en
Feedback
مشاهدات حسین از اروپا

مشاهدات حسین از اروپا

Open in Telegram

تماس با من: @hsnfirooz اگه میخواین در مورد مهاجرت/کار/زندگی گپ بزنیم: https://calendly.com/hsnfirooz

Show more
Iran56 673The category is not specified
6 011
Subscribers
-424 hours
-117 days
-8730 days
Posts Archive
#سوئیس ثبات اقتصادی و سیاسی در سوئیس بسیار بالاست. این‌ها در جنگ جهانی دوم هم اعلام بی‌طرفی کردن و درگیر جنگ نشدند. یکی از دلایل این بی‌طرفی، وجود منافع مشترک طرفین درگیر در سوئیس بود، این منافع مشترک عمدتا مالی (به خاطر بانک‌ها) بودند اما خرید سلاح و اجاره سرباز هم از دیگر دلایل این بی‌طرفی بود. سوئیس سرباز پیاده به طرفین جنگ اجاره میداد! سیستم سیاسی اینجا بسیار آزاده و برگزاری رفراندوم یه چیز بسیار عادی در سوئیس تلقی میشه. هر قانونی که صدهزارتا امضا جمع کنه، باید در سوئیس به رفراندوم عمومی گذاشته بشه و آدم‌ها بهش رای بدن و در مورد قانون شدندش تصمیم‌گیری بشه. تعداد این رفراندوم‌ها معمولا زیاده و دولت یکی دوماه یه بار چندتا از این رفراندوم‌ها رو برگزار میکنه. رفراندوم قبلی در مورد اجازه شکستن شاخ گاوها توسط کشاورزها بوده. عده‌ای میخواستن شکستن شاخ گاو رو قانونی کنند چون معتقد بودند که خطر داره و آدم‌ها رو شاخ میزنه! ظاهرا این رفراندوم رای نیورده و شکستن شاخ گاو همچنان قانونی نیست. در حال حاضر هم رفراندومی در حال برگزاریه که در مورد استفاده یا عدم استفاده از سموم کشاورزیه. طرفداران محیط‌زیست میخوان استفاده از سموم کشاورزی رو ممنوع کنن که چون به محیط زیست و اکوسیستم طبیعی ضرر میزنه و معتقدن اون حشرات و آفت‌ها هم قسمتی از طبیعت هستند. طبیعتا اینکار تولید محصولات کشاورزی رو کاهش میده و در نتیجه قیمت اون‌ها بالا میره. مخالفین هم معتقد هستند که اینکار به اقتصاد ضرر میزنه. چند بار توی خیابون بنرهای مرتبطی دیدم دو طرف درگیر، برای جمع کردن رای تبلیغ میکردند. استفاده از برقعه چند وقت پیش با همین رفراندوم‌ها ممنوع شد و خانم‌ها اجازه پوشیدن برقعه رو ندارن. اگرچه که طبق آمار تعداد کسانی که برقعه میپوشیدن کمتر از ۵۰۰ نفر (در هشت میلیون نفر) بوده، ولی این مسئله به رفراندوم گذاشته شده و ممنوعیت استفاده از برقعه تصویب شده. همچنین مسجدها اجازه داشتن مناره رو اینجا ندارن و این مسئله هم چندوقت پیش با رفراندوم ممنوع شد. https://t.me/hsnblog

#سوئیس اینجا سه تا زبون رسمی وجود داره: آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی. سوئیس بین این سه تا کشور قرار گرفته و شهرهای نزدیک هرکشور، به اون زبان صحبت میکنن. تعصب خاصی روی زبان‌ها دارن و برخلاف فنلاند که ضریب نفود انگلیسی بسیار بالاست، اینجا آدم‌ها به یکی یا دوتا از این زبون‌ها صحبت میکنن. تجربه‌های زیادی وجود داره که از آدم‌ها انگلیسی سوال میپرسی و اون‌ها فرانسوی یا آلمانی جواب میدن! تجربه مکاتبه من با اداره مهاجرت هم دقیقا همین بود و ایمیل انگلیسی من رو فرانسوی جواب دادن! برای شهروند شدن هم لازمه یکی از این زبان‌ها رو امتحان بدی و بلد باشی. در مورد شهروندی، تقریبا نصف کسایی که شهروند سوئیس هستند در خاک سوئیس به دنیا نیومدن و بعد از کار کردن طولانی در اینجا، شهروند سوئیس شدن.

#سوئیس در مورد نژادپرستی سوئیس باید زیاد بنویسم چون زیاد در موردش حرف زدیم با دوستانی که سال‌هاست اینجا ساکن هستند. شنبه برمیگردم فنلاند و مفصل درموردش مینویسم. همچنان دارم مشاهده میکنم و یاد میگیرم.

#سوئیس نظم سوئیس رو همه شنیدیم، ولی شنیدن با تجربه کردنش بسیار متفاوته. اینجا دقیقه‌ها معنا دارن و قطار ۰۹:۵۳، راس ساعت ۰۹:۵۳:۰۰ حرکت میکنه و چند ثانیه تاخیر باعث میشه به قطار نرسی. چیزی که در فنلاند در مورد چک کردن بلیط‌ها نوشتم، اینجا هم وجود داره، شما باید قبل از سوار شدن به قطار و اتوبوس، بلیط بخری، ولی دستگاهی برای نشون دادن بلیط نیست اما ممکنه ماموری بیاد و بخواد بلیطتت رو نگاه کنه. تجربه من (برخلاف شنیده‌ها در فنلاند) اینه که اینجا کاری به ظاهرت، که مهاجر هستی یا نه، ندارن و اگه بیان داخل، بلیط همه رو چک میکنن. من سوار قایق بین سوئیس و فرانسه هم شدم و فقط اونجا بلیطم رو چک کردن و در بقیه مسیرها، کسی بلیط من رو نگاه نکرد. یه چیز جالب دیگه که خریدن بلیط رو آسون کرده اینه که بلیط‌ها بر اساس مسافتی که از حمل و نقل عمومی استفاده میکنی، قیمتشون بیشتر میشه. واسه اینکه برای مسافر سخت نباشه که ایستگاه اول و آخر رو مشخص کنه، کافیه وقتی سوار میشی اپلیکیشن رو روشن کنی و وقتی پیاده میشی هم خاموشش کنی، خودش ایستگاه‌ها رو میفهمه و قیمت رو محاسبه میکنه. حتی ممکنه از چند نوع وسیله (مثل ترکیب اتویوس و قطار و قایق) استفاده کرده باشی، ولی هوشمنده و این رو میفهمه. https://t.me/hsnblog

#سوئیس تقریبا در مرکز شهر لوزان، کوره زباله‌سوزی وجود داره که یکی از پاک‌ترین کوره‌های دنیاست. زباله‌های مختلفی که قابلیت دفع
#سوئیس تقریبا در مرکز شهر لوزان، کوره زباله‌سوزی وجود داره که یکی از پاک‌ترین کوره‌های دنیاست. زباله‌های مختلفی که قابلیت دفع یا بازیافت ندارند رو اینجا میسوزونن. خونه دوستم در نزدیکی از کوره بود و هیچ بویی یا آلودگی‌ای حس نمیشد و برام بسیار عجیب بود. اینجا خونه‌ها باید زباله‌هاشون رو جدا کنن و تخطی از این قانون، جریمه‌های سنگینی از طرف شهرداری داره. خونه‌ها باید پلاسیک، مواد مصرفی، فلزات، زباله‌های خوراکی و شیشه‌ها رو از همدیگه جدا کنن. چطوری این مسئله چک میشه؟ یکی از وظایف مدیر ساختمون، چک کردن اینه که ساکنین تفکیک زباله رو انجام میدن یا خیر.

