en
Feedback
از دل

از دل

Open in Telegram

از دل؛ روایتی روشن از زندگی برای فکر کردن، حس کردن و بهتر زیستن. 🌱 هشتگ #از_دل متن‌های ادمین است لطفا فوروارد کنید.✨ https://t.me/Good_night_library

Show more
431
Subscribers
+124 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
با آرامش نوشتم، با آرامش بخونید. شب بخیر ستاره‌ها.✨🪽

دقیقا. متأسفانه کامنت‌ها رو هم بستن چون خودشون هم می‌دونن چی نوشتن. سال‌هاست حتی ایام جنگ رمضان، هر وقت ازم پی‌دی‌اف خواستن یا جایی دیدم، رفتم گفتم درست نیست و... . حق مؤلف و فلان. ولی اگه نظر نشر چشمه اینه پس خرید بعضی کتاب‌هاش در توانِ من نیست، وضعیت اقتصادی جامعه‌مون هم که اینه، دانشجو که باشی، بدتر، پس پی‌دی‌اف کتاباشو گیر میاریم می‌خونیم. 🤦🏻‍♀️

https://t.me/Eyn_Jiim/13242 خیلی جالبه نشر چشمه گفته چون که ایران عضو کنوانسیون برن نیست، آثار ایرانی هم در خارج از ایران هیچ محافظتی ندارن، از طرفی ما تا جایی که بشه حواسمون به کپی‌رایته ولی دیگرانی هستند تو ایران که حواسشون نیست و چاپ می‌کنند و... و چون درخواستی مؤلف کتاب مدنظر، بیشتر از توان ما بود، پس ما چاپ کردیم! بعد آخرش و کپشن نتونشته امیدواریم ایران عضو بشه و حق هیچ مؤلفی ضایع نشه! یه چیزی کلا تو جامعه‌مون جا افتاده به این شکله که «بد، تا زمانی بده که من ازش استفاده‌ای نمی‌کنم. اما اگر من استفاده می‌کنم و لازم دارم، دیگه بد نیست.» شده مثل قضیه حجاب و صدا سیما. بی‌حجابی بده ولی اگه تو راهپیمایی‌ها و تجمع‌ها باشن، باهاشون مصاحبه میشه و نشونشون میدن و مثال‌های دیگه. آفت* یه جامعه از یه چیز مثل سیاستش شروع میشه، به همه جا حتی فرهنگ و ادبیاتش هم نفوذ می‌کنه. و جالب‌تر اونکه انقدر برای کار غلطشون دلیل و توجیه و مدرک میارن که تو به درستِ ماقبل این جریان شک داری. *شما بگو فساد.

اگر این روزها از من درباره‌ی عشق بپرسید، چنین چیزی را می‌گویم: https://t.me/Del3da/33705

همان‌قدر که عاشق لاک‌های رنگ‌ به رنگم، عاشق ناخن‌های تمیز و ساده‌ی بدون لاک هم هستم. این دست‌های عاری از تشریفات قابل ستایش بابت بودن، خلق کردن، وصل کردن و مهربانی ورزیدن.

همان‌قدر که عاشق لاک‌های رنگ‌ به رنگم، عاشق ناخن‌های تمیز و ساده‌ی بدون لاک هم هستم. این دست‌های عاری از تشریفات قابل ستایش بابت بودن، خلق کردن، وصل کردن و مهربانی ورزیدن.

متصل بودن.
متصل بودن.

فکر می‌کنم همه‌ی جملات تکراری شده‌اند، کلمه‌ها بیشتر. باید بیشتر بخوانم و بنویسم و کاش بتوانم برای احساساتم واژه‌‌های تازه‌ای خلق کنم که گویای معنای پشت پلک‌هایم باشند یا حداقل واژه‌هایی بیابم که دیگران خلق کرده‌اند، اگر نتوانستم به نقاشی پناه می‌برم. به رنگ‌ها و قلم‌های دیگر.

تو این هفته، دومین باره که به اکانت شخصیم پیام میدن و عرب‌زبان هستند از کشورهای دیگه. جالبه.

به مترادف واژه‌ی اتصال فکر می‌کنم. وصل بودن، پیوند، پیوستگی، الحاق، اتحاد و... . نه، هیچکدام حق مطلب تصویری که در ذهن من است را ادا نمی‌کند. هیچکدام نمی‌تواند بگوید چه کار بزرگی است این اتصال (ناچار از این کلمه استفاده می‌کنم وگرنه همین کلمه هم کامل نیست) در لحظه لحظه‌ی زیستن در هر ناکجاآباد این پهنه‌ی گسترده‌ی پر آشوب. چقدر مهم است اینکه هر لحظه، هر کجا، میانه‌ی سکوت یا که غوغا، یک اتصالی باشد، یک اتصال محکم و عاری از گسیختن. یک اتصال که خیالت را راحت می‌کند برای خود بودن، برای رفتن و نرفتن، برای کم‌رنگ شدن و پررنگ شدن.

شب، سکوت، او، کتاب و متصل بودن.
شب، سکوت، او، کتاب و متصل بودن.

دیگه کانال کربلایی‌ها رو چک نمی‌کنم تا بعد اربعین.

«دلم می‌خواست چند روز زندگی را تحویل بدهم و از تنم کوچ کنم.»

دلم می‌خواد از تلگرام برم. همه‌تون کربلایید و مدام دارید از اونجا میگید. :(

الله اکبر از سمنان بچه ها سمنان واقعا وجود داره :) خانوم "ن" هستم:)

من میرم عکس شمع‌ها رو نگاه می‌کنم، از زیبایی، لطافت و ترکیب رنگشون، لذت می‌برم.

«بسم الله نور » - مرکز تخصصی باکس‌گل های ماندگار 💐 - اکسسوری برای خونه و محیط کار🕯 - گیفت عروسی و تولد | پک هدیه✨️ - سبد خر
«بسم الله نور » - مرکز تخصصی باکس‌گل های ماندگار 💐 - اکسسوری برای خونه و محیط کار🕯 - گیفت عروسی و تولد | پک هدیه✨️ - سبد خرید و پرداختِ ۲مرحله‌ای هم داریم🛒 - ارسال از سمنان به هر جایی که تو هستی🌍 @Alrahil_candle | گالری اَلرَحیل

«کاش نخلی بودم که با دست خود می‌کاشتی‌.»

Repost from N/a
می‌گویند شبیه‌ترین گیاه به انسان نخل است. نخل روح دارد، حیاتش‌‌به سرش است، اگر سرش را هم مثل آدمی زیر آب کنی می‌میرد و… اصلا
می‌گویند شبیه‌ترین گیاه به انسان نخل است. نخل روح دارد، حیاتش‌‌به سرش است، اگر سرش را هم مثل آدمی زیر آب کنی می‌میرد و… اصلا بر همین اساس و قرابت واحد شمارش نخل نفر است. به نخل فکر می‌کنم، به این شلال‌ یشمی، به این راست قامت سر‌ به زیر. به نخل فکر می‌کنم، به نخلستان، به آن باغی که علی زیر چتر نخل‌ها در صلابتی چشم‌نواز قدم می‌زد، به فدک، به میثم تمار، به علقمه، به بین الحرمین. کاش نخلی بودم در بین‌الحرمینت…/🌴

وقتی باید برم سراغ پایان‌نامه و گریه‌م میاد و می‌خوام خودمو تو چیزای دیگه غرق کنم: