uk
Feedback
از دل

از دل

Відкрити в Telegram

از دل؛ روایتی روشن از زندگی برای فکر کردن، حس کردن و بهتر زیستن. 🌱

Показати більше
412
Підписники
-224 години
-37 днів
-530 день
Архів дописів
رفقا سلام🪴 متاسفانه همگی به شرايط اقتصادى واقفيد و اين مدت خيلى ها دچار مشكل شدن. موردى هست كه اميدوارم با كمك هم بتونيم گره از مشكلشون باز كنيم. خانم سرپرست خانوارى هستند با فرزندی شش ساله. متاسفانه اين مدت بخاطر جنگ درآمدشون از نصف هم كمتر بوده بابت كار روزمزد و كرايه‌شون رو نتونستن پرداخت كنن. مبلغ 18 ميليون نيازه تا كرايه‌شون تسويه بشه. ايشالا كه بتونيم با هم اين مبلغ رو جمع كنيم تا بيشتر از اين تو مضيقه نباشن. دمتون گرم 💚 شماره کارت برای محبت‌ بی‌دریغ‌تون✨ 6219861476852990 محمدى

منو دعا کنید.‌ 🩵🪽

تلاقی این دو من رو یاد اپیزود استرابیا از احسانو انداخت. اگر شنیده باشید اپیزود رو متوجه میشید.

دوباره جام جهانی شروع شده و دوباره محرم آمده و هزار باره من به حسین علیه السلام که فکر می‌کنم یک چیزی ته قلبم فرو می‌ریزد، یک چیزی که دقیقا نمی‌دانم چیست و هر وقت خبر رسید که یک گوشه به کسی ظلم شده و قلبم گواهی داد و تایید کرد که ظلم شده، همان‌طور یک چیزی ته قلبم فرو ریخت. اما چند سالی است که با شنیدن نامش یک اتفاق دیگر هم در من رخ می‌دهد و به قول احسانو، من به حسین که فکر می‌کنم، قلدرتر می‌شوم. حسین علیه السلام جگر داشت که می‌دانست عاقبتش چه می‌شود اما سر خم نکرد. از بچه‌ی شش ماهه تا جوان رعنای خودش را فدا کرد ولی سر خم نکرد. حسین علیه السلام زیر بار ظلم نرفت که نرفت و بهایش را پرداخت و من به حسین علیه السلام که فکر می‌کنم شجاع‌تر می‌شوم. سال‌ها گذشته، ما نبودیم و روضه‌ها بر پا بود، ما می‌رویم و روضه‌ها خواهد ماند چون این خونی است که خداوند برگزیده تا بشر راه خود را بیابد و آزادگان جهان هر کجا که باشند، همه حسین علیه السلام را می‌شناسند. «سلام بر غم شریفی که انسان پرور است.» پ.ن: احتمالا این اپیزود را بیش از یک بار می‌شنوید. @azdellchannel

Repost from N/a
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی "سعدی"

«عیسای دست‌های مبارک بزن مرا تا مرده‌ای به زنده شدن مفتخر شود» @azdellchannel

می‌گویند از دوره‌ی کرونا، روابط خراب شده است. دوره‌ای که همه رو در لاک خود فرو برد، تنهایی را موهبتی عظیم نشان داد که می‌تواند جان آدم را حفظ کند. جسم آدم‌ها را در قرنطینه انداخت و به دنبال آن روح آدم‌ها نیز عادت کرد. کجا فکر می‌کردیم یک روزی برسد که از خانواده‌ی خود در یک خانه، دور شویم. کجا فکر می‌کردیم همین بغل کردن یکدیگر و بوسیدن و دست‌ها را فشردن آرزو شود؟ آن‌ها که تنها بودند، تنهاتر شدند و آن‌ها که تنها نبودند، مزه‌ی تنهایی را به سلول‌هاشان چشاندند و بعد انگار چیزی درون آن واکسن‌های کوفتی بود که همه ما را عادت داد به اینکه تنهایی بهتر است. راستی مجازی چقدر شکوفا شد! همه چیز خلاصه شد در پیام‌های کوتاهِ بی‌روحِ تلگرام و واتساپ. + سلام خوبی؟ _ سلام خوبم. تو خوبی؟ + منم خوبم. چقدر از ایموجی‌ها و استیکرها دلخورم... . شریک‌ جرم دروغ‌های ما. این غُرنامه‌ای درباره‌ی تنهایی نیست که تنهایی هم مثل مفاهیم دیگر دو روی سکه دارد. این نوشته‌ای کوتاه یا بلند در مذمت روابط امروزی است. روابطی که استارت بی‌کیفیت بودنشان از دوره کرونا کلیک خورده و هنوز ادامه دارد. روابطی که الهام گرفته از سوشال مدیا است و این نشد، اسکرول می‌کنم نفر بعدی و اصلا چرا اسکرول نکنم، وقتی بعدی بهتر است! کوتاه می‌گویم و حوصله توضیح ندارم، خودت بفهم، انگار که رابطه توییتر است و کاراکتر کم دارد و نمی‌شود توضیح داد. انگار که همه‌ی تصاویر باید مثل صفحه اینستاگرام عالی و بی‌نقص باشد وگرنه ارزش ماندن ندارد. اما روزگار این جور نمی‌ماند و آدم‌ها به یکدیگر محتاج که نباشند، وصل‌اند و عاقبت بازگردد هر کسی به اصل خویش. @azdellchannel

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی» @azdellchannel

برای جمعه، کرختی، دلتنگی.