#فنلاند این چیزی که امروز میخوام درموردش بنویسم، فکر نمیکنم به طور مشخص به فنلاند مرتبط باشه و فکر میکنم قسمتی از فرهنگ اروپایی‌هاست. اما به هرحال من این رو در فنلاندی‌های اطرافم میبینم و به عنوان مشاهده‌ام از فرهنگ اون‌ها یادداشتش میکنم. یک دانشجوی ارشد تازه به آزمایشگاه ما اضافه شده و قراره کار تحقیقاتی انجام بده. داشتم رزومه این فرد رو نگاه میکردم که دیدم نوشته در دوران لیسانس توی یه فروشگاه لباس فروشنده بوده و مدتی هم به عنوان گارسون توی یه کافه کار میکرده. این رزومه آکادمیک این فرد بود. چیزی که برای من عجیب بود اینه که این آدم از داشتن اون شغل‌ها اصلا خجالت نمیکشه (و نباید هم بکشه) و با افتخار اون‌ها رو توی رزومه‌ش نوشته. یعنی سعی نمیکنه چیزی رو‌ مخفی کنه و افتخار میکنه که با این حجم از درس و پروژه و… یه کار نامربوط معمولی انجام میداده. فرهنگی که ما ازش اومدیم ولی اصلا این شکلی نیست و درسته که شعار “کار عار نیست” رو برای خودمون تکرار میکنیم، اما نوع نگاهمون به بعضی از مشاغل کاملا از باورمون میاد که بعضی از کارها رو عار میدونیم. اگه هم عار نمیدونیم، بهش افتخار نمیکنیم و ‌‌گاها سعی میکنیم مخفیشون کنیم.

#فنلاند سطح اعتمادی که اینجا بین مردم وجود داره واقعا بی‌نظیره. اعتماد ملت به دولت و دولت به ملت هم مثال زدنیه. مثلا قرنطینه‌ی بعد از سفر اینجا اجباری نیست، اما بسیار بسیار رعایت میشه. یکی از دلایل این اعتماد، جمعیت کم و آموزش درست و در عین حال، تعداد کم مهاجرینه. این‌طرف دریا بودن باعث شده مهاجرین کمی اینجا باشن و این فرهنگ اعتماد تا حد خوبی دست‌نخورده باقی‌مونده. به مرور زمان که تعداد افرادی که از اعتماد سواستفاده میکنن بیشتر بشه، اعتماد کمتر میشه و باید دستگاه نظارتی رو قوی‌تر کنن. به عنوان مثال، چند روز پیش رفته بودم دوچرخه بخرم. فروشنده دوچرخه رو بهم داد و من رفتم خودم یه دور کوچک (توی همون کوچه) زدم و یکم امتحانش کردم. وقتی برگشتم پیش فروشنده، گفت اینطوری فایده نداره! قشنگ برو رکاب بزن، توی خاکی برو، سربالایی رو برو بالا و ببین دوچرخه خوبیه یا نه. منم میرم توی خونه، وقتی امتحان کردنت تموم شد برگرد و دوباره بهم زنگ بزن. این میزان از اعتماد برای تحویل دادن دوچرخه به کسی که فقط یه شماره تلفن ازش دادی، خیلی برای من عجیب بود. وقتی داستان‌هایی که کسی به کس دیگه‌ای اعتماد کرده و ضربه خورده زیاد بشه، این اعتماد از بین میره. برداشت شخصی و غیر دقیق/غیر علمی من اینه که اگه تعداد مهاجرین کم باشه و همچنین در قسمت‌های مختلف شهری پراکنده باشن (که فعلا مورد دوم صادق نیست) مهاجرها سریع‌تر و بهتر فرهنگ رو یاد میگیرن و قسمتی از این فرهنگ میشن. https://t.me/hsnblog

