مِســکیٖنٌ
Відкрити в Telegram
399
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
399
میگی و میگی و میگی تا یه جا یه واکنشی نشون میده و دیگه برا همیشه لیاقت اینکه شنوندهت باشه رو از دست میده.
399
امشب یکی دستشو گذاشت رو زخمم و فشارش داد، برای همین ظرف پیازی که تو دستای مامانم بود رو گرفتم و از تنها راه فرار بشر استفاده کردم. حالا همهی پیازا رنده شده و صورتمو شستم، ولی یه دریا اشکی که توی چشمامه خشک نمیشه. اومده که بمونه و اگه بتونه میخواد دنیا رو تو خودش غرق کنه. کاش بتونه.
399
بزرگسالی دوران زخم برداشتن و خوب نشدنه؛
دوران کنار اومدن با مشکلاتیه که هیچوقت فکر نمیکردی بتونی حتی با یکی از اون مشکلات ادامه بدی.
