Luna
Closed channel
777
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
777
سلام
شور زندگی
درباره زندگی ونگوگ جالب بود برام چون اینکه یک ادم با سختیا کنار بیاد اشتباه کنه و بسازه
مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ و کلا جرج اورول
برام لذت بخش بود که ما در جریانی که همه دارن باهاش حرکت میکنن نقد کنیمش و نترسیم از اینکه در اون جریان نباشیم
مختصر توضیح دادم گفتم شاید برای انتخاب کتاب اینطوری بهتر باشه براتون.
@bahmanbooks
برای کتابای دست دوم یا کتابایی که به همون قیمت قدیم میدن شاید براتون مفید باشه🌻
777
آها کتاب کودک و نوجوان هم تنها چیزی که الآن یادمه، کتاب:
The Boy, the Mole, the Fox and the Horse
هست.
777
سلام لونای زیبا.
بارِ هستی از جناب میلان کوندرا.
کالیگولا و سو تفاهم - آلبر کامو.
خداحافظ گاری کوپر- رومن گاری.
777
بچهها خاهشا زرد نخونید. لطفا. نکنید این کار رو
بعدم کسی که به تازگی کتاب میخونه نباید از اون لیست شروع کنه که بعضی از کتابهاش هم خوب نیست.
777
من خردهعادتها اثر جیمز کلییر
کتابهای آلن دوباتن (مخصوصا مجموعهی مدرسه زندگی)
کتابهای مارک منسون (مخصوصا همه چیز به فاک رفته)
کتاب زنانی که با گرگها میدوند
مجموعهی چیزهایی برای احتمالا تغییر از نشر میلکان (فکر کنم ۲۴ جلد کتابه شایدم بیشتره من نخوندم همشو هنوز...)
کتاب آدمهای سمی اثر لیلیان گلاس
والدین سمی اثر سوزان فوروارد
کتاب معنای زندگی اثر ویکتور فرانکل
اینا دربارهی زندگی و کلا تغییر دید انسان به زندگیه
اما کتابهایی با موضوعات دیگه که دوستشون داشتم:
هر دو درنهایت میمیرند اثر آدام سیلوا
ناطور دشت اثر جیدی سلینجر
آثار آلبر کامو
https://t.me/itsmyblackhole/604
و این لیست رو هم یکی از دوستام برام فرستاده که دارم یکی یکی میخونم و تا اینجا خیلی خوبه👍
777
Repost from بعد از تابستان
اگر کتابهای هاروکی موراکامی رو میخواین بخونید، یا زبان اصلی بخونید یا همراه با خوندن ترجمه کتاب انگلیسی هم بغل دستتون باشه.
کتابهای موراکامی ممیزی زیاد دارند و حتما سانسور میشن چون موراکامی علاقه خاصی به شرح دادن جزئیات روابط جنسی شخصیتها توی داستانهاش داره.
دوتا تصویر بالا مقایسه کتاب ترجمه شده و کتاب اصلیه.
پیدیاف انگلیسی کتابها رو می تونید از سایت زیر دانلود کنید:
https://b-ok.cc/
#himmelsbook
777
موراکامی جزو همون نویسندههای اورریتد برام محسوب میشه اما در یک چنلی راجعبه نوشتههای ممیزیش گفته بود.
777
خب بچهها من پیام بچهها رو میگذارم و اگر تونستم نظر شخصیمم میگم اما دو نکته.
اول اینکه اینجا فضایی نیست که بگیم فلان چیز بد یا خوبه و اگر اون کتاب رو میخونی پس در لیست آدمهای فرهیخته یا کجمنش قرار داری.
منم جزو آدمهای کتابخون حساب نمیشم پس ممکنه اشتباه بگم و بر من خُرد نگیرید.
دوم اینکه لطفا با ریاکت دادن شما هم مشارکت داشته باشید و شاید باعث بهتر راهنمایی کردن بشه.
777
بچهها ایرادی نداره هر کتابی باشه! فقط زرد نباشه و اینکه کتاب کودک و نوجوانم اگر میدونید معرفی کنید. :))))
777
بچهها اگر میخواستید به دوستتون، یک یا چند کتاب پیشنهاد بدید که حتما بخونه چه کتابی بود؟!
راستی اگر کتابفروشی دست دومی هم میشناسید ممنون میشم معرفی کنید.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6231623252
777
گایز چند تا از رباتهای تلگرامی که میشه توش نامه نوشت و برای کسی تو تلگرام فرستاد رو معرفی میکنید.
@Learningwithlunabot
777
«خیلی دلم میخواهد اینجا بودید، روی کاناپه لَم میدادید، قهوه میخوردید( از آن قهوههایی که من به طرز افتضاحی غلیظ درست میکنم) و من با شما دربارهی همه چیز گپ میزدم، دربارهی شادی، دربارهی غم و با ورقهای عزیز و پارهام فال میگرفتم...[]»
• ۱۵ اُکتبر ۱۹۰۲/ نامه از #اُلگا_کنیپر به #آنتوان_چخوف
@letterssto
777
Repost from دنیای نامهها
⤴️
«.س.میرولیو به من گفت که میل دارید کتاب های مرا داشته باشید؟ آن ها را برایتان بفرستم و از این فرصت استفاده کرده و نامهای هم برایتان مینویسم. آنتون پاولویچ ،خیلی چیزها هست که میل دارم برایتان بگویم. خیلی رک و صمیمانه بهتان بگویم که همیشه دلم میخواسته محبت عمیقی را که از ابتدای جوانی، نسبت به شما حس میکردم، برایتان ابراز کنم. دلام میخواهد اشتیاقام را در برابر نبوغ تخیل و در عین حال تراژیک و لطیف و قابل ستایشتان به شما نشان دهم. نبوغی که همیشه زیبا و ظریف بوده .
خدای من باید دستان تان را بفشارم. دستهای هنرمندتان را، دستهای یک بشر صمیمی و در عین حال غمگین را.
درست نمیگویم؟ خدا به شما عمر بسیار دهد تا تاریخ ادبیات روس را سر بلند کنید! خدا به شما سلامت و صبر عطا کند و همچنین میل و دل به کار کردن را !چه لحظات شیرینی را که با کتابهای شما گذراندهام. بارها از خواندنشان گریستم. بارها مثل گرگی در دام افتاده، خشمگین شده و حتی مدتی طولانی غمگینانه خندیدم.شاید که شما هم به این نامه بخندید. چون حس میکنم دارم مزخرف مینویسم. چیزهایی لبالب از شوق و بیربطی مینویسم. ولی همانطور که میدانید متأسفانه هر چه از دل برآید، مزخرف است. مزخرف ولی با اهمیت.
شما این را خیلی خوب میدانید. بار دیگر دستتان را میفشارم. نبوغ شما روحی ناب و روشنی بخش دارد و سرگردان روابط آدمی است و با ناچیزترین ابزار نیاز زندگی روزمره پیوند دارد و طوفان در همین جاست. بگذارید بگرید، گریه های او، مانع از آن نمیشود که آسمان آن ها را نشنود .
نامه از #ماکسیم_گورکی به #آنتوان_چخوف
اکتبر ۱۸۹۸؛ برگردانِ لیلی گلستان؛ نشریهی رودکی
@lettersto