Repost from از دل
شعر و صدا: رضا براهنی. برایم شعر بخوان و مرا در صدایت خواب کن. @azdellchannel

هر روز هم که روز جهانی دوست داشتنه.😁

✨💌

Repost from N/a
یه دختری، عکس یه دسته گل خیلی خیلی بزرگ رز رو که هدیه گرفته بود، گذاشته بود رو شونه‌ش و توی آینه‌ی آسانسور سلفی گرفته بود. کپشن نوشته بود: مثل اینکه یه مامانی، پسرشو خوب تربیت کرده! یه نفر اومده بود زیرش نوشته بود: اولین باری که براش یه دسته گل بزرگ مثل این خریدم گفت من عاشق گلم ولی یکی دوشاخه کافیه، با پولش میتونیم یه مسافرت یکی دو روزه بریم! منم اونجا فهمیدم یه مادری، دخترشو خوب تربیت کرده! جالب بود! اینجوریه دوستان. این ورِ قضیه رم باید دید

و اما رفتن. رفتن‌ها یک شبه اتفاق نمی‌افتند، رفتن‌ها مخصوصا برای آن‌هایی که بی‌سر و صدا می‌روند کاری زمان‌بر است ولی آدم اگر طرفی باشد که می‌رود، آسان‌تر است از طرفی که می‌ماند. طرفی که می‌رود مدت‌ها در درون خودش فکر کرده، تجسم کرده، تصمیم گرفته و بالأخره یک روز، یک شب، در یک زمان، می‌رود. او اول بندهای درونی را بریده، بندهای دلش را بریده و بعد پایش را عقب می‌کشد. یک برد بزرگ در این میدان همین است که ذهنت جا نماند، دلت جا نماند وقتی پایت دیگر جایی آن‌جا ندارد. اما کسی که می‌ماند، بی‌خبر از همه جا، هزار و یک برنامه شاید توی ذهنش داشته باشد. حتی بعضی در تدارک یک جشن هستند، یک سوپرایز، یک کار ویژه برای عمیق‌ کردن رابطه و ریشه زدن که یک دفعه رها می‌شوند. آن‌ها نه بندهای درونی‌شان بریده می‌شود نه دلشان. آن‌ها مدت‌ها توی ذهنشان جنگ و سؤال است و تنشان شبیه به فرمانده خیانت‌دیده‌ایست که جای نیزه‌های روی تنش، دلش را بیشتر پاره می‌کند. پایشان را بیرون می‌کشند اما دلشان جا می‌ماند و آن بندهای درونی مدام آن‌ها را برمی‌گرداند سر خط. خدا کمک‌شان کند. پ.ن: چند روز پیش دوست عزیزی از شما دوستان گرامی‌ام، به از دل پیغام داده بود که هشتگ #بی_کلام را دنبال کرده و از آهنگ‌هایی خوشش آمده، سپس برای تشکر این موسیقی بی‌کلام را برای من فرستاد که دوست داشتم با شما نیز به اشتراک بگذارم.‌ پ.ن۲: این موسیقی تقدیم به تمام کسانی که یک دفعه رها شدند ولی برای بریدن بندها و ادامه دادن تلاش می‌کنند. لطفا مراقب خودتان باشید.🪽✨🌱 @azdellchannel

535_54524539310420.mp31.60 MB

خود را چو یافتی همه عالم ازآن توست چشم از جهان بپوش طلبکار خویش باش
صائب تبریزی
#از_دل_شعرها @azdellchannel

داشتم فکر می‌کردم از دل تعاملی نداره و خب می‌خوام این چرخه رو بشکنم. حوصله‌م رو دنبال خودم بکشونم. فورواردهای کانال رو چک کنم از این بعد، بخونم و هر مطلبی از کانالی که مورد پسندم بود، اینجا بگذارم. اگر چه بیشتر فوروارد‌های ما خصوصیه!

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز #مولانا @azdellchannel

همه از همه‌چیز به نفع خودشان یا بهتر بگویم برای توجیه عملکرد خودشان استفاده می‌کنند، این می‌تواند هم خوب هم بد باشد. وقتی مفاهیم موجود و قابل تأمل در خدمت رفتارهای نادرست و ناپسند درمی‌آید، اگر اعتراضی صورت نگیرد می‌شود همان قضیه لباس پادشاه. کم‌‌کم می‌شود عادت، کم‌کم آن مفهوم عوض می‌شود و نسل بعد باورشان می‌شوند و نسل به نسل انگار بشر خسته‌تر از آن است که کهن را بازآفرینی کند و به دنبال منشأ بگردد. پس همان مفاهیم غلط به جا می‌ماند و ادامه دار می‌شود البته اگر اعتراضی اکنون صورت نگیرد.

Repost from Limonene
طرف آداب‌دانی و مهارت‌های اجتماعیش از جلبک کمتره، با درون‌گرایی توجیهش می‌کنه. اون یکی فضوله و دیگران از شدت رفتارهای آزاردهنده و مزاحمت‌هاش آسایش ندارن، اسمش رو گذاشته برون‌گرایی. واقعاً یه‌عده تا تمام کلمات و مفاهیم رو از معنا تهی نکنن دست بر نمی‌دارن.