشت و تمام ساعاتش وقف گشودن مشکلات کشور بود و خسته نمیشد. عزم او در کار راسخ بود، وزیر مختار انگلیس بارها اظهار کرد که کسی نمیتواند امیر را از تصمیم اش بازدارد. زمانی هم متوجه میشد برای پیشبرد کار لازم به اندکی نرمش است، درنگ نمیکرد. اگر تصمیمات دولتی به نظرش مخالف و منافی منافع ملی بود، به اقسام چارهها از انجامش سرباز میزد؛ و این کاری است که چهار سال در ارزنه الروم به آن همت میگماشت.
امیر که جوهر غربزدگی را شناخته بود، اقدامات خود را برای استقلال در زمینهای مختلف علمی، فرهنگی، خدمات اجتماعی و رفع چهرهی منفور خرافات از دین جهت بخشید و همچون قائممقام و مصدق به عمق روابط تجاری، مالی و صنعتی استعماری پی برده بود و علل عقب افتادگی ایران را نیک میشناخت. پس تیر خود را مستقیم به هدف زد. امیر برای کارهای خود برنامهی عملی داشت و به جای فرمولها و الگوهای پیشنهادی آن زمان غرب، برنامههای خودش را به جریان انداخت. او برای نجات ایران «راه» و «نقشه راه» داشت.
اما جامعه تودهای ایران قاعده پذیر نبود و با مفهوم تغییر و اصلاح و تدبیر مخالفت میکرد. بعد از واقعه سید مصطفی و مسائل تبریز و مشابه آنها آمده است: «گویی مُلک ایران آفریده شده بود که هر بد گوهری را بپروراند و چون فربه شد کاسه نعمت بشکند. از این قبیل اراذل و اوباش همیشه کسانی بوده و هستند که در کنف تاج امپراطوری، اما به خرج دیگران روزگار بگذرانند.» گروههای مخالف به شدت فعال بودند تا کار امیر را یکسره کنند. او قلم برداشت و نامهی آخر را نوشت:
«قربان خاک پای همایونی شوم، جسارت است اما چو آید به مویی توانی کشید / چو برگشت زنجیرها بگسلد. باری، معلوم است مقدر آسمانی در تمامی کار این غلام است. زیرا ز منجنیق فلک سنگ میبارد.... با کمال رو سیاهی عرض میشود که اولا از خدا مرگ میخواهم که این روزهای زیادتی را نبینم. ثانیا الحکملله به قضای آسمانی و حکم پادشاهی حاضرم.»
در جواب، ناصرالدین شاه که لکه ای سیاه در فترت و فسردگی سرزمین ایران بود در پاسخ ستاره شب پانصد ساله این مُلک سفلهپرور نوشت: « چاکر آستان ملائک پاسبان... حاج علیخان... فراشبافی شهریاری ... به فین کاشان رفته میرزاتقی خان فراهانی را راحت نمایید.»
این سخن میرزا تقی خان را که « الحکملله به قضای آسمانی و حکم پادشاهی حاضرم» مقایسه کنید با سخن حسنک وزیر که در ۸۴۳ سال پیش از آن، یعنی سال ۴۲۵ هجری قمری در روز محاکمه میگفت: «عاقبت کار آدمی مرگ است، اگر امروز اجل رسیده است کس باز نتواند داشت که بردار کُشند یا جز دار..، که بزرگ تر از حسین علی نیستم.»
و بدینسان باز هم ایران بر دامان خود خون گریست از خندهی بیموقع مردمانش که مصلحانش را میکشند و آنها به ظرف چلوکبابی دل خوشند که دودش از مطبخ خانهی دربار میآمد و سودش به سوی سفارت خانهی انگلیس مصادره میشد!
دکتر الناز پروانهزاد
۲۰ دی ماه ۱۴۰۲ هجری خورشیدی.
