ه د ی ه
Open in Telegram
. . ﮼بیاامروزراباهمزندگیکنیم،شایدمرگفردانفسمانراقیچیکند..🌱♥️ #هدیه_ق برای خوندن نامه های #بابالنگدراز 💌 میتونید هشتگ رو سرچ کنید ______________
Show more364
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
364
امروز داشتم به این فکر میکردم که
راست میگن عشقهای قدیم یه چیز دیگه بود؟
شاید چون واقعیتر بود.
چون آدما اینقدر زود به فکرِ جایگزین نبودن.
جای خالیِ آدما با آدمِ دیگهای پُر نمیشد.
عشق شبیه پازل بود؛
وقتی معشوق گم میشد،
جای خالیش با هیچ تکهای کامل نمیشد.
اما انگار زمانه عوض شده.
آدما قبل از خداحافظی با کسی که دوستش دارن،
یکی دیگه رو به جاش مینشونن.
دیگه کسی به بهتر شدن اوضاع فکر نمیکنه.
کسی به «باهم میسازیم، درستش میکنیم، پیش میریم» باور نداره.
انگار یاد گرفتیم
بهجای تعمیر، تعویض کنیم؛
بهجای عذرخواهی، میدون رو خالی کنیم و بریم؛
بهجای «از دلت درمیارم»،
خودمونو تو دلِ یکی دیگه جا بدیم.
ما تو زمونهای زندگی میکنیم
که تنها راهِ فراموشیِ آدما
پناه بردن به یه آدم دیگه شده؛
پوشوندنِ زخمها با حضورِ یه فردِ جدید.
در حالی که قبلترها،
آدما مرهمِ زخمهای هم بودن
و به پای هم میموندن.
انگار معنیِ انتظار هم فرق کرده.
نمیدونم…
شاید ما آدمهای عجولی شدیم
که نه دوست داریم،
نه حاضریم برای محبوبمون صبر کنیم.
ارزشِ زمان و زندگی
کمکم معنیش رو از دست داده.
دنیا پُر شده از روانشناسیهای زردی
که میخوان صبرِ آدما رو از ریشه بزنن:
«کارت خوب نیست؟ استعفا بده.
دوستت باهات بدرفتاری کرد؟ رهاش کن.
پدر و مادرت آزارت دادن؟ خونشونو ترک کن.
کسی که دوستش داری این کارو کرد؟ کات کن.»
هیچکس به ما یاد نداد
چطور بمونیم،
چطور بسازیم،
چطور بپذیریم.
تنها دری که به رومون باز شده،
فراره.
و دنیای اطرافمون پر شده از آدمهایی
که فرار رو بر قرار ترجیح دادن
و حالا تو غارِ تنهاییهاشون
زانوهاشونو بغل کردن
و منتظر آدمای جدیدن؛
آدمایی بیخطا،
خوبِ مطلق،
موندگار و مهربون…
ما خیلی وقته
که به خودمون فکر نمیکنیم.
دوست نداریم خودمون خوب باشیم،
صبور باشیم،
موندگار باشیم،
ارزشمند باشیم.
برای ساختنِ عشقهای عمیق،
باید از خودمون شروع کنیم.
بیا کاری کنیم
عشق دوباره رنگ و بوی قدیم رو بگیره.
بیا دستِ کسی رو که دوستش داریم
راحت رها نکنیم.
بیا به دوستیهامون
قشنگتر نگاه کنیم.
و به لحظههایی
که ارزشِ تکرار شدن دارن،
جونِ دوباره بدیم.
بی