#فنلاند داشتیم با اسکوتر توی مسیر جنگلی میرفتیم که یکی از بچه‌هامون خورد زمین. اولین نفری که ما رو دید، وایساد و پرسید کمک میخواین؟ بهش گفتم نه ممنون. تشکر کرد و یکم رفت جلوتر و دوباره برگشت پرسید میخوای به اورژانس زنگ بزنم؟ اینکه براش مهم بود برام جالب بود، چون تصور من از مردم آب و‌هوای سردسیر این بود که کمتر براشون مهم باشه. اون خانومه رفت و یه پیرزن نسبتا مسن که معلوم بود انگلیسی بلد نیست، هی ما رو نگاه میکرد و میخواست بیاد کمک کنه، دید ما به یه زبون دیگه صحبت میکنیم، هی دو قدم میرفت، یه قدم برمیگشت. میخواست کمک کنه که اختلاف زبانی نمیذاشت. البته که اون کمک کرد، با احساس حمایتی که بهمون داد :) رفتیم روی نیمکت بشینیم که زخم دوستمون رو ببندیم که یه زوج از حیاط خونشون ما رو نگاه میکردن، بعدش رفتم ازشون چسب زخم گرفتم و کلی پرسید که بلدی باند‌پیچی کنی؟ بلدی بری بیمارستان؟ و آخرش هم گفت اگه بیرون سرده میخواین بیاین توی خونه ما؟ بعد از اینکه چسب زخم‌ها رو زدیم، یک نفر دیگه هم پیشنهاد کمک داد. نفر آخر هم یه مردی بود که از پنجره طبقه دوم پایین رو نگاه کرد و گفت کمک میخواین؟ دیدم که دوستتون خورد زمین. بچه کوچکش هم دست در دست خودش آورده بود توی بالکن. همه این ماجراها توی کمتر از ده دقیقه اتفاق افتاد. بی‌تفا‌وت نبودن و کمک کردن به بقیه، آموختنیه :) مستقل از نژاد و اینکه ما مهاجر هستیم، چندین نفر میخواستن به ما کمک کنن.

#فنلاند آب دریا بسیار شفاف و تمیزه و هیچ اشغال یا زباله‌ای تو آب نیست.
+1
#فنلاند آب دریا بسیار شفاف و تمیزه و هیچ اشغال یا زباله‌ای تو آب نیست.

زمستان رو به اتمام است...
+2
زمستان رو به اتمام است...

#فنلاند برای چهارمین سوال متوالی، شادترین کشور دنیا شناخته شد. البته اینکه دقیق متودولوژی این نظرسنجی‌ها چیه رو با جزئیات نخوندم، ولی معمولا موسسه گالوپ این نظرسنجی‌ها رو برگزار میکنه. اینکه توی شرایط کرونا، همچنان آدم‌ها خودشون رو شاد میدونن و رضایت از زندگیشون بالاست، با توجه به اینکه تقریبا همه‌چیز تحت شعاع قرار گرفته، نشون دهنده ثبات این خوشحالیه :) به نظرم عمق ارتباطشون با بقیه یکی از مهم‌ترین فاکتورهای این خوشحالی درونیه. منبع: https://www.cnn.com/travel/article/worlds-happiest-countries-2021/index.html

#فنلاند قبلا در مورد سونا نوشته بودم. قسمت مهمی از تجربه سونا اینه که بیای توی هوای سرد بیرون چند دقیقه‌ای بمونی. بعضی‌هاشون
#فنلاند قبلا در مورد سونا نوشته بودم. قسمت مهمی از تجربه سونا اینه که بیای توی هوای سرد بیرون چند دقیقه‌ای بمونی. بعضی‌هاشون هم توی آب سرد شنا میکنن. امروز من هم دراز کشیدن روی برف رو تجربه کردم و تجربه لذت‌بخشی بود :)

#فنلاند این نظم حقیقتا تحسین برانگیزه :)
#فنلاند این نظم حقیقتا تحسین برانگیزه :)