«در بزرگداشت مقام امیرکبیر»
میرزا تقی خان امیرکبیر ملقب به اتابک اعظم در قامت هفتمین نخست وزیر سرزمین ایران به صدراعظمی ناصرالدین شاه قاجار رسید. او که چنین خلعت والایی را در تاریخ ۲۱ ذیقعده ۱۲۶۴ق مقارن با اکتبر 1848م به بالای بلندش پوشاند، همزمان با بزرگانی از مغرب زمین بود که آنها هم نظریهپردازی و پرداختن به ایدهسازیهای علوم مختلف را وجههی همت خود ساخته بودند و در تعامل با سایر متفکران هستیشناسی و معرفتشناسی انسان در عرصهی هستی، ادامهای بر سنت فکری و تمدنی پیش از خود قلمداد میشدند. بزرگانی مثل اسپنسر، مارکس، نیچه، اگوست کنت، هگل، ولتر، روسو و کانت از آن جمله بودند. امیرکبیر مدت سه سال و یک ماه و بیست و هفت روز ردای وزارت به تن داشت و سپس مغلوب سرنوشتی شد که پیوسته جریان نخبگانی و فرهیختگی در ایران را به چالش های خونینی کشیده بود.
هنگامی امیرکبیر صدرات روستاها، قبایل و ایلاتی را عهدهدار شد که غالبا دارای مردمی با فرهنگ قرون وسطی بودند و در شرایطی گلهای به دنبال قبله عالم میدویدند و از زندگی تودهوار شان سیاهی و سرما و قحطی و خرافات نصیب میبردند. در چنین موقعیتی بود که امیر کبیر وارد کاخ گلستان شد و میرزا یوسف مستوفیالممالک و سایر دربانیان نالایق و دست به مزد سفارت انگلیس، به اتفاق تمام گلهداران ایل قاجار در اندرونی دربار دست به تقسیم و غارت منابع به جا مانده از ایرانی شدند که به دندان بی کفایتی دریده شده بود و از شریان هایش خون می ریخت.
امیر از کودکی شخصیتی استوار داشت، صاحب رای و اندیشهای والا بود. اندامی کشیده، چهرهای جذاب و نگاهی فوقالعاده نافذ و گیرا داشت. پر کار بود، زیرا غیرت انجام مسئولیت داشت و تمام ساعاتش وقف گشودن مشکلات کشور بود و خسته نمیشد. عزم او در کار راسخ بود، وزیر مختار انگلیس بارها اظهار کرد که کسی نمیتواند امیر را از تصمیم اش بازدارد. زمانی هم متوجه میشد برای پیشبرد کار لازم به اندکی نرمش است، درنگ نمیکرد. اگر تصمیمات دولتی به نظرش مخالف و منافی منافع ملی بود، به اقسام چارهها از انجامش سرباز میزد؛ و این کاری است که چهار سال در ارزنه الروم به آن همت میگماشت.
امیر که جوهر غربزدگی را شناخته بود، اقدامات خود را برای استقلال در زمینهای مختلف علمی، فرهنگی، خدمات اجتماعی و رفع چهرهی منفور خرافات از دین جهت بخشید و همچون قائممقام و مصدق به عمق روابط تجاری، مالی و صنعتی استعماری پی برده بود و علل عقب افتادگی ایران را نیک میشناخت. پس تیر خود را مستقیم به هدف زد. امیر برای کارهای خود برنامهی عملی داشت و به جای فرمولها و الگوهای پیشنهادی آن زمان غرب، برنامههای خودش را به جریان انداخت. او برای نجات ایران «راه» و «نقشه راه» داشت.
اما جامعه تودهای ایران قاعده پذیر نبود و با مفهوم تغییر و اصلاح و تدبیر مخالفت میکرد. بعد از واقعه سید مصطفی و مسائل تبریز و مشابه آنها آمده است: «گویی مُلک ایران آفریده شده بود که هر بد گوهری را بپروراند و چون فربه شد کاسه نعمت بشکند. از این قبیل اراذل و اوباش همیشه کسانی بوده و هستند که در کنف تاج امپراطوری، اما به خرج دیگران روزگار بگذرانند.» گروههای مخالف به شدت فعال بودند تا کار امیر را یکسره کنند. او قلم برداشت و نامهی آخر را نوشت:
«قربان خاک پای همایونی شوم، جسارت است اما چو آید به مویی توانی کشید / چو برگشت زنجیرها بگسلد. باری، معلوم است مقدر آسمانی در تمامی کار این غلام است. زیرا ز منجنیق فلک سنگ میبارد.... با کمال رو سیاهی عرض میشود که اولا از خدا مرگ میخواهم که این روزهای زیادتی را نبینم. ثانیا الحکملله به قضای آسمانی و حکم پادشاهی حاضرم.»
