en
Feedback
Time Coach

Time Coach

Open in Telegram

قانون من: تحت هر شرایطی با خود در اوج ادب رفتار کنم. ایمان ابریشم چی کوچ MCC از فدراسیون جهانی کوچینگ @TimeCoachTQ

Show more
4 797
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-2930 days
Attracting Subscribers
January '26
January '26
+3
in 3 channels
December '25
+21
in 0 channels
Get PRO
November '25
+28
in 0 channels
Get PRO
October '25
+44
in 0 channels
Get PRO
September '25
+49
in 0 channels
Get PRO
August '25
+32
in 0 channels
Get PRO
July '25
+186
in 2 channels
Get PRO
June '25
+51
in 3 channels
Get PRO
May '25
+466
in 1 channels
Get PRO
April '25
+47
in 1 channels
Get PRO
March '25
+26
in 0 channels
Get PRO
February '25
+33
in 0 channels
Get PRO
January '25
+294
in 0 channels
Get PRO
December '24
+71
in 0 channels
Get PRO
November '24
+42
in 0 channels
Get PRO
October '24
+84
in 2 channels
Get PRO
September '24
+50
in 0 channels
Get PRO
August '24
+37
in 0 channels
Get PRO
July '24
+60
in 0 channels
Get PRO
June '24
+57
in 0 channels
Get PRO
May '24
+66
in 0 channels
Get PRO
April '24
+66
in 0 channels
Get PRO
March '24
+63
in 0 channels
Get PRO
February '24
+144
in 2 channels
Get PRO
January '24
+211
in 1 channels
Get PRO
December '23
+81
in 0 channels
Get PRO
November '23
+53
in 2 channels
Get PRO
October '23
+303
in 0 channels
Get PRO
September '23
+185
in 0 channels
Get PRO
August '23
+112
in 0 channels
Get PRO
July '23
+53
in 0 channels
Get PRO
June '23
+172
in 0 channels
Get PRO
May '23
+80
in 0 channels
Get PRO
April '23
+333
in 0 channels
Get PRO
March '23
+89
in 0 channels
Get PRO
February '23
+137
in 0 channels
Get PRO
January '23
+345
in 0 channels
Get PRO
December '22
+329
in 0 channels
Get PRO
November '22
+17
in 0 channels
Get PRO
October '22
+13
in 0 channels
Get PRO
September '22
+9
in 0 channels
Get PRO
August '22
+21
in 0 channels
Get PRO
July '22
+24
in 0 channels
Get PRO
June '22
+8
in 0 channels
Get PRO
May '22
+14
in 0 channels
Get PRO
April '22
+28
in 0 channels
Get PRO
March '22
+36
in 0 channels
Get PRO
February '22
+24
in 0 channels
Get PRO
January '22
+26
in 0 channels
Get PRO
December '21
+22
in 0 channels
Get PRO
November '21
+27
in 0 channels
Get PRO
October '21
+15
in 0 channels
Get PRO
September '21
+29
in 0 channels
Get PRO
August '21
+35
in 0 channels
Get PRO
July '21
+38
in 0 channels
Get PRO
June '21
+45
in 0 channels
Get PRO
May '21
+65
in 0 channels
Get PRO
April '21
+54
in 0 channels
Get PRO
March '21
+90
in 0 channels
Get PRO
February '21
+36
in 0 channels
Get PRO
January '21
+41
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 139
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
04 January0
03 January0
02 January+2
01 January+1
Channel Posts
من کی‌ام، واقعاً؟ گاهی وسط شلوغی روز، بین همه‌ی نقش‌هایی که بازی می‌کنم، یه صدای کوچیک توی ذهنم می‌پرسه: «واقعاً من کی‌ام؟» صبح‌ها وقتی بیدار می‌شم، یه منِ کاری دارم. ظهرها یه منِ اجتماعی، شب‌ها یه منِ خسته که فقط می‌خواد سکوت کنه. اما هیچ‌کدوم از این‌ها “منِ واقعی” نیستن. هر کدوم یه ماسکه برای زنده موندن، برای پذیرفته شدن، برای قضاوت نشدن. سال‌هاست داریم از خودمون فاصله می‌گیریم، چون به مرور یاد گرفتیم خود بودن خطرناکه. یاد گرفتیم اگر همه‌چیزو صادقانه بگیم، ممکنه طرد بشیم. اگر واقعاً خودمون باشیم، شاید دوست‌داشتنی نباشیم. پس نقش‌ها ساختیم، نقاب زدیم، لبخند گذاشتیم… و کم‌کم خودمون رو لای این همه تصویر گم کردیم. اما یه روز، یه لحظه، یه شکست یا یه تنهایی عمیق باعث می‌شه همه‌ی اون نقش‌ها فرو بریزه. اون‌وقته که سکوت می‌مونه، و از توی اون سکوت، یه زمزمه میاد: «هی… من هنوز اینجام.» منِ واقعی، اونیه که نیاز نداره کسی تأییدش کنه، نه دنبال فالوئره، نه دنبال لایک، نه حتی دنبال اثبات. اون فقط می‌خواد بودن رو تجربه کنه. گاهی فکر می‌کنم، شاید رشد یعنی همین: برگشتن از صدای بیرون، به صدای درون. از نمایش خود، به تجربه‌ی خود. از تلاش برای “کامل بودن”، به شجاعت “واقعی بودن”. و شاید پاسخ اون سؤال ساده که سال‌ها توی ذهنمون تکرار می‌شه — «من کی‌ام؟» — فقط توی یک لحظه‌ی سکوت پیدا بشه. اون لحظه‌ای که برای اولین بار، نه برای دیده شدن، بلکه برای خودت… خودت می‌شی. هیچ‌کس تو رو گم نکرده، فقط خودت یادت رفته کی بودی.

2
بیونگ‌چول هان در فصل ششم با عنوان From Shocks to Likes بر تحولی تمرکز می‌کند که در بطن فرهنگ دیجیتال رخ داده است: جانشینی تجربه‌های شوک‌آور با واکنش‌های سطحی و فوری شبکه‌های اجتماعی. این فصل درواقع ادامه‌ی همان تز «فقر تجربه» و «افسون‌زدایی» است، اما بر شیوه‌ای متمرکز می‌شود که رسانه‌های جدید ادراک و روایت ما از جهان را دگرگون کرده‌اند. از شوک به‌مثابه تجربه تا شوک به‌مثابه مصرف هان یادآور می‌شود که در قرن بیستم، تجربه‌های شوک‌آور (جنگ‌ها، فجایع، رخدادهای سیاسی بزرگ) بخشی از حافظه‌ی جمعی بودند. والتر بنیامین این شوک‌ها را «لحظات رسوب‌گذار در روایت» می‌نامید: رخدادهایی که انسان ناچار بود برای درک و هضم آن‌ها، روایت بیافریند. اما در جهان دیجیتال، شوک به کالایی مصرفی بدل شده است. تصاویر فوری، اخبار لحظه‌ای، ویدئوهای کوتاه و پست‌های شبکه‌های اجتماعی مدام شوک تولید می‌کنند، اما این شوک‌ها بی‌درنگ مصرف و فراموش می‌شوند. زوال ظرفیت روایت در عصر لایک به باور هان، لایک جایگزین روایت شده است. آنچه زمانی نیازمند بازگویی و تأمل بود، امروز در قالب یک واکنش سریع و سطحی (لایک، ایموجی، کامنت کوتاه) محو می‌شود. به این ترتیب، رخدادها نه به داستان، بلکه به «سیگنال‌های فوری» فروکاسته می‌شوند. این سیگنال‌ها هیچ حافظه‌ای نمی‌سازند، بلکه صرفاً الگوریتم‌ها را تغذیه می‌کنند. بحران عمق و استمرار هان تأکید می‌کند که روایت ذاتاً نیازمند زمان، درنگ و عمق است. روایت باید در تجربه رسوب کند تا معنا بسازد. در مقابل، فرهنگ لایک و شوک، بر شتاب، پراکندگی و زودگذری بنا شده است. انسان معاصر در نتیجه‌ی این وضعیت، مدام در معرض «بیش‌تحریکی» است، اما در عین حال تجربه‌ی معناداری از جهان ندارد. از سوژه‌ی روایی به کاربر دیجیتال در این فصل، هان به یکی از تیزبینانه‌ترین نکات خود اشاره می‌کند: روایت همواره نوعی هویت‌سازی برای سوژه فراهم می‌کرد، زیرا فرد از طریق داستان‌ها جایگاه خود را در جهان می‌یافت. اما فرهنگ لایک، سوژه را به کاربر دیجیتال تبدیل کرده است؛ کاربری که هویتش نه در تداوم روایت، بلکه در پراکندگی واکنش‌ها و نشانه‌های سطحی تعریف می‌شود.