#فنلاند فرانسه یه پلی داره به اسم پل عشاق که زوج‌ها میرن روی پل و یه قفل با اسم خودشون به پل میبندن که نشان از همیشگی بودن عشقشونه. مفهوم مشابهی در خیلی از کشورهای اروپایی به وجود اومده و اینجا هم پل مشابهی وجود داره، البته که مثل فرانسه معروف و مرسوم و همه‌گیر نیست. برای مردم اینجا خانواده بسیار اهمیت زیادی داره و معمولا پیوندهای محکمی بین اعضای خانواده وجود داره. تسهیلات مختلفی هم برای فرزندآوری وجود داره. قبل از اومدنم به اینجا، یکی از بچه‌های آلمان‌نشین میگفت این جمله "بنیاد خانواده در غرب سست شده" خیلی جمله بیخودیه، غرب داریم تا غرب! حتی داخل آلمان هم ظاهرا شهر به شهر این مسئله فرق میکنه. خواستم بگم مشاهدات منم میگه بنیاد خانواده اینجا بسیار محکمه و به خاطر شرایط آب و هوایی و اینکه آدم‌ها ساعات زیادی رو مخصوصا در زمستان داخل خونه میگذرونن، باعث میشه روابط براشون بسیار مهم باشه و روی این روابط سرمایه‌گذاری کنن. تاکید روی روابط البته فقط به خاطر شرایط آب و هوایی نیست، به خاطر شرایط اقتصادی-سیاسی بسیار پایدار، زندگی یکنواختی اینجا وجود داره. شما یه کار معمولی دارین که درآمدتون مشخصه و سطح رفاه بالایی هم به واسطه اون درآمد دارین. این یعنی با برنامه‌ریزی به راحتی میتونین خونه/ماشین و... بخرین. لذا بجای تمرکز روی چنین "دستاورد"هایی، تمرکز مردم اینجا روی چیزهای دیگه است. بنیاد خانواده و روابطشون با سایرین یکی از چیزهاست. یکی دیگه از چیزهایی که براشون اهمیت داره، کسب تجربه است. علاقمندی زیادی دارن که چیزهای مختلف رو تجربه کنن و به این واسطه، سفر رفتن قسمت مهمی از فرهنگشونه. جالبه که تقریبا ۷۵٪ از این سفرها هم سفرهای داخلیه، یعنی میرن شهرهای دیگه کشور خودشون! همچنین آمار نشون میده که این سفرها معمولا کوتاه (۳ شب) هستن ولی تعدادشون زیاده. لذا عموما سخته که در آخر هفته‌ها، شما بتونین به مدیر/استاد/کارفرماتون دسترسی داشته باشین، آخر هفته یعنی گذروندن زمان با خانواده یا کسب تجربه‌های جدید یا صرفا استراحت. به نظرم یکی از چیزهایی که ما از دست دادیم، همین ایجاد روابط قوی بین اعضای خانواده و حتی دوستانه. رابطه قوی بدون انجام فعالیت‌های مشترک شکل نمیگیره، باید فعالیت مشترکی وجود داشته باشه که بتونیم در موردش حرف بزنیم یا توی خاطراتمون، ارتباطاتتمون بیشتر و دقیق‌تر شکل بگیره. صرف باهم بودن یا با هم زندگی کردن، به معنی ارتباط قوی نیست. این فعالیت مشترک میتونه سفر رفتن و ورزش کردن باشه، میتونه بازی کردن و کتاب خوندن باشه. به طور مشخص کتاب خوندن در فنلاند آمار بسیار بالایی داره و تعداد کتابی که به فروش میرسه یا از کتابخونه به امانت گرفته میشه بسیار زیاده (فکر کنم سرانه‌شون به ترتیب ۶ و ۱۵ کتاب در ساله). https://t.me/hsnblog

#فنلاند یکی از بچه‌ها برام قسمت مسلمانان این قبرستان رو هم فرستاده. ظاهرا قطعه کوچکی وجود داره که مخصوص مسلمان‌هاست.

#فنلاند اینجا شهری وجود داره به اسم Santa Claus Village یا همون شهر بابانوئل. من هنوز اون شهر رو نرفتم ببینم ولی افسانه‌ها میگن بابانوئل از اون شهر میاد :) این شهر هم به یه مرکز توریستی مخصوصا در نزدیکی سال نوی میلادی تبدیل شده. این شهر مرکز پست معروفی هم داره به اسم Santa's Post Office یا اداره پست بابانوئل. این اداره جاییه که بچه‌ها میتونن برای بابانوئل نامه بنویسن و باهاش حرف بزنن. هر سال حدود ۲۰ میلیون نامه از ۲۰۰ کشور دنیا برای بابانوئل پست میشه و به اداره پست این شهر میاد! همچنین شما میتونین از طرف بابانوئل برای بچه‌هاتون کارت‌پستال/نامه درخواست بدین. تعداد این درخواست‌ها هم در سال گذشته، ۲ میلیون نامه بوده. یه شهر کوچک در شمال فنلاند، با همین ایده ساده، اولا دل تعداد زیادی بچه‌ رو شاد کرده و ثانیا، درآمدزایی زیادی برای شهر و کشور انجام میده. https://t.me/hsnblog