در جواب، ناصرالدین شاه که لکه ای سیاه در فترت و فسردگی سرزمین ایران بود در پاسخ ستاره شب پانصد ساله این مُلک سفلهپرور نوشت: « چاکر آستان ملائک پاسبان... حاج علیخان... فراشبافی شهریاری ... به فین کاشان رفته میرزاتقی خان فراهانی را راحت نمایید.»
این سخن میرزا تقی خان را که « الحکملله به قضای آسمانی و حکم پادشاهی حاضرم» مقایسه کنید با سخن حسنک وزیر که در ۸۴۳ سال پیش از آن، یعنی سال ۴۲۵ هجری قمری در روز محاکمه میگفت: «عاقبت کار آدمی مرگ است، اگر امروز اجل رسیده است کس باز نتواند داشت که بردار کُشند یا جز دار..، که بزرگ تر از حسین علی نیستم.»
و بدینسان باز هم ایران بر دامان خود خون گریست از خندهی بیموقع مردمانش که مصلحانش را میکشند و آنها به ظرف چلوکبابی دل خوشند که دودش از مطبخ خانهی دربار میآمد و سودش به سوی سفارت خانهی انگلیس مصادره میشد!
دکتر الناز پروانهزاد
۲۰ دی ماه ۱۴۰۲ هجری خورشیدی.
"منت خدای را عزّ و جل"
تنها چند دقیقه پس از اعلام نتایج انتخابات انجمن، اولین سوالی که به ذهن هر هفت نفر ما خطور کرد این بود: برای پیشرفت «چه کاری از من ساخته است؟».
محمد شاهوزایی از تواناییاش در تولید محتوا و فضای مجازی گفت و سید علیرضا حسینی از توانایی برقراری ارتباط خوب با دانشجویان. سیده محبوبه رسولزاده از توانایی های علمی و تجربهاش در انتشار نشریات گفت و امیر طیبی فرد از ایدهپردازی هایش برای تدارک برنامه ها و فاطمه اسدی هم از علاقهاش به امور اجرایی!
در کمتر از چند دقیقه وظایف تقسیم شد چرا که هدف همه ما یکی بود «تلاش، توانایی و توسعه» و از همان لحظه آغاز به کارکردیم و با تمامی سختیها و ناملایمات تا آخرین لحظه با تمام توان و وجود برای این انجمن، این دانشگاه، این استان و از همه مهمتر برای مادرمان ایران شبانه روز تلاش کردیم و تلاش کردیم و تلاش...
قطار در حال حرکت بودیم و سنگهای بسیاری از نادانان و نااهلان خوردیم سرعتمان را کم کرد اما متوقف هرگز! پشتوانه ما امید بود و دغدغه؛ امید به آینده و دغدغهی آینده؛ اما آنچه این دو را باهم جمع میکرد و اجازه دلسردی به هیچکدام از همقطاران را نمیداد، نگاه حامیانه و دلسوزانه استاد مشاور عزیزما سرکار خانم دکتر پروانهزاد بود که هر کجا احساس خستگی یا نفس بریدن از تندی راه میکردیم همچون عضو بزرگتر خانواده التیامبخش ما بودند. آری! انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بجنورد یک خانواده بود، هست و خواهد ماند.
زمان کسب این افتخار دیماه ۱۴۰۲ نبود بلکه زمانی بود که ما در انجمن علمی علوم سیاسی به این باور رسیدیم که «ما میتوانیم» و آنقدر این باور عمیق شد که هیچ مشکلی سد راه پویایی و حرکت این انجمن در مسیر اهداف بلندپروازانه خود نشد و در نهایت این اهداف بلند، تبدیل به بزرگترین دستآورد این انجمن شد.