1 835
3
ساز و آواز دشتی.mp3
1 424
4
Sergio_Díaz_De_Rojas,_Jose_Quezada_Márquez_My_Old_Green_Shirt,_Coffee.mp3
1 624
5
بیونگ‌چول هان در فصل پنجم با عنوان The Disenchantment of the World به سراغ یکی از کلیدی‌ترین تحولات تاریخ اندیشه می‌رود: فرآیند افسون‌زدایی (Entzauberung) که نخستین‌بار ماکس وبر آن را برای توصیف عقلانی‌شدن جهان مدرن به‌کار برد. به‌زعم هان، این افسون‌زدایی نه‌تنها دین و اسطوره را به حاشیه رانده، بلکه اکنون به روایت نیز رسیده است و جهان را از امکان روایت‌گری عمیق محروم کرده است. روایت به‌مثابه نیروی افسون‌بخش هان تأکید می‌کند که روایت همواره حامل نیرویی افسونگر بوده است؛ روایتی که انسان را از سطح واقعیت روزمره فراتر می‌برد و امکان معنا، امید و تخیل را می‌گشود. روایت‌ها نه صرفاً بازگویی واقعیت، بلکه بافتن جهانی سرشار از امکان‌های تازه بودند. آنها زندگی را از برهنگی به سمت معنا و افق می‌کشاندند. افسون‌زدایی و سلطهٔ عقل ابزاری با غلبهٔ عقلانیت ابزاری و تکنولوژی دیجیتال، جهان به تدریج از سحر و جادوی روایت تهی می‌شود. آنچه باقی می‌ماند، داده‌هایی خنثی و بی‌افق‌اند. به بیان وبر، افسون‌زدایی جهان به معنای از میان رفتن رمز و رازهاست؛ اما هان می‌افزاید: در عصر حاضر، حتی امکان روایت به‌مثابه‌ی رمزگذاری تجربه نیز از دست رفته است. اطلاعات جای روایت را گرفته و جهان را به سطح واقعیتی خشک و ریاضی‌وار تقلیل داده است. بحران تخیل و حافظه افسون‌زدایی جهان مستقیماً به بحران تخیل می‌انجامد. وقتی روایت‌گری فرومی‌ریزد، انسان دیگر توان تصویر کردن آینده یا بازخوانی گذشته در قالب داستان را ندارد. حافظه جمعی نیز به جای آنکه شبکه‌ای از روایت‌های ماندگار باشد، به آرشیوی از داده‌های بی‌جان و قابل جست‌وجو تقلیل پیدا می‌کند. این دگرگونی، انسان را از تجربه‌ی رازآمیز و شاعرانه‌ی هستی محروم می‌سازد. جهانِ تهی از معنا هان می‌گوید نتیجه نهایی افسون‌زدایی، جهان بی‌روایت و بی‌معناست: جهانی که در آن همه‌چیز شفاف، قابل اندازه‌گیری و محاسبه است، اما همین شفافیت، رمز و راز زندگی را می‌زداید. در چنین جهانی، دیگر نه افسانه‌ای برای پیوند با گذشته وجود دارد، نه روایتی برای امید به آینده.