#فنلاند اینجا قبرستان اصلی هلسینکیه. محیط خیلی زیبایی داشت و اصلا به قبرستان شبیه نبود. بسیار سرسبز. یه ردیف مخصوص برای کشته‌
+2
#فنلاند اینجا قبرستان اصلی هلسینکیه. محیط خیلی زیبایی داشت و اصلا به قبرستان شبیه نبود. بسیار سرسبز. یه ردیف مخصوص برای کشته‌های جنگ داشت و با صلیب‌های بزرگ براشون یادبود ساخته بودن. یه قبری هم بود که با افتخار مدال نازی‌ها رو زده بود روی قبرش! بسیار بسیار رفتار عجیبی بود. اصلا چیزی نیست که بشه بهش افتخار کرد. اینجا در زمان جنگ جهانی دوم دوبار موضع خودش رو تغییر میده، اما در انتهای جنگ علیه نازی‌ها میجنگیده. آپدیت: ظاهرا لوگوی نیروی هوایی فنلاند هم چیزی شبیه به همون لوگوی نازی‌ها بوده تا همین اواخر.

#فنلاند این یه کلیسای چوبی مدرنه که به کلیسای سکوت معروفه. تماما از چوب ساخته شده و ظاهر بسیار عجیبی داره. حرف زدن داخلش ممنو
+1
#فنلاند این یه کلیسای چوبی مدرنه که به کلیسای سکوت معروفه. تماما از چوب ساخته شده و ظاهر بسیار عجیبی داره. حرف زدن داخلش ممنوعه و به خاطر سازه آکوستیکی که داره، اگه داخلش کوچکترین صدایی بیاد، صدا کاملا اکو میشه. لذا همه داخلش سکوت رو رعایت میکنن و هیچ حرفی زده نمیشه. توی کاتالوگ کلیسا نوشته شده بود که اگه از هیاهوی شهری خسته شدین، میتونین بیاین داخل کلیسا بشنین و از سکوت لذت ببرین و کمی از اون هیاهوی شهر دور بشین. چیزی که در مورد هلسینکی جالبه ترکیب معماری‌های سنگی-اروپایی با سازه‌های مدرن این شکلیه. از اونجایی که محیط زیست اهمیت زیادی براشون داره، استفاده از چوب در خونه‌ها و ساختمون‌های نوساز، اهمیت زیادی داره. [عکس‌های از گوگل مپ برداشته شدن] https://t.me/hsnblog

#فنلاند تست کرونای PCR برای همه رایگان نیست و فقط در صورت داشتن علائم رایگانه. علائم رو توی یه چت‌باکس ازت میپرسه و مراجعه حض
#فنلاند تست کرونای PCR برای همه رایگان نیست و فقط در صورت داشتن علائم رایگانه. علائم رو توی یه چت‌باکس ازت میپرسه و مراجعه حضوری لازم نداره. اینجایی که من تست دادم البته کلینیک خصوصیه و رایگان نیست اما چون با دانشگاه قرارداد داره، همچنان در صورت داشتن علائم، رایگانه. بعضی از مرکزهای تست رو باید با ماشین بری، مثل اینجایی که من تست دادم. ماشین‌ها توی صف می‌ایستن و بدون پیاده شدن از ماشین تست میدن. البته من ماشین نداشتم و پیاده توی صف ماشین‌ها ایستادم تا ازم تست بگیرن. چون باید از قبل وقت بگیری، معمولا صف نداره و نهایتا یک یا دو نفر توی صف هستن. به خاطر کرونا، خدمات بسیار از کلینیک‌ها ‌و بیمارستان‌های دولتی محدود شده و مراجعه به پزشک، به جز شرایط اضطراری، ممکن نیست. به عنوان مثال برای گرفتن گواهی چشم‌پزشکی گواهینامه، نمیشه به بیمارستان‌های دولتی رفت. البته عدم پذیرش بیمار غیر اورژانسی بخاطر جلوگیری از شیوع بیشتر بیماریه. کلینیک‌های خصوصی بسیار خدمات گرونی دارن و بدون قرارداد مراجعه کردن بهشون بسیار هزینه‌بر خواهد بود. البته اونجا از شما پولی نمیگیرن و بعدا فاکتور هزینه‌ها رو براتون میفرستن دم خونه!