در پایان، ضمن تشکر از همراهی های ارزشمند خانم دکتر الوند، معاون محترم دانشکده علوم انسانی، بر خود لازم میدانم تشکر ویژهای از «خانم دکتر پروانهزاد» استادمشاور و «آقای مهندس عسکری» کارشناس فرهنگی یعنی دو بال و دو حامی بزرگ انجمن داشته باشم و قدردان زحمات جناب آقای یاسر طالبی و جناب آقای کامران رادمنش، دو کارشناس توانمند فرهنگی دانشگاه، جناب آقای عباس مروجی مدیر فرهنگی دانشگاه بجنورد و دکتر محمد مهوش معاونت فرهنگی دانشگاه باشم. همچنین به نشانه احترام به آزادمردی و شجاعت و دفاع از ساحت دانشگاه و دانشجوی دکتر «ابوالفضل نیازیمطلق»، مدیر دانشجویی دانشگاه بجنورد ایستاده و سر تعظیم فرود آورم.
امید است فعالیتهای این دور از انجمن و فعالیتهای قریب به دوساله این تیم افتخار آفرین ذرهای موثر و کارگشا در میدان علم و دانشگاه آمده باشد و در آینده و در سایر مراکز علمی و فرهنگی کشور بتوانیم برای ارزش هایی که همواره برایمان مقدس هستند تلاش کنیم و شاهد پویایی و رونق رشته با اهمیتی چون علوم سیاسی در دانشگاه عزیز بجنورد و سایر دانشگاه های کشور باشیم.
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
علی همایونی حصار
دبیر سابق انجمن علمی سیاسی دانشگاه بجنورد
دیماه یکهزار چهارصد و دو
#انجمن_برتر
🔺گزارش یک ساله انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه و ارسال شده به شانزدهمین جشنواره بینالمللی حرکت
🥇با کسب عنوان شایسته تقدیر در بخش انجمن برتر علوم انسانی
@Ub_ps
#انجمن_برتر
🔺گزارش یک ساله انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه و ارسال شده به شانزدهمین جشنواره بینالمللی حرکت
🥇با کسب عنوان شایسته تقدیر در بخش انجمن برتر علوم انسانی
@Ub_ps
با تقدیم سلام و سپاس.
کسب رتبه برتر انجمن های علمی را به گروه علوم سیاسی و به ویژه دبیر محترم انجمن علمی علوم سیاسی جناب آقای علی همایونی و سایر اعضای هم دل و هدف مندی که در کنار ایشان بودند تبریک می گویم. امیدوارم اعضای جدید انجمن علمی و دبیر محترم آن سرکار خانم حدیث رستمی پور نیز با جدیت و پشتکار از این میراث حمایت و حفاظت کنند.
ایمان دارم قلب دانشجویان کوشا و مسئولیت پذیر در انجمن علمی آنجایی می طپد که نه جمعیت و کثرت مردمان، بلکه روایت اهل دیدار شکل می گیرد و از حدیثی بزرگ، سروده ها می آورد. به قول سعدی:
هرگز حدیث حاضر و غایب شنیده ای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است. روزگارشان خوش و آینده ی نوید بخش شان در پناه عقل و دین و اخلاق و راستی باد!
اما برای اینجانب که روزی دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بودم و اینک دانشجویانم با کسب رتبه برتر در «جشنواره حرکت»به آن مکان ره یافته اند، این افتخاری بزرگ به شمار می رود که از ثمره ی تعامل با علاقه مندان دانش و ارزش بهره بگیرم و بی آنکه کسی باشم، اما بر آنچه که توسط همکاران فرهیخته ام در رشته علوم سیاسی و سایر رشته های انسان شناختی انجام شده است ببالم.
در پایان این مجال از خداوند حکیم مسالت دارم اساتید دلسوز را به حکمت و دانشجویان علاقه مند را به علم و اخلاق متصف نماید تا آینده ی این کشور تاریخ مند، به تاریخی سرشار از موفقیت و پیروزی و سزاواری متصل شود و آنان که به هر دلیل در دانشگاه شهید بهشتی حاضر نبودند تا مورد قدردانی واقع شوند بدانند که غیبت ایشان از هر حضوری موثرتر و زحمات انباشته در پستوی ظرفیت های وجودی، برای شان از هر تشویقی عمیق تر بود.
شاد و پیوسته و پایدار باشید.
الناز پروانه زاد
دی ماه ۱۴۰۲ هجری خورشیدی.