1 863
6
‎⁨درسنامه ۹ - فایل صوتی⁩.mp3
1 403
7
‎⁨درسنامه ۹ - راحتی با ندانستن⁩.pdf
1 382
8
Nils Frahm - Briefly (Paris).mp3
1 681
9
01-Secret Garden - Searching For The Past.mp3
2 023
10
Opeth - Soldier of Fortune.mp3
2 072
11
بیونگ‌چول هان در فصل چهارم با عنوان Bare Life به مفهومی می‌پردازد که پیش‌تر توسط جورجو آگامبن وارد فلسفهٔ سیاسی شده است. منظور از «زندگی برهنه» زیستی است که از هرگونه روایت، معنا و افق فراتر تهی شده و صرفاً به زیست بیولوژیک، بقا و عملکرد فیزیولوژیک تقلیل یافته است. از زندگی روایت‌شده به زندگی برهنه هان فصل سوم را با این ایده به پایان رسانده بود که زندگی انسانی بدون روایت، گسسته و بی‌انسجام می‌شود. در فصل چهارم، این ایده را گسترش می‌دهد: زندگی‌ای که دیگر در چارچوب داستانی معنادار قرار ندارد، نهایتاً به سطحی‌ترین شکل خود فروکاسته می‌شود—یعنی «زندگی برهنه». • در گذشته، روایت‌ها بستر می‌ساختند تا انسان زیستن خود را در افق معنا ببیند. • در عصر حاضر، با سلطهٔ اطلاعات و فقدان روایت، آن افق فرومی‌پاشد و زندگی صرفاً به چرخهٔ زیستی و کارکردی بدل می‌شود. زیست به‌مثابه بقا هان این وضعیت را بی‌معنایی بنیادین عصر دیجیتال می‌نامد: جایی که زندگی به بقا و مصرف کاهش می‌یابد. او بر این نکته تأکید می‌کند که روایت نه صرفاً زینتی بر زندگی، بلکه نیرویی است که زیستن را از «بقا» به «زندگی انسانی» ارتقا می‌دهد. وقتی روایت از میان برود، زندگی از مرتبهٔ انسانی به سطح حیاتی صرف سقوط می‌کند. ارتباط با آگامبن و سیاست معاصر هان به‌طور غیرمستقیم به آگامبن نزدیک می‌شود: در سیاست مدرن، زندگی برهنه در معرض کنترل‌های بیولوژیک و مدیریتی قرار می‌گیرد (همانند آنچه در پاندمی‌ها یا رژیم‌های انضباطی دیده می‌شود). اما در نگاه هان، این پدیده صرفاً سیاسی نیست، بلکه فرهنگی–وجودی است: جهان دیجیتال با سیلاب بی‌وقفهٔ داده‌ها و نبود روایت، خود انسان را به «موجود برهنه» بدل می‌سازد که زیستش فاقد عمق روایی است. بحران معنا و افق به باور هان، زندگی برهنه، زندگی‌ای است که در آن: • گذشته به خاطره‌ای معنادار بدل نمی‌شود. • حال در لحظات مقطعی و مصرفی گم می‌شود. • آینده به افقی برای امید یا تعهد تبدیل نمی‌گردد. چنین زندگی‌ای چیزی جز زیست بی‌معنا نیست؛ زیستی که انسان را به مصرف‌کننده‌ای از داده و کالا تقلیل می‌دهد.
2 136
12
بیونگ‌چول هان در فصل سوم با عنوان The Narrated Life به این پرسش بنیادی می‌پردازد که چه نسبتی میان روایت و خودِ زندگی وجود دارد؟ او معتقد است که زندگی انسانی در ذات خود نیازمند روایت است، زیرا روایت، آن‌چنان‌که پل ریکور نیز بیان کرده، ابزار بنیادین ما برای ساخت هویت و درک خود در طول زمان است. روایت به‌مثابه انسجام‌بخش زندگی هان توضیح می‌دهد که تجربه‌های زیستی به‌تنهایی پراکنده، گسسته و نامنسجم‌اند. آنچه از این خرده‌رخدادها یک «زندگی» می‌سازد، روایت است. روایت، اجزای منفصل زیسته را در قالب یک داستان پیوسته و معنادار سازمان می‌دهد. به این معنا، انسان موجودی است که زندگی خود را از خلال روایت می‌فهمد. زندگیِ بدون روایت، صرفاً مجموعه‌ای از وقایع تصادفی و بی‌ارتباط خواهد بود. بحران روایت = بحران هویت از این منظر، بحران روایت در عصر حاضر تنها بحران داستان‌گویی یا ادبیات نیست، بلکه بحران هویت انسانی است. وقتی زندگی دیگر در قالب روایت بازگفته نمی‌شود، سوژه توان ساختن تصویری یکپارچه از خود را از دست می‌دهد. هویت انسان به‌جای آنکه همچون یک داستان پیوسته شکل گیرد، به تکه‌پاره‌های دیجیتال (پست‌ها، عکس‌ها، استوری‌ها) فروکاسته می‌شود. این وضعیت به پیدایش زندگی گسسته و سطحی منجر می‌شود که در آن فرد مدام «چیزی را تجربه می‌کند» اما قادر به سازمان‌دهی آن به‌مثابه‌ی «زندگی زیسته» نیست. روایت و زمان هان همچنین بر پیوند میان روایت و زمان تأکید می‌کند. روایت به ما امکان می‌دهد تا گذشته، حال و آینده را در قالبی یکپارچه بفهمیم. گذشته در روایت بازآفرینی می‌شود، حال معنادار می‌گردد، و آینده به افق گشوده‌ای بدل می‌شود. اما در جهان اطلاعات، این پیوستگی از هم گسیخته است: • گذشته دیگر عمق ندارد (زیرا لحظات دیجیتال به‌سرعت فراموش می‌شوند). • حال به رخدادهای مقطعی و فوری تقلیل یافته است. • آینده به افقی معنادار بدل نمی‌شود، بلکه صرفاً ادامه‌ی مصرف داده‌ها و شوک‌هاست. زندگیِ بی‌روایت = زندگیِ برهنه هان در نهایت هشدار می‌دهد که زندگیِ بی‌روایت، به تعبیر آگامبن، به «زندگی برهنه» (bare life) تبدیل می‌شود: زیستی تقلیل‌یافته به بقا و مصرف، فاقد معنا، عمق و افق روایی. این وضعیت انسان را از خودبیگانه می‌کند، زیرا او دیگر نمی‌تواند تجربه‌های خود را در یک کل منسجم بازشناسی کند.
