en
Feedback
مِســکیٖنٌ

مِســکیٖنٌ

Open in Telegram

بسم اللَّـــه🌱 [ مسکین را، از «سکون» گرفته‌اند؛ کسی که بر اثرِ شدتِ فقر، زمین‌گیر شده .. خوش‌اومدید :) @Meskinzhrbot . .

Show more
335
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1530 days
Posts Archive
- با حال مناسب -

آقابندانی میگفت امشب امام از کنیزهای تو خیام حلالیت طلبیدن و بهشون فرمودن که برید و جونتون رو حفظ کنید .. همه زدن زیر گریه که کجا بریم ما آقا .. آقابندانی میگفت روز عاشورا تا تونستن خودشونو مقابلِ زدن و هتک حرمتِ دشمن قرار میدادند که فاطمیات کمتر آسیب ببینن .. کاش کنیز سپاهت بودم آقا. میگفت امام از ذوالجناح هم حلالیت طلبیدن .. چهل پیاده و ده سواره رو هلاک کرد این حیوان. ای بمیرم برا غربتت آقا ..

- ما ترکناک یابن الحسین -
- ما ترکناک یابن الحسین -

او نَفَس می‌کِشد از اهل حرم دور شوید .. #شب_دهم

میشه نفری یه حمد بخونین؟ ممنونم.

Repost from شخص ثالث
۲۰۱۱ روز حاج آقا.
۲۰۱۱ روز حاج آقا.

عباسِ من یک روز بعد از حسین آمده بود. چهارم شعبان؛ به رسمِ ماه که پس از خورشید می‌آید! روزِ بعد در آغوشش گرفتم و طوافِ حسینش بردم .. هفت‌بار پروانه‌ی برادرش کردم تا برای همیشه کعبه‌ی خویش را بشناسد. تا همیشه یادش باشد که بی حسین به خدا نمیرسد؛ بی حسین حقیقت و زیبایی را درک نمی‌کند. عزیز دلم؛ حسین هم بسیار دوستش می‌داشت! از در که می‌آمد، اول عباس می‌گفت، در آغوشش می‌گرفت و مثل پدر، اول دست‌هایش را می‌بوسید .. کتاب ماه در آب | محمدرضا سنگری | #شب_نهم

Repost from - واحه -
- رجع الحسین علیه السلام إلی المخیم منکسراً حزیناً باکیاً یکفکف دموعه بکمّه.
- رجع الحسین علیه السلام إلی المخیم منکسراً حزیناً باکیاً یکفکف دموعه بکمّه.

گریه‌کن‌ها بلند گریه کنید که به آقا بلند خندیدند ..

میرزا گفت اباعبدالله یه شهادت دارن، یه فوت؛ فوتِ ارباب کنارِ بدن علی‌اکبر علیه‌السلام بود .. و جَلَسَ عَلی التُراب و بَکیٰ بُکاءً عالِیا ..

پدر به بالای سرِ پسر میرسد، به قصد آخرین بوسه خم میشود، زیر سر را میگیرد، سر بلند میشود، علی روی زمین می‌ماند .. دست می‌اندازد کتفش را بگیرد، کتف بلند میشود؛ علی روی زمین می‌ماند .. دست‌ها را میگیرد، بلند میشود علی روی زمین می‌ماند .. با دو کُنده زانو به اوسطِ تن میرسد، دست به زیر کمر میبرد و بلند میکند، کمر بلند میشود علی هنوز روی زمین مانده‌است‌ .. وَلَدی علی .. عَلَی الدّنیا بعدك العَفا ..

پدر به بالای سرِ پسر میرسد، به قصد آخرین بوسه خم میشود، زیر سر را میگیرد، سر بلند میشود، علی روی زمین می‌ماند .. دست می‌اندازد کتفش را بگیرد، کتف بلند میشود؛ علی روی زمین می‌ماند .. دست‌ها را میگیرد، بلند میشود علی روی زمین می‌ماند .. با دو کُنده زانو به اوسطِ تن میرسد، دست به زیر کمر میبرد و بلند میکند، کمر بلند میشود علی هنوز روی زمین مانده‌است‌ .. وَلَدی علی .. عَلَی الدّنیا بعدك العَفا .. #شب_هشتم

‏می‌خواستم عالَم پر از نام علی باشد حالا به روی خاک یک عالم علی دارم .. #شب_هشتم

بارالها خودِ تو شاهد باش غیرِ خوبی ندیدم از علی‌ام .. #شب_هفتم

‏یادت باشه یه بارم به من نگفتی بابا .. #شب_هفتم

photo content

‏هر آنچه در توانم بود، کردم نگوید دشمنت اکبر نداری .. #شب_ششم

‏قدِ پدرم به ضربِ سیلی نرسید ای دست برس به ضربه‌ی شمشیری .. #شب_پنجم