en
Feedback
ه د ی ه

ه د ی ه

Open in Telegram

. . ﮼بیاامروز‌راباهم‌زندگی‌کنیم،‌شاید‌مرگ‌فردا‌نفس‌مان‌را‌قیچی‌کند..🌱♥️ #هدیه_ق برای خوندن نامه های #بابالنگ‌دراز 💌 میتونید هشتگ رو سرچ کنید ______________

Show more
364
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
+ مود

Repost from ه د ی ه
گویند خدا همیشه باماست ای غم نکند خدا تو باشی

من جنگیدم که حسرتش رو دلم نمونه وگرنه میدونستم رو تو نمیشه حساب کرد

دیر میشود..
دیر میشود..

وطن خاک نیست، وطن هموطنه ..❤️‍🩹

سلام لأرض خلقت للسلام و ما رأت یوماً سلاما. سلام بر زمینی که برای صلح آفریده شد و هیچ روزی رویِ صلح ندید.

آهنگ جدید ویناک

من واقعا دایوِرت کردم زندگی رو اکثر مسائل برام فاقد اهمیته ؛)

کمترین کاری که تو این شرایط میتونید در حق بقیه بکنید اینه که از بی درکی و بی شعوریتون کمی بکاهید با تشکر

از اونجایی که آدم به شدت زودرنج و حساسی ام خیلی رو خودم کار کردم که تو این شرایط رو روحیه م کنترل داشته باشم، و ادمایی که منو میشناسن میدونن چقدر خودمو کنترل میکنم که حرص نخورم ولی پاره ای از مشکلات داره روی اعصابم راه میره

کافیه بخوام دو دقیقه به این فک کنم که هرچی بشه فکر و ذهنم آرومه زندگی یه بلای خوشگل سرم میاره😂

‏حالم از کلمه کانفیگ، پینگ و پروکسی داره بهم می‌خوره.

ما محکومیم به زنده بودن زندگی کردن و ادامه دادن

ولی خیلی دلم تنگ شده بود که اینجا شبا براتون نوت بذارم

آدمای واقعی بیرون از این فضان..

ببین این ادمیزاد چیه که به همه چی عادت میکنه، به زندگی بدون اینترنت هم عادت کرده بودیم

سلام🥺

آنکس که در این زمانه او را غم نیست یا آدم نیست یا که در این عالم نیست

ما حیف بودیم عزیز من تلاشگر بودیم، مهربون بودیم؛ مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، باهوش بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا،حیف بودیم عزیز من. @TrraFic

امروز داشتم به این فکر می‌کردم که راست می‌گن عشق‌های قدیم یه چیز دیگه بود.. شاید چون واقعی‌تر بود؛ چون آدما این‌قدر زود به فکرِ جایگزین نبودن و جای خالیِ آدما با آدمِ دیگه‌ای پُر نمی‌شد. عشق شبیه پازل بود؛ وقتی معشوق گم می‌شد، جای خالیش با هیچ تکه‌ای کامل نمی‌شد. اما انگار زمونه عوض شده. آدما قبل از خداحافظی با کسی که دوستش دارن، یکی دیگه رو به جاش می‌نشونن. دیگه کسی به بهتر شدن اوضاع فکر نمی‌کنه. کسی به «باهم می‌سازیم، درستش می‌کنیم، پیش می‌ریم» باور نداره. انگار یاد گرفتیم به‌جای تعمیر، تعویض کنیم؛ به‌جای عذرخواهی، میدون رو خالی کنیم و بریم؛ به‌جای «از دلت درمیارم»، خودمونو تو دلِ یکی دیگه جا بدیم. ما تو زمونه‌ای زندگی می‌کنیم که تنها راهِ فراموشیِ آدما شده: پناه بردن به یه آدم دیگه و پوشوندنِ زخم‌ها با حضورِ یه فردِ جدید. در حالی که قبل‌ترها، آدما مرهمِ زخم‌های هم بودن و به پای هم می‌موندن. حقیقتا انگار معنیِ انتظار هم فرق کرده. نمی‌دونم… شاید هم ما آدم‌های عجولی شدیم که نه دوست داریم، نه حاضریم برای محبوبمون صبر کنیم. انگار ارزشِ زمان و زندگی کم‌کم معنیش رو از دست داده. دنیا پُر شده از روان‌شناسی‌های زردی که می‌خوان صبرِ آدما رو از ریشه بزنن: «کارت خوب نیست؟ استعفا بده. دوستت باهات بدرفتاری کرد؟ رهاش کن. پدر و مادرت آزارت دادن؟ خونشونو ترک کن. کسی که دوستش داری این کارو کرد؟ کات کن.» هیچ‌کس به ما یاد نداد چطور بمونیم، چطور بسازیم، چطور بپذیریم. تنها دری که همیشه به رومون باز شده، فراره. و دنیای اطرافمون پر شده از آدم‌هایی که فرار رو بر قرار ترجیح دادن و حالا تو غارِ تنهاییشون زانوهاشونو بغل کردن و منتظر آدمای جدیدن؛ آدمای بدونِ ‌خطا، خوبِ مطلق، موندگار و مهربون… ما خیلی وقته که به خودمون فکر نمی‌کنیم. دوست نداریم خودمون خوب باشیم، صبور باشیم، موندگار باشیم، ارزشمند باشیم. برای ساختنِ عشق‌های عمیق، باید از خودمون شروع کنیم. بیا کاری کنیم عشق دوباره رنگ و بوی قدیم رو بگیره. بیا دستِ کسی رو که دوستش داریم رو راحت رها نکنیم. بیا به دوستی‌هامون قشنگ‌تر نگاه کنیم. و به لحظه‌هایی که ارزشِ تکرار شدن دارن، جونِ دوباره بدیم. باشه؟ #هدیه_ق @TrraFic