1 927
13
SpotiDownloader.com - Billow Gently - Sophie Hutchings.mp3
1 468
14
انسانِ امروز، اغلب نمی‌تواند در سکوت ابهام بماند. تابِ ندانستن، تحمل معلق‌بودن، و زندگی در فضای بی‌پاسخ برای او دشوار است. و درست در همین ناتوانی‌ست که به اخبار پناه می‌برد. نه از روی علاقه، بلکه از اضطرابی پنهان؛ اضطراب از ندانستن، از بیرون بودن، از نداشتن کنترلی بر جهان بی‌ثبات. او هر صبح، ناخودآگاه گوشی‌اش را برمی‌دارد، صفحات خبری را یکی‌یکی مرور می‌کند، و با سیلی از روایت‌های منفی، بحران‌ها، سقوط‌ها و تهدیدها روبه‌رو می‌شود. چرا؟ چون ذهن، ترجیح می‌دهد به دانستنی‌های تلخ پناه ببرد تا در فضای خالیِ بی‌پاسخ آویزان بماند. مغز، حتی اگر نتواند کاری بکند، دست‌کم می‌خواهد «بداند» — تا توهم کنترل را حفظ کند. اما این دانستن، دانشی رهایی‌بخش نیست؛ بلکه دانشی‌ست فرساینده، چون در چرخه‌ای معیوب می‌چرخد: خبر، ترس، بی‌قدرتی، و دوباره خبر. زیستن در ابهام، جسارتی دیگر می‌طلبد. باید بتوانی با ندانستن بنشینی، بی‌آن‌که آن را فوراً با اطلاعاتی سطحی پُر کنی. باید بتوانی بگویی: «نمی‌دانم چه خواهد شد، اما من حاضرم با این ندانستن زندگی کنم، نه فرار کنم.» گاهی، شجاعتِ نادیدن و ناشنیدن، ریشه‌دارتر از وسواسِ دانستن است.
1 746
15
بیونگ‌چول هان در فصل دوم کتاب، بر شکافی بنیادین میان جهان معاصر و جهان پیشامدرن تمرکز می‌کند: زوال تجربه‌ی اصیل انسانی. عنوان فصل، The Poverty of Experience، به وام‌گیری مستقیم از والتر بنیامین اشاره دارد که در مقاله‌ی مشهور خود «راوی» (The Storyteller) از «فقر تجربه» در جهان مدرن سخن گفته بود. هان با تکیه بر این میراث فکری، وضعیت امروز را به‌مثابه تشدید همان روند می‌فهمد. او استدلال می‌کند که روایت در گذشته، ظرفی برای تراکم تجربه، انتقال زیسته‌ها و حکمت نسل‌ها بود. هر روایت نه تنها واقعه‌ای را بازمی‌گفت، بلکه لایه‌های معنایی، درس‌ها و بینش‌هایی در خود حمل می‌کرد که به شنونده امکان می‌داد تجربه‌ای فراتر از زیست فردی خویش کسب کند. روایت، در این معنا، نوعی «انباشت و ذخیره‌ی فرهنگیِ تجربه» بود. در عصر دیجیتال اما این امکان فروپاشیده است. آنچه امروز غالب است، نه تجربه‌ی عمیق، بلکه شوک‌های سطحی و لحظه‌ای است. هان بر پایه‌ی بنیامین توضیح می‌دهد که تجربه‌ی روایی (Erfahrung) جای خود را به رخدادهای پراکنده و بی‌ریشه (Erlebnis) داده است. به بیان دیگر، زندگی به سلسله‌ای از لحظات جداافتاده و «مصرفی» بدل شده است که در حافظه‌ی جمعی جای نمی‌گیرند و به حکمت قابل انتقال تبدیل نمی‌شوند. هان این دگرگونی را «از دست رفتن عمق و تداوم» در تجربه‌ی انسانی می‌نامد. روایت‌های سنتی با گذشت زمان پخته‌تر می‌شدند، چون در خود بار زندگی و تأمل را حمل می‌کردند. در مقابل، تجربه‌های دیجیتال فوری، سطحی و فراموش‌پذیر هستند. این امر موجب می‌شود که سوژه‌ی معاصر همواره در حال تجربه‌ی بیشتر باشد، اما در واقع چیزی برای گفتن یا به یاد سپردن نداشته باشد. به تعبیر او، بحران روایت در این فصل با بحران حافظه گره می‌خورد: وقتی تجربه در قالب داستان‌های ماندگار روایت نشود، حافظه‌ی فردی و جمعی تهی می‌شود. جامعه‌ای شکل می‌گیرد که مدام در معرض داده و رخداد است، اما هیچ‌گاه از آن «تجربه‌ای معنادار» استخراج نمی‌کند.
1 685
16
بیونگ‌چول هان در نخستین فصل کتاب بحران روایت با طرح یک تز محوری، وضعیت معاصر فرهنگ را به‌مثابه‌ی عصر پساروایت توصیف می‌کند. او تأکید می‌کند که در روزگار کنونی، هرچند واژه‌ی «روایت» به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات علوم انسانی، بازاریابی، سیاست و زندگی روزمره تبدیل شده است، اما خودِ عمل روایت‌گری ـ به‌عنوان فرایند معنا‌سازی و پیونددهی تجربه انسانی ـ در حال فرسایش است. این همزمانیِ فراوانیِ گفتار درباره‌ی روایت و افول واقعیت روایت‌گری، به‌زعم او، بارزترین نشانه‌ی بحران روایت است. هان روایت را در جایگاه سنتی‌اش، نه صرفاً وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات، بلکه بستر اصلی انسجام‌بخشی به تجربه، تولید معنا، و خلق حافظه‌ی جمعی می‌داند. روایت، در این معنا، به سوژه امکان می‌دهد تا زندگی را در قالب داستانی یکپارچه و قابل فهم تجربه کند. به‌عکس، اطلاعات – که در عصر دیجیتال بر حیات اجتماعی سلطه یافته – فاقد انسجام درونی، تداوم تاریخی و ظرفیت حکمت‌بخش است. اطلاعات تنها در قالب «داده‌های خام» و «قطعات گسسته» ظهور می‌کند و انسان را در سیلی از جزئیات پراکنده غرق می‌سازد، بی‌آنکه ساختاری معنایی برای زیستن پدید آورد. هان با اصطلاح «زوال نگاه طولانی» به پیامد روانی–فرهنگی این وضعیت اشاره می‌کند. او بر این باور است که انسان معاصر توانایی مکث، درنگ و شنیدن روایت دیگری را از دست داده است. این تغییر منجر به افول تخیل، کاهش ظرفیت همدلی، و تضعیف امکان انتقال حکمت میان نسل‌ها شده است. به تعبیر او، در جهانی که به‌جای روایت، اطلاعات سلطه دارد، ما دیگر داستان‌گو و شنونده‌ی داستان نیستیم، بلکه کاربرانی هستیم که صرفاً پست می‌گذاریم، بازنشر می‌کنیم و لایک می‌زنیم.
1 720
17
Melancolía.mp3
1 866
18
ما بیشترِ عمرمان را میان دو سکوت می‌گذرانیم: سکوتی پیش از تولد، و سکوتی پس از مرگ. آنچه زندگی می‌نامیم، فقط فاصله‌ای کوتاه است میان این دو بی‌زمانی— فاصله‌ای که با صدا، حرکت، و خاطره پُر می‌کنیم، بی‌آنکه بفهمیم همه‌چیز، دیر یا زود، به همان سکوت بازمی‌گردد. شاید راز آرامش این باشد که یاد بگیریم به جای ترس از سکوت، در آغوشش زندگی کنیم…
2 097
19
‎⁨درسنامه ۸ صوتی⁩.mp3
2 256
20
‎⁨درسنامه_شماره_۸_ذهن_قضاوت_گر⁩.pdf
2